تبليغاتX
:: بزرگترین وبلاگ جهان شناسی ::

جمعه سی و یکم اردیبهشت 1389

کشور السالوادور

جمهوری السالوادور ( Republic of El Salvador ) کشوری است واقع در آمریکای مرکزی ، جنوب گواتمالا و هندوراس و در کنار اقیانوس آرام . پایتخت السالوادور ، شهر سال سالوادور با 2 میلیون و 150 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت السالوادور 21.041 کیلومتر مربع و جمعیت آن 7 میلیون و 200 هزار نفر می باشد . از مهمترین شهرهای السالوادور می توان به سویاپانگو 290 هزار نفر ، مخیکانوس 175 هزار نفر ، سانتا آنا 165 هزار نفر و سان میگوئل 160 هزار نفر اشاره کرد . السالوادور دارای آب و هوای گرمسیری می باشد ، ماه می تا ماه اکتبر ماههای بارانی در السالوادور می باشند ، ماه نوامبر تا آوریل نیز ماههای کم باران در این کشور هستند . بخشی از سلسله جبال سیرامادره از شرق السالوادور عبور می کنند و همین شرق السالوادور را به مناطق کوهستانی تبدیل کرده است . بلندترین نقطه السالوادور نیز قله سرو ال پیتال ( Cerro El Pital ) نام دارد که با 2730 متر ارتفاع در شرقی ترین نقطه السالوادور و نزدیکی مرز با هندوراس قرار دارد .

تاریخ السالوادور :

السالوادور ( el salvador ) در معنی لغوی اسپانیایی شده ی واژه " the savior " می باشد که به معنی " نجات دهنده " است که گمان می رود فاتحان اسپانیایی بر آن نهاده باشند .

بومیان پیپیل ( Pipil ) که نوادگان آزتک ها بودند در 11 میلادی به منطقه کنونی السالوادور مهاجرت کردند . در سال 1525 پدرو دی آلوارو ( Pedro de Alvaro ) دریانورد اسپانیایی السالوادور را فتح کرد . از آن پس تا زمان استقلال ، السالوادور تحت استعمار اسپانیا باقی ماند .

عکس : چهره منتسب به پدرو دی آلوارو ، دریانورد اسپانیایی که چند منطقه آمریکای مرکزی از جمله السالوادور را کشف کرد :

السالوادور به همراه تعدادی دیگر از کشورهای آمریکای مرکزی در 15 سپتامبر 1821 از اسپانیا اعلام استقلال کردند . با تشکیل فدراسیون دولت های آمریکای مرکزی ، السالوادور نیز به این فدراسیون پیوست ولی این فدراسیون عمر کوتاهی داشت و در سال 1838 منحل گشت . السالوادور تا دهه ها بعد از استقلال شاهد انقلابات بی شمار و نزاع و درگیری با سایر جمهوری های آمریکای مرکزی و کشورهای همسایه اش بود .

از سال 1931 تا سال 1979 در السالوادور کودتاهای مختلف صورت گرفت و طی این سالها السالوادور زیر چکمه ی استبداد نظامیان رفت . در سال 1969 و پس از آنکه ملاک و زمین داران هندوراسی چندین هزار کارگر السالوادوری را اخراج کردند ، السالوادور به هندوراس یورش برد و این کشور را اشغال نمود . اشغال هندوراس چهار روز بیشتر طول نکشید و این دو کشور پس یک مسابقه فوتبال جنگ را کنار گذاشته و مصالحه کردند ، از این رو جنگ چهار روزه به " جنگ فوتبال " معروف شد .

السالوادور و 12 سال جنگ های داخلی :

در دهه 70 میلادی نارضایتی های عمومی با نابرابری های اجتماعی سرباز کرد . فساد دستگاه دولتی و اقدامات سرکوبگرانه ی آن منجر به تشکیل گروههای چریکی و پارتیزانی و قیام های مسلحانه علیه دولت شد . از سال 1961 دولت به دست حزب دست راستی آشتی ملی ( PCN ) افتاد ، از سال 1980 گروه های چپی مختلفی در السالوادور به وحود آمدند که علیه حکومت نظامی دست نشانده آمریکا در السالوادور مبارزه می کردند ، در سال 1980 و با ائتلاف 4 سازمان چپی السالوادور ، جبهه آزادی بخش ملی فارابوندو مارتی یا ( FMLN ) تشکیل شد ، این گروه که دارای عقاید مارکسیتی بودند تا بیش از یک دهه حملات چریکی مسلحانه را علیه دولت سازماندهی کردند . در این میان ایالات متحده آمریکا از دیکتاتوری نظامی حاکم بر السالوادور پشتیبانی می نمود . بین سالهای 1979 تا 1981 دستکم 30 هزار نفر عمدتاً از اعضا و هواداران جبهه آزادی بخش ملی فارابوندو مارتی توسط جوخه های مرگ حکومت دست راستی السالوادور که توسط نظامیان حمایت می شدند ، به قتل رسیدند . 

خوزه ناپولئون دوارته ( Jose Napoleon Duarte ) که یک غیرنظامی میانه رو بود از سال 1984 تا سال 1989 به ریاست جمهوری السالوادور رسید . دوارته پیشنهاداتی برای پایان دادن به جنگ های داخلی کشور ارائه داد ولی عملاً از پایان دادن به جنگ ها ناتوان ماند .

عکس : تلی از جنازه ها ، یکی از خیابان های سان سالوادور در دوره ( 1980 تا 1992 ) جنگ های داخلی السالوادور و سیاه ترین دوران تاریخ این کشور ، جوخه های مرگ پس از شکنجه و قتل مخالفان و حتی خانواده و کودکان آنها ، جنازه را در خیابان رها می کردند :

در سال 1989 ، آلفردو کریستیانی ( Alfredo Cristiani ) از حزب اتحاد جمهوری خواه ملی گرای راست ( ARENA ) به عنوان رئیس جمهور السالوادور انتخاب شد . او توانست با تلاش و درایت بسیار کشور را از بحران و جنگ داخلی دوازده ساله رهایی بخشد . در 16 ژانویه 1992 دولت با شورشیان معاهده صلح امضاء نمود ، 12 سال نبرد خونین که بیش از 75 هزار کشته بر جای گذاشت خاتمه یافت و شورشیان مسلح جبهه آزادی بخش ملی فارابوندو مارتی ( FMLN ) با کنار گذاشتن سلاح با عنوان حزب سیاسی وارد عرصه سیاست السالوادور شدند . 

السالوادور از چندین بلایای طبیعی آسیب می بیند :

در سال 1998 طوفان میچ السالوادور را در هم کوبید ، حاصل این طوفان 200 کشته و 30 هزار بی خانمان بود . در دو زلزله مهیب که یکی در 13 ژانویه 2001 و دیگری درست یک ماه بعد یعنی 13 فوریه 2001 به ترتیب یا قدرت 7.6 و 6.6 ریشتر در السالوادور به وقوع پیوست دستکم 1500 تن کشته و بیش از 10 هزار نفر نیز زخمی شدند . این دو زمین لرزه باعث تخریب و یا آسیب دیدن 20 % منازل مسکونی این کشور شد . اما این آخرین بلای طبیعی السالوادور نبود ، تابستان 2001 یک دوره خشکسالی بی سابقه در السالوادور باعث نابودی بیش از 80 % مزارع و اراضی کشاورزی این کشور شد .

تحولات سیاسی اخیر در السالوادور :

در سال 2004 میلادی آنتونیو ساکا ( Antonio Saca ) از حزب اتحاد جمهوری خواه ملی گرای راست موسوم به ( ARENA ) پیروز انتخابات ریاست جمهوری گردید و به عنوان رئیس جمهور السالوادور برگزیده شد . ساکا که پشتیبانی کاخ سفید را پشت سر خود داشت در مارچ 2006 پیمان تجارت آزاد ( CAFTA ) را با آمریکا منعقد نمود . 

در آخرین انتخابات ریاست جمهوری که در 15 مارچ 2009 در السالوادور برگزار شد ، مائوریسیو فونز ( Mauricio Funes ) خبرنگار سابق تلویزیونی و عضو حزب چپ گرای مارکسیست ، جبهه آزادی بخش ملی فارابوندو مارتی یا ( FMLN ) به عنوان رئیس جمهور جدید السالوادور برگزیده شد . فونز از 1 ژوئن 2009 کار خود را به عنوان رئیس جمهور السالوادور آغاز کرد و به دو دهه حاکمیت محافظه کاران ( ARENA ) بر کشور خاتمه دهد .

عکس : مائوریسیو فونز ، رئیس جمهور جدید و چپ گرای السالوادور :

نژاد 90 % مردم السالوادور مستیزو ، 9 % سفید و 1 % آمریندین می باشد . همچنین دین 57 % السالوادوری ها کاتولیک ، 21 % پروتستان ، 1 % شاهدان یهوه و 1 % نیز مورون هستند . اسپانیایی زبان رسمی در السالوادور به شمار می رود ولی زبان ناهوا نیز که از زبان های آمریندین می باشد بسیار رایج و متداول است . واحد پول السالوادور دلار آمریکا با واحد جزء سنت نام دارد * . از مهمترین صادرات السالوادور می توان به شیلات ، قهوه ، شکر ، پارچه و پوشاک ، طلا ، اتانول ، مواد شیمیایی ، الکتریسیته ، آهن و فولاد اشاره کرد .

* تا سال 2001 واحد پول السالوادور کولون با واحد جزء سنتاوو بود ولی در پی آشفتگی های اقتصادی در کشور ، از سال 2001 واحد پول کشور به دلار آمریکا تغییر کرد .

* آیا می دانستید السالوادور تنها کشور آمریکای مرکزی است که با دریای کارائیب خط ساحلی ندارد ؟



عکس : ساحل زیبای لا لیبرتاد در کنار اقیانوس آرام شمالی ، لا لیبرتاد ، السالوادور :


عکس : صحنه بسیار زیبای غروب خورشید بر فراز ساحل بندرگاه آکاخولتا ، السالوادور :


عکس : دامنه زیبای قله سرو ال پیتال ( Cerro El Pital ) بلندترین قله السالوادور که در مرز این کشور با هندوراس واقع شده است :

السالوادور دارای 14 بخش می باشد :

1 - آهواچاپان ( Ahuachapan )

2 - کاباناس ( Cabanas )

3 - چالاتنانگو ( Chalatenango )

4 - کوسکاتلان ( Cuscatlan )

5 - لا لیبرتاد ( La Libertad )

6 - لا پاز (  La Paz )

7 - لا یونیون ( La Union )

8 - مورازان ( Morazan )

9 - سان میگوئل ( San Miguel )

10 - سان سالوادور ( San Salvador )

11 - سان وینسنته ( San Vincente )

12 - سانتا آنا ( Santa Ana )

13 - سونسوناته ( Sonsonate )

14 - یوسولوتان ( Usulutan )

نوشته شده توسط جهان شناس در 19:9 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیستم فروردین 1389

کشور بنگلادش

نوروز خجسته باد





جمهوری خلق بنگلادش ( People's Republic of Bangladesh ) کشوری است که در جنوب قاره آسیا واقع شده ، شمال و غرب و شرق این کشور را هند احاطه کرده ، می توان گفت 90 % مرز مشترک زمینی بنگلادش با هند می باشد ، طول مرز مشترک بنگلادش با هند به 4053 کیلومتر می رسد ، دیگر همسایه بنگلادش کشور میانمار است که در جنوب شرق بنگلادش قرار داشته و طول مرز مشترک بنگلادش و میانمار 193 کیلومتر می باشد که 10 % مابقی مرز مشترک زمینی بنگلادش با این همسایه اش است . جنوب کشور نیز در حاشیه خلیج بنگال و اقیانوس هند قرار گرفته است . پایتخت بنگلادش ، شهر داکا ( Dhaka ) با         12 میلیون و 800 هزار نفر می باشد . مساحت بنگلادش 143.998 کیلومتر مربع و جمعیت آن 156 میلیون و 050 هزار نفر است . از مهمترین شهرهای بنگلادش می توان به چیتاگونگ 3 میلیون و 850 هزار نفر ، خولنا    1 میلیون و 380 هزار نفر و راجشاهی 775 هزار نفر اشاره کرد .

بنگلادش دارای اقلیم آبرفتی و مسطح در مناطق مرکزی و جنوبی و دشت های پر تپه در مناطق جنوب شرق کشور می باشد . این کشور همچنین دارای آب و هوای گرمسیری می باشد . زمستان های معتدل از ماه اکتبر تا مارچ بوده و از ماه مارچ تا ژوئن نیز تابستان گرم و مرطوب بر بنگلادش حاکم است و اما از ماه ژوئن تا اکتبر دوره اصطلاحاً مانسون ها یا باران های شدید موسمی اقیانوس هند و همچنین سایکلون های متعدد است که هر ساله خسارات و تلفات بسیاری را بر بنگلادش به خصوص دلتای خلیج بنگال تحمیل می کند . بنگلادش کشوری پست ، جلگه ای و مسطح می باشد ، بلندترین نقطه بنگلادش ، قله کئوک رادونگ ( Keokradong ) نام دارد که با 1230 متر ارتفاع در جنوب شرق کشور و نزدیکی مرز با میانمار قرار گرفته است .

رودهای بنگلادش :

رودخانه‌ها در اغلب مناطق اين کشور پراکنده هستند و عامل اصلى در شکل‌گيرى طبيعى بنگلادش مى‌باشند. به رغم تعداد زياد رودخانه‌ها ، به استثناء دو بخش جنوب شرقى چيتاگونگ و بخش‌هاى تپه‌اى چيتاگنوگ ، سه رود عمده در اين کشور وجود دارد :   

1 - گنگ ( Gang)

2 - براهماپوترا - جامونا (Brahmaputra - Jamuna )  

3 - مگنا ( Meghna )

1 - گنگ از دامنه جنوبى هيماليا در اوتراپرادش در هند سرچشمه مى‌گيرد و از ترکيب دو جريان آبى آلاکاناندا (Alakananda) و بهاگيراتى ( Bhagirathi) تشکيل مى‌شود . اين رود قبل از ورود به بنگلادش در سرزمين هند جارى مى‌شود و تنها يک رود فرعى در اين کشور به آن مى‌ريزد که ماهاناندا (Mahananda ) ناميده مى‌شود و از طرف چپ در بخش راجشاهى به آن مى‌پيوندد.   

رودخانه‌هاى ديگر شاخه‌هاى آن هستند که از سمت راست آن منشعب مى‌شوند . عمده‌ترين انشعاب گنگ در بنگلادش بهايراب (Bhairab ) ، گرى - مدهوماتى ( Garai - Madhumati) و آريال‌خان (Arial Khan ) مى‌باشد. اين رودخانه‌ها دلتاى گنگ‌تيک (Gangetic ) را در جنوب غربى بنگلادش که منطقه وسيعى را دربرمى‌گيرد تشکيل مى‌دهند .   
2 - براهماپوترا از جنوب رشته کايلاس ( Kailas ) در دامنه شمال هيماليا سرچشمه مى‌گيرد و به طرف شرق مى‌آيد ، از هند مى‌گذرد و در بنگلادش جارى مى‌شود . در بنگلادش دو شعبه مى‌شود :   
 - جامونا که اکنون کانال عمده است و به سمت جنوب جارى مى‌شود و به گنگ در گوالوندا (Goalunda ) مى‌رسد و از آنجا به سمت جنوب شرقى جريان مى‌يابد ( در اينجا پادما " Padma " خوانده مى‌شود ) تا به مگنا ( Meghna ) در چندپور ( Chandpur ) مى‌پيوندد و سرانجام اين رودخانه‌ها به خليج بنگال مى‌ريزند . شاخه ديگر براهماپوتراى قديمى که يک يا نيم قرن پيش ، در واقع جريان اصلى بوده است به جنوب شرقى جارى مى‌شود تا در بهاراياب‌بازار (Bhairab Bazar ) به مگنا مى‌پيوندد.   
- اغلب رودخانه‌هاى منطقه شمال غربى بنگلادش شامل تيستا ( Teesta)، آتراى ( Atrai) و کاروتويا (Karotoya ) رودهاى فرعى هستند که به جامونا مى‌پيوندند . جامونا و براهماپوترا شاخه‌هائى دارند که عمده‌ترين آنها دهالسوارى ( Dhaleswari) و لاخيا (Lakhya ) مى‌باشند.   
3 - رود مگنا از بخش سيلهت بنگلادش سرچشمه مى‌گيرد . آب اصلى مگنا از دو رود سورما (Surma) و کوشيارا (Kushiyara) ، که به هم مى‌پيوندند و رود کالنى (Kalni) را تشکيل مى‌دهند ، تأمين مى‌شود . اين رودخانه در قسمت شرقى کشور از شمال به جنوب جريان مى‌يابد و رودهاى فرعى از فلات شيلونگ (Shillong) در شمال و تپه‌هاى تيپرا (Tipperah) در شرق به آن مى‌ريزند که عمده‌ترين آنها باولاى (Bavlai ) ، تيتاس (Titas ) و گومتى ( Gumti) مى‌باشند . مگنا در جنوب داکا به پادما مى‌پيوندد .   
در حالى‌که رودخانه‌هاى فوق‌الذکر شبکه‌اى را به هم متصل مى‌کنند که قسمت عمده کشور را دربرمى‌گيرد ، در عين حال رودخانه‌هائى در جنوب شرقى کشور کاملاً مجزا از شبکه بالا وجود دارند . رود کارنا پولى ( Karnaphuli ) از شمال به شرق جريان مى‌يابد و بعد به غرب بازمى‌گردد تا به خليج بنگال بريزد . رودهاى سانگو (Sangu ) و متامورى ( Matamuhuri ) از مرزهاى بنگلادش با برمه سرچشمه مى‌گيرد ، از جنوب به شمال جارى مى‌شود و سرانجام به غرب بازمى‌گردد و به خليج بنگال مى‌ريزد .
  
در قسمت عمده بنگلادش به‌ خصوص جنوب شرقى و شرق بارندگى شديد مى‌باشد و بارندگى به سمت غرب کاهش مى‌يابد و به حدود ۶۰ اينچ يا کمتر در بخش‌هائى مثل پابنا (Pabna ) و راجشاهى ( Rajshahi)  مى‌رسد . سه دوره مشخص بارندگى در بنگلادش وجود دارد :   
 1 - قبل از بادهاى موسمى بين ماه مارس تا مه بارندگى از ۱۰ اينچ در غرب به حدود ۲۵ اينچ در شرق مى‌رسد .   
 2 - در دوره بادهاى موسمى بين ژوئن تا اکتبر بارندگى از ۳۵ اينچ در غرب به‌خصوص در بخش‌هاى راجشاهي، کوشتيا (Kushtia ) ، بوگرا (Bogra ) ، جسور ( Jessore) ، و قسمت‌هاى شمالى خولنا (Khulna ) به بيش از ۶۰ اينچ در شمال شرقى و جنوب شرقى بنگلادش مى‌رسد .   
3 - طى ماه‌هاى خشک زمستان بين نوامبر تا مارس حد متوسط ۲ اينچ باران مى‌آيد . از نظر کشاورزى بارندگى در ماه‌هاى نوامبر تا مارس کم است و در ديگر ماه‌ها ژوئن تا اکتبر بارندگى زياد مى‌شود و در مواقعى که بارندگى زياد است همراه با طغيان رودخانه مى‌باشد . مسئله تغييرات شديد بارندگى مشکلات و مسائل فراوانى براى بنگلادش به همراه دارد .

تاریخ بنگلادش :

سرزمینی که اکنون بنگلادش نامیده می شود ، بخشی از منطقه تاریخی بنگال است که از نقطه نظر جغرافیایی شمال شرق شبه قاره هند را شامل می شود ، بنگلادش در ابتدا شامل بنگال شرقی و منطقه سیلهت که اکنون بخشی از قلمرو ایالت آسام هند است را در بر می گرفته است . مطابق با شواهد تاریخی به دست آمده ، اولین پادشاهی در سال 1000 پیش از میلاد بر این منطقه حکمرانی می کرد که وانگا ( Vanga ) یا بانگا ( Banga ) نامیده می شده است . پس از آن بودایی ها نیز در یک مقطع زمانی کوتاه بر بنگال حکومت کردند ولی در قرن 10 میلادی هندوها کنترل بنگال را در دست گرفتند . در سال 1576 بنگال بخشی از قلمرو مغول درآمد و بیشتر اهالی بنگال شرقی اسلام آوردند . بنگال از سال 1757 تحت حاکمیت هند بریتانیا درآمد . پس از تجزیه هند بریتانیا در سال 1947 و استقلال پاکستان غربی با نام پاکستان از بریتانیا ، بنگال شرقی نیز پاکستان شرقی نام گرفت و جزیی از قلمرو پاکستان درآمد . گرچه هر دو منطقه پاکستان و پاکستان شرقی ( بنگلادش ) مسلمان بودند ولی مسافت 1000 کیلومتری بین این دو سرزمین ، همچنین اختلافات عمیق زبانی و فرهنگی باعث ایجاد جنبش های به منظور کسب استقلال پاکستان شرقی از سرزمین اصلی پاکستان شد .

تشکیل بنگلادش مستقل :

پس از استقلال پاکستان غربی ، اختلاف ها مابین پاکستان شرقی و غربی گسترش یافت ، حزب سیاسی عوامی لیگ ، توسط ملی گرای بنگالی ، شیخ مجیب الرحمان ( Sheik Mujibur Rahman ) در سال 1949 پایه گذاری شد که سودای استقلال از پاکستان غربی را در سر داشت . در دسامبر 1970 اولين انتخابات عمومى کشور براى تشکيل مجلس ملى برگزار گرديد حزب عوامى ( Awami League ) که به‌ وسيله شيخ مجيب الرحمان رهبرى مى‌شد و مدافع خود مختارى پاکستان شرقى بود ، تقريباً تمام کرسى‌هاى مجلس را در پاکستان شرقى به‌دست آورد ( بنابراين اکثريت مطلق را در مجلس ملى کسب نمود ) ، در حالى ‌که حزب مردم پاکستان ( Pakistan People's Party ) که به‌ وسيله ذوالفقار على بوتو رهبرى مى‌شد اکثريت کرسى‌هاى مجلس را در غرب پاکستان به‌دست آورد . مجيب الرحمان خواهان خود مختارى جناح شرقى بود و يحيى و بوتو به اين خواسته اعتراض داشتند . در پى اين ماجرا شيخ مجيب اعلام اعتصاب کرد و حزب عوامى اقدام به در دست گرفتن حکومت پاکستان شرقى نمود . يحيى خان براى مذاکره با مجيب الرحمان به داکا رفت . ولى مجيب الرحمان از خواسته‌هاى خود کوتاه نيامد . يحيى خان پس از صدور فرمان زندانى کردن مجيب و بسيارى از هواخواهان وى با هواپيما از پاکستان شرقى خارج شد . مجيب به پاکستان غربى برده شد . روز بعد ، یعنی در 26 ماه مارچ 1971 پاکستان شرقى خود را کشورى مستقل به نام " بنگلادش " اعلام کرد .

عکس : شیخ مجیب الرحمان ، بنیانگذار و پدر بنگلادش :



جنگ داخلى به سرعت آغاز شد و سربازان پاکستانى با نيروهاى بنگالى درگير شدند، هزاران نفر کشته شدند. جنگ داخلى در تابستان و پائيز با نيروهاى چريکى بنگالی ، که با ارتش عظيم اعزام شده از پاکستان مى‌جنگيدند ، ادامه يافت . مجيب در پاکستان غربى زندانى بود . حدود ده ميليون آواره از جناح شرقى به هند گريختند . هند جانب دولت بنگلادش را گرفته بود ، در نتيجه جنگ مرزى ميان سربازان هندى و پاکستانى ابعاد گسترده ‌اى يافت . در دسامبر 1971 ارتش هند رسماً در حمايت از نيروهاى بنگالى درگيرى دخالت نمود . هند با دارا بودن نيروهاى بيشتر ، به سرعت در پاکستان شرقى پيشروى کرد ، در کشمير و در امتداد مرز پاکستان غربى و هند نيز درگيرى نظامى رخ داد . جنگ در 16 دسامبر 1971 با پیروزی پاکستان شرقی به پایان رسید . ارتش پاکستان عقب نشینی نموده و دولت بنگلادش تأسیس شد . ماه عسل این جنگ کشته شدن یک میلیون بنگالی و ده میلیون آواره بود که به هند فرار نمودند . پس از جنگ مجیب الرحمان نیز آزاد و به بنگلادش بازگشت . در فوریه 1974 پاکستان دولت مستقل بنگلادش را به رسمیت شناخت .

شیخ مجیب الرحمان که به " پدر بنگلادش " نیز معروف بود در کودتای افسران اسلامگرا در سال 1975 کشته شد . چند ماه بعد یک ضدکودتا و کودتا از سوی نظامیان سازمان داده شد و در نتیجه فرماندهان نظامی زیرنظارت یک رئیس جمهور غیرسیاسی ، ابوسادات محمد سایم ( قاضی القضات دیوان عالی ) قدرت را به دست گرفتند . در 18 فوریه 1979 انتخابات سراسری در بنگلادش برگزار شد و ضیاء الرحمان ( Zia-ur Rahman ) به عنوان رئیس جمهور برگزیده شد . حکومت ضیاء الرحمان چندان دوام نداشت . ضیاء الرحمان در 30 می 1981 ترور شد . در 24 مارچ 1982 فرمانده ارتش ، ژنرال حسین محمد ارشاد ( Hossain Mohammad Ershad ) طی یک کودتای بدون خونریزی قدرت را در دست گرفت . به دنبال برگزاری تظاهرات خشونت بار و اتهامات متعدد فساد ، ارشاد در 6 دسامبر 1990 مجبور به استعفا شد . در میان نامزدان جانشینی ارشاد ، دو زن وجود داشتند ، یکی خالده ضیاء ( Khaleda Zia ) بیوه ضیاء الرحمان و دیگری شیخ حسینه واجد ( Sheik Hasina Wazed ) دختر شیخ مجیب الرحمان . شیخ حسینه واجد از سال 1996 تا 2001 به مدت پنج سال نخست وزیر بنگلادش شد . در انتخابات پارلمانی اکتبر 2001 نیز خالده ضیاء به عنوان نخست وزیر بنگلادش انتخاب شد .

عکس : خالده ضیاء ، نخست وزیر سابق بنگلادش :

بحران سیاسی تازه در بنگلادش :

خشونت ها بار دیگر در اکتبر 2006 در بنگلادش آغاز شد ، جایی که در 28 اکتبر 2006 مدت نخست وزیری خالده ضیاء به پایان رسیده و همزمان با این موضوع نیز ایاج الدین احمد به عنوان رئیس دولت موقت انتخاب شد . پیش از آغاز انتخابات ائتلاف احزاب به رهبری عوامی لیگ اعلام نمود انتخاباتی را که برای 22 ژانویه 2007 پیش بینی شده بود را تحریم می کند ، به دنبال اوج گیری خشونت ها در ژانویه 2007 ایاج الدین احمد حالت فوق العاده اعلام کرد و بیش از 60 هزار نیروی امنیتی برای مقابله با خشونت ها در پایتخت مستقر ساخت ، بدین ترتیب انتخابات ژانویه 2007 به تعویق افتاد . در 12 ژانویه 2007 ، فخرالدین احمد ( Fakhruddin Ahmed ) به عنوان رئیس دولت موقت انتخاب شد . او بلافاصله برای بررسی فساد گسترده در کشور هیئتی را تشکیل داد و کمیسیونی را مسئول این امر قرار داد . بیش از 160 نفر از سیاستمداران شناخته شده کشور از جمله خالده ضیاء و شیخ حسونه واجد به جرم فساد دستگیر و به زندان افتادند . نتیجه اقدامات رئیس دولت موقت نه تنها بازداشت این افراد بلکه توقیف وسایل نقلیه لوکس و مسدود نمودن حساب های بانکیشان نیز بود . دستگیری ها در ماه مارچ با بازداشت طارق رحمان پسر خالده ضیاء به جرم اخاذی ادامه یافت . خالده ضیاء نیز خود در سپتامبر به فساد مالی متهم شد ، همچنین شیخ حسینه نیز به فساد و زمینه چینی به منظور قتل چهار تن از هواداران حزب رقیب متهم شد . هرچند بازداشت این دو به همراه بسیاری دیگر از سیاستمداران بنگلادش زیاد طول نکشید و خیلی زود آزاد شدند .

در ژوئن 2007 باران های موسمی و سیل بی سابقه ظرف یک دهه اخیر بنگلادش را فرا گرفت که در جریان آن بیش از 100 تن در چیتاگونگ کشته شدند . در ماه نوامبر همین سال نیز گردباد سیدر با بادهایی با سرعت 100 مایل بر ساعت بنگلادش را درنوردید که بیش از 3500 نفر در جنوب بنگلادش کشته شدند ، بنا به اعلام سازمان ملل بیش از یک میلیون تن نیز در جریان این گردباد عظیم بی خانمان شدند .

برگزاری انتخابات سراسری 2008 در بنگلادش :

در دسامبر 2008 اولین انتخابات سراسری بنگلادش پس از دولت موقت مورد حمایت ارتش در ژانویه 2007 برگزار شد . عوام لیگ به رهبری شیخ حسینه واجد با قاطعیت کامل 262 کرسی از 299 کرسی پارلمان را به دست آورد ، ناظران بین المللی انتخابات را سالم و بدون تقلب اعلام نمودند . شیخ حسینه واجد در 6 ژانویه 2009 کار خود را به عنوان نخست وزیر بنگلادش آغاز کرد . 

عکس : شیخ حسینه واجد ، نخست وزیر بنگلادش :

در 12 فوریه 2009 نیز زیلیور رحمان ( Zillur Rahman ) به عنوان رئیس جمهور بنگلادش از جانب پارلمان بنگلادش منصوب شد .

عکس : زیلور رحمان ، رئیس جمهور بنگلادش :


نژاد 98 % از مردم بنگلادش ، بنگالی و 2 % نیز شامل گروههای قبیله ای و مسلمانان غیر بنگالی می باشد . دین 83 % بنگلادشی ها ، مسلمان ( سنی ) و 16 % نیز هندو می باشد . بنگالی زبان رسمی در بنگلادش است ، زبان انگلیسی نیز رایج می باشد . واحد پول بنگلادش ، تاکا با واحد جزء پایسا نام دارد .

از نظر تقسیم بندی کشوری ، بنگلادش شامل 6 منطقه می باشد :

1 - باریسال ( Barisal )

2 - چیتاگونگ ( Chittagong )

3 - داکا ( Dhaka )

4 - خولنا ( Khulna )

5 - راجشاهی ( Rajshahi )

6 - سیلهت ( Sylhet )

نوشته شده توسط جهان شناس در 16:22 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه نهم اسفند 1388

کشور پرتغال

جمهوري پرتغال ( Republic of Portugal ) کشوري است واقع در جنوب غرب اروپا ، شبه جزيره ايبري ، غرب اسپانيا و در کنار اقيانوس اطلس شمالي . پايتخت کشور پرتغال شهر ليسبون ( Lisbon ) با حدود 2 ميليون و 700 هزار نفر جمعيت مي باشد . مساحت پرتغال 92.090 کيلومتر مربع و جمعيت آن 10 ميليون و 710 هزار نفر جمعيت مي باشد . از مهمترين شهرهاي پرتغال مي توان به پورتو 270 هزار نفر ، آمادورا 180 هزار نفر ، براگا 165 هزار نفر ، کويمبرا 150 هزار نفر و شهر فونچال يا فونشال واقع در جزيره ماديرا ( Madeira Island ) با 110 هزار نفر مي باشد .

شمال پرتغال داراي اقليمي کوهستاني و مرکز و جنوب کشور نيز دشت هاي پر تپه مي باشد ، همچنين شمال پرتغال داراي آب و هوايي سرد و باراني و جنوب کشور نيز داراي آب و هواي نسبتاً گرم و خشک است .

چهار رود مهم در پرتغال جريان دارند که از اسپانيا سرچشمه گرفته و از سمت شرق و شمال شرق وارد پرتغال مي شوند که عبارتند از ، رود تاگوس ( Tagus River ) رود مينهو ( Minho River ) ، رود دورو ( Douro River ) و رود تژو ( Tejo River ).

بلندترين نقطه پرتغال قله پونتا دو پيکو ( Ponta do Pico ) با 2351 متر ارتفاع در جزيره آتشفشاني پيکو از مجموعه جزاير آزورس * قرار دارد .

( جزاير آزورس " Azores " به امتداد 547 کيلومتر در اقيانوس اطلس شمالي و غرب سواحل پرتغال گسترده شده است و شامل 9 جزيره مي باشد ، کل اين 9 جزيره 2335 کيلومتر مربع وسعت دارد . تنها دو جزيره از اين نه جزيره داراي سکنه است که جزاير ماديرا ( Madeira ) و پورتو سانتو ( Porto Santo ) نام دارند . اين جزاير در 861 کيلومتري جنوب غرب ليسبون قرار دارند . )

ساکنان اوليه پرتغال را قبايل سلت و لوسيتاني ها ( Lusitanians ) تشکيل مي دادند ( لوسيتاني ها ساکنان غرب شبه جزيره ايبري بودند ) . در اواخر دوران امپراطوري روم و در سال 140 پيش از ميلاد اين امپراطوري به اين منطقه تاخت و آنرا فتح کرد . با زوال امپراطوري روم ، قبايل ويزيگوت ( Visigoths ) به شبه جزيره ايبري حمله و آنرا تحت اشغال خود درآوردند . پرتغال در سال 1143 ميلادي از اسپانياي مور * ( Moorish Spain ) اعلام استقلال کرد .

دوران نهضت مستعمراتي پرتغال :

پادشاه جان اول ( John I ) از سال 1385 ميلادي بر تخت سلطنت نشست ، حکمراني وي بر پرتغال حدود پنج دهه به طول انجاميد ، جان اول کشور را يکپارچه ساخت و تلاش نمود کاستيلي ها را با مورهاي مراکشي متحد نمايد . ولي بدون شک سرآغاز توسعه طلبي پرتغال در ماوراء مرزها در دوران پسر جان اول ، يعني هنري ( Henry ) بود . هنري دريانورداني را براي کشف دنياي جديد به خارج از مرزها گسيل داشت . در سال 1488 بارتولومو دياز ( Bartolomeu Dias ) اولين دريانورد پرتغالي بود که سفر دريايي خود را آغاز نموده و با کشف دماغه اميد نيک تا جنوبي ترين نقطه آفريقا نيز پيش رفت . در سال 1498 دريانورد ديگر پرتغالي واسکو دوگاما ( Vasco Da Gama ) به غرب ساحل هند رسيد . در سال 1515 نيز آلفونسو دو آلبوکرک ( Afonso de Albuquerque ) از ساحل شرق هندوستان ( گوآ ) تا خليج فارس ، درياي سرخ و اقيانوس اطلس تا اقيانوس آرام را درنورديد و طي آن مناطق بسياري را کشف نمود . تا ميانه هاي قرن 16 ميلادي حوزه امپراطوري پرتغال بسيار گسترده شده و تا سرزمين هايي نظير غرب و شرق آفريقا ، برزيل ، ايران ، هندوچين و شبه جزيره مالاي را نيز پيش رفت .

در اواخر قرن 16 ميلادي قدرت پرتغال رو به افول رفت . پادشاه اسپانيا ، فيليپ دوم ( Philip II ) در سال 1561 دستور حمله به پرتغال را صادر کرده و اين کشور را اشغال نمود ، پرتغال به مدت 60 سال در اشغال اسپانيا باقي ماند . در اين دوران تسريع در روند فاجعه بار سقوط اقتصادي و تجاري پرتغال به بيشترين حد خود رسيد . تلاش هاي کاشفان و دريانوردان شجاع و جسور پرتغالي با وجود پادشاهان ناکارآمد و فاسد ضايع گشت . در سال 1640 نظام پادشاهي مجدداً به پرتغال بازگشت . بسياري از مستعمرات پرتغال بين هلندي ها ، انگليسي ها و فرانسوي ها که همچون شيرهاي گرسنه به مستعمرات بي حد و شمار پرتغالي ها هجوم بردند ، تقسيم شد . استعمارگران جديد قرون 17 و 18 که عمدتاً فرانسه و بريتانيا بودند غالب اقتصاد جهان را در دست گرفته و به مبادلات تجاري مسلط شدند . پرتغال توانست همچنان آنگولا و موزامبيک را در آفريقا و برزيل را در آمريکاي جنوبي به عنوان مستعمره در چنگ خود نگاه دارد ( البته با استقلال برزيل در سپتامبر سال 1822 اين مستعمره با ارزش تا حدود زيادي از دست پرتغالي ها خارج شد . )

آغاز ِ پايان ِ نظام پادشاهي در پرتغال :

پادشاه فاسد ، کارلوس اول ( Carlos I ) که پسر لوئيز دوم ( Luis II ) بود در سال 1889 بر تخت سلطنت جلوس نمود . کارلوس اول ، در سال 1906 ، ژوائو فرانکو ( Joao Franco ) يک ديکتاتور مستند را به عنوان نخست وزير انتخاب کرد . در روز اول فوريه 1908 کارلوس اول پادشاه و ژوائو فرانکو نخست وزير در کاخ ويلا ويکوزا مورد حمله انقلابيون جمهوري خواه قرار گرفته و کشته شدند .

پس از کارلوس اول ، پسرش ، مانوئل دوم ( Manoel II ) به قدرت رسيد ، عمر سطنت مانوئل دوم بسيار کوتاه و کمتر از دو سال بود . در سال 1910 نظام پادشاهي ملغي اعلام و نظام جمهوري همانند نظام جمهوري فرانسه در پرتغال حاکم شد . در طول جنگ جهاني اول پرتغال در کنار جبهه غرب و متفقين ايستاد و همراه آنها در صحنه نبرد جنگيد .

کودتاي سالازار ، نهال نوپاي جمهوري را در پرتغال مي خشکاند :


جمهوري نوپاي پرتغال دوام چنداني نيافت ، کودتاي نظامي 28 مي 1926 که توسط آنتونيو دي اوليويرا سالازار    ( Antonio de Oliveira Salazar ) اجرا شد ، به حيات دموکراسي نيم بند شانزده ساله پرتغال خاتمه داد . دوران تصدي سالازار به عنوان وزير دارايي از سال 1928 تا 1940 و به عنوان نخست وزير از سال 1932 تا سال 1968 ادامه يافت . حکومت ديکتاتوري سالازار سرشار از اختناق و بسيار خوفناک بود ، اين ديکتاتوري 40 سال ادامه يافت . سالازار پرتغال را در جنگ جهاني دوم بي طرف نگاه داشت ولي پايگاه هاي هوايي و دريايي خود را در سال 1943 در اختيار متفقين قرار داد . پرتغال در سال 1949 و به هنگام پيدايش سازمان پيمان آتلانتيک شمالي ( ناتو ) به اين سازمان پيوست ، اين کشور در سال 1955 قصد پيوستن به سازمان ملل را داشت ولي اجازه پيوستن به اين سازمان را پيدا نکرد .

عکس : آنتونيو سالازار ، ديکتاتور پرتغال :

شرايط بين المللي و سياست هاي مستعمراتي پرتغال نيز تفاوت چنداني با اوضاع داخلي اين کشور نداشت . در دهه 1950 وضعيت مستعمرات پرتغال نيز بسيار آشفته و دچار مشکلات بي شماري گرديد . بسياري از مستعمرات سر به طغيان برداشته و قيام آنها به صورت خونباري سرکوب مي گرديد . پرتغال در سال 1961 مستعمرات کوچک خود در شرق هند را از دست داد ، بدين ترتيب که در دسامبر 1961 جواهر لعل نهرو از پرتغال خواست که هرچه زودتر مناطقي را که پرتغالي ها در شرق هند در دست داشتند از جمله ، گوآ ( Goa ) دمان ( Daman ) و ديو ( Diu ) را تخليه نمايد ولي پرتغال توجهي نکرد ، بدين ترتيب هند با حمله به اين مناطق ، آنها را از اشغال پرتغال آزاد نمود . در اين جنگ که به عمليات ويجاي ( Operation Vijay ) مشهور شد حداقل 31 سرباز پرتغالي که عمدتاً از نيروي دريايي اين کشور بودند کشته شدند . پس از 40 سال ديکتاتوري سالازار سرانجام در 27 جولاي 1970 و در سن 81 سالگي مُرد ، نکته قابل توجه در زندگي شخصي سالازار اين بود که سالازار هيچ وقت ازدواج نکرد .

جانشين او مارسلو کائتانو ( Marcello Caetano ) نيز راه سلفش سالازار را در سرکوب خونين قيام مردم در مستعمرات اين کشور در آفريقا به خصوص موزامبيک و آنگولا ادامه داد که باعث انتقاد و محکوميت جهاني آن شد .

انقلاب ميخک ها * ؛ قيام افسران پرتغالي :

روز 25 آوريل 1974 گروهي از افسران جزء ( نظاميان از رده سرگردي به پايين ) عليه نظام حاکم بر پرتغال به پا خاستند . مردم عادي هم پس از چهل سال تحمل ديکتاتوري و اختناق به آنان پيوستند و در عرض بيست و چهار ساعت ، رژيمي را که هرگز کسي تصور فروپاشي آن را نمي کرد سرنگون کردند .
هر چند سالازار ، ديکتاتور فاشيست پرتغال ، پس از بيش از سي و اندي سال حکومت مستبدانه ، مُرده بود ولي جانشينش مارسلو کائتانو همچنان راه او را ادامه مي داد .

سال ها جنگ بي حاصل در مستعمرات پرتغال در آفريقا ، بيکاري ، تورم ، فقر ، رواج خرافات و رواج فساد در تمامي سطوح دستگاه هاي دولتي و وابسته به آن باعث شده بود که دامنه ناراضي ها نه تنها در بين توده مردم بلکه در ميان واحد هاي ارتش در رده هاي پايين هم گسترش يابد . مردم و ارتش به دنبال بهانه اي مي گشتند و منتظر فرصتي بودند تا با قيامي بدون خون ريزي به ديکتاتوري حاکم بر کشور خاتمه دهند .

گام نخست را نظاميان براي رهايي کشور از چنگال خودکامگي برداشتند . آنان با ايجاد تشکيلاتي زير زميني موسوم به "جنبش نيروهاي مسلح" ( MFA ) و متشکل از افسران جزء و درجه داران ، يکبار در صدد برآمدند تا با کودتايي برق آسا ، رژيم را سرنگون کنند .

تکليف مستعمرات پرتغال پس از انقلاب ميخک چه شد :

مستعمرات پرتغال به دنبال انقلاب در اين کشور فرصت را مغتنم شمرده و دست به کار شدند ، در سپتامبر 1974 گينه پرتغال با نام جديد " جمهوري گينه بيسائو " اعلام استقلال کرد . مجمع الجزاير کيپ ورد و موزامبيک نيز به همراه سائوتومه و پرنيسيپ از پرتغال جدا شده و استقلال خود را اعلام کردند ، آخر همان سال نيز آنگولا از پرتغال اعلام استقلال کرد . سپس اندونزي ، تيمور شرقي را که تحت سيطره پرتغال بود ضميمه خود کرد ، هرچند تيمور شرقي بعداً در سال 2002 از اندونزي جدا شده و به يک کشور مبدل گشت .

در سال 1975 دولت ، بانک ها ، صنايع حمل و نقل ، صنايع سنگين و رسانه ها را ملي اعلام کرد . بدين ترتيب پرتغال براي نخسين بار طعم آزادي اجتماعي ، سياسي و اقتصادي را چشيد .


گام بعدي ؛ بازار آزاد و ثبات اقتصادي :

پرتغال در 1 ژانويه 1986 به جامعه اقتصادي اروپا ( که اکنون اتحاديه اروپا خوانده مي شود ) پيوست . در 16 فوريه همان سال ماريو سوارز ( Mario Soares ) به عنوان اولين رئيس جمهور غيرنظامي ظرف 60 سال پيش از آن انتخاب شد . آنيبال کاواکو سيلوا ( Anibal Cavaco Silva ) از طرفداران اقتصاد بازار آزاد و کانديداي حزب سوسيال دموکرات نيز در سال 1985 به عنوان نخست وزير برگزيده شد که اين نويد يک ثبات سياسي را در کشوري که هنوز خاطرات ديکتاتوري را فراموش نکرده مي داد . انتخابات سراسري اکتبر 1995 پرتغال حاکي از پيروزي قاطع حزب سوسياليست بود و بيشتر کرسي هاي پارلمان به اين حزب تعلق گرفت . شهردار ليسبون ، ژوزه سامپايو ( Jorge Sampaio ) در رقابت هاي رياست جمهوري ژانويه 1996 پرتغال پيروز شد و به رياست جمهوري پرتغال رسيد . دولت سوسياليست پرتغال اصلاحات اقتصادي را به منظور بهبود اوضاع اقتصادي کشور در سال 1997 به اجرا گذاشت . در سال 1999 و همزمان با پيدايش اتحاديه پولي و اقتصادي اروپا ( EMU ) ، پرتغال به اين اتحاديه پيوست .

در سال 1999 پرتغال به آخرين مستعمره اش ، ماکائو ( Macau ) نيز حق اعطاي منطقه ويژه اقتصادي - تجاري ( S.A.R ) را داد ، بدين ترتيب ماکائو به عنوان يک شهر ساحلي کوچک آسيايي شناخته شد .

در سال 2002 رهبر حزب راست ميانه ي سوسيال دموکرات ، ژوزه مانوئل دورائو باروسو ( Jose Manuel Durao Barroso ) به عنوان نخست وزير پرتغال انتخاب شد . در تابستان 2003 بيش از هزار نفر در پرتغال طي موج گرماي بي سابقه و پيش بيني نشده جان خود را از دست دادند که دليل آن آتش سوزي در جنگل هاي پرتغال بود . مانوئل باروسو در جولاي 2004 از سمت خود استعفا داد تا رئيس کميسيون اروپا شود . پدرو سانتانا لوپز  ( Pedro Santana Lopes ) رهبر جديد حزب سوسيال دموکرات جانشين باروسو به عنوان نخست وزير پرتغال شد . در فوريه 2005 انتخابات پارلماني برگزار شد که طي آن حزب سوسياليست با کسب 45 % آراء پيروز انتخابات شد و رهبر آن ، ژوزه سوکراتس کاروالهو پينتو د سوزا ( Jose Socrates Carvalho Pinto de Sousa )نخست وزير پرتغال شد . سوکراتس از 12 مارچ 2005 کار خود را به عنوان نخست وزير پرتغال آغاز کرد .

عکس : ژوزه سوکراتس ، نخست وزير پرتغال :

در انتخابات رياست جمهوري 22 ژانويه 2006 پرتغال ، نخست وزير سابق ، آنيبال کاواکو سيلوا ( Anibal Cavaco Silva ) با کسب بيش از 50 % آراء رئيس جمهور پرتغال شد . رقيب اصلي او در اين انتخابات مانوئل آلگره        ( Manuel Alegre ) بود که با کسب تنها 20 % آراء نتوانست کاري از پيش ببرد .

عکس : آنيبال کاواکو سيلوا ، رئيس جمهور پرتغال :

در 10 آوريل 2007 رئيس جمهور سيلوا قانون جديد و پر سر و صدا تحت عنوان " سقط جنين " را تأييد کرد که به موجب آن حق سقط جنين در ده هفته اول بارداري را مجاز اعلام مي کرد . اين قانون پرتغال را هم رديف ديگر کشورهاي اروپايي در اين زمينه قرار مي داد .

در انتخابات پارلماني سپتامبر 2009 حزب سوسياليست با کسب 36 % آراء پيروز شد ، حزب سوسيال دموکرات نيز حائز 29 % از آراء شد . سوکراتس همچنان در پست نخست وزير باقي ماند ولي حزب وابسته به او يعني حزب سوسياليست اکثريت مطلق پارلمان را از دست داد . اين از دست رفتن اکثريت مطلق در پارلمان به اين دليل حائز اهميت است که براي تصويب قانون جديد دولت سوسياليست سوکراتس با مشکل رو به رو خواهد شد.

طوفان و سيل در جزيره ماديرا :

در روز 20 فوريه 2010 ، بر اثر بارندگي شديد ، سيل و طوفان در جزيره ماديراي پرتغال در اقيانوس اطلس شمالي ، بيش از 42 تن کشته ، 4 نفر مفقود و بيش از 300 نفر مجروح شدند، گفته شده بيش از دهها ميليارد دلار خسارت نيز به اين جزيره توريستي وارد شده است . اين بدترين بلاي طبيعي ظرف چهل سال گذشته در پرتغال است . 

جزيره ماديرا از مجموعه جزاير آزورس مي باشد ، اين جزيره بيش از 250 هزار نفر جمعيت دارد ، شهر فونشال   ( Funchal ) نيز مرکز جزيره ماديرا است .ماديرا در 480 کيلومتري ساحل غربي آفريقا واقع شده است .






* ( مور مشتق شده از کلمه موري " Mauri " مي باشد که يکي از قبايل بربر شمال آفريقا بوده است ، کشور موريتاني واقع در شمال غرب آفريقا نيز به نام همين قبايل نامگذاري شده است ، مورها از سال 711 ميلادي بر شبه جزيره ايبري حکمراني مي کردند . )

* در 25 آوريل 1974 ، خونتاي نظامي نجات ملي مرکب از افسران پرتغالي ، رژيم مخوف سالازار را سرنگون کرد . رويدادي که به " انقلاب ميخک ها " معروف شد .


نژاد 91% پرتغالي ها ، پرتغالي ، 2 % دورگه سياه و سفيد و 2 % نيز برزيلي مي باشد ، 1 % را نيز مهاجريني تشکيل مي دهند که از مستعمرات آفريقايي پرتغال به اين کشور آورده شده اند . دين 85 % پرتغالي ها کاتوليک و 3 % نيز از ساير فرقه هاي مسيحيت مي باشد . زبان رسمي اين کشور ، پرتغالي مي باشد . واحد پول پرتغال نيز يورو با واحد جزء سنت نام دارد .


کشور پرتغال مشتمل بر 18 ناحيه و 2 منطقه خودمختار * است .

1 - آويرو ( Aveiro )

2 - آکورس يا آزورس * ( Acores , Azores )

3 - بژا ( Beja )

4 - براگا ( Braga )

5 - براگانکا ( Braganca )

6 -  کاستلو برانکو ( Castelo Branco )

7 - کويمبرا ( Coimbra )

8 - اوورا ( Evora )

9 - فارو ( Faro )

10 - گواردا ( Guarda )

11 - ليريا ( Leiria )

12 - ليزبوا يا ليسبون ( Lisboa , Lisbon )

13- ماديرا * ( Madeira )

14 - پورت آلگره ( Portalegre )

15 - پورتو ( Porto )

16 - سانتارم ( Santarem )

17 - ستوبال ( Setubal )

18 - ويانا دو کاستلو ( Viana do Castelo )

19 - ويا رئال ( Vila Real )

20 - ويسئو ( Viseu )



نوشته شده توسط جهان شناس در 9:34 |  لینک ثابت   • 
 
Free counter and web stats Web Analytics