جمعه بیستم فروردین 1389

کشور بنگلادش

نوروز خجسته باد





جمهوری خلق بنگلادش ( People's Republic of Bangladesh ) کشوری است که در جنوب قاره آسیا واقع شده ، شمال و غرب و شرق این کشور را هند احاطه کرده ، می توان گفت 90 % مرز مشترک زمینی بنگلادش با هند می باشد ، طول مرز مشترک بنگلادش با هند به 4053 کیلومتر می رسد ، دیگر همسایه بنگلادش کشور میانمار است که در جنوب شرق بنگلادش قرار داشته و طول مرز مشترک بنگلادش و میانمار 193 کیلومتر می باشد که 10 % مابقی مرز مشترک زمینی بنگلادش با این همسایه اش است . جنوب کشور نیز در حاشیه خلیج بنگال و اقیانوس هند قرار گرفته است . پایتخت بنگلادش ، شهر داکا ( Dhaka ) با         12 میلیون و 800 هزار نفر می باشد . مساحت بنگلادش 143.998 کیلومتر مربع و جمعیت آن 156 میلیون و 050 هزار نفر است . از مهمترین شهرهای بنگلادش می توان به چیتاگونگ 3 میلیون و 850 هزار نفر ، خولنا    1 میلیون و 380 هزار نفر و راجشاهی 775 هزار نفر اشاره کرد .

بنگلادش دارای اقلیم آبرفتی و مسطح در مناطق مرکزی و جنوبی و دشت های پر تپه در مناطق جنوب شرق کشور می باشد . این کشور همچنین دارای آب و هوای گرمسیری می باشد . زمستان های معتدل از ماه اکتبر تا مارچ بوده و از ماه مارچ تا ژوئن نیز تابستان گرم و مرطوب بر بنگلادش حاکم است و اما از ماه ژوئن تا اکتبر دوره اصطلاحاً مانسون ها یا باران های شدید موسمی اقیانوس هند و همچنین سایکلون های متعدد است که هر ساله خسارات و تلفات بسیاری را بر بنگلادش به خصوص دلتای خلیج بنگال تحمیل می کند . بنگلادش کشوری پست ، جلگه ای و مسطح می باشد ، بلندترین نقطه بنگلادش ، قله کئوک رادونگ ( Keokradong ) نام دارد که با 1230 متر ارتفاع در جنوب شرق کشور و نزدیکی مرز با میانمار قرار گرفته است .

رودهای بنگلادش :

رودخانه‌ها در اغلب مناطق اين کشور پراکنده هستند و عامل اصلى در شکل‌گيرى طبيعى بنگلادش مى‌باشند. به رغم تعداد زياد رودخانه‌ها ، به استثناء دو بخش جنوب شرقى چيتاگونگ و بخش‌هاى تپه‌اى چيتاگنوگ ، سه رود عمده در اين کشور وجود دارد :   

1 - گنگ ( Gang)

2 - براهماپوترا - جامونا (Brahmaputra - Jamuna )  

3 - مگنا ( Meghna )

1 - گنگ از دامنه جنوبى هيماليا در اوتراپرادش در هند سرچشمه مى‌گيرد و از ترکيب دو جريان آبى آلاکاناندا (Alakananda) و بهاگيراتى ( Bhagirathi) تشکيل مى‌شود . اين رود قبل از ورود به بنگلادش در سرزمين هند جارى مى‌شود و تنها يک رود فرعى در اين کشور به آن مى‌ريزد که ماهاناندا (Mahananda ) ناميده مى‌شود و از طرف چپ در بخش راجشاهى به آن مى‌پيوندد.   

رودخانه‌هاى ديگر شاخه‌هاى آن هستند که از سمت راست آن منشعب مى‌شوند . عمده‌ترين انشعاب گنگ در بنگلادش بهايراب (Bhairab ) ، گرى - مدهوماتى ( Garai - Madhumati) و آريال‌خان (Arial Khan ) مى‌باشد. اين رودخانه‌ها دلتاى گنگ‌تيک (Gangetic ) را در جنوب غربى بنگلادش که منطقه وسيعى را دربرمى‌گيرد تشکيل مى‌دهند .   
2 - براهماپوترا از جنوب رشته کايلاس ( Kailas ) در دامنه شمال هيماليا سرچشمه مى‌گيرد و به طرف شرق مى‌آيد ، از هند مى‌گذرد و در بنگلادش جارى مى‌شود . در بنگلادش دو شعبه مى‌شود :   
 - جامونا که اکنون کانال عمده است و به سمت جنوب جارى مى‌شود و به گنگ در گوالوندا (Goalunda ) مى‌رسد و از آنجا به سمت جنوب شرقى جريان مى‌يابد ( در اينجا پادما " Padma " خوانده مى‌شود ) تا به مگنا ( Meghna ) در چندپور ( Chandpur ) مى‌پيوندد و سرانجام اين رودخانه‌ها به خليج بنگال مى‌ريزند . شاخه ديگر براهماپوتراى قديمى که يک يا نيم قرن پيش ، در واقع جريان اصلى بوده است به جنوب شرقى جارى مى‌شود تا در بهاراياب‌بازار (Bhairab Bazar ) به مگنا مى‌پيوندد.   
- اغلب رودخانه‌هاى منطقه شمال غربى بنگلادش شامل تيستا ( Teesta)، آتراى ( Atrai) و کاروتويا (Karotoya ) رودهاى فرعى هستند که به جامونا مى‌پيوندند . جامونا و براهماپوترا شاخه‌هائى دارند که عمده‌ترين آنها دهالسوارى ( Dhaleswari) و لاخيا (Lakhya ) مى‌باشند.   
3 - رود مگنا از بخش سيلهت بنگلادش سرچشمه مى‌گيرد . آب اصلى مگنا از دو رود سورما (Surma) و کوشيارا (Kushiyara) ، که به هم مى‌پيوندند و رود کالنى (Kalni) را تشکيل مى‌دهند ، تأمين مى‌شود . اين رودخانه در قسمت شرقى کشور از شمال به جنوب جريان مى‌يابد و رودهاى فرعى از فلات شيلونگ (Shillong) در شمال و تپه‌هاى تيپرا (Tipperah) در شرق به آن مى‌ريزند که عمده‌ترين آنها باولاى (Bavlai ) ، تيتاس (Titas ) و گومتى ( Gumti) مى‌باشند . مگنا در جنوب داکا به پادما مى‌پيوندد .   
در حالى‌که رودخانه‌هاى فوق‌الذکر شبکه‌اى را به هم متصل مى‌کنند که قسمت عمده کشور را دربرمى‌گيرد ، در عين حال رودخانه‌هائى در جنوب شرقى کشور کاملاً مجزا از شبکه بالا وجود دارند . رود کارنا پولى ( Karnaphuli ) از شمال به شرق جريان مى‌يابد و بعد به غرب بازمى‌گردد تا به خليج بنگال بريزد . رودهاى سانگو (Sangu ) و متامورى ( Matamuhuri ) از مرزهاى بنگلادش با برمه سرچشمه مى‌گيرد ، از جنوب به شمال جارى مى‌شود و سرانجام به غرب بازمى‌گردد و به خليج بنگال مى‌ريزد .
  
در قسمت عمده بنگلادش به‌ خصوص جنوب شرقى و شرق بارندگى شديد مى‌باشد و بارندگى به سمت غرب کاهش مى‌يابد و به حدود ۶۰ اينچ يا کمتر در بخش‌هائى مثل پابنا (Pabna ) و راجشاهى ( Rajshahi)  مى‌رسد . سه دوره مشخص بارندگى در بنگلادش وجود دارد :   
 1 - قبل از بادهاى موسمى بين ماه مارس تا مه بارندگى از ۱۰ اينچ در غرب به حدود ۲۵ اينچ در شرق مى‌رسد .   
 2 - در دوره بادهاى موسمى بين ژوئن تا اکتبر بارندگى از ۳۵ اينچ در غرب به‌خصوص در بخش‌هاى راجشاهي، کوشتيا (Kushtia ) ، بوگرا (Bogra ) ، جسور ( Jessore) ، و قسمت‌هاى شمالى خولنا (Khulna ) به بيش از ۶۰ اينچ در شمال شرقى و جنوب شرقى بنگلادش مى‌رسد .   
3 - طى ماه‌هاى خشک زمستان بين نوامبر تا مارس حد متوسط ۲ اينچ باران مى‌آيد . از نظر کشاورزى بارندگى در ماه‌هاى نوامبر تا مارس کم است و در ديگر ماه‌ها ژوئن تا اکتبر بارندگى زياد مى‌شود و در مواقعى که بارندگى زياد است همراه با طغيان رودخانه مى‌باشد . مسئله تغييرات شديد بارندگى مشکلات و مسائل فراوانى براى بنگلادش به همراه دارد .

تاریخ بنگلادش :

سرزمینی که اکنون بنگلادش نامیده می شود ، بخشی از منطقه تاریخی بنگال است که از نقطه نظر جغرافیایی شمال شرق شبه قاره هند را شامل می شود ، بنگلادش در ابتدا شامل بنگال شرقی و منطقه سیلهت که اکنون بخشی از قلمرو ایالت آسام هند است را در بر می گرفته است . مطابق با شواهد تاریخی به دست آمده ، اولین پادشاهی در سال 1000 پیش از میلاد بر این منطقه حکمرانی می کرد که وانگا ( Vanga ) یا بانگا ( Banga ) نامیده می شده است . پس از آن بودایی ها نیز در یک مقطع زمانی کوتاه بر بنگال حکومت کردند ولی در قرن 10 میلادی هندوها کنترل بنگال را در دست گرفتند . در سال 1576 بنگال بخشی از قلمرو مغول درآمد و بیشتر اهالی بنگال شرقی اسلام آوردند . بنگال از سال 1757 تحت حاکمیت هند بریتانیا درآمد . پس از تجزیه هند بریتانیا در سال 1947 و استقلال پاکستان غربی با نام پاکستان از بریتانیا ، بنگال شرقی نیز پاکستان شرقی نام گرفت و جزیی از قلمرو پاکستان درآمد . گرچه هر دو منطقه پاکستان و پاکستان شرقی ( بنگلادش ) مسلمان بودند ولی مسافت 1000 کیلومتری بین این دو سرزمین ، همچنین اختلافات عمیق زبانی و فرهنگی باعث ایجاد جنبش های به منظور کسب استقلال پاکستان شرقی از سرزمین اصلی پاکستان شد .

تشکیل بنگلادش مستقل :

پس از استقلال پاکستان غربی ، اختلاف ها مابین پاکستان شرقی و غربی گسترش یافت ، حزب سیاسی عوامی لیگ ، توسط ملی گرای بنگالی ، شیخ مجیب الرحمان ( Sheik Mujibur Rahman ) در سال 1949 پایه گذاری شد که سودای استقلال از پاکستان غربی را در سر داشت . در دسامبر 1970 اولين انتخابات عمومى کشور براى تشکيل مجلس ملى برگزار گرديد حزب عوامى ( Awami League ) که به‌ وسيله شيخ مجيب الرحمان رهبرى مى‌شد و مدافع خود مختارى پاکستان شرقى بود ، تقريباً تمام کرسى‌هاى مجلس را در پاکستان شرقى به‌دست آورد ( بنابراين اکثريت مطلق را در مجلس ملى کسب نمود ) ، در حالى ‌که حزب مردم پاکستان ( Pakistan People's Party ) که به‌ وسيله ذوالفقار على بوتو رهبرى مى‌شد اکثريت کرسى‌هاى مجلس را در غرب پاکستان به‌دست آورد . مجيب الرحمان خواهان خود مختارى جناح شرقى بود و يحيى و بوتو به اين خواسته اعتراض داشتند . در پى اين ماجرا شيخ مجيب اعلام اعتصاب کرد و حزب عوامى اقدام به در دست گرفتن حکومت پاکستان شرقى نمود . يحيى خان براى مذاکره با مجيب الرحمان به داکا رفت . ولى مجيب الرحمان از خواسته‌هاى خود کوتاه نيامد . يحيى خان پس از صدور فرمان زندانى کردن مجيب و بسيارى از هواخواهان وى با هواپيما از پاکستان شرقى خارج شد . مجيب به پاکستان غربى برده شد . روز بعد ، یعنی در 26 ماه مارچ 1971 پاکستان شرقى خود را کشورى مستقل به نام " بنگلادش " اعلام کرد .

عکس : شیخ مجیب الرحمان ، بنیانگذار و پدر بنگلادش :



جنگ داخلى به سرعت آغاز شد و سربازان پاکستانى با نيروهاى بنگالى درگير شدند، هزاران نفر کشته شدند. جنگ داخلى در تابستان و پائيز با نيروهاى چريکى بنگالی ، که با ارتش عظيم اعزام شده از پاکستان مى‌جنگيدند ، ادامه يافت . مجيب در پاکستان غربى زندانى بود . حدود ده ميليون آواره از جناح شرقى به هند گريختند . هند جانب دولت بنگلادش را گرفته بود ، در نتيجه جنگ مرزى ميان سربازان هندى و پاکستانى ابعاد گسترده ‌اى يافت . در دسامبر 1971 ارتش هند رسماً در حمايت از نيروهاى بنگالى درگيرى دخالت نمود . هند با دارا بودن نيروهاى بيشتر ، به سرعت در پاکستان شرقى پيشروى کرد ، در کشمير و در امتداد مرز پاکستان غربى و هند نيز درگيرى نظامى رخ داد . جنگ در 16 دسامبر 1971 با پیروزی پاکستان شرقی به پایان رسید . ارتش پاکستان عقب نشینی نموده و دولت بنگلادش تأسیس شد . ماه عسل این جنگ کشته شدن یک میلیون بنگالی و ده میلیون آواره بود که به هند فرار نمودند . پس از جنگ مجیب الرحمان نیز آزاد و به بنگلادش بازگشت . در فوریه 1974 پاکستان دولت مستقل بنگلادش را به رسمیت شناخت .

شیخ مجیب الرحمان که به " پدر بنگلادش " نیز معروف بود در کودتای افسران اسلامگرا در سال 1975 کشته شد . چند ماه بعد یک ضدکودتا و کودتا از سوی نظامیان سازمان داده شد و در نتیجه فرماندهان نظامی زیرنظارت یک رئیس جمهور غیرسیاسی ، ابوسادات محمد سایم ( قاضی القضات دیوان عالی ) قدرت را به دست گرفتند . در 18 فوریه 1979 انتخابات سراسری در بنگلادش برگزار شد و ضیاء الرحمان ( Zia-ur Rahman ) به عنوان رئیس جمهور برگزیده شد . حکومت ضیاء الرحمان چندان دوام نداشت . ضیاء الرحمان در 30 می 1981 ترور شد . در 24 مارچ 1982 فرمانده ارتش ، ژنرال حسین محمد ارشاد ( Hossain Mohammad Ershad ) طی یک کودتای بدون خونریزی قدرت را در دست گرفت . به دنبال برگزاری تظاهرات خشونت بار و اتهامات متعدد فساد ، ارشاد در 6 دسامبر 1990 مجبور به استعفا شد . در میان نامزدان جانشینی ارشاد ، دو زن وجود داشتند ، یکی خالده ضیاء ( Khaleda Zia ) بیوه ضیاء الرحمان و دیگری شیخ حسینه واجد ( Sheik Hasina Wazed ) دختر شیخ مجیب الرحمان . شیخ حسینه واجد از سال 1996 تا 2001 به مدت پنج سال نخست وزیر بنگلادش شد . در انتخابات پارلمانی اکتبر 2001 نیز خالده ضیاء به عنوان نخست وزیر بنگلادش انتخاب شد .

عکس : خالده ضیاء ، نخست وزیر سابق بنگلادش :

بحران سیاسی تازه در بنگلادش :

خشونت ها بار دیگر در اکتبر 2006 در بنگلادش آغاز شد ، جایی که در 28 اکتبر 2006 مدت نخست وزیری خالده ضیاء به پایان رسیده و همزمان با این موضوع نیز ایاج الدین احمد به عنوان رئیس دولت موقت انتخاب شد . پیش از آغاز انتخابات ائتلاف احزاب به رهبری عوامی لیگ اعلام نمود انتخاباتی را که برای 22 ژانویه 2007 پیش بینی شده بود را تحریم می کند ، به دنبال اوج گیری خشونت ها در ژانویه 2007 ایاج الدین احمد حالت فوق العاده اعلام کرد و بیش از 60 هزار نیروی امنیتی برای مقابله با خشونت ها در پایتخت مستقر ساخت ، بدین ترتیب انتخابات ژانویه 2007 به تعویق افتاد . در 12 ژانویه 2007 ، فخرالدین احمد ( Fakhruddin Ahmed ) به عنوان رئیس دولت موقت انتخاب شد . او بلافاصله برای بررسی فساد گسترده در کشور هیئتی را تشکیل داد و کمیسیونی را مسئول این امر قرار داد . بیش از 160 نفر از سیاستمداران شناخته شده کشور از جمله خالده ضیاء و شیخ حسونه واجد به جرم فساد دستگیر و به زندان افتادند . نتیجه اقدامات رئیس دولت موقت نه تنها بازداشت این افراد بلکه توقیف وسایل نقلیه لوکس و مسدود نمودن حساب های بانکیشان نیز بود . دستگیری ها در ماه مارچ با بازداشت طارق رحمان پسر خالده ضیاء به جرم اخاذی ادامه یافت . خالده ضیاء نیز خود در سپتامبر به فساد مالی متهم شد ، همچنین شیخ حسینه نیز به فساد و زمینه چینی به منظور قتل چهار تن از هواداران حزب رقیب متهم شد . هرچند بازداشت این دو به همراه بسیاری دیگر از سیاستمداران بنگلادش زیاد طول نکشید و خیلی زود آزاد شدند .

در ژوئن 2007 باران های موسمی و سیل بی سابقه ظرف یک دهه اخیر بنگلادش را فرا گرفت که در جریان آن بیش از 100 تن در چیتاگونگ کشته شدند . در ماه نوامبر همین سال نیز گردباد سیدر با بادهایی با سرعت 100 مایل بر ساعت بنگلادش را درنوردید که بیش از 3500 نفر در جنوب بنگلادش کشته شدند ، بنا به اعلام سازمان ملل بیش از یک میلیون تن نیز در جریان این گردباد عظیم بی خانمان شدند .

برگزاری انتخابات سراسری 2008 در بنگلادش :

در دسامبر 2008 اولین انتخابات سراسری بنگلادش پس از دولت موقت مورد حمایت ارتش در ژانویه 2007 برگزار شد . عوام لیگ به رهبری شیخ حسینه واجد با قاطعیت کامل 262 کرسی از 299 کرسی پارلمان را به دست آورد ، ناظران بین المللی انتخابات را سالم و بدون تقلب اعلام نمودند . شیخ حسینه واجد در 6 ژانویه 2009 کار خود را به عنوان نخست وزیر بنگلادش آغاز کرد . 

عکس : شیخ حسینه واجد ، نخست وزیر بنگلادش :

در 12 فوریه 2009 نیز زیلیور رحمان ( Zillur Rahman ) به عنوان رئیس جمهور بنگلادش از جانب پارلمان بنگلادش منصوب شد .

عکس : زیلور رحمان ، رئیس جمهور بنگلادش :


نژاد 98 % از مردم بنگلادش ، بنگالی و 2 % نیز شامل گروههای قبیله ای و مسلمانان غیر بنگالی می باشد . دین 83 % بنگلادشی ها ، مسلمان ( سنی ) و 16 % نیز هندو می باشد . بنگالی زبان رسمی در بنگلادش است ، زبان انگلیسی نیز رایج می باشد . واحد پول بنگلادش ، تاکا با واحد جزء پایسا نام دارد .

از نظر تقسیم بندی کشوری ، بنگلادش شامل 6 منطقه می باشد :

1 - باریسال ( Barisal )

2 - چیتاگونگ ( Chittagong )

3 - داکا ( Dhaka )

4 - خولنا ( Khulna )

5 - راجشاهی ( Rajshahi )

6 - سیلهت ( Sylhet )

نوشته شده توسط جهان شناس در 16:22 |  لینک ثابت   • 

جمعه یکم آبان 1388

کشور مغولستان

مغولستان ( Mongolia ) کشوری است واقع در شمال قاره آسیا ، جنوب شرق روسیه و شمال چین . پایتخت مغولستان ، شهر اولان باتور " اولان باتار " ( Ulaanbaatar ) با حدود 800 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت مغولستان 1 میلیون و 564 هزار و 116 کیلومتر مربع و جمعیت آن 3 میلیون و 50 هزار نفر است . از مهمترین شهرهای مغولستان می توان به اردنت 70 هزار نفر ، دارخان 65 هزار نفر ، چویبالسان 40 هزار نفر و اولانگوم 25 هزار نفر اشاره کرد .

اکثر مناطق مغولستان دارای آب و هوایی سرد و خشک است . شمال مغولستان را چمنزارهای استپی پوشانده اند ، ضمن اینکه رودخانه های بیشماری نیز در شمال مغولستان جاری است ، از مهمترین این رودخانه ها می توان به هوود ( Hovd ) ، اونون ( Onon ) ، سلنگا ( Selenga ) و تولا ( Tula ) اشاره کرد . غرب و جنوب غرب مغولستان را نواحی کوهستانی و رشته کوههای آلتای ( Altay ) در بر گرفته اند . مرکز و جنوب مغولستان را نیز زمین های خشک و لم یزرع و نواحی بیابانی شامل می شود ، که صحرای گبی ( Gobi Desert ) نام دارد . بلندترین قله مغولستان ، نایرامادلین اورگیل ( Nayramadlin Orgil ) نام دارد که با 4374 متر ارتفاع در غرب مغولستان قرار دارد ، این قله را هویتن اورگیل ( Huyten Orgil ) نیز می خوانند .

در قرن دوازدهم قبایل گوناگون ترکی و مغولی تونگوسی در استپ های مغولستان پراکنده بودند ، يکی از اين قبایل مغول ها بودند . در حدود سال 1130 مغول ها با شکست صحرانشينان همسايه و تحت فشار گذاشتن امپراطور چين در شمال چين برای پرداخت خراج به عنوان يک قبيله قدرتمند ظهور يافتند . با اين حال اين درخشش عمری کوتاه داشت . در سال 1160 پادشاهی مغول با شکست خوردن از قبایل همسايه یعنی تاتارها ، فرو ريخت . خاندان های مغول متفرق گشتند و به دلايل بی اهميت با يکديگر درگير شدند .

ظهور چنگیز خان مغول :

رهبر خانواده مغولی کياد ، يسوگئی از فرزندان يک فرمانده جنگی ( خان ) در پادشاهی سابق مغول بود . در سال 1162 يسوگئی و همسرش دارای فرزندی به نام تموچين ( Temujin ) شدند که بعد تبديل به چنگيز خان شد . وقتي تموچين نه ساله بود پدرش به وسيله رهبران تاتار مسموم شده و جان باخت . از جايی که تموچین برای فرماندهی بسيار جوان بود ، مردان خاندانش او را رها کردند . تموچين و خانواده اش ( در مجموع هفت نفر ) به متروکه ترين مناطق استپ حرکت کردند و در کمال فقر و تنگدستی از ريشه های گياهان و جوندگان به عنوان غذا استفاده می کردند . تموچين حوادث بسياری از تعقيب دزدان اسب تا اسارت به دست دشمنان را از سر گذراند ، وقتی تموچين شانزده ساله شد قبيله مرکيد به خانواده اش حمله کرد و همسرش را از او جدا نمود . تموچين با سپاهی از پنج مرد قادر نبود اين در مقام تلافی از خود واکنش نشان دهد و بدين ترتيب به يک دوست قديمی پدرش از قبيله کرييد ، یعنی طغرل خان روی آورد و او نيز به نوبه خود از رهبر اتحاديه ای از مغول ها ، جاموقا طلب ياری کرد . آنها با يکديگر مرکيدها را شکست دادند و تموچين همسر خود را بازيافت . تموچين به سرعت از متحدان قدرتمندش به خصوص جاموقا که خود نيز يک مغول بود و از دوستان دوران کودکيش به شمار می رفت استفاده کرد و تبديل به چهره شناخته شده ای در استپ شد . تموچين و جاموقا بر بسياری از خاندان های مغول کنترل يافتند اما اين برای تموچين کفايت نمي کرد . طبق برخی گفته ها ، يک روز در حالی که تموچين و جاموقا در پيشاپيش مردان مغول در حال اسب سواری بودند در حالی که جاموقا برای برپايی چادر توقف کرده بود ، تموچين تصميم گرفت به راه ادامه دهد . بدین ترتیب تموچين از جاموقا بريد و مغولها به دو دسته تقسيم شدند . خصومت ها به زودی بين دو گروه شعله ور شدند . در درگيری که به دنبال اتفاقی کوچک رخ داده بود ، تموچين شکست خورد و به تبعيد فرستاده شد . با اين حال تموچين ده سال بعد بازگشت و موقعيت خود را دوباره تحکيم بخشيد . از اينجا ابه تدریج قتح مناطق مختلف مغولستان را آغاز کرد که چندين سال به طول انجاميد . بطور خلاصه تا سال 1204 تموچين تمامي مخالفين خود را تحت انقياد کشيد . او پیش از این تاتارها ، قبيله کرييدهای تحت فرماندهی طغرل خان که به او خيانت کرده بود ، نايمنها ، مرکيدها و خاندان های مغول تحت فرماندهی جاموقا را شکست داده بود .

سال 1206 میلادی ، آغاز امپراطوری چنگیز خان :

در سال 1206 تموچين اجتماع بزرگی ( خوريلتايی ) در سواحل رودخانه اونون تشکيل داد و عنوان چنگيز خان ( Ghengis Khan ) را برای خود برگزيد . در طی اجتماع  1206 چنگيز خان درباره ساختارها و قوانين امپراطوری جديد خود فرمان هايی صادر کرد . برای تضمين پايداری اجتماعی و هماهنگی بين مردم قبایلی که متحد کرده بود ، يک تشکيلات فراگير نظامی که تمامی مردم امپراطوری را در بر می گرفت ، به وجود آورد . تمامی جمعيت به واحدهايی تقسيم شده بود که هر کدام متعهد به آماده داشتن تعداد مشخصی از جنگجويان در زمان مورد نياز بودند ، علاوه بر اين او بسياری قوانين اختصاصی صادر کرد و سلسله مراتب مؤثری برای اداره امپراطوری به وجود آورد . چنگيز خان توسعه يافته ترين دولت را تا زمان خود در استپ به وجود آورد . اردوهای مغول تحت حاکميت او به زودی خود را به عنوان منضبط ترين ، قدرتمندترين و ترسناکترين سپاهی که از استپ سرازير شده بود اثبات کرد .

جنگ مغول ها در شمال چين :

چنگيز خان امپراطور تمامی آنان که در چادرهای نمدی می زيستند شد اما رويای او فتح جهان بود . او ابتدا مردان خود را در اردوهايی برعليه امپراطوری زيزيا در غرب چين فرماندهی کرد . در سال 1209 پايتخت زيزيا تهديد شد اما مغول ها پس از اين که اردوشان به طور غيرمنتظره ای دچار سيلاب شد به خراج رضايت دادند . با اين حال با بازگشت مغول ها امپراطوران چين پرداخت خراج را قطع کردند و حملات به زودی به فتح منتهی شدند .

در سال 1211 چنگيز خان 65 هزار مرد جنگی را با خود همراه کرد و بر عليه امپراطوری چين لشکر کشيد . با کمک آنگوت ها که مردمی بودند که در مرزهای شمالی چین سکونت داشتند ، چنگيز خان به سادگی از موانع دفاعی عبور کرد و وارد سرزمين چين شد . او با برجای گذاشتن دنباله ای از غارت مناطق طی مسير سرانجام با نيروی بزرگی متشکل از حدود صد و پنجاه هزار نفر جنگید و آنها را شکست داد . چنگيز خان سپاه خود را تقسيم کرد و حمله ای از چند جهت عليه چين به راه انداخت . او و فرماندهانش چندين ضربه کاری به امپراطوری چين وارد کردند از جمله گذرگاه استراتژيک جويونگ را در اختيار گرفتند . چنگيز در طی يک محاصره زخمی شد و نیروهایش عقب نشینی کردند ، به دنبال این حادثه نيروهای چين شروع به پس گرفتن مناطق از دست رفته کردند .

در سال 1213 مغول ها پس از اين که دريافتند امپراطوری چين مواضع خود را استحکام بخشيده ، بازگشتند . چنگيز سپاه خود را به سه بخش تقسيم کرد ؛ يکی تحت فرماندهی خود او و دو تای ديگر تحت فرماندهي پسرانش بودند . سه سپاه مغول امپراطوری چين را تاراج نموده و از میان بردند و تا سال 1214 بيشتر منطقه شمال رودخانه زرد و هوانگهو به دست مغولان افتاد .

اولين حرکت به سمت غرب ؛ فتح ایران و قلمرو خوارزمشاهیان به دست چنگیز خان :

چنگيز خان رفته رفته علاقه خود را نسبت به جنگ با چين از دست داد و در عوض توجه خود را معطوف به غرب کرد . در سال 1218 او فرمانده خود را به سمت غرب فرستاد و امپراطوری قراختايی را فتح کرد ، بدین ترتیب با قلمرو ایران و حکومت خوارزمشاهیان همسایه شد . اما موضوع اصلی مربوط به امپراطوری عظيم خوارزمشاهيان در ايران بود . تخاصمات زمانی شعله ور شد که خوارزمشاه به يک کاروان مغول حمله کرد و سفيران چنگيز را با سوزاندن ريشهايشان تحقير کرد . از جايی که چنگيز سفيران را به هدف ايجاد صلح فرستاده بود با اين اقدام غضبناک شد . چنگيز که به دنبال بهانه ای برای حمله به قلمرو ایران بود برای بزرگترين عملياتی که تا به حال به انجام رسيده بود آماده شد و نيرويی جمع آوری کرد که مجموعاً به حدود نود تا صد و ده هزار نفر می رسيدند . توانايی نظامی خوارزمشاه در شمارش مجموعاً دو تا سه برابر اين مقدار بود اما سپاه چنگيز انضباط بهتری داشته و بيش از همه فرماندهی قدرتمندتری در اختيار داشت .

در سال 1219 پسران چنگيز چاقادائی و اوگه دئی برای حمله به شهر بزرگ اترار در شرق دريای آرال عازم شدند . در همين زمان فرمانده بزرگ چنگيز ، چِپ به سمت جنوب لشکر کشيد تا در طی عمليات جناح چپ را تحت حفاظت قرار دهد . با اين حال حمله اصلی به وسيله خود چنگيز خان فرماندهی مي شد که همراه با فرمانده سوبه دئی در امتداد بيابان قزل قوم حرکت کردند و از جناح خارجی به نيروهای خوارزميان حمله ور شدند . برنامه چنين بود که بيابان قزل قوم عملاً عبور ناپذير در نظر گرفته مي شد که خود فرصت بزرگي را براي متعجب ساختن دشمن فراهم مي ساخت . چنگيز و سپاهش در بيابان ناپديد شدند و سپس ناگهان بدون آن که معلوم شود از کجا آمده اند در برابر شهر بخارا ظاهر شدند . پادگان شهر سراسيمه شد و به سرعت شکست خورد . پس از آن چنگيز به سمت سمرقند پايتخت امپراطوری خوارزمشاهيان لشکر کشيد . اين شهر باشکوه از لحاظ دفاعی قوياً استحکام يافته بود و پادگانی متشکل از صد و ده هزار مرد جنگی داشت که در شمار بر سپاه محاصره کننده چنگيز برتری داشت . انتظار بود شهر برای ماهها مقاومت کند اما تنها طی ده روز در نوزدهم مارچ 1220 میلادی ديوارهايش مورد نفوذ قرار گرفت . پس از سقوط سمرقند ، مغول ها قسمت های عمده امپراطوری را در نورديدند . ميزان تخريب عميق بود ، شهرها با خاک يکسان می شدند و اجتماعات قتل عام می گشتند . در شهر مرو گزارشات از اعدام هفتصد هزار نفر حکایت دارند . در سمرقند زنان مورد تجاوز قرار گرفتند و برای بردگی به فروش رفتند . ميزان تباهی و ويرانی چنان شديد بود که امپراطوری خوارزمشاهيان در آستانه پاک شدن از تاريخ قرار گرفت . فتح خوارزم نيز يک اتفاق قابل ذکر ديگر بود . خوارزم شاه پس از شکست به سمت غرب گريخت و سوبه دئی با نيرویی متشکل از بيست هزار نفر او را تعقيب کردند . خوارزمشاه درگذشت با اين حال سوبه دئی همچنان به مسير خود ادامه داد . او سپاه خود را به شمال برد و سپاهی بسيار پرشمارتر از نيروهای روسي کومايی را در سواحل رودخانه خالکا شکست داد . او به مسير خود ادامه داد و قبل از اين که بازگردد به بلغار های ولگا حمله کرد . آنچنان که به وسيله تاريخ مشهور گيبونز گفته شده است لشکر کشی سوبه دئی يکی از تهور آميزترين و جسورترين لشکرکشی های تاريخ بود چنان که احتمال نمی رود ديگر هرگز تکرار شود .

در زمان حمله مغول ها ، خوارزمشاه سپاهی برای جنگ با مغولان در ميدان نبرد تدارک نديد . استراتژی خوارزمشاه متکی بر پادگانهای بزرگ شهری که در شمار بر سپاهيان محاصره کننده ی مغول برتری داشتند ، بود. اين استراتژی البته در هر صورت شکست خورده بود . تنها مقاومت به خوبی سازمان بندی شده بر عليه مغولها از ناحيه جلال الدين صورت گرفت . او پس از سقوط سمرقند يک نيروی مقاومت در افغانستان امروزی تشکيل داد . در پروان او يک نيروی مغول به فرماندهی يکی از فرزندخواندگان مغول را شکست داد و تنها شکست مغول را در تمامی مدت جنگ رقم زد . چنگيز ، جلال الدين را تحت تعقيب قرار داد و سپاه او را در رودخانه سند در هم کوبيد . شکست جلال الدين به معنی تحکيم حاکيمت مغول بر ماوراء النهر بود . با اين حال بخش های جنوبی امپراطوری خوارزمشاهيان دست نخورده باقی ماند و بعدها تبديل به مجموعه ای از ايالت های مستقل شد . گفته شده است وقتی پيش قراولانشان با ديدن حيوانی تک شاخ روحيه خود را باختند ، مغولان تصميم گرفند بيشتر پيشروی نکنند .

در سنی نزديک به شصت سال سلامتی چنگيز رو به ضعف می رفت . او در صدد جستجوی راهب افسانه ای دائوئيست ، چانگ چون برآمد تا اکسير جاودانگی را به دست آورد . از جايی که چانگ چون هيچ اکسير جادویی نداشت آرزوی او تحقق نيافت اما چنگيز هوشمندی او را ستايش کرد و آن دو دوستانی خوب برای يکديگر شدند . به دنبال ملاقات با راهب دائوئيست چنگيز به کار اداره رعايای خود بازگشت . بر خلاف آتيلای تاتار و اسکندر بزرگ ، چنگيز به اهميت جانشينی مسالمت آميز پس از مرگ خود واقف بود . قبل از کامل کردن کار فتح امپراطوری خوارزمشاهيان او با دقت پسرش اوگه دئی ( Ogedei Khan ) را به عنوان جانشين خود انتخاب کرده بود . پس از اين که چنگيز به مغولستان بازگشت تا کار استحکام بخشيدن به دستگاه اداری امپراطوری خود را به اتمام برساند همه چيز به استثنای مسأله تانگوت ها در وضعيت خوبی قرار داشت . امپراطوری زيزيا تانگوت ها مدت ها بود که به وسيله مغول ها شکست خورده بود ، اما تنها خراجگزار بودند و هنوز ضميمه امپراطوری نشده بودند . در هر حال تانگوت ها در زمانی که چنگيز خان دور از خانه بود تعهد خود را کنار گذاشته بودند . در سال 1226 چنگيز خان سپاه خود را برعليه زيزيا به حرکت در آورد و پايتخت آن را به تصرف خود در آورد .

درگذشت چنگيز خان :

در حالي که جنگ او عليه زيزيا آخرين جنگ او بود مدت کوتاهی پس از آن در اوت 1227 میلادی چنگيز خان در سن شصت سالگی درگذشت . علت مرگ همچنان نامشخص است و فرضياتی از قبيل جراحات داخلی پس از يک حادثه طی شکار ، تا مالاريا تا غيبگويی تانگوت ها مطرح شده اند .

در زمان مرگ او امپراطوری مغول از دريای زرد تا دريای خزر امتداد داشت . هيچ امپراطوری ديگری در تاريخ چنين گسترش فوق العاده ای در زمان حيات يک مرد را به خود نديده است . هر چند چنگيز خان خرابی فراوانی در فتوحاتش به وجود آورد اما روشن است که او قصد نداشته است همانند هيتلر دست به نسل کشی بزند اگر چه تلفات جنگی آن از هر چيزی در تاريخ فراتر رفته است . آرزوی چنگيز فتح بود و هرگاه تسليم ديده می شد از خونريزی پرهيز می شد . او به طور استثنایی نسبت به آنان که از او حمايت می کردند احترام آميز برخورد می کرد و برای او نامعمول نبود که با دشمنان ضعيفش دوستی کند . در هر حال چنگيز يک استراتژيست ممتاز نظامی و فرمانده ای مستعد و خارق العاده بود که باعث شده است او را تبديل به يکی از فريبنده ترين چهره های تاريخ کند .

پس از درگذشت چنگيز ، امپراطوری مغول به چهار ميراث تقسيم شد و هرکدام به يکی از چهار فرزند اصلی اش داده شد . هرچند اين چهار ميراث از لحاظ سياسی تحت امپراطوری واحد بودند ، بعداً به عنوان پايه ای برای تقسيمات بيشتر با عنوان خانات عمل کردند . دو سال پس از درگذشت چنگيز اوگه دئی رسماً حاکميت امپراطوری مغول را در اختيار گرفت . اوگه دئی عنوان خاخان ( خاقان ، خان بزرگ ) را که به وسيله حاکمان بزرگترين امپراطوری های استپ مورد استفاده قرار می گرفت ، برگزيد . با اين حال چنگيز هيچ وقت رسماً اين عنوان را به کار نبرد . درهرحال اوگه دئی به تدريج مراتب ترقی را پيمود .

تهاجم مغول ها به روسيه :

اگر چه مغول ها قبلاً يک دهه پيش در سال 1222 طی لشکرکشی افسانه ای سوبه دئي ، با روسها در تماس قرار گرفته بودند اما هيچ گونه دولت دائمی در آن سرزمين ها برقرار نساخته بودند . وقتي چنگيز خان در گذشت سرزمينهای شمال غربی امپراطوری به پسرش جوچی واگذار شد . يکي از پسران جوچي ، باتو خان بود که غربی ترين سرزمين های ميراث جوچی را به ارث برد . اما سرزمين های باتو کوچک بودند و بخش بزرگی از سرزمين هایی که به او واگذار شده بود هنوز تحت کنترل مغول ها نبود . در اجتماع 1235 باتو قصد خود را مبنی بر تحت کنترل گرفتن اين سرزمين ها از جانب مغول ها اعلام کرد . اين تصميم فتحی خارق العاده پيش آورد که در نهايت به معنی سفر پنج هزار مايلی سپاه باتو بود . سوبه دئی پذيرفت که همراه با باتو عازم شود و در سال 1237 اين دو نفر نيرویی فراهم آوردند که مشتمل بر صد و بيست هزار جنگجو بود که آماده عبور از رودخانه يخ زده ولگا به سمت روسيه بودند .

در طی زمستان مغول ها از رودخانه ولگا گذشتند و سپس به سمت شمال رفتند تا حضور خود را در جنگل ها مخفی کنند . اولين شهر بزرگی که با آن برخورد کردند ريازان بود که پس از تهاجم پنج روزه منجنيق ها سقوط کرد . آنها سپس به سمت شمال رفته و کولومنا و مسکو را فتح کردند و دوک بزرگ از سوزدال را که قدرتمندترين نيروی نيمه شمالی روسيه بود شکست دادند . از آنجا مغول ها به سمت نووگورود پيش رفتند . با اين حال محاصره پس از اين که عبور از باتلاق ها بسيار نا اميد کننده و ناممکن به نظر مي رسيد رها شد . اگر چه نووگورود از معدود شهرهای بزرگ روسيه بود که از فتح مغولان دور ماند ، آنان رابطه ای دوستانه با مغول ها را با پرداخت خراج حفظ کردند . پس از تلاش های خسته کننده در نووگورود باتو و سوبه دئی به سمت جنوب تاختند و به شهر کوزلسک حمله کردند . اين شهر به نحو دلاورانه ای مغول ها را پس راند و حتی به طور موفقيت آميز يک دسته پيش قراول مغول را در کمين گرفتار ساخت و اين شاهکاری بود که به ندرت رخ مي داد . کوزلسک براي هفت هفته مقاومت کرد و پس از در نهايت سقوط کرد تمامی جمعيت آن قتل عام شدند به نحوی که مغولان آن را شهر ناله ناميدند . آخرين مانع در روسيه شهر بزرگ کيف بود که اغلب مادر شهرهای روسی خوانده می شود. از آنجایی که کيف در اروپای شرقی اهميت زيادی داشت مغول ها حتی کوشيدند آن را بدون صدمه در اختيار بگيرند . شاهزاده مايکل از کيف ، در واقع به فتح گريز ناپذير کيف از سوی مغول ها پی برد . بدین ترتیب او گريخت و فرمانده دوم او يک افسر مستحکم و سرسخت بود که تصميم گرفت مقاومت کند . وقتی مغول ها شهر را در نورديدند تنها ساختمان عمده ای که تخريب نشد کليسای بزرگ سنت سوفيا بود .

تهاجم مغولان به اروپا :

با سقوط کيف مغول ها در روسيه به پيروزی رسيدند . جالب است که اين تنها تهاجم موفق در تاريخ در مقياس های بزرگ بود که در روسيه و در فصل زمستان به انجام رسيد . در نتيجه تاخت و تاز مغول ها در روسيه بسياری از گروهها با گذشتن از مرزها در صدد پناهندگي در مجارستان برآمدند . در ميان اينان کومان ها و کيپچاک ها بودند که آنان نيز همانند مغول ها اسب سوارانی چادرنشين بودند . وقتي باتو از اين موضوع مطلع شد خشمگین شد زيرا آنان را از رعايای خود مي دانست و آنان مجاز نبوده اند بگريزند . به اين علت يا انگيزه ای ديگر ، سوبه دئی به سرعت طرحی براي حمله نظامی بر عليه اروپا آماده ساخت . برنامه مبتنی بر حمله ای دوسويه بود ؛ يک نيروی جناحی متشکل از بيست هزار سرباز به لهستان فرستاده مي شدند در حالی که خود او همراه با باتو نيروی اصلی را متشکل از پنجاه هزار نفر رهبری مي کرد . در مارچ 1241 میلادی نيروی سوبه دئی و باتو در کوهستان های کارپاتيان ناپديد شدند و سپس به طرز گيج کننده ای در سوی ديگر آن ظاهر شدند . اما به جای پيشرفت بيشتر در داخل مجارستان مغول ها برنامه را رها کردند . با اين وجود مجارها اسير نوعی جسارت و خودبينی شدند و حتی کومان ها و کيپچاک ها را که می توانستند حمايت سواره نظام ارزشمندی را فراهم نمايند اخراج کردند . در همین زمان سپاه شمالی لهستان را در نورديد ، مزارع را تخريب کرده و کراکو را غارت کردند . در نهم آوريل يک نيروی اروپایی به رهبری دوک هنری از سيلیسيا وارد لهستان شد و سپاهی متشکل از بيست هزار مغول قدرتمند را آزمود . شواليه های اروپایی با آلات جنگی و زره سنگين خود حريف مناسبی براي تيزتازی اسب سواران مغول نبودند و بدين ترتيب مغول ها شکست خوردند . در اين هنگام شاه بلا از مجارستان دريافت عقب نشينی مغول ها نمايشی بوده و اکنون در حال نزديک شدن هستند . شاه بلا با نيرویی متشکل از شصت تا هشتاد هزار مرد جنگی بيرون تاخت و با سپاه باتو و سوبه دئی در سمت مخالف رودخانه ساجو به نبرد پرداخت . پس از برخوردی گذرا در پل رودخانه ، سوبه دئی بخشی از سپاه را به سمت جنوب کشيد و بدون اين که مجارها متوجه شوند از رودخانه گذشت . وقتي سوبه دئی در سمت ديگر رودخانه ظاهر شد مجارها مبهوت شدند . به زودي باتو در عرض رودخانه پيش کشيد و سپاه مجارستان در محاصره گرفته شد .

دو پيروزی عمده به وسيله دو سپاه مجزای مغول در فاصله تنها چند روز درخشش فرماندهی سوبه دئی را نشان مي دهد . در يک ماه لهستان و مجارستان شکست خوردند . چند روز پس از پيروزی در رودخانه ساجو ( اين جنگ با نام موهی شناخته مي شود ) دو نيروی مغول به هم پيوستند و با گرفتن شهرهایی همچون پست ، ساير نيروهای مجاری را به شکست دادند . شهر بزرگ و باشکوه گران در روز کريسمس فتح شد . تا اوایل سال 1242 میلادی در حالی که باتو قصد داشت پيشروی بيشتری را در اروپا انجام دهد ناگهان اخباری از مغولستان دريافت کرد مبنی بر اين که خان بزرگ اوگه دئی درگذشته است . اين اخبار مهم بود ، نگراني باتو از اين جهت بود که مبادا گويوک خان که شخصاً نسبت به او مشکل داشت عنوان خان بزرگ را دريافت کند . در حالی که باتو سرزمين های بسياری را فتح کرده بود ناپايداری سياسی در مغولستان می توانست مشکل ساز باشد . او تصميم گرفت به روسيه بازگردد و سرزمين های خود را از نظر سياسی تحکيم بخشد تا از هر گونه مشکل بعدی به دور بماند و بدين ترتيب سپاه مغول به طور کامل از لهستان و مجارستان خارج شد .

اروپا رها شد و باتو به شمال دريای خزر بازگشت . او آنجا پايتخت خود را در سارایی باتو ( سارایی قديم ) استوار ساخت و سرزمين های به ارث رسيده خود را به پادشاهی يا خانات تغيير داد . خانات باتو با نام " اردوی آبی " شناخته مي شوند . همچنين دو برادر باتو ، اوردا و شيبان که آنان نيز در اردوی نظامي شرکت داشتند ، خانات های خود را تشکيل دادند . خانات اوردا با نام اردوی سفيد شناخته شد که در سمت شرق اردوی آبی باتو قرار داشت . از جايي که باتو و اوردا هر دو از اعضای خاندان طلایی بودند در واقع اين دو خانات به يکديگر وابسته بودند و با يکديگر تحت عنوان " اردوی طلایی " ( Golden Horde ) شناخته مي شدند . با اين حال خانات شيبان به طور مبهم و نامعلومی معرفی شده است . هرچند خان های اردوی طلایی استيلای خان بزرگ را به رسميت می شناختند و برای چهار دهه ديگر به عنوان بخشی از امپراطوری مغول باقی ماندند ، اما در واقع اردوی طلایی ( و تمامی ساير خاناتی که سرانجام به وجود خواهند آمد ) قصد به دست آوردن استقلال سياسی داشتند .

خان بزرگ گويوک :

گويوک به عنوان خاخان ( قاآن - خان بزرگ ) در سال 1246 به تخت نشست . تنش ها بين باتو و کاراکوروم به اوج خود رسيد . گويوک تنها دو سال پس از به تخت نشستن در سال 1248 درگذشت . مرگ زودرس گويوک مانع از شکل گرفتن يک جنگ داخلی بزرگ شد اما اين شرايط ضعف امپراطوری مغول را ترسیم می کرد . حکومت گويوک دستاوردهای اندکی داشت و تنها منجر به شکل گيری تفرق در امپراطوری شد .

درگشت مانکه ، جنگ داخلی و برتری کوبلای خان :

درگذشت مانکه خان در سال 1259 نقطه عطف مهمی در تاريخ امپراطوری بود . در غرب اين به معني پايان اردوی هلاکو بود . محيط سياسی در شرق ناپايدار شد و بدين ترتيب هلاکو بايد برای ادعای حاکميت خود مهيا مي شد . خانات هلاکو در ايران با عنوان ايلخانات شناخته شد . با اين حال مشکلات بيشتری وجود داشتند ، عمليات نظامی هلاکو برعليه خليفه به نحو تلخی برکه ، خان مسلمان اردوی طلايی را به خشم آورد . با خالی ماندن تخت خان بزرگ تا بتواند صلح را برقرار کند جنگ داخلی بين برکه و هلاکو در گرفت . نکته جالب اينجاست که اين جنگ داخلی سبب شد تا برکه بار ديگر نقشه های خود را مبنی بر تاخت و تاز در اروپا رها کند .

در شرق ، دو برادر به سختی برای تخت خان بزرگ با يکديگر رقابت مي کردند . يک سال پس از درگذشت مانکه خان در سال 1259 کوبلای خان ( Kublai Khan ) در يک اجتماع به عنوان خاخان برگزيده شد . مدت کوتاهی پس از آن ، برادرش آريق بوکه نيز در يک اجتماع رقيب به عنوان خاخان برگزيده شد . جنگ داخلي تا سال 1264 ( به موازات جنگ داخلي در غرب ) تداوم يافت تا اين که کوبلای برعليه آريق بوکه تاخت و به پيروزی دست يافت و تبديل به خاخان بی رقيب شد . اين جنگ داخلی يک معنای ضمنی داشت . در طي جنگ کوبلای خان پايگاه خود را در چين مستقر کرد در حالی که آريق بوکه در کاراکوروم ( Karakorum ) مستقر شده بود . پيروزی کوبلای خان به اين معنی بود که چين در امپراطوری اهميت بيشتری نسبت به مغولستان پيدا خواهد کرد و به نحوی سمبلی بيانگر اين موضوع بود که مغول ها در غرب به آداب چينی در مي آيند .

کوبلای خان و فتح سونگ :

فتح امپراطوری سونگ که گاه به علت مخالفت با سلسله چين که به وسيله جورچن ها تشکيل شده بود امپراطوری حقيقی چينی خوانده مي شود در طی حکومت مانکه خان شروع شده بود . امپراطوری سونگ در نتيجه زيرساخت های در هم تنيده و نواحی کوهستانی قدرتمندترين و به لحاظ جغرافيايی مشکل سازترين امپراطوری برای فتح مغولان بود . در حالي که مانکه خان در شمال مي جنگيد کوبلاي خان ( که آن زمان هنوز خان نبود ) نيروی قابل توجهی با خود همراه کرد و از طريق تبت لشکرکشی کرد و سپس امپراطوری سونگ را از جنوب مورد تهاجم قرار داد . با اين حال مردانش نهايتاً ناتوان شدند و او مجبور شد پس بکشد . با اين حال مانکه خان توانست تا زمانی که در طی جنگ مبتلا به بيماری شد با مجموعه ای از موفقيت ها نيروهای سونگ را پس براند . درگذشت مانکه خان و جنگ داخلی پس از آن بين کوبلای خان و آريق بوکه وقفه ای در جنگ برای چهار سال به وجود آورد . در سال 1268 مغول ها آماده تهاجم عظيم ديگری بودند . کوبلای خان يک نيروی بزرگ دريايی مهيا کرد و يک نيروی سونگ متشکل از سه هزار کشتی را شکست داد . به دنبال پيروزی دريايی تصرف موفقيت آميز زيانگ يانگ در سال 1271 پيش آمد که در جنگ برای مغولان اعتماد به نفس به وجود آورد. با اين حال جنگ به چنان شتابی که در فتوحات قبلي حاصل شده بود ، نمی رسيد . در پايان در سال 1272 يک لشکر مغول به فرماندهی بايان که فرماندهی تحت امر هلاکو بود از رودخانه ياتگ تزه گذشت و يک لشکر بزرگ سونگ را شکست داد . با تداوم خط پيروزی های بايان که منجر به تصرف پايتخت سونگ ، هانگ ژو پس از يک محاصره خسته کننده شد ، جريان حوادث مشخصاً به دلخواه مغولان پيش رفت . با اين حال خانواده وفادار سلطنتی توانسته بود بگريزد . شکست نهایی در سال 1279 به شکل يک جنگ دريایی در نزديکی گوانگ ژو به وقوع پيوست و آخرين امپراطور سونگ به قتل رسيد . سال 1279 سال پايانی سلسله سونگ بود .

زوال امپراطوری مغول :

در قرن چهاردهم میلادی پس از نزدیک به دو قرن قدرت و کشورگشایی ، امپراطوری مغول رو به ضعف نهاده و بسیار آسیب پذیر شد به طوری که در چندین نوبت مورد حمله چینی ها قرار گرفت و شکست خورد . همچنین امپراطوری مغول تقریباً کلیه متصرفاتش را نیز از دست داد .

در سال 1689 مغولستان حاکمیت منچو ( Manchu ) چین را پذیرفت ولی پس از انقلاب چین در سال 1911 و سقوط منچوها در سال 1912 ، شاهزاده های مغول با بیرون راندن چینی ها ، تحت نام خوتوختو ( Khutukhtu ) که در زبان مغولی " بودای زنده " خوانده می شود ، اعلام جدایی از چین را نمود .

پیمان روسیه و چین بر سر مغولستان :

هرچند در سال 1915 ، روسیه و چین با امضای توافقی اعلام کردند که استقلال مغولستان را به رسمیت می شناسند ، با انقلاب کمونیستی 1917 در روسیه تمام معادلات به هم خورد . در 11 جولای 1921 با اعلام مجدد استقلال از جانب مغولستان ، نیروهای ارتش سرخ شوروی وارد مغولستان شده و در سال 1924 یک حکومت کمونیستی انقلابی شبیه به حکومت کمونیستی شوروی در مغولستان به روی کار آمد . در ابتدا چین که بخش مغولستان داخلی را در اختیار داشت ، ادعای مالکیت بر مغولستان بیرونی یا همان مغولستان کنونی را داشت که به دلیل قدرت شوروی در این زمینه کاری از پیش نبرد . بر اساس پیمان سال 1945 که پس از جنگ جهانی دوم به امضاء چین و شوروی رسید ، چین با صرفنظر کردن از مغولستان بیرونی ، حاکمیت مغولستان را به رسمیت شناخت . مردم مغولستان نیز پس از یک همه پرسی عمومی به استقلال کشورشان رأی دادند . در سال 1966 یک پیمان بیست ساله بین شوروی و مغولستان به امضاء رسید که شوروی متعهد شد که در صورت بروز جنگ به مغولستان کمک نظامی کند .

حرکت مغولستان به سوی دموکراسی :

در سال 1989 و پس از سقوط شوروی زمینه برای تغییرات دموکراتیک در مغولستان فراهم شد . در همین سال حزب دموکراتیک انقلابی مغولستان به رهبری سانجاسورنگین زوریگ ( Sanjaasurengiyn Zorig ) تغییراتی را آغاز کرد و زمینه را برای برگزاری یک انتخابات آزاد چند حزبی در آگوست سال 1990 مهیا ساخت . با اینکه قسمت عمده ای از سیاست های مغولستان با تأسی و الهام از نظام پیشین کمونیستی به ویژه در زمینه اقتصادی تدوین می شد و به تدریج این کشور به سوی بازار آزاد در حرکت بود . با سقوط ناگهانی شوروی و قطع کمک های اقتصادی این کشور به مغولستان ، آشفتگی اقتصادی مقطعی بسیار طبیعی بود . در انتخابات پارلمانی 1992 حزب انقلابی خلق مغولستان موسوم به ( MPRP ) که حزبی با منش و مرام کمونیستی بود اکثریت پارلمان را از آن خود کرد . در انتخابات 1996 یک حزب ائتلافی به نام اتحاد دموکراتیک موفق شد حزب MPRP را شکست دهد . این پیروزی برای اولین بار از سال 1921 کمونیست را از قدرت پایین کشید . در سال 1997 کمونیست سابق و رهبر حزب انقلابی خلق ، ناتسا باگاباندی ( Natsagiyn Bagabandi )  به عنوان رئیس جمهور مغولستان انتخاب شد ، در سال 1998 تساخياگين البگدورج ( Tsakhiagiin Elbegdorj ) که یک سیاستمدار طرفدار اصلاحات بود به عنوان نخست وزیر مغولستان منصوب شد ولی تغییراتی در حزب بندی پارلمان خیلی زود او را مجبور به استعفا نمود .

در سال 2005 نامبارین انخبایار ( Nambaryn Enkhbayar ) کمونیست سابق از حزب MPRP به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد ، همچنین دیگر سیاستمدار و رهبر این حزب به نام میه گومبو انخبولد ( Miyeegombo Enkhbold ) نیز در سال 2006 نخست وزیر مغولستان شد . در نوامبر 2007 و با برکناری انخبولد از ریاست حزب MPRP او مجبور به استعفا شد . از 22 نوامبر 2007 سانجا بایار ( Sanjaa Bayar ) که به تازگی به ریاست حزب MPRP رسیده بود به عنوان نحست وزیر انتخاب شد ، هرچند انخبولد ، نخست وزیر سابق نیز در 6 دسامبر 2007 به عنوان یکی از معاونان نخست وزیر منصوب شد .

عکس : سانجا بایار ، نخست وزیر مغولستان :

خشنونت ها و درگیری های بی سابقه به دنبال برگزاری انتخابات پارلمانی 2008 مغولستان ، دولت را ناچار به اعلام وضعیت فوق العاده در کشور نمود . طی این درگیری ها پنج نفر کشته و صدها تن زخمی و بیش از 700 تن نیز بازداشت شدند . نتایج اولیه حاکی از تصاحب 45 کرسی پارلمان برای حزب MPRP و 28 کرسی برای حزب اپوزیسیون دموکراتیک بود . ناظران بین المللی هیچ گونه تخلفی را از انتخابات پارلمانی گزارش نکردند ولی حزب دموکراتیک مغولستان ادعای تقلب از جانب حزب MPRP را در انتخابات را مطرح کرد . این در حالی است که مغولستان با مشکلاتی نظیر رشد ضعیف اقتصادی ، فساد و تورم دست و پنجه نرم می کند .

انتخابات ریاست جمهوری مغولستان در سال 2009 :

انتخابات ریاست جمهوری که در 24 می 2009 در مغولستان برگزار شد ، تساخياگين البگدورج (Tsakhiagiin Elbegdorj ) نخست وزیر سابق از حزب اپوزیسیون دموکراتیک مغولستان پیروز انتخابات شد . در این انتخابات البگدورج با کسب 51 % آراء رقیبش نامبارین انخبایار که مصمم به کسب پیروزی مجدد و ادامه ریاست جمهوری بود را شکست داد ، انخبایار تنها توانست 47 % آراء را از آن خود کند . البگدورج از 18 ژوئن 2009 کار خود را به عنوان رئیس جمهور مغولستان آغاز کرد . 

عکس : تساخیاگین البگدورج ، رئیس جمهور مغولستان :

نژاد 94 % مردم مغولستان را ، مغول خالخا ، 5 % را ترک ( عمدتاً قزاق ) و کمتر از یک درصد را نیز چینی و روس تشکیل می دهند . دین 50 % مغول ها ، لامائیست بودایی ، 6 % را شامانیست و مسیحی و 4 % نیز مسلمان می باشد ، 40 % مابقی بی دین هستند . واحد پول مغولستان ، توگریک ، با واحد جزء طغرق نام دارد . از مهمترین صادرات مغولستان می توان به مس ، پوشاک ، احشام زنده ، ترمه ، پشم ، چرم ، فلوریت ، فلزات غیر آهنی و ذغال سنگ اشاره کرد .

 

 

برای مشاهده عکس هایی از مغولستان اینجا را کلیک کنید

 

مغولستان مشتمل بر 21 استان و یک شهر ( منطقه پایتخت * ) می باشد :

 

1 - آرهانگای ( Arhangay )

2 - بایان هونگور ( Bayanhongor )

3 - بایان اولگای ( Bayan-Olgiy )

4 - بولگان ( Bulgan )

5 - دارهان اول ( Darhan-Uul )

6 - دورنود ( Dornod )

7 - دورنوگووی ( Dornogovi )

8 - دونگووی ( Dundgovi )

9 - دزاوهان ( Dzavhan ) یا زاوخان ( Zavkhan )

10 - گووی آلتای ( Govi-Altay )

11 - گووی سامبر ( Govisumber )

12 - هنتای ( Hentiy )

13 - هوود ( Hovd )

14 - هووسگل (  Hovsgol )

15 - اومنوگاوی ( Omnogovi )

16 - اورهان ( Orhon )

17 - اوور هانگای ( Ovorhangay )

18 - سلنگه ( Selenge )

19 - سوه باتار ( Suhbaatar )

20 - توه (  Tov )

21 - اولان باتور ( Ulaanbaatar ) *

22 - اوس (  Uvs )

نوشته شده توسط جهان شناس در 18:24 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388

کشور ایران

جمهوری اسلامی ایران ( Islamic Republic of Iran ) کشوری است واقع در قاره آسیا ، منطقه خاورمیانه ، غرب افغانستان و پاکستان ، جنوب ترکمنستان و آذربایجان و ارمنستان ، شرق ترکیه و عراق ، دریای مازندران ( خزر ) در شمال و خلیج فارس و دریای عمان در جنوب . پایتخت ایران ، شهر تهران ( Tehran ) با حدود 7 میلیون و 500 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت این کشور 1 میلیون و 648 هزار و 195 متر مربع و جمعیت آن نزدیک به 72 میلیون نفر است . از مهمترین شهرهای ایران می توان به مشهد 2 میلیون و 100 هزار نفر ، اصفهان 1 میلیون و 540 هزار نفر ، تبریز 1 میلیون و 370 هزار نفر ، کرج 1 میلیون و 215 هزار نفر و شیراز 1 میلیون و 200 هزار نفر اشاره کرد .

از نظر اقلیمی ایران به سه ناحیه آب و هوایی تقسیم می شود : شمال ایران و مناطقی ساحلی و هم جوار دریای مازندران دارای اقلیمی سرسبز و پوشش گیاهی جنگلی و آب و هوایی معتدل و مرطوب می باشد ، نیمه غربی را که رشته کوههای زاگرس دربر گرفته است دارای آب و هوای سرد و کوهستانی هستند پوشش گیاهی این منطقه عمدتاً درختان جنگلی بلوط هستند ، مرکز و شرق و جنوب کشور نیز دارای اقلیمی بیابانی و نیمه بیابانی با آب و هوایی گرم و خشک می باشند که دو بیابان مهم کشور به نامهای دشت لوت و دشت کویر نیز در این ناحیه قرار دارند . بلندترین نقطه ایران ، قله دماوند در میان سلسله جبال البرز قرار دارد که با 5671 متر ارتفاع در شمال ایران واقع شده است .

اقوام مهاجر آریایی 1500 سال پیش از میلاد به منطقه ای که اکنون ، ایران نامیده می شود مهاجرت نموده و در ناحیه فلات ایران سکنی گزیدند . آنها به سه دسته ماد ، پارس و پارت تقسیم شدند ، مادها راه غرب را پیش گرفتند ، پارس ها به جنوب رفتند و پارت ها در شمال شرق مستقر شدند . با این حال مقتدرترین تبار این اقوام آریایی ، مادها بودند . با مرگ هوخشتره سلسله مادها به زوال رفت . کورش کبیر ( Cyrus the Great ) حکومت ماد را سرنگون کرد و سلسله هخامنشی ( Achaemenid ) را بنا نهاد . کورش کبیر را به جرأت می توان مقدرترین پادشاه تاریخ ایران نام نهاد ، او از رود ایندوس ( هند ) تا رود نیل ( مصر ) را فتح و ضمیمه خاک ایران نمود ، در آن زمان ایران یگانه ابرقدرت جهان بود .  زوال سلسله هخامنشی ، با تهاجم اسکندر مقدونی در سال 330 پیش از میلاد به ایران همراه بود . حمله اسکندر به ایران سقوط امپراطوری ایران و نابودی و به تاراج رفتن بسیاری از گنجینه های فرهنگی و هنری ایران زمین و مهم تر از همه به آتش کشیده شدن پایتخت ، تخت جمشید را به دنبال داشت که در نهایت منجر به خاتمه یافتن حکومت هخامنشیان شد . 312 پیش از میلاد با استقرار سلوکوس در بابل ، حکومت دست نشاندگان اسکندر به نام سلوکیان ( Seleucids ) تشکیل شد ولی به سبب اشغالگر بودن دوام چندانی نیافت و سرانجام در 247 پیش از میلاد توسط جنگجویان پارتی ساکن در شمال شرق ایران حکومت سلوکیان سرنگون شد . پارت ها حکومت خود را ، اشکانیان ( Arsacides ) نام نهادند . مهرداد اول یکی از قدرتمندترین پادشاهان اشکانی بود ، در زمان او بسیاری از نقاط ایران به صورت فدرال و دارای خودگردانی داخلی اداره می شدند . پس از اشکانیان ، سلسله ساسانیان ( Sasanians ) که از تبار پارس بودند به قدرت رسیدند تا به نوعی عدالت هم رعایت شده و هر سه تبار آریایی ، ماد ، پارت و پارس در سه مقطع زمانی حکومت را در دست گیرند . بنیانگذار سلسله ساسانی ، اردشیر بابکان بود و قدرتمندترین و مشهورترین پادشاه ساسانی بی تردید ، شاپور اول بود ، در زمان او بود که سپاهیان ایران ، رومیان را شکست داده و والرین امپراطور روم به تسلیم ایرانیان درآمد ، این واقعه به حدی حائر اهمیت بود که شاپور اول دستور داد تا تندیسی از این پیروزی را بر روی چندین سنگ نوشته حک کنند که هم اکنون نیز پای بر جاست . سال 641 میلادی ایران ، توسط اعراب مسلمان به اشغال درآمد . ایرانیان دلیر با تمام توان در مقابل تجاوز اعراب مقاومت نمودند ولی به دلیل فساد دستگاه ساسانی و فقدان حکومت مرکزی مقتدر شکست خوردند ، بزرگترین نبردهای ایرانیان در مقابل متجاوزان تازی در نبرد قادسیه و ذات السلاسل بود ، تنها در جنگ قادسیه دویست هزار ایرانی کشته شدند . به هلاکت رسیدن ، عمر بن خطاب دومین خلیفه اعراب توسط پیروز ایرانی در مدینه اوج نفرت ایرانیان را از متجاوزان تازی به اثبات می رساند .

از ایران پس از تجاوز اعراب مسلمان تا حمله مغولان :

علی رغم تجاوز اعراب و با اینکه پس از آن نیز قیام هایی حتی تا دویست سال پس از آن در ایران علیه اشغالگران برپا شد ولی به زودی ایرانیان هویت ملی خود را بازیافتند به زودی ایران به یکی از قطب های علم و فرهنگ جهان در طی 800 میلادی تبدیل شد . ایران پس از اسلام ، شاهد حکومت های زیادی بر مناطق مختلف ایران بود که مهمترین آنها ، آل زیار ، آل بویه ، علویان طبرستان ، دیلمیان ، طاهریان ، صفاریان ، سامانیان ، غزنویان و سلجوقیان بودند ، در زمان به قدرت رسیدن خوارزمشاهیان و سلطان محمد خوارزمشاه ، واقعه اترار و کشته شدن جمعی از تجار و بازرگانان به دستور حاکم اترار به وقوع پیوست و بهانه حمله وحشیانه مغولان به ایران را به دست چنگیز خان مغول داد ، بدین ترتیب در قرن 12 میلادی سپاهیان مغول تهاجم بی رحمانه ای را به ایران آغاز نمودند ، در پی حمله مغولان ماوراءالنهر و خراسان به تصرف آنها درآمد و دهها هزار تن از مردم قتل عام شدند ، پس از مغولان ، حکومت های دست نشانده آنها مانند ایلخانیان و تیموریان بر ایران حکومت کردند ، حکومت آنها چندین قرن به طول انجامید .

ظهور و سقوط صفویان :

قرن شانزده میلادی با تأسیس حکومت صوفیان شیعه مسلک در ایران همراه بود ، این حکومت را ، سلسله صفویان ( Safavid Dynasty ) می خوانند . موسس این سلسله ، شیخ صفی الدین اردبیلی بود . یکی از پادشاهان صفوی ، شاه اسماعیل بود که شهرتش به سبب رسمی نمودن مذهب شیعه در ایران است . شاه اسماعیل با در پیش گرفتن سیاست های آپارتاید مذهبی اش و کشتار سنی ها و تحریک عثمانیان ، زمینه را برای حمله عثمانیان در زمان حکومت سلطان سلیم عثمانی به ایران فراهم کرد ، سلطان سلیم که خود را خلیفه مسلمین نام نهاده بود در سال 1514 میلادی به ایران حمله کردند ، در مهمترین نبرد با سپاهیان شاه اسماعیل صوفی در محلی به نام چالدران ، سپاهیان ایرانی شکست خوردند و مناطق شمال شرق ایران از جمله منطقه مهم دیاربکر به تصرف  عثمانیان درآمد . بی شک شاه عباس اول مقتدرترین پادشاه صفوی بود که زمان او بسیاری کارها سامان یافت و بسیاری از شهرها آباد شد ، ارتش ترمیم شد و امنیت نسبی در کشور حکمفرما گشت . بی تردید آخرین پادشاه صفوی ، شاه سلطان حسین یکی از بی عرضه ترین پادشاهان تاریخ ایران بوده است ، که چند شورشی افغان توانستند با استفاده از بی لیاقتی وی از فرصت استفاده نموده و حتی پایتخت شهر اصفهان را نیز تصرف کنند ، حکومت افغان ها بر ایران بسیار کوتاه بود ، نادر یکی از جنگجویان طایفه افشار بود که با متحد شدن با چندین قبیله بزرگ دیگر توانست افغان ها را از ایران بیرون براند و سلسله افشاریان را بنا نهاد . افشاریان چندان دوامی نداشت و حکومت زند با کریمخان زند به قدرت رسید ، حکومت زند نیز با شرایطی مشابه با افشاریان مواجه شد و آخرین فرمانروای زند لطفعلی خان به دست آقا محمد خان قاجار کشته شد ، بدین ترتیب حکومت زندیان خاتمه یافت و سلسله قاجار ( Qajar Dynasty ) توسط آقا محمد خان قاجار تأسیس شد .

آغاز حکومت قاجار ، معاهدات تحمیلی و سرانجام پیروزی انقلاب مشروطه :

 آقا محمد خان پس از بنیان گذاری حکومت قاجار دو لشکرکشی هم یکی به تفلیس و دیگری به منقطه قفقاز داشت که در جریان لشکرکشی به قفقاز به دست یکی از سرداران سپاهش کشته شد . به قدرت رسیدن فتحعلی شاه قاچار مصادف بود با اوج گرفتن رقابت های استعماری بین ابر قدرت های آن زمان یعنی روسیه ، بریتانیا و فرانسه . فتحعلی شاه که از قدرت روسیه به شدت بیمناک بود به هر دری زد که حمایت فرانسه و بریتانیا را که در آن زمان رقیب روسیه بودند را جلب کند ، معاهده بی نتیجه فین کنشتاین و تیسیلیت با فرانسه ( در معاهده تیسیلیت ناپلئون در حالی که با شاه قجر قرارداد امضاء کرده بود در پشت پرده با روس ها کنار آمد که این ماجرا باعث شد که فتحعلی شاه به کلی از فرانسه قطع امید کند ) نتیجه ای در پی نداشت ، بدین ترتیب شاه قاجار دست به دامان بریتانیا شد ولی قردادهایی هم مانند قرارداد سر جان ملکم ، مجمل و مفصل که با بریتانیا منعقد شد عملاً بیهوده بود . روس ها نیز از ضعف فتحعلی شاه استفاده نموده و با فتح گرجستان و گنجه خود را به سرحدات ایران رساندند و در جنگ اصلاندوز سپاهیان فتحعلی شاه قاجار را شکست دادند و دو عهدنامه استعماری گلستان و عهدنامه ترکمانچای را به ایران تحمیل کردند . در عهدنامه گلستان ، گرجستان ، داغستان ، قره باغ ، شروان ، شکی ، موقان گنجه و بخش علیای طالش از ایران جدا و به روسیه واگذار شد . طی جنگ دوم ایران و روسیه نیز ایروان و نخجوان طی عهدنامه ترکمانچای به روسیه رسید . پس از فتحعلی شاه ، پسرش محمدشاه به قدرت رسید ، در زمان محمد شاه اختلافات با عثمانی ها باز هم بالا گرفت و برای جلوگیری از وقوع جنگی دیگر معاهده ارزنه الروم به امضاء رسید که نماینده ایران ، میرزا تقی خان فراهانی بود که بعداً با نام " امیر کبیر " صدراعظم ناصرالدین شاه شد . شاید این معاهده از معدود معاهداتی باشد که ایران هم در آن به حقی هرچند جزئی می رسد . پس از محمد شاه ، ناصرالدین شاه جانشین او شد ، او از وجود صدراعظم کاردان و بالیاقتی مثل امیرکبیر بهره می برد ، بریتانیا که ادامه صدارت امیرکبیر را تهدیدی برای خود تلقی می کرد به عامل خود ، میرزا آقا خان نوری دستور توطئه برای امیرکبیر را صادر کرد . با اقدامات آقاخان نوری و مهد علیا ، مادر ناصرالدین شاه برای تخریب امیرکبیر نزد ناصرالدین شاه ، سرانجام شاه به امیرکبیر بدگمان شده و ابتدا او را عزل  و سپس دستور قتل امیرکبیر را صادر کرد ، عاقبت امیرکبیر این بزرگمرد تاریخ ایران در حمام فین کاشان به قتل رسید . با قتل امیرکبیر زمینه برای امضای معاهده پاریس و جدایی افغانستان از ایران مهیا کرد . پس از مرگ ناصرالدین شاه ، پسرش مظفرالدین شاه به قدرت رسید . از مهترین وقایع و دستاوردهای دوران مظفرالدین شاه قاجار ، امضای فرمان مشروطیت و تصویب قانون اساسی ایران در 14 مرداد 1285 خورشیدی بود . پس از مظفرالدین شاه فرزندش محمدعلی میرزا به پادشاهی رسید ، محمدعلی شاه به مشروطیت بی اعنتایی کرده و به تمام آرمان های دموکراتیک مردم ایران پشت پا زد ، اقدام او که وی را به منفورترین پادشاه تاریخ ایران بدل کرد ، به توپ بستن مجلس شورای ملی به تاریخ 1907 میلادی بود ، محمدعلی شاه بسیاری از مشروطه خواهان را دستگیر و اعدام کرد ، ماهیت استبدادی حکومت محمدعلی شاه باعث تحریک جنبش های مدنی و مبارزه علیه استبداد شد ، شهرهای ایران یکی پس از دیگری سقوط کرد و به دست مشروطه طلبان افتاد . مشروطه خواهان از سراسر ایران به راه افتاده و راهی تهران شدند ، آنها تهران را فتح نموده و حکومت استبدادی محمدعلی شاه را ساقط کردند و با تشکیل شورای بهارستان ، پسر محمدعلی شاه ، پسر خردسالش احمد میرزا را جانشین او کردند ، محمدعلی شاه نیز خائنانه به سفارت روسیه پناه برد .

ظهور و سقوط حکومت پهلوی :

پس از انقلاب کمونیستی 1917 در روسیه ، توجه این کشور بیشتر بر روی مسائل داخلی کشور خود متمرکز شد و بدین ترتیب از مسائل ایران غافل ماند که همه شرایط برای تغییر سلطنت از قاجار که مورد حمایت روس ها بود به پهلوی فراهم شد . طی جنگ جهانی اول با اینکه هنوز مدت کمی از تاجگذاری احمد شاه نگذشته بود ایران با وجود اینکه اعلام بی طرفی کرده بود باز عرصه تاخت و تاز بین طرفین دعوا قرار گرفت ، روسیه از شمال ، ایران را مورد حمله قرار داد و از جنوب نیز انگلستان به بنادر جنوبی کشور هجوم می برد ، قهرمانانی همچون رئیسعلی دلواری مقاومت های دلیرانه ای را علیه متجاوزان بریتانیایی انجام دادند و در این راه جان خود را از هم از دست دادند . در فوریه 1921 برابر با بهمن 1299 خورشیدی ، رضا خان پهلوی با حمایت انگلستان کودتایی ترتیب داد ، پس از آن در سال 1925 خود را شاه نامید و سلسله پهلوی را پایه گذاری کرد . رضا شاه ، ایران را به سمت مدرنیزه شدن و غربی سازی پیش برد و اولین خطوط راه آهن سراسری را در کشور راه اندازی کرد و تمام قراردادهای خارجی را از جمله قرارداد نفتی دارسی ملغی اعلام کرد .

با آغاز جنگ جهانی دوم با آنکه ایران اعلام بی طرفی کرده بود ، متفقین در سپتامبر 1941 برابر با شهریور ماه 1320 ایران را به اشغال درآوردند ، رضا شاه استعفا نموده و توسط متفقین از ایران تبعید شد . پس از او پسرش ، محمدرضا شاه پهلوی جانشین او شد . درخشان ترین چهره سیاسی ایران در دوران پهلوی بی شک ، دکتر محمد مصدق بود مردی که روزی تاریخی را رقم زد ، 20 مارچ 1950 برابر با 29 اسفند 1329 صنعت نفت ایران ملی شد . ننگین ترین روز در تاریخ معاصر ایران ، 18 اوت 1953 برابر با 28 مرداد 1332 بود ، جایی که سرلشکر زاهدی طی کودتایی حکومت قانونی و مردمی دکتر مصدق را با کمک بیگانگان سرنگون کرد .

عکس : دکتر محمد مصدق ، نخست وزیر سابق ایران ( مصدق ، مردی که تا ابد در حافظه تاریخی ایرانیان ماندگار و جاوید خواهد ماند )

انقلاب اسلامی ؛ پایان استبداد پادشاهی ، آغاز استبداد روحانیون :

حاکمیت استبدادی محمدرضا شاه پهلوی و محدود کردن آزادی ها و به زندان انداختن بسیاری از فعالان سیاسی ، جنبش های مردمی را علیه سلطنت او در دهه 70 میلادی شکل داد . شاه در سال 1978 با ایجاد فضای باز سیاسی سعی در کاهش اعتراضات داشت ولی از این نکته غافل بود که با این کار در واقعه پروسه سقوط خود را تسریع کرده و شتاب می بخشد ، همان طور که انتظار می رفت ، فضای باز سیاسی نیز نتوانست جلوی سقوط محمدرضا شاه پهلوی را بگیرد . با شدت گرفتن اعتراضات مردمی ، محمدرضا پهلوی در 16 ژانویه 1979 به همراه خانواده اش از کشور فرار کرد ، پیش از این ، او به ناچار یکی از اپوزیسیون های خود ، دکتر شاپور بختیار را به نخست وزیری منصوب کرده بود . 1 فوریه 1979 ، روحانی در تبعید ، آیت الله روح الله خمینی به ایران بازگشت و ده روز بعد در تاریخ 11 فوریه 1979 ، برابر با 22 بهمن 1357 پیروزی انقلاب اسلامی را اعلام نمود . در 1 آپریل 1979 برابر با 12 فروردین 1358 رفراندومی برگزار شد که 98 % شرکت کنندگان به حکومت جمهوری اسلامی رأی داده و این روز به عنوان روز استقرار حکومت جمهوری اسلامی شناخته می شود . خمینی پس از مستحکم شدن قدرتش اقدام به ایجاد نوعی استبداد دینی با تکیه بر بنیادگرایی اسلامی در کشور نمود . او اصرار به پوشیدن روسری و حجاب اجباری برای زنان داشت ، مشروبات الکلی را ممنوع کرد ، موسیقی غربی را تقبیح کرد ، آب تنی زنان و مردان با هم را غیرمجاز شمرد ، رسانه های آزاد را تعطیل و مابقی را تحت کنترل خود درآورد ، فعالیت دانشگاهها را به مدت چهار سال متوقف و شروع به پاکسازی دانشگاهها از عناصر غیر خودی و به گفته او غربزده نمود که این واقعه به انقلاب فرهنگی معروف شد ، او همچنین تمام احزاب سیاسی را نیز محو نمود . پس از استقرار جمهوری اسلامی ، مهندس مهدی بازرگان نیز به عنوان رئیس دولت موقت منصوب شد .

عکس : محمدرضا شاه پهلوی ، آخرین شاه ایران :

قطع ارتباط دیپلوماتیک ایران و آمریکا در پی اشغال سفارت این کشور در تهران :

در 4 نوامبر 1979 تعدادی از شبه نظامیان انقلابی با عنوان " دانشجویان پیرو خط امام " با بالا رفتن از دیوار سفارت آمریکا در تهران این سفارت را به اشغال درآورده و 52 تن از پرسنل سفارت را به مدت 444 روز به گروگان گرفتند . کارتر ، رئیس جمهور وقت آمریکا بی درنگ خواهان آزادی هرچه سریع تر گروگان ها شد ، خمینی این درخواست کارتر را رد کرد ، شورای امنیت نیز خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط گروگان ها شد . این اقدام نسنجیده برای ایران بسیار گران تمام شد و سرآغاز شروع تحریم های وسیع علیه ایران بود . با به نتیجه نرسیدن مذاکرات بر سر آزادی گروگان ها ، آمریکا از طریق نظامی برای آزادی گروگان ها وارد عمل شد و عملیات نظامی آنها در آوریل 1980 در صحرای طبس به علت طوفان شن به شکست انجامید . با فشارهای بین المللی سرانجام در 20 ژانویه 1981 و پس از 444 روز دیپلومات های به گروگان گرفته شده ی سفارت آمریکا آزاد شدند ، این اقدام نابخردانه انقلابیون نه تنها هیچ نتیجه ای عاید کشور نکرد بلکه باعث خسارات زیادی چه از منظر اقتصادی و چه از نقطه نظر حیثیت بین المللی به کشور شد .

عکس : روح الله خمینی ، بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی ایران :

آغاز جنگ هشت ساله بین ایران و عراق :

در 22 سپتامبر 1980 با بمباران چند شهر ایران توسط بمب افکن های عراقی ، جنگ ایران و عراق رسماً آغاز شد ، هرچند درگیری های پراکنده مرزی چندین ماه پیش از نیز آغاز شده بود . تا اواخر سال 1980 بسیاری از مناطق غربی ایران به اشغال ارتش صدام حسین درآمد ولی رزمندگان ایرانی با دلاوری مناطق اشغال شده را تا سال 1982 بازپس گرفتند ، این جنگ تا سال 1988 و به مدت هشت سال ادامه یافت که نتیجه آن کشته شدن یک میلیون نفر از هر دو طرف ، زخمی شدن هزار تن دیگر ، آواره شدن صدها هزار نفر و خسارت های صدها میلیارد دلاری بود . سرانجام ایران قطعنامه 598 سازمان ملل به منظور آتش بس را پذیرفت و این جنگ خانمان سوز در 20 آگوست 1988 پایان یافت . خمینی در 4 ژوئن 1989 درگذشت ، یک روز بعد مجلس خبرگان رهبری ، آیت الله علی خامنه ای ( Ali Khamenei ) را به عنوان رهبر انتخاب کردند . پس از انتخاب خامنه ای ، قانون اساسی اصلاح شده و در آن " ولایت فقیه " به " ولایت مطلقه فقیه " تغییر نام داد ، همچنین پست نخست وزیری از قانون اساسی حذف و اختیارات آن به رئیس جمهوری داده شد . در سال 1989 اکبر هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد ، او اهداف اقتصادی خود را عدم تمرکز اقتصادی و معرفی مکانیزم بازار آزاد معرفی کرد . در انتخابات سال 1993 او مجدداً برای چهار سال دیگر نیز در پست ریاست جمهوری ابقاء شد .

عکس : سید علی خامنه ای ، رهبر جمهوری اسلامی و جانشین آیت الله خمینی :

به قدرت رسیدن خاتمی ؛ تلاش او برای ایجاد فضای باز سیاسی و آزادی بیان با شکست رو به رو می شود :

محمد خاتمی ، روحانی معتدل و تقریباً گمنام ، پیش از انتخابات سال 1997 نامش بر سر زبان ها افتاد که وعده تغییرات اساسی در کشور به منظور نیل به دموکراسی می داد ، او مژده اعطای آزادی های بیشتر و رفع محدودیت ها را داد و از آن تحت عنوان " دموکراسی دینی " یاد کرد . محمد خاتمی در انتخابات 23 می 1997 با اکثریت مطلق 70 % درصدی ، رقیبش علی اکبر ناطق نوری را شکست داد و رئیس جمهور ایران شد ، پس از آن جنبش خاتمی به جنبش اصلاحات یا دوم خرداد معروف شد ، پیروزی قاطع او در مقابل محافظه کاران حاکم باعث شگفتی همگان شد . خاتمی از جنبش های اجتماعی و آزادی های سیاسی پشتیبانی کرد ولی این سیاست های لیبرال خاتمی به مذاق محافظه کاران و شخص خامنه ای به هیچ وجه خوش نیامد به طوری که پس از مدتی چون خاتمی خواسته های خود را با اهداف خامنه ای در تضاد می دید و با ادامه این سیاست ها خود را در تقابل با خامنه ای می دید از بسیاری از اصلاحات خود صرفنظر کرد . در انتخابات ژوئن 2001 ، خاتمی مجدداً با 77 % آراء پیروز شد . در ژانویه 2002 ، پرزیدنت بوش ، رئیس جمهور وقت آمریکا ، ایران را " محور شرارت " خواند و از ایران به عنوان مهمترین دولت فعال حامی تروریسم بین المللی یاد کرد .

عکس : سید محمد خاتمی ، رئیس جمهور سابق ایران :

سال 2003 ؛ برنامه های هسته ای سر به مُهر ایران افشا می شود :

در سال 2003 ، با به دست آمدن شواهدی مشخص شد ایران بیش از بیست سال فعالیت های هسته خود را بدون آگاه کردن جامعه جهانی از نیات خود به طور مخفیانه و غیرقانونی ادامه می داده است . آژانس بین المللی انرژی اتمی به شدت ایران را به خاطر پنهان کردن تأسیسات هسته ای اش مورد انتقاد قرار داد و از ایران خواست به بازرسان این آژانس اجازه دهد از تأسیسات هسته ای ایران بازرسی کنند . بر فشارهای بین المللی ، در دسامبر سال 2003 میلادی ، ایران از روی اکراه پیشنهاد تعلیق غنی سازی اورانیم را پذیرفت و به بازرسان اجازه داد به مرتباً از تأسیسات هسته ای ایران بازدید کنند . زلزله ای شدید به بزرگی 6/6 ریشتر بامداد 26 دسامبر 2003 ، شهر تاریخی بم در جنوب شرق ایران را لرزاند ، در این تراژدی بیش از 30 هزار از 80 هزار سکنه بم جان خود را از دست دادند ؛ این زلزله آسیب بسیار جدی را نیز به ارگ تاریخی بم وارد ساخت . در فوریه 2004 ، محافظه کاران پیروز انتخابات مجلس ایران شدند ، در حالی که در این انتخابات ، شورای نگهبان بیش از 2500 نامزد اصلاح طلب را که هشتاد تن آنها دوره قبل نماینده مجلس ایران بودند را رد صلاحیت کرد . آژانس بار دیگر ایران را به خاطر آنچه عدم همکاری و شفاف سازی کامل از جانب ایران می خواند مورد سرزنش قرار داد . در انتخابات ژوئن 2005 ، شهردار سابق تهران و یک محافطه کار تندرو به نام ، محمود احمدی نژاد ( Mahmoud Ahmadinejad ) با کسب 62% آراء رئیس جمهور ایران شد . احمدی نژاد که در بین اقشار روستایی و فقیر نیز محبوبیت داشت با شعار مبارزه با فساد و متهم کردن برخی چهره های شناخته شده نظام به فساد اقتصادی به قدرت رسید که این شعارش نیز کمک فراوانی به او برای پیروزی در انتخابات نمود . احمدی نژاد مواضع ضد غربی و ضد اسرائیلی خود را پنهان نکرد و با " لکه ننگ " و " جرثومه فساد " خواندن اسرائیل خواهان محو این کشور از روی نقشه جهان شد .

عکس : محمود احمدی نژاد ، رئیس جمهور ایران :

ایران برنامه های بحث برانگیز هسته ای خود را از سر می گیرد :

در ژانویه 2006 ایران با باز نمودن مهر و موم هایی که آژانس بر تأسیسات هسته ای آن کشور نصب کرده بود ، بار دیگر فعالیت های هسته ای خود را از سر گرفت . بریتانیا ، فرانسه و آلمان مذاکرات با ایران را متوقف کردند ، آمریکا نیز ایران را تهدید به ارجاع پرونده هسته ای آن کشور به شورای امنیت سازمان ملل نمود . روسیه و چین ، دو کشوری که روابط اقتصادی تنگاتنگی با ایران داشتند با برقراری تحریم های شدید اقتصادی علیه ایران مخالفت کردند . در آوریل 2006 ایران اعلام کرد توانسته اورانیم را تا تهیه کیک زرد و تولید UF6 غنی کند . شورای امنیت سازمان ملل نیز دو قطعنامه تحریمی نه چندان سنگین را در جولای و آگوست علیه ایران به مرحله اجرا گذاشت . در ماه می 2007 ، آژانس اعلام کرد ایران 1300 دستگاه سانتریفیوژ جهت غنی سازی اورانیوم در تأسیسات هسته ای اش فعال کرده است ، ایران در سپتامبر اعلام کرد به زودی 3 هزار دستگاه سانتیریفیوژ را به منظور غنی سازی اورانیم وارد مدار می کند . پرزیدنت بوش نیز مجدداً ادعاهای خود را مبنی بر تهدید بودن ایران برای صلح جهانی تکرار کرد  . در ماه می 2008 ، علی لاریجانی ، دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی و مذاکره کننده ارشد پیشین هسته ای ایران به عنوان رئیس مجلس انتخاب شد . در جولای 2008 ، ایران 9 موشک میان برد و دوربرد خود را آزمایش کرد ، پرتاب این موشک ها مجدداً نگرانی جامعه جهانی را برانگیخت چرا که برد این موشک ها بیش از 2200 کیلومتر بوده و قادر است عمق خاک اسرائیل را نیز هدف قرار دهد . چند روز بعد ، مذاکرات کننده ارشد هسته ای ایران ، سعید جلیلی در ژنو با نمایندگان پنچ به علاوه یک ، یعنی آمریکا ، فرانسه ، بریتانیا ، روسیه و چین به اضافه آلمان دیدار کرد ، این دیدار با رد پیشنهاد پنج به علاوه یک از جانب ایران بی نتیجه پایان یافت . مخالفت چین و روسیه با تحریم بیشتر ایران نیز فعالیت های غرب برای اعمال مجازات علیه ایران را موقتاً معلق نمود . در ژانویه 2009 و به مناسبت سی امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ، ایران یک موشک را که به گفته این کشور حامل ماهواره مخابراتی به فضا بود را پرتاب کرد . آمریکا با ابراز نگرانی از پرتاب این موشک ، نسبت به گسترش موشک های دوربرد بالستیک هشدار داد .

انتخابات ریاست جمهوری 2009 در ایران و پیامدهای آن :

انتخابات ریاست جمهوری 2009 با رقابت چهار کاندیدا ، میرحسین موسوی و مهدی کروبی ( اصلاح طلب ) و محسن رضایی و محمود احمدی نژاد ( محافظه کار " اصولگرا " ) همراه بود . برقراری مناظره تلویزیونی بین کاندیداها فضای داغ و ملتهب سیاسی در کشور ایجاد نمود . در 12 ژوئن 2009 انتخابات برگزار شد که در آن محمود احمدی نژاد به عنوان برنده با 62 % آراء معرفی شد . روز بعد آشوب پایتخت و چندین شهر بزرگ را فراگرفت و خیابان ها مملو از جمعیتی شد که ادعای تقلبات آشکار و گسترده در انتخابات را مطرح کردند ، میرحسین موسوی و مهدی کروبی ضمن صحه گذاشتن بر این ادعا به این اعتراضات پیوستند ، این اعتراضات به طرز وحشیانه ای توسط دولت سرکوب شد و بیش از 30 نفر کشته ، صدها تن نیز زخمی و بازداشت شدند . این اعتراضات هم اکنون نیز که مراسم تنفیذ و تحلیف احمدی نژاد پایان یافته کماکان ادامه دارد .

عکس : ناآرامی در تهران پس از انتخابات :

نژاد 51 ٪ مردم ایران ، فارس ، 24 % آذری ، 8 % گیلکی و مازندرانی ، 7 % کرد ، 3 % عرب ، لر 2 % ، بلوچ 2 % و ترکمن 2 % می باشد . همچنین دین 98 % ایرانیان ، مسلمان ( شامل 89 % شیعه و 9 % سنی ) می باشد ، همچنین 2 % مابقی نیز زرتشتی ، مسیحی ، یهودی و بهایی می باشند . زبان رسمی کشور ، فارسی می باشد ، ترکی ، کردی ، لری ، بلوچی و عربی نیز در برخی مناطق رایج می باشد . واحد پول ایران ریال با واحد جزء تومان می باشد . اقتصاد ایران به شدت به نفت متکی است به طوری که 80 % صادرات ایران را نفت و فراورده های نفتی مانند مواد شیمیایی و صنایع پتروشیمی و مشتقات حاصل از نفت تشکیل می دهند ، میوه جات ، خشکبار و قالی نیز از دیگر صادرات ایران می باشد .

پرچم سابق ایران ( شیر و خورشید ) :

پرچم فعلی ایران :

ایران مشتمل بر 30 استان می باشد :

 

۱ - آذربایجان شرقی : تبریز

2 – آذربایجان غربی : ارومیه

3 – اردبیل : اردبیل

4 – اصفهان : اصفهان

5 – ایلام : ایلام

6 – بوشهر : بوشهر

7 – تهران : تهران

8 – چهارمحال و بختیاری : شهرکرد

9 – خراسان جنوبی : بیرجند

10 – خراسان رضوی : مشهد

11 – خراسان شمالی : بجنورد

12 – خوزستان : اهواز

13 – زنجان : زنجان

14 – سمنان : سمنان

15 – سیستان و بلوچستان : زاهدان

16 – فارس : شیراز

17 – قزوین : قزوین

18 – قم : قم

19 – کردستان : سنندج

20 – کرمان : کرمان

21 – کرمانشاه : کرمانشاه

22 – کهکیلویه و بویراحمد : یاسوج

23 – گلستان : گرگان

24 – گیلان : رشت

25 – لرستان : خرم آباد

26 – مازندران : ساری

27 – مرکزی : اراک

28 – هرمزگان : بندرعباس

29 – همدان : همدان

30 – یزد : یزد

 

نوشته شده توسط جهان شناس در 18:37 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه هجدهم اسفند 1387

کشور تاجیکستان

جمهوری تاجیکستان ( Republic of Tajikestan ) کشوری است واقع در آسیای مرکزی ، غرب چین ، جنوب قرقیزستان ، شرق ازبکستان و شمال افغانستان . پایتخت تاجیکستان ، شهر دوشنبه با حدود 600 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت تاجیکستان 143.100 کیلومتر مربع و جمعیت آن 7 میلیون و 212 هزار نفر است . از مهمترین شهرهای تاجیکستان می توان به خجند 150 هزار نفر ، کولاب 80 هزار نفر ، قرغان تپه 65 هزار نفر و اورا تپه 55 هزار نفر اشاره کرد . تاجیکستان در منطقه ای با عرض جغرافیایی متوسط و اقلیمی قاره ای واقع شده است ، از نظر آب  و هوایی تاجیکستان دارای تابستان هایی گرم و زمستان هایی معتدل می باشد . در منطقه ای که رشته کوههای پامیر قرار دارد ، اقلیم نیز به نیمه قطبی و قطبی تغییر می نماید . بلندترین نقطه تاجیکستان قله اسماعیل سامانی ( Qullai Ismoili Somoni ) نام دارد که با 7495 متر ارتفاع در شرق کشور و در میان سلسله جبال پامیر ، بلندترین قله آن نیز محسوب می شود ، ناگفته نماند که رشته کوههای آلای ( Alay Mountains ) و رشته کوههای پامیر ( Pamirs ) به ترتیب شمال و شرق تاجیکستان را در بر گرفته است . تاجیکستان از جمله کشورهای زلزله خیز به شمار می رود . تاجیک ها که زبانی مشابه زبان فارسی دارند در دوران داریوش اول هخامنشی جزیی از امپراطوری پهناور ایران بودند . منطقه تاجیکستان در 333 پیش از میلاد توسط اسکندر مقدونی تصرف شد ، با اشغال این منطقه توسط اعراب در بین قرون 7 و 8 میلادی مردم آن نیز اسلام آوردند . تاجیکستان به صورت پی در پی توسط ازبک ها و سپس افغان ها فتح شد . در سال 1860 تاجیکستان مورد ادعای روسیه قرار گرفت . در سال 1924 و به دنبال تشکیل اتحاد جماهیر شوروی به عنوان یکی از جمهوری های شوروی در داخل این اتحاد حل شد . در آگوست 1990 رهبر کمونیست تاجیکستان علیه دولت گورباچف کودتایی را ترتیب داد . سرانجام تاجیکستان در روز 9 سپتامبر 1991 رسماً از اتحاد جماهیر شوروی اعلام استقلال کرد . تاجیکستان در 21 دسامبر 1991 به ده کشور دیگری پیوست که دولت های مستقل مشترک المنافع را تشکیل داده بودند . پس از استقلال و در سال 1992 تاجیکستان جنگ های داخلی دوره ای را تجربه کرد که صحنه نبردهای مسلحانه بین دو گروه اپوزیسیون دموکرات و اسلام گرا با دولت کمونیست مرکزی بود ، در این جنگ های داخلی تاجیکستان بیش از 60 هزار نفر جان خود را از دست دادند . طی موافقت نامه صلحی که در 27 ژوئن 1997 در مسکو به امضاء رسید ، رئیس جمهور امامعلی رحمانف ( Imomali Rakhmonov ) با ائتلافی از شبه نظامیان اسلام گرا موسوم به ( United Tajik Opposition ) " UTO " برای پایان درگیری ها و جنگ های داخلی به توافق رسید و خشونت های 5 ساله تاجیکستان به پایان یافت . در انتخابات پارلمانی که در 25 مارچ 2005 در تاجیکستان برگزار شد ، حزب رئیس جمهور تاجیکستان ، موسوم به حزب دموکراتیک خلق تاجیکستان ( People's Democratic Party of Tajikestan ) یا PDPT با کسب 80 % آراء پیروز انتخابات پارلمانی شد . هرچند صحت و اعتبار این انتخابات مورد تأیید ناظران بین المللی واقع نشد . امامعلی رحمانف در شرایطی در انتخابات 6 نوامبر 2006 پیروز و سومین دوره ریاست جمهوری اش را آغاز کرد که این انتخابات با تحریم گسترده احزاب اپوزیسیون همراه بود . از 20 ژانویه 1999 نیز عاقل عاقل اف ( Oqil Oqilov ) به سمت نخست وزیر تاجیکستان منصوب شد .

عکس : امامعلی رحمانف ، رئیس جمهور تاجیکستان :

پرونده سیاه دولت تاجیکستان در زمینه حقوق بشر :

دولت تاجیکستان ضمن تعطیلی رسانه های مستقل داخل کشور ، اقدام به بازداشت و زندانی کردن رهبران اپوزیسیون می کند . دولت رحمانف همچنین به نقض گسترده حقوق بشر و سوء استفاده و فساد دولتی نیز متهم شده است .

نژاد 80 % مردم تاجیکستان ، تاجیکی ، 15 % ازبک ، 1 % روس و 1 % نیز قرقیز می باشد . همچنین دین85 % تاجیکی ها ، مسلمان سنی  و5 % نیز مسلمان شیعه می باشد . تاجیکی که شاخه ای از زبان فارسی می باشد ، زبان رسمی در تاجیکستان تلقی می شود ، زبان روسی و به خصوص خط سیریلیک روسی نیز پس از اتحاد جماهیر شوروی بسیار در تاجیکستان گسترش پیدا کرد . واحد پول تاجیکستان ، سامانی با واحد جزء دینار نام دارد . از مهمترین صادرات تاجیکستان می توان به آلومینیوم ، برق ، پنبه ، میوه جات ، روغن نباتی و منسوجات اشاره کرد .

 

* آیا می دانستید 93 % از مساحت تاجیکستان را نواحی کوهستانی و یخچال های طبیعی که سرچشمه بسیاری از رودهای آسیای میانه هستند ، تشکیل می دهد ؟

* آیا می دانستید قله اسماعیل سامانی در دوران اتحاد جماهیر شوروی ، قله کمونیزم نامیده می شد ؟

 

آشپزی در حال تهیه ناهار در یک کافه در دوشنبه ، تاجیکستان ؛ رستوران ها در تاجیکستان معمولاً بیشتر غذاهای روسی و غربی طبخ و عرضه می نمایند :

 

چند پیرمرد ملبس به پوشش محلی تاجیکی رو به روی یک سالن تئاتر که در دوران شوروی سابق در تاجیکستان ساخته شده ، نشسته اند :

 

دختربچه تاجیک به بزهایی که در کوههای پامیر مشغول چرا هستند خیره شده است :

تاجیکستان مشتمل بر 2 استان و یک منطقه خودمختار * می باشد :

 

1 - ختلان ( Khatlon ) :  قُرغان ‌تپه ( Qurghonteppa )

2 - سغد ( Sughd ) :  خجند ( Khujand )

---------------------------------------------------------------------

1 - کوهستان بدخشان * ( Badakhshon ) : خاروغ ( Khorugh )

 

نوشته شده توسط جهان شناس در 10:54 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه دوازدهم اسفند 1387

کشور برونئی

برونئی دارالسلام ( Brunei Darussalam ) کشوری است واقع در جنوب شرق قاره آسیا ، شمال جزیره برونئو ( کالیمانتان ) ، بین دو ایالت صباح و ساراواک ( مالزی ) و در کنار دریای چین جنوبی . پایتخت برونئی ، بندر سری بگاوان ( Bandar Seri Begawan ) با نزدیک به 80 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت برونئی 5770 کیلومتر مربع و جمعیت آن حدود 382 هزار نفر است . از مهمترین شهرهای برونئی می توان به ، کوالابلایت 28 هزار نفر ، سریا 24 هزار نفر ، و توتونگ 15 هزار نفر اشاره کرد  . برونئی دارای آب و هوایی حاره ای ، گرم و مرطوب است ، همچنین برونئی از نظر اقلیمی دارای دشت های صاف ساحلی و مناطق کوهستانی در شرق و سرزمین های پست تپه ای در غرب می باشد . بلندترین نقطه برونئی ، قله بوکیت پاگون ( Bukit Pagon ) با 1850 کیلومتر نام دارد که در شرق برونئی واقع شده است . برونئی در قرن ششم میلادی روابط بازرگانی خود را با چین آغاز کرد ، در طی قرون 13 تا 15 میلادی تحت تبعیت پادشاهی ماجاپاهیت ( Majapahit ) که بر جزیره جاوه حکومت می کرد ، درآمد و تحت تأثیر عقاید هندو قرار گرفت . پس از انحطاط و زوال سلسله ماجاپاهیت و تغییر کیش و آیین به اسلام به یک سلطان نشین مستقل مبدل گشت . برونئی طی قرون 16 تا 19 میلادی ، برونئی مقتدرترین دولتی بود که بر شمال جزیره برونئو حکومت می کرد ، برونئی در قرن 19 میلادی به شدت ضعیف شد به طوری که در سال 1841 منطقه ساراواک که جزء قلمرو اش بود را نیز از دست داد ، با نفوذ گسترده قدرت بریتانیا در این منطقه ، برونئی در سال 1888 به صورت تحت الحمایه بریتانیا درآمد ، در سال 1905 نیز به وابسته بریتانیا بدل شد . برونئی در جریان جنگ جهانی اول توسط قوای ژاپنی اشغال شد و در سال 1945 به وسیله نیروهای استرالیایی آزاد شد . این سلطان نشین در سال 1959 امکان کنترل بر امور داخلی خویش را بازیافت ولی تا زمان استقلال یعنی ، سال 1984 هنوز بریتانیا مسئولیت دفاع و امور خارجی این کشور را بر عهده داشت . برونئی در اول ژانویه 1984 از بریتانیا اعلام استقلال کرد . سلطان حاجی حسن البولکیاه معزالدین ( Sultan Haji Hassan Al-Bolkiah Moezoddin ) در 5 اکتبر 1967 در سن 22 سالگی و پس از مرگ پدرش ، عمر علی صفی الدین ( Omar Ali Safiuddin ) بر تخت سلطنت نشست .

عکس : سلطان حاجی حسن البولکیاه معزالدین ، سلطان برونئی :

در دوران او بود که میدان نفتی سریا که یک میدان غنی می باشد کشف و استخراج از آن آغاز شد و ثروت هنگفتی را عاید این سلطان نشین کوچک کرد . در آگوست 1998 شاهزاده تحصیل کرده ی آکسفورد ، شاهزاده المهتدی بالله ( Prince Al-Muhtadee Billah ) به عنوان ولیعهد و وارث حکومت سلطنتی 500 ساله ی برونئی شد . سلطان البولکیاه اولین گامهای هوشیارانه خود را در جهت نیل به دموکراسی و اصلاحات در سپتامبر 2004 برداشت ، جایی که پارلمان را که فعالیتش پس از استقلال برونئی در سال 1984 متوقف شده بود را مجدداً برقرار نمود . البولکیاه در ماه می 2005 آنجا مورد تحسین گسترده قرار گرفت که چهار تن از اعضای کابینه اش از جمله وزیر آموزش و پرورش را که سعی در گسترش آموزه های مذهبی در مدارس داشتند را از کار برکنار کرد . نژاد 66 % مردم برونئی ، مالایایی ، 11 % چینی و 3 % نیز بومی می باشد ،همچنین دین 67 % در برونئی ، اسلام ( اسلام دین رسمی در برونئی به شمار می رود ) ، 13 % بودایی و 10 % نیز مسیحی است . زبان رسمی در برونئی ، مالایایی است ، زبانهای انگلیسی و چینی نیز رایج می باشد . واحد پول برونئی ، دلار با واحد جزء سنت نام دارد . صادرات برونئی را نفت خام ، گاز طبیعی ، نفت تصفیه شده و پوشاک تشکیل می دهند .

 

 

* آیا می دانستید برونئی بیشترین درآمد سرانه را به ازای هر نفر در بین کشورهای آسیایی دارد ؟ 

* آیا می دانستید سلطان برونئی یکی از ثروتمندترین مردان جهان است ؟

* آیا می دانستید سلطان برونئی علاوه بر مقام سلطنت ، حائز مقام نخست وزیری نیز می باشد ؟

 

خانه های چوبی که در کنار رود برونئی بنا شده اند ، بندر سری بگاوان ، برونئی :

 

 پسر بچه ای به بزرگسالانی که در مسجدی در بندر سری بگاوان مشغول ادای نماز ظهر هستند خیره شده است ؛ شافعی که یکی از فرقه های دین اسلام است ، مذهبی ملی در برونئی قلمداد می شود :

مسجد عمر علی صفی الدین در کنار رودخانه برونئی ؛ برونئی دارای نظام مشروط سلطنتی است ، سلطان رئیس دولت بوده و نهادهای سیاسی زیر نظر وی اداره می شوند :

برونئی دارای 4 ناحیه می باشد :

 

1 - بلایت ( Belait )

2 - برونئی و موارا ( Brunei and Muara )

3 - تمبورونگ ( Temburong )

4 - توتونگ ( Tutong )

 

نوشته شده توسط جهان شناس در 13:53 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هشتم اسفند 1387

کشور اسرائیل

اسرائیل ( Israel ) به عبری ( Medinat Yisra'el ) " مدینات ییسرائل " کشوری است واقع در خاورمیانه و کنار دریای مدیترانه در غرب ، جنوب لبنان ، غرب سوریه ، شمال شرق مصر و شبه جزیره سینا و غرب اردن . سرزمین های فلسطینی نشین کرانه غربی ( West Bank ) و نوار غزه ( Gaza Strip ) نیز به ترتیب شرق و مرکز ، و جنوب اسرائیل را دربرگرفته است . پایتخت اسرائیل ، شهر اورشلیم با حدود 700 هزار نفر جمعیت می باشد . از مهمترین شهرهای اسرائیل می توان به تل آویو با 370 هزار نفر و بندر حیفا با 285 هزار نفر جمعیت اشاره کرد . مساحت اسرائیل 20 هزار و 770 کیلومتر مربع و جمعیت آن حدود 7 میلیون و 115 هزار نفر است . جنوب اسرائیل به واسطه قرار گرفتن در صحرای نگو ( Negev Desert ) و همچنین شرق این کشور دارای اقلیمی بیابانی و نیمه بیابانی و آب و هوایی گرم و خشک است . غرب و شمال این کشور نیز به دلیل همجواری با دریای مدیترانه دارای آب و هوایی مدیترانه ای می باشد . بلندترین نقطه اسرائیل قله هار مرون ( Har Meron ) با 1208 متر ارتفاع در شمال اسرائیل واقع شده است . سرزمین فلسطین که سرزمینی مقدس برای یهودیان ، مسیحیان و مسلمانان قلمداد می شود سرزمین آبا و اجدادی یهودیان و دولت یهودی مدرن امروز اسرائیل می باشد ، این سرزمین در زبان عبری باستان ، کنعان ( Canaan ) خوانده می شده است . فلسطین مشتق شده از نام مسلمانانی است به همین نام که نژادی عرب داشتند و در قرن 12 بعد از میلاد ، مناطق ساحلی جنوب اسرائیل را اشغال نمودند . قلمرو یهود در 1000 پیش از میلاد بر این منطقه حکمفرما شد و سپس ، قلمرو یهودا و اسرائیل از یکدیگر منفک گردید . پس از آن سرزمین اسرائیل به کرات مورد هجوم آشوری ها ، بابلیان ، مصریان و رومی ها قرار گرفت . در 135 بعد از میلاد اندکی از یهودیان با ترک فلسطین اجتماعات پراکنده ولی استواری را پس از تبعید اجباری بابلیان شکل دادند ، هنگام تبعید یهودیان ، کورش هخامنشی پادشاه ایران نقش کلیدی را برای جلوگیری از انقراض نسل یهودیان ایفا کرد . فلسطین پس از گرویدن امپراطوری قسطنطنیه به آیین مسیح به زیارتگاه مسیحیان بدل شد . پس از امپراطوری بیزانس این اعراب بودند که در سال 635 میلادی کنترل فلسطین را در دست گرفتند ، بعد از یک دوره جنگ های خونین صلیبی ، اعراب و نیز ترکان عثمانی نیز در طول مقاطعی تا قرن 20 میلادی بر فلسطین مسلط بودند . طی جنگ جهانی اول نیروهای بریتانیایی ، ترکان عثمانی را شکست داده و سپس در سال 1923 سرزمین فلسطین تحت قیومیت بریتانیا زیر نظر جامعه ملل درآمد .

مهاجرت یهودیان به سرزمین های فلسطینی آغاز شده و زمینه برای استقلال اسرائیل فراهم گشت :

در اوایل قرن 19 میلادی و توسط جنبش های صهیونیست اسکان یهودیان در سال 1820 در سرزمین های فلسطینی آغاز شد . در سال 1917 و طی اعلامیه بالفور ( Balfour Declaration ) بریتانیا با تقاضای یهودیان مبنی بر تشکیل یک دولت مستقل در سرزمین های فلسطینی موافقت کرد . از سال 1930 رژیم هیتلر در آلمان دائما یهودیان را مورد تعقیب و آزار و اذیت قرار می داد ، پس از جنگ جهانی دوم وقوع فاجعه ای هولناک به اثبات رسید ، قبل و در طول جنگ جهانی دوم طی یک نسل کشی ، آلمان نازی بیش از 6 میلیون یهودی را قتل عام کرد ، این نسل کشی هولوکاست ( Holocaust ) نام گرفت . پس از این واقعه احساسات بین المللی حاکی از همدردی با بازماندگان این حادثه افزایش یافت . با این حال اعراب در فلسطین و سایر کشورهای عربی مخالفت خود را با تقسیم فلسطین ابراز داشتند . قیومیت بریتانیا پس از جنگ جهانی دوم بر فلسطین خاتمه یافت . در 14 می 1948 ، شورای ملی یهودیان استقلال کشور اسرائیل را اعلام نموده و دولت اسرائیل تأسیس شد . آمریکا ساعاتی پس از اعلام استقلال دولت مستقل اسرائیل ، موجودیت این کشور را به رسمیت شناخت . روز بعد ، نیروهای جامعه عرب از مصر ، اردن ، سوریه ، لبنان و عراق به اسرائیل حمله بردند ، در 7 ژانویه 1949 آتش بس اعلام شد . این جنگ نه تنها عملاً هیچ دستاوردی برای اعراب در پی نداشت بلکه اسرائیل توانست 50 % نیز به قلمرو تحت سیطره خود بیفزاید . اسرائیل در این جنگ جلیل غربی ( Western Galilee ) از خاک فلسطین و دالان مرزی فلسطین مرکزی به سمت اورشلیم که بخش مدرن اورشلیم نیز بود را نیز زیر کنترل خود درآورد . در سال 1949 ، حیم وایزمن ( Chaim Weizmann ) به سمت رئیس جمهور و دیوید بن گوریون ( David Ben-Gurion ) نیز به نخست وزیر اسرائیل منصوب شدند که اولین رئیس جمهور و نخست وزیر اسرائیل پس از استقلال لقب گرفتند . اسرائیل در 11 می 1949 به عضویت سازمان ملل متحد درآمد .

عکس : حایم وایزمن ، رئیس جمهور اسرائیل :

عکس : دیوید بن گوریون : نخست وزیر اسرائیل :

اسرائیل به دنبال جنگی دیگر ، قلمرو خود را گسترش می دهد :

درگیری دیگر اسرائیل با همسایگان عرب خود به دنبال ملی اعلام شدن کانال سوئز در سال 1956 و بسته شدن آن بر روی کشتی های اسرائیلی آغاز شد . اسرائیل با همکاری نیروهای بریتانیایی و فرانسوی نوار غزه را اشغال و از طریق صحرای سینا به کرانه شرقی کانال سوئز دست یافت . در سال 1967 جنگی دیگر آغاز گشت که به جنگ هفت روزه مشهور شد ، اسرائیل به صورت همزمان و به کرات پایگاه های هوایی سوریه ، اردن و مصر را مورد حمله هوایی قرار داد ، اعراب در جبهه زمینی نیز نقره داغ شدند . این جنگ ظرف مدت 6 روز با برتری قاطع اسرائیل خاتمه یافت . در این جنگ نیز اسرائیل 200 % به خاک خود افزود ، پس از پذیرش آتش بس توسط طرفین درگیر ، اسرائیل ، بلندی های گولان ( Golan Heights ) از خاک سوریه ، کرانه غربی رود اردن ، شهر قدیم اورشلیم ، کل صحرای سینای مصر و کرانه شرقی کانال سوئز را تحت اشغال خود درآورد . خودداری اسرائیل از بازپس دادن اراضی اشغالی موجب وقوع جنگ چهارم بین اعراب و اسرائیل شد ، جایی که در 6 اکتبر 1973 ، سوریه و مصر در روز مقدس یهودیان موسوم به یوم کیپور ( Yom Kippur ) " یوم کیپور روز مقدس یهودیان و روز کفاره و طلب بخشایش است " ، به اسرائیل یورش بردند ، این جنگ که به جنگ اکتبر نیز معروف شد پس از دو هفته پایان یافت ، در این جنگ مصر توانست اندکی از اراضی اشغالی را بازپس گیرد .

امضای پیمان صلح بین مصر و اسرائیل ، آرامشی موقت در خاورمیانه ایجاد می کند :

تحولی آشکار در تاریخ پر پیچ و خم خاورمیانه به منظور نیل به صلح در 9 نوامبر 1977 به وقوع پیوست ، جایی که انور سادات ( Anwar Sadat ) رئیس جمهور وقت مصر به مذاکرات با اسرائیل جهت برقراری آشتی اظهار تمایل کرد . نخست وزیر اسرائیل ، مناخیم بگین ( Menachem Begin ) نیز در 15 نوامبر از انور سادات به منظور سفر به اسرائیل و سخنرانی در کنست ( Knesset ) یا پارلمان این این کشور دعوت به عمل آورد ، با سفر چهار روزه انور سادات به اسرائیل امیدهای جهانی به منظور دستیابی به صلح در خاورمیانه دوباره زنده شد . مذاکرات دو ساله مصر و اسرائیل به نتیجه رسید و سرانجام در 14 مارچ 1979 کنست اسرائیل پیمان صلح را تصویب نمود ، پس از آن بگین و سادات طی آیینی که در کاخ سفید و به همراه جیمی کارتر ئیس جمهور وقت آمریکا برگزار شد اسنادی را به امضاء رساندند ، در روز 25 می نیز اسرائیل صحرای سینای مصر را که در جنگ شش روزه سال 1967 اشغال کرده بود به این کشور بازپس داد . صلح شکننده در خاورمیانه دوام چندانی نداشت ، در روز 9 ژوئن 1982 حمله ای سنگین را به جنوب لبنان آغاز کرد جایی که سازمان آزادی بخش فلسطین ( Palestinian Liberation Organization ) موسوم به " PLO " سنگر گرفته بودند ، زیرا مدتی بود این جنبش با اعمال تروریستی گاه و بیگاه ، امنیت اسرائیل را تهدید می کرد . اسرائیل مواضع PLO را در صور و صیدا نابود کرد و در 10 ژوئن به حومه بیروت رسید . پیمان صلحی با میانجی گری و واسطه شدن آمریکا در 17 می 1983 که زمینه را برای خروج نیروهای اسرائیل از لبنان فراهم کرد ، اسرائیل اگرچه بیروت و مناطق اطراف آنرا تخلیه کرد ولی همچنان در جنوب لبنان باقی ماند ، اما همچنان زد و خورد های گاه و بیگاه ادامه یافت . لبنان تحت فشار سوریه پیمان صلح را در مارچ 1984 لغو کرد .

عکس : مناخیم بگین ، نخست وزیر ، رهبر بزرگ و بنیانگذار حزب لیکود :

شهرک نشینان یهودی تنش ها را میان اسرائیل و فلسطینیان افزایش دادند :

اگرچه پس از تشکیل دولت مستقل اسرائیل بیشتر اعراب از این منطقه آواره شدند با این حال اعراب اسرائیلی یک پنجم جمعیت اسرائیل را تشکیل می دهند که دو سوم از آنها مسلمان و بقیه مسیحی و دروزی هستند . فلسطینیانی که در کرانه باختری و نوار غزه ، شورش هایی را در سال 1987 سامان دادند که آنرا انتفاضه ( Intifada ) یا قیام سنگ نامیدند . گسترش خشونت ها پلیس اسرائیل را به سخت گیری بیشتر و تلافی اقدامات فلسطینیان مجبور ساخت . شهرک سازی فزاینده و گسترده مهاجر نشینان یهودی نیز به عاملی برای تحریک بیش از پیش فلسطینیان تبدیل شده بود . در سال 1988 رهبر سازمان آزادی بخش فلسطین ، یاسر عرفات ( Yasir Arafat ) نگرش خود را در مورد عدم قبول موجودیت اسرائیل کنار گذاشت و تصمیم گرفت با اسرائیل کنار بیاید، بدین ترتیب او به شروع مذاکرات با اسرائیل رغبت نشان داد و عاقلانه ترین راه را انتخاب و تصمیم به تشکیل یک دولت مستقل فلسطینی و همزیستی مسالمت آمیز با دولت و ملت اسرائیل گرفت . در سال 1991 و به دنبال جنگ خلیج پارس اسرائیل به دفعات مورد حمله موشکی صدام قرار گرفت ولی به دلیل حفظ ائتلاف بین المللی با عراق این حملات را تلافی نکرد . در سال 1992 ، اسحاق رابین ( Yitzhak Rabin ) به سمت نخست وزیر اسرائیل منصوب شد ، او با درایت خاصی توانست شهرک نشینان را از اشغال اراضی فلسطینی بازدارد .

پیمان اسلو به امضاء می رسد :

مذاکرات محرمانه در نروژ به ثبت معاهده صلح اسلو ( Oslo Accord ) در سال 1993 منتهی شد ، این توافق که در یک دوره پنج ساله طراحی و تدوین شده بود ، امکان خودگردانی را برای فلسطینیان ساکن کرانه غربی و نوار غزه فراهم می ساخت . یاسر عرفات نیز ریاست حکومت خودگردان فلسطین را بر عهده گرفت . در سال 1994 اسرائیل توافق دیگری را این بار با کشور اردن به امضاء رساند ، این در حالی بود که هنوز اسرائیل هیچ گونه پیمان رسمی با سوریه و لبنان منعقد نکرده بود . در 4 نوامبر 1995 ، اسحاق رابین ، نخست وزیر اسرائیل ، توسط یهودیان افراطی به قتل رسید تا روند پیش روی صلح به خطر بیفتد . در سال 1996 بنیامین نتانیاهو ( Benjamin Netanyahu ) از حزب تندرو دست راستی تنها با اندکی اختلاف با رقیبش به سمت نخست وزیر اسرائیل انتخاب شد . مذاکرات صلح در سال 1997 مکرراً هر دو طرف را تحلیل برد ، هرچند در ماه ژانویه ، پیمان هبرون * ( Hebron Accord ) " یهودیان به شهر الخلیل در کرانه باختری رود اردن هبرون می گویند " و باعث شد نیروهای اسرائیلی از آنجا عقب نشینی کنند ولی شهرک سازی مهاجرنشینان یهودی در کرانه باختری امید به صلحی پایدار را کمرنگ می کرد .

به نظر می رسد برقراری صلح در خاورمیانه رویایی محال و دست نیافتنی باشد :

تروریسم بار دیگر در سال 1997 با فعالیت های تروریستی گروه رادیکال و بنیادگرای حماس اوج می گیرد ، نتانیاهو ، عرفات را به اهمال و سهل انگاری در کمک در برقراری امنیت متهم می سازد . در اکتبر 1998 در شهر وی میلز ( Wye Mills ) ایالت مریلند آمریکا ، نشستی برگزار شد که اولین روند واقعی مذاکرات برای برقراری صلح در منطقه بحران زده خاورمیانه تلقی می شد . در این نشست ، عرفات و نتانیاهو بر سر مسائل مهمی که در کنفرانس اسلو نیز راجع به آنها بحث شد به گفتگو پرداختند . در آوریل 1999 اسرائیل مجموعاً 41  مورد عملیات حمله به مواضع شبه نظامیان حزب الله لبنان طرح ریزی و پیاده کرد . در سال 1999 حزب کارگر در انتخابات به پیروزی رسید و رهبر حزب ، ایهود باراک ( Ehud Barak ) نخست وزیر اسرائیل شد . دولت باراک بر خلاف نتانیاهو دیدگاه آشتی جویانه را بر دیدگاه خصمانه ترجیح می داد . در دسامبر 1999 و پس از چهار سال وقفه مذاکرات اسرائیل و سوریه از سرگرفته شد ولی در ژانویه 2000 به علت تقاضای سوریه مبنی پس بازستادن تمامی بلندی های گولان مذاکرات صلح را متوقف شد . در 24 می 2000 اسرائیل به 18 سال اشغال جنوب لبنان خاتمه داد .

مذاکرات دگربار شکست می خورد :

مذاکرات صلح در جولای 2000 در کمپ دیوید با وجود تلاش های بسیار زیاد بیل کلینتون ، رئیس جمهور وقت آمریکا ، بین ایهود باراک و یاسر عرفات با شکست رو به رو شد . در 29 سپتامبر 2000 ، آریل شارون ، رهبر حزب دست راستی لیکود از تمپل مونت ( Temple Mount ) یا مبعد سلیمان که اعراب آنرا حرم الشریف می خوانند بازدید کرد ، در زد و خوردی که پلیس اسرائیل با معترضات خشمگینی که سعی داشتند مانع ورود شارون به تمپل مونت شوند ، حدود 16 فلسطینی کشته شدند ، این حرکت سرآغاز انتفاضه دوم شد که در آن بیش 400 نفر که اکثراً فلسطینی بودند جان باختند . در انتخابات نخست وزیری اسرائیل که در فوریه 2001 برگزار شد ، آریل شارون رهبر حزب لیکود موفق به شکست رقیبش ایهود باراک شد و به سمت نخست وزیر اسرائیل انتخاب گشت . پس از آن موج جدیدی از عملیات های تروریستی گروههای چون حماس و گردان های الاقصی آغاز شد ، آنها شهروندان عادی و غیرنظامی اسرائیلی را در کافه ها ، ایستگاههای اتوبوس و حتی سوپرمارکت ها هدف قرار می دادند . سپس اسرائیل نیروهایی را برای سرکوب گروههای ترور فلسطینی به نوار غزه و کرانه باختری گسیل داشت . در سال 2003 با مشارکت مربع : آمریکا ، سازمان ملل ، اتحادیه اروپا و روسیه طرحی موسوم به نقشه راه ( Road Map ) به منظور برقراری صلح در خاورمیانه به مورد اجرا گذاشته شد . با این حال خشونت ها همچنان ادامه یافت ، در پاییز 2003 حملات شبه نظامیان فلسطینی و اعمال تروریستی آنها علیه غیرنظامیان اسرائیلی فزونی یافت ، اسرائیل نیز در ماه می 2004 به اردوگاه آوارگان رفح در نوار غزه حمله برد ، در جریان این حمله عده ای فلسطینی کشته شدند ، سازمان ملل ضمن محکومیت این حمله خواستار توقف خشونت ها شد ، این مهمترین و جدی ترین حمله اسرائیل به منطقه غزه در ظرف 15 سال پیش از آن به شمار می رفت .

اسرائیل نیروهایش را از غزه را تخلیه می کند :

پس از مرگ یاسر عرفات در نوامبر 2004 ، محمود عباس ملقب به " ابو مازن " در ژانویه 2005 جانشین او به عنوان رئیس حکومت خودگردان فلسطین شد . در فوریه 2005 طی یک نشست که در بندر شرم الشیخ مصر برگزار شد ، محمود عباس و شارون با یک آتش بس روشن و بدون ابهام موافقت کردند . هرچند که خطر شبه نظامیان فلسطینی که محمود عباس کنترل اندکی بر روی آنها داشت همچنان همین آتش بس نیم بند را نیز تهدید می کرد . در 15 آگوست 2005 اسرائیل 8 هزار شهرک نشین و کلیه نیروهای خود را از غزه خارج ساخت .

تغییرات سیاسی در اسرائیل :

 در نوامبر 2005 اسرائیل دستخوش تغییرات سیاسی زیادی شد ، حزب کارگر ، فردی چپ گرا را به نام امیر پرتز ( Amir Peretz ) را به سمت رهبر جدید حزب انتخاب کرد که شکستی دراز مدت برای رهبری شیمون پرز در رهبری حزب بود . اندکی بعد آریل شارون از حزب لیکود خارج شده و دولت ائتلافی را به مرکزیت حزب کادیما ( Kadima Party ) " کادیما در زبان عبری به معنای به پیش است " ، تشکیل داد . حزب لیکود به شدت با تصمیم شارون مبنی بر تخلیه یهودیان از غزه مخالفت می ورزید ، حزب لیکود سپس سیاستمدار راست گرای افراطی ، بنیامین نتانیاهو را به رهبری حزب برگزید . در ژانویه 2006 نخست وزیر ، آریل شارون پس از یک سکته مغزی به حالت اغما فرو رفت ، پس از محرز گشتن عدم توانایی او برای ادامه نخست وزیری و رهبری دولت ، کفیل او ایهود اولمرت ( Ehud Olmert ) عملاً جانشین او شد . در انتخابات عمومی 28 مارچ 2006 ، حزب اولمرت یعنی حزب کادیما اکثریت کرسی های کنست را به خود اختصاص داد ، در ماه می نیز ائتلافی با حضور احزاب کادیما ، کارگر ، حزب مذهبی شاس و بازنشستگان حزبی موسوم به گیل در دولت اسرائیل پدید آمد .

حماس پیروز انتخابات پارلمانی شد :

روابط اسرائیل با فلسطینیان زمانی بدتر از پیش شد که گروه شبه نظامی حماس در یک پیروزی غیرمنتظره و شکننده ، برنده انتخابات پارلمانی شد ، اگرچه حماس متضمن رعایت آتش بس به مدت بیش ار یک سال شد با این حال از نابودی اسرائیل سخن رانده و از انکار خشونت سرباز می زد . در آوریل 2006 حماس پرتاب راکت به خاک اسرائیل را شدت بخشید و بدین ترتیب آتش بس را نقض نمود . پس از قتل دو سرباز اسرائیلی به دست شبه نظامیان حماس و به گروگان گرفتن عده ای دیگر در روز 25 ژوئن ، اسرائیل حملات هوایی را شروع نموده و نیروهای زمین خود را به غزه اعزام کرد ، به دنبال این حمله اسرائیل نیروگاه برق غزه را منهدم و سه پل مهم غزه را نیز ویران کرد . جنگ همچنان در طول تابستان ادامه یافت و شبه نظامیان حماس پرتاب راکت به اسرائیل را تشدید کردند ، پس از آن نیروهای اسرائیلی مجدداً غزه را به اشغال خود درآوردند .

اسرائیل جبهه دوم جنگ را می گشاید ، آغاز جنگ 34 روزه اسرائیل و حزب الله لبنان :

در اوایل جولای ، اسرائیل جبهه دوم جنگ را نیز گشود و این جنگ ، جنگ غزه را تحت الشعاع قرار داد . پس از آنکه در 12 جولای 2006 شبه نظامیان حزب الله لبنان وارد اسرائیل شده و ضمن کشتن شماری از نظامیان اسرائیلی ، دو تن از آنها را نیز به گروگان بردند ، اسرائیل حمله نظامی بزرگ و گسترده ای را علیه لبنان آغاز کرد ، اسرائیل در نبردهای زمینی توفیق چندانی نداشت ولی در حملات هوایی توانست فرودگاهها ، پلها و جاده ها و بسیاری از تأسیسات زیربنایی لبنان را ویران کند . گروه حزب الله لبنان به سرکردگی شیخ حسن نصرالله ( Sheikh Hassan Nasrollah ) نیز متقابلاً صدها فروند راکت را به سمت شمال اسرائیل پرتاب کرد . اگرچه بسیاری از مجامع بین المللی خواستار توقف فوری آتش بس شدند ولی آمریکا حمایت از اسرائیل را به منظور مقابله با حزب الله تا زمان تحلیل قدرت نظامی این گروه ادامه داد . حزب الله لبنان که گفته شده بیش از 12 هزار موشک و راکت در اختیار دارد از جانب ایران حمایت های مالی و تسلیحاتی شده و خطری مهم و بزرگ برای اسرائیل محسوب می شود . در همین رابطه نظر مردم اسرائیل نیز در مورد جنگ اسرائیل و حزب الله جالب به نظر می رسد ، پس از گذشت دو هفته از شروع جنگ طبق یک نظرسنجی از مردم اسرائیل ، 81 % از آنها اعتقاد داشتند که از ادامه جنگ بین اسرائیل و حزب الله حمایت می کنند ، 58 % از آنها نیز بر این عقیده بودند که جنگ باید تا نابودی کامل حزب الله ادامه پیدا کند . سرانجام پس از گذشت 34 روز از وقوع جنگ ، طرفین درگیر در روز 14 آگوست اعلام آتش بس از سوی سازمان ملل را پذیرفتند . در این جنگ بیش از 1150 لبنانی که بیشتر آنها غیرنظامی بودند کشته شدند ، همچنین در این جنگ 150 اسرائیلی که بیشتر آنها سرباز بودند نیز کشته شدند . کمیته ای که پس از جنگ مسئول تحقیق در این باره شده بود در آوریل 2007 گزارشی منتشر کرد و ضمن پذیرفتن این شکست برای اسرائیل مسبب آنرا ایهود اولمرت قلمداد کرد ، در این گزارش همچنین از عملکرد امیر پرتز وزیر دفاع و دن هالوتز ( Dan Halutz ) فرمانده سابق ارتش نیز به شدت انتقاد شد . اولمرت در مقابل فشارها برای استعفا مقاومت و از رأی عدم اعتماد کنست نیز در امان ماند . پس از تحت فشار قرار گرفتن امیر پرتز برای کناره گیری از رهبری حزب کارگر ، ایهود باراک مجدداً وارد سیاست شد ، در ژوئن 2007 ، ایهود باراک به عنوان رهبر حزب کارگر انتخاب شد ، او برای رهبری حزب کارگر موفق به شکست یکی از نمایندگان کنست به نام امی آیالون ( Ami Ayalon ) و یکی دیگر از نامزدان رهبری حزب کارگر شد . پس از رسوایی های اخلاقی رئیس جمهور ، موشه کاتساو ( Moshe Katsav ) او از سمت خود استعفا داده و در 15 جولای 2007 آقای شیمون پرز ( Shimon Peres ) سیاستمدار کارکشته از حزب کادیما ، توسط پارلمان به جانشینی کاتساو به عنوان ریاست جمهور اسرائیل منصوب شد . پست ریاست جمهوری در اسرائیل ، پستی تشریفاتی است . در سپتامبر 2007 جت های جنگنده اسرائیل اهدافی در در عمق خاک سوریه هدف قرار دادند ، تحلیلگران آمریکایی و اسرائیلی بعداً گفتند که اسرائیل ، یک نیروگاه هسته ای درحال ساخت را هدف قرار داده است ، همچنین گفته شده که سوریه این تأسیسات هسته ای را با مشارکت کره شمالی می ساخته است . سوریه ضمن رد این موضوع ، حمله اسرائیل را محکوم نمود و با اعتراض به سازمان ملل اقدام اسرائیل را تجاوز به تمامیت ارضی سوریه نامید .

امیدهای تازه برای صلح ؛ تلاش برای بازگرداندن رهبران به پای میز مذاکره :

کنفرانس صلح خاورمیانه در نوامبر 2007 به میزبانی شهر آناپولیس در ایالت مریلند آمریکا با شرکت ایهود اولمرت نخست وزیر اسرائیل و محمود عباس رئیس تشکبلات خودگردان فلسطین برگزار شد ، طرفین توافق کردند که تا پیش از پایان سال 2008 به نتیجه روشنی برسند و پیمان صلحی را امضاء کنند . در ژانویه 2008 کمیسیون حقیقت یاب وینوگراد ( Winograd Commission ) نتیجه نهایی خود را درباره جنگ 34 روزه اسرائیل و حزب الله لبنان منتشر کرد ، این کمیسیون این جنگ را شکستی مهم و جدی برای اسرائیل توصیف کرد و با انتقاد شدید از دولت ، استراتژی های جنگی دولت اولمرت را نا کارآمد و شکست خورده دانست . دولت اسرائیل با رد این گزارش ، عملکرد خود را در جهت مصلحت اسرائیل قلمداد کرد . در ماه می 2008 ایهود اولمرت نخست وزیر اسرائیل با یک رسوایی مالی تازه رو به رو شد . اولمرت متهم شد که از یک تاجر آمریکایی به نام موریس تالانسکی ( Morris Talansky ) صدها هزار دلار رشوه دریافت کرده است . اولمرت ضمن تکذیب این موضوع اعلام داشت ،  این مبلغ 150 هزار دلار در واقع اعانه کمپین انتخاباتی اش بوده است . اولمرت پس از این ماجرا مورد بازجویی قرار گرفته و آینده سیاسی اش به عنوان نخست وزیر اسرائیل به مخاطره افتاد . برای اولین بار در هشت سال گذشته ، در ماه می 2008 اسرائیل و سوریه به صورت غیرمستقیم و با میانجی گری ترکیه بر سر میز مذاکره نشستند ، اسرائیل گفتگوی مستقیم با سوریه بر سر بلندی های گولان را مشروط به دست بر داشتن سوریه از هم آوایی و نزدیکی دمشق با رژیم ایران عنوان کرد ، اسرائیل بلندی های گولان را در جریان جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل در سال 1967 اشغال کرد . در سپتامبر 2008 ريال وزیر خارجه اسرائیل ، خانم تزیپی لیونی ( Tzipi Livni ) به عنوان رهبر حزب کادیما انتخاب شد و انتخابات سراسری به منظور تعیین نخست وزیر جدید در فوریه 2009 برنامه ریزی شد .

وقوع جنگی تازه در غزه :

با ادامه تندروی های گروه شبه نظامی حماس در غزه و نقض آتش بس از سوی حماس که در ژوئن 2008 و با میانجی گری مصر امضاء شده بود ، حلقه محاصره اسرائیل نیز تنگ تر شد که غزه را به سوی یک بحران انسانی و اقتصادی سوق می داد . با ادامه شلیک راکت به جنوب اسرائیل از طرف حماس اسرائیل در اواخر دسامبر 2008 حملات هوایی وسیعی را به منظور سرکوب گروههای ترور در غزه سامان داد و جنگی دیگر آغاز شد . در روز هشتم جنگ نیروهای زمینی اسرائیل نیز وارد عمل شدند ، جنگ اسرائیل و حماس پس از 22 روز درگیری در 18 ژانویه 2009 با بر جای گذاشتن 1315 کشته از طرف فلسطینی که اکثر آنها را غیرنظامیان تشکیل می دادند و 13 کشته از طرف اسرائیلی ( شامل 10 سرباز و 3 غیرنظامی ) و چندین میلیارد دلار خسارت خاتمه یافت ، هرچند که هر لحظه احتمال وقوع جنگ دیگری نیز وجود دارد .

انتخابات سراسری در اسرائیل :

انتخابات سراسری اسرائیل در روز سه شنبه 10 فوریه 2009 در اسرائیل برگزار شد ، در این انتخابات حزب کادیما و لیکود پا به پای یکدیگر جلو رفتند ، سرانجام حزب کادیما با 28 کرسی و حزب لیکود با 27 کرسی در رده های اول و دوم قرار گرفتند . با این حال به علت نزدیکی آراء تصمیم انتخاب نسخت وزیر به رئیس جمهور شیمون پرز واگذار شد ، پس از یک هفته مشورت ، سرانجام پرزیدنت شیمون پرز ، بنیامین نتانیاهو رهبر حزب دست راستی لیکود را به سمت نخست وزیر اسرائیل منصوب کرد ، علت انتخاب نتانیاهو به این دلیل بود که به علت قرابت فکری احزاب شاس و ییسرائل بیتینو " اسرائیل خانه ماست " با حزب لیکود ، آویگدور لیبرمن ( Avigdor Lieberman ) رهبر حزب اسرائیل خانه ماست و الی ییشای ( Eli Yishai ) رهبر حزب مذهبی شاس ، ائتلافی را تشکیل دادند .

 

عکس : آویگدور لیبرمن ، رهبر حزب اسرائیل خانه ماست :

عکس : الی ییشای ، رهبر حزب مذهبی شاس :

خانم تزیپی لیونی رهبر حزب کادیما طی مذاکره ای با رئیس جمهور اعلام کرد حزب تحت رهبری او حاضر نیست با حزب لیکود دولت ائتلافی را تشکیل دهد ، این کشمکش سیاسی همچنان به بحث داغ سیاسی محافل اسرائیل بدل شده است .

عکس : بنیامین نتانیاهو ، نخست وزیر منتخب اسرائیل :

نژاد ۷۶ ٪ مردم اسرائیل را یهودی ( شامل : ۶۷ ٪ زاده اسرائیل ، 22 % زاده اروپا و آمریکا ، 5 % زاده آفریقا و 4 % زاده آسیا ) ، و 23 % را نیز غیریهودی و اکثراً عرب تبار تشکیل می دهند ، همچنین دین 76 % از اسرائیلی ها یهودی ، 16 % مسلمان و 3 % نیز مسیحی می باشد . زبان رسمی در اسرائیل ، عبری است . زبانهای عربی و انگلیسی نیز رایج می باشد . واحد پول اسرائیل شکل ( Shekel ) نام دارد . صادرات اسرائیل الماس صیقل داده ، مرکبات ، میوه جات و منسوجات می باشد .

 

* آیا می دانستید پست ترین نقطه اسرائیل در منطقه ای موسوم به دریای مرده " بحرالمیت " ( Dead Sea ) قرار دارد و 408 متر از سطح دریا پایین تر است و همچنین پست ترین نقطه جهان نیز به شمار رفته و شورترین دریاچه دنیاست ؟

* آیا می دانستید نیمی از مساحت اسرائیل را صحرای نگو ( Negev Desert  ) دربرگرفته است ؟

 

کشور اسرائیل دارای 6 ایالت می باشد :



۱ - مناطق مرکزی : نتانیا

۲ - حیفا : بندر حیفا

۳ - اورشلیم : اورشلیم

۴ - مناطق شمالی : نازارت

۵ - مناطق جنوبی : بئر شبعا

۶ - تل آویو : تل آویو

نوشته شده توسط جهان شناس در 16:33 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیستم بهمن 1387

کشور مالزی

مالزی ( Malaysia ) کشوری است واقع در جنوب شرق آسیا و جنوب ویتنام ، مالزی کشوری دو پاره است ، پاره غربی شبه جزیره مالایا است که در جنوب تایلند قرار گرفته و پاره شرقی ، یک سوم شمالی از جزیره برونئو ( کالیمانتان ) می باشد . دو منطقه مهم از پاره شرقی مالزی در جزیره برونئو ، صباح ( Sabah ) و ساراواک ( Sarawak ) نام دارند . پایتخت مالزی ، شهر کوالالامپور ( Kuala Lumpur ) با حدود 1 میلیون و 500 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت مالزی 329.750 کیلومتر مربع و جمعیت آن 25 میلیون و 275 هزار نفر است . از مهمترین شهرهای مالزی می توان به ایپوه 570 هزار نفر ، کلانگ 565 هزار نفر ، پتالینگ جایا 440 هزار نفر و جوهورباهارو 385 هزار نفر اشاره کرد . مالزی دارای آب و هوایی گرمسیری می باشد و غالب پوشش گیاهی این کشور را جنگل های انبوه استوایی تشکیل می دهند ، درختان انبوه جنگلی مالزی را عمدتاً درختان آبنوس ، صندل و ساج تشکیل می دهند . شمال پاره شرقی در جزیره برونئو را نواحی کوهستانی دربرگرفته اند ، بلندترین نقطه مالزی نیز ، قله گونونگ کینابالو ( Gunung Kinabalu ) با 4100 متر ارتفاع در شمال جزیره برونئو واقع شده است . نیاکان مردمی که اکنون در شبه جزیره مالای سکونت دارند در حدود 2500 تا 1500 سال پیش از میلاد به این منطقه مهاجرت کردند ، آنها که در مناطق ساحلی می زیستند به زودی شروع به برقراری رابطه به هندیان و چینی ها نمودند ، همین تماس دریانوردان و بازرگانان هندی باعث رواج هندویسم در میان ساکنان شبه جزیره مالای شد ، بومیان شبه جزیره مالای نیز عقاید هندو را با باورهای آنیمیستی خود درهم آمیختند و در این مقطع زمانی باورهای ساکنان شبه جزیره مالای تلفیقی از اندیشه هندو و عقاید آنیمیسم بود . پس از فتح هند توسط مسلمانان ، به علت ارتباطات تنگاتنگ بین دو کشور ، دین اسلام در مالزی نیز گسترش یافت . نفوذ اسلام در مالزی از قرن 15 میلادی از زمانی شدت یافت که پارامسوارا دوا شاه ( Parameswara Dewa Shah ) حاکم هندوی دولت شهر مالاکا ( Malacca ) که در آن زمان بزرگترین دولت شهر شبه جزیره مالای بود ، به دین اسلام گروید . علاقه بریتانیا و هلند به مالزی از قرن 19 میلادی آغاز شد جایی که کمپانی بریتانیایی هند شرقی با ساکنان جزیره سنگاپور که در جنوب شبه جزیره مالای است روابط تجاری برقرار کرد . جمعیت 5 هزار نفری سنگاپور در سال 1820 ، در سال 1870 و در طول پنجاه سال به بیش از 100 هزار نفر رسید ، در سال 1880 مالزی به صورت تحت الحمایه بریتانیا درآمد ، در همین زمان نیز درختان کائوچو در برزیل شناخته شد و مالزی نیز به دلیل آب و هوای مشابه برزیل محیط خوبی برای پرورش این درخت بود ، به علت رشد صنعت اتومبیل سازی و استفاده کائوچو در صنعت تولید لاستیک ، کائوچو به یک صادرات گرانبها تبدیل شد . به دلیل کمبود نیروی کار ، کارگران از هند به منظور کار در مزارع کائوچو توسط بریتانیا به مالزی آورده شدند . به دنبال اشغال مالزی در جریان جنگ جهانی دوم توسط ژاپن ، رشد جنبش های ناسیونالیستی در مالزی ، بریتانیا را وادار به برقراری حکومت نیمه خودمختار ، فدراسیون مالایا در سال 1948 نمود . پس از ان چریک های کمونیست با مبارزه بر علیه بریتانیا در جنگل های مالزی جبهه رهایی ملی را ضد استعمار بریتانیا تشکیل دادند که تا سال 1960 توسط بریتانیا حالت فوق العاده به منظور سرکوب شورش ها در مالزی اعلام شد . هرچند استقلال مالزی روز 31 آگوست 1957 شناخته می شود ، ولی زمان استقلال واقعی و تشکیل دولت مستقل مالزی 16 سپتامبر 1963 بوده ، جایی که فدراسیون مالزی شامل ، مالایا ، سنگاپور ، صباح ( برونئوی شمالی ) و ساراواک شکل گرفتند . هرچند سنگاپور در سال 1965 از این فدارسیون خارج و اعلام استقلال کرد . در آغاز سال 1968 مالزی به یک توازن اقتصادی و یک خط مشی ملی اقتصادی دست یافت . در سال 1980 ، دکتر محمد ماهاتیر ( Dr. Mohamad Mahathir ) جایگزین داتوک حسین ( Datuk Hussein ) به عنوان نخست وزیر مالزی شد . ماهاتیر یک اصلاحات اقتصادی را در مالزی بنیان نهاد ، پس از پیشرفت های مالزی این کشور به یکی از اعضای گروه معروف به ببرهای آسیایی تبدیل شد . تمام تلاش ماهاتیر در دهه 90 ساخت یک پروژه انبوه یعنی یک پایتخت جدید بود ، در حال حاضر شهر پوتراجایا به عنوان پایتخت سیاسی مالزی شناخته می شود که در سراسر دهه 90 دغدغه دولت مالزی بود . در آغاز سال 1997 مالزی نیز به مانند بیشتر کشورهای شرق و جنوب شرق آسیایی گرفتار یک بحران اقتصادی شد ، پس از آن مالزی به جای دنباله روی از دستورالعمل صندوق بین المللی پول و بانک جهانی توانست با ثابت نگه داشتن نرخ ارز و کنترل سرمایه بحران را تا حد زیادی کاهش دهد . در اواخر سال 1999 راه برای بهبود اقتصاد هموار شد و معلوم شد راهکار ماهاتیر مفید واقع شده است . ماهاتیر در سپتامبر 1998 انور ابراهیم ( Anwar Ibrahim ) که همزمان هم سمت کفیل نخست وزیر و وزیر دارایی را عهده دار بود به دلیل اختلاف نظر با او بر سر چگونگی حل مسائل اقتصادی از کار برکنار کرد ، ابراهیم نیز برای ابراز مخالفت با ماهاتیر راه اندازی جنبشی اصلاحی دولت را به شدت مورد حمله قرار داد ، ماهاتیر دستور بازداشت ابراهیم را صادر و او به فساد و همجنس بازی ( لواط ) متهم شد ، در سال 2004 و پس از ترک پست نخست وزیری ماهاتیر ، دادگاه عالی مالزی انور ابراهیم را مجرم تشخیص و به شش سال زندان محکوم کرد . در اکتبر سال 2003 محمد ماهاتیر پس از 22 سال از سمت خود کناره گیری کرد . از 31 اکتبر 2003 نیز عبدالله بن احمد بداوی ( Abdullah Bin Ahmad Badawi ) به عنوان نخست وزیر مالزی منصوب شد . از 13 دسامبر 2006 نیز ، سلطان میزان زینال ابیدین ( Mizan Zainal Abidin ) به سمت شاه شاهان در مالزی جایگزین توآنکو سید سراج الدین شد . نخست وزیر جدید احمد بداوی بیش از ماهاتیر شهرت سیاستمدارانه داشت ، اولین گام او بلافاصله پس از شروع دوران نخست وزیری گسترش پیشرفت کشور و کاهش فساد و اصلاحات بنیادین بود . در انتخابات پارلمانی مارچ 2004 حزب جبهه ائتلاف ملی وابسته به بداوی 90 % کرسی های پارلمان را به خود اختصاص داد و جای پای خود را به عنوان نخست وزیر مالزی محکم ساخت . ائتلاف بداوی در انتخابات پارلمانی ماه مارچ 2008 شکست سختی خورد . احزاب اپوزیسیون ظرفیت خود را در پارلمان 4 برابر کردند و حزب ائتلافی بداوی تنها توانست 136 کرسی از 222 کرسی پارلمان را به دست آورد که در مقایسه با انتخابات 2004 تعداد بسیاری از کرسی ها را از دست داده بود ، بدین ترتیب دو سوم اکثریت را که در پارلمان به آن تکیه کرده بود از دست رفته دید . اندکی پس از انتخابات پارلمانی ، بداوی دست به تغییراتی در کابینه خود زد و چندین وزیر کلیدی را به اتهام فساد از کابینه کنار گذاشت . رهبر اپوزیسیون انور ابراهیم در جولای 2008 مجدداً به اتهام لواط بازداشت شد ، ده سال پیش از این نیز که انور ابراهیم کفیل محمد ماهاتیر بود نیز به اتهام فساد و لواط بازداشت شده بود . او هر دو بار این اتهام را رد کرده و مدعی شد این توطئه و پاپوشی است که دولت برای او ایجاد کرده است . با این حال چند روز پیش از بازداشت او برنامه های خود را برای انتخابات پارلمانی اعلام کرد ، در ماه اوت 2008 انور ابراهیم پس از ده سال دوری از سیاست با پیروزی در انتخابات پارلمانی مجدداً به سیاست بازگشت . نژاد 50 % مالزیایی ها ، مالایایی ، 23 % چینی ، 11 % بومی و 7 % هندی است . همچنین دین 60 مردم مالزی ، مسلمان ، 19 % بودایی ، 9 % مسیحی ، 6 % هندو و 2 % را نیز پیروان مکتب کنفوسیوس ، آیین تائویسم و سایر مذاهب سنتی چینی تشکیل می دهند . زبان رسمی مالزی ، مالایایی است ، زبان هایی نظیر انگلیسی ، چینی شامل ( کانتونی ، ماندارین ، هوکین ، هاکا ، هاینان و فوچو ) ، تامیلی ، تلوگو ، پنجاپی و تایی نیز رایج می باشند . واحد پول مالزی ، رینگیت با واحد جزء سنت نام دارد . از مهمترین صادرات مالزی می توان به تجهیزات الکترونیکی ، نفت ، گاز مایع ، چوب و تولیدات چوبی ، روغن نخل ، کائوچو ، منسوجات و مواد شیمیایی اشاره کرد .

 

از ۳ آوریل ۲۰۰۹ ، نجیب رزاق ( Najib Razzaq ) به عنوان نخست وزیر مالزی جایگزین عبدالله بن احمد بداوی شد . رزاق پیشتر معاون بداوی بود .

 عکس : نجیب رزاق ، نخست وزیر مالزی :

* نوع حکومت در مالزی مشروطه سلطنتی است .

 

مالزی شامل 13 ایالت ، یک منطقه فدرال و 3 شهر می باشد :

 

1 - جوهور ( Johor )

2 - کداه ( Kedah )

3 - کلانتان ( Kelantan )

4 - ملاکا ( Melaka )

5 - نگری سمبیلان ( Negeri Sembilan )

6 - پاهانگ ( Pahang )

7 - پراک ( Perak )

8 - پرلیس ( Perlis )

9 - پولائو پینانگ ( Pulau Pinang )

10 - صباح ( Sabah )

11 - ساراواک ( Sarawak )

12 - سلانگور ( Selangor )

13 - ترنگانو ( Terengganu )

*********************************

1 - ویلایاه پرسکوتوان ( Wilayah Persekutuan )

 

*********************************

1 - کوالالامپور ( Kuala Lumpur )

2 - لابوان ( Labuan )

3 - پوتراجایا ( Putrajaya )

 

نوشته شده توسط جهان شناس در 16:8 |  لینک ثابت   • 

جمعه هشتم آذر 1387

کشور آذربایجان

جمهوری آذربایجان ( Republic of Azerbaijan ) واقع است در جنوب غرب قاره آسیا ، شمال غرب ایران ، جنوب غرب روسیه ، شرق گرجستان و ارمنستان و در کنار ساحل غربی دریای خزر . پایتخت جمهوری آذربایجان ، شهر باکو ( Baku ) با نزدیک به 2 میلیون نفر می باشد . مساحت آذربایجان 86.600 کیلومتر مربع و جمعیت آن 8 میلیون و 180 هزار نفر است . از مهمترین شهرهای آذربایجان می توان به گنجه 305 هزار نفر ، سومقاییت 290 هزار نفر ، مینگه چویر 95 هزار نفر و علی بایراملی 68 هزار نفر اشاره کرد . جمهوری آذربایجان در منتهی الیه جنوب شرق منطقه ی کوهستانی قفقاز قرار دارد ، از همین رو دارای آب و هوایی سرد و خشک است و بیشتر مساحت کشور را جلگه های وسیع بدون درخت و نسبتا کم آب تشکیل می دهد ، تنها 7 % خاک آذربایجان قابل کشت برای کشاورزی است که دره رود کورا ( Kura River Valley ) نام دارد که دارای شرایط بسیار مناسب برای کشاورزی و خاکی حاصلخیز است . آذربایجان که در دوران باستان آلبانی قفقازی ( Caucasian Albania نامیده می شد همواره عرصه تاخت و تاز اعراب ، قزاق ها و ترک ها بوده است ، پس از قرن 11 میلادی این منطقه تحت تسلط ترک ها درآمد و سرانجام پناهگاهی برای فرقه ی شیعه و فرهنگ اسلامی شد ، همچنین منطقه ی آذربایجان در قرون اخیر مورد ادعای ایران و روسیه بوده است که به موجب عهدنامه های گلستان در سال 1813 و عهدنامه ی ترکمانچای در سال 1828 از ایران گرفته و به روس ها واگذار شد . پس از انقلاب بلشویکی 1917 ، آذربایجان در ماه می 1918 از روسیه اعلام استقلال کرد ولی ارتش سرخ شوروی در سال 1920 با حمله به آذربایجان و اشغال این کشور بار دیگر این منطقه را تحت تسلط خود در آورد ، در سال 1922 نیز آذربایجان تحت عنوان جمهوری فرا قفقاز شوروی سوسیالیست ضمیمه ی خاک شوروی شد . پس از فروپاشی شوروی ، آذربایجان در 30 آگوست 1991 از این کشور اعلام استقلال کرد . پس از استقلال آذربایجان اختلاف این کشور با ارمنستان بر سر ناگورنو قره باغ ( Nagorno-Karabakh ) اوج گرفت . بدین ترتیب ارمنستان با طرح این ادعا که اکثریت جمعیت قره باغ را ارمنی های مسیحی تشکیل می دهند به قره باغ حمله برد ، این جنگ بین ارمنستان و آذربایجان سرانجام در سال 1994 با بر جای گذاشتن 30 هزار قربانی و دهها هزار مجروح و آواره پایان یافت و ارمنستان موفق شد این منطقه را تحت تسلط خود درآورد . پیش از استقلال و زمانی که آذربایجان از مناطق خودمختار شوروی بود اقتصاد آذربایجان اقتصادی آشفته و نا به سامان بود ولی پس از استقلال به دلیل سرمایه گذاری های شرکت های غربی به خصوص در صنعت نفت این کشور ، اقتصاد آذربایجان رونق یافت . در سال 1994 شرکت نفتی دولتی آذربایجان موسوم به ( SOCAR ) پیمان های نقتی چند میلیارد دلاری را با شرکت های نفتی بین المللی امضا کرد ، مدیریت صحیح اقتصادی دولت غرب گرای آذربایجان موجب ثبات اقتصادی و همچنین هجوم سرمایه های خارجی به این کشور که پیامد آن چیزی جز رونق اقتصادی نبود ، شد . همچنین نباید فراموش کرد که بیشترین مقدار نفت دریای خزر در سواحل آذربایجان قرار دارد . سیاست های اصولی اقتصادی که بر پایه کاهش حجم پول در گردش و متکی بر خصوصی سازی بود اقتصاد آذربایجان را یکباره متحول کرد . در سپتامبر 2002 ساخت خط لوله ی 1100 مایلی باکو - تفلیس - جیهان ، در خاک آذربایجان آغاز شد ، مهمترین سرمایه گذاران این طرح عظیم به ترتیب شرکت بریتیش پترولیوم بریتانیا با 33 % ، شرکت نفتی دولتی آذربایجان ( SOCAR ) با 25 % شرکت نفتی آمریکایی آنوکال با 9 % و شرکت نفتی نروژی استت اویل با 8 % بودند . این خط لوله در جولای 2006 به بهره برداری رسید . در سال 2003 حیدر علی اف ( Heydar Aliyev ) رئیس جمهور به سختی بیمار شد ، پس از آن پسرش را به عنوان نخست وزیر جدید برگزید ، بدین ترتیب راه برای به قدرت رسیدن فرزندش هموار کرد . در انتخابات 31 اکتبر 2003 با وجود اعتراضات شدید مخالفان پسر حیدر علی اف ، یعنی الهام علی اف ( Ilham Aliyev ) به عنوان رئیس جمهور آذربایجان انتخاب شد ، در این انتخابات الهام علی اف با کسب حدود 77 % آرا رئیس جمهور شد ، در حالی که رقیبش عیسی گمبر ( Isa Gambar ) تنها 14 % آرا را از آن خود کرد . در انتخابات پارلمانی نوامبر 2005 حزب رئیس جمهور علی اف موسوم به ، ینی ( Yeni ) بالاتر از آزاد لیک بیشترین تعداد کرسی های پارلمان را از آن خود کرد ، هرچند عقیده ناظران بین المللی این بود که در انتخابات تقلب صورت گرفته است . نژاد 90 % آذربایجانی ها ، آذری ، 2 % لزگی ، 1 % روس و 1 % ارمنی می باشد ، همچنین دین 93 % آذری ها مسلمان ( اکثرا شیعه ) ، 2 % ارتدکس روسی و 2 % ارتدکس ارمنی می باشد . زبان رسمی در آذربایجان ، آذری است . زبانهای لزگی ، روسی و ارمنی نیز رایج می باشد . واحد پول آذربایجان ، منات با واحد جزء ( گوپک ) نام دارد . 90 % صادرات جمهوری آذربایجان را نفت و گاز تشکیل می دهد ، ماشین آلات ، پنبه و خوار و بار نیز از دیگر صادرات آذربایجان می باشند .











جمهوری آذربایجان مشتمل بر 60 بخش و 1 منطقه خودمختار ( * ) می باشد :


1 - آغجا بدیع (Agcabadi )


2 - آغ دام ( Agdam )


3 - آغ داش ( Agdas )


4 - آغستفا ( Agstafa )


5 - آق سو ( Agsu )


6 - آستارا ( Astara )


7 - بالاکن ( Balakan )


8 - بردع ( Barda )


9 - بیلقان ( Beylaqan )


10 - بیله سوار ( Bilasuvar )


11 - جبرئیل ( Cabrayil )


12 - جلیل آباد ( Calilabad )


13 - داش کسن ( Daskasan )


14 - دوه چی ( Davaci )


15 - فضولی ( Fuzuli )


16 - گده بی ( Gadabay )


17 - گنجه ( Ganca )


19 - گورانبوی ( Goranboy )


20 - گوی چای ( Goycay )


21 - حاجی کبول ( Haciqabul )


22 - اسماعیللی ( Ismayilli )


23 - کلبحر ( Kalbacar )


24 - کرد امیر ( Kurdamir )


25 - لاچین ( Lacin )


26 - لنکران ( Lankaran )


27 - لریک ( Lerik )


28 - ماساللی ( Masalli )


29 - نفت چاله ( Neftcala )


30 - اوغوز ( Oguz )


31 - قبله ( Qabala )


32 - قاخ ( Qax )


33 - قزاق ( Qazax )


34 - قبوستان ( Qobustan )


35 - قوبا ( Quba )


36 - قبادلی ( Qubadli )


37 - قوسار ( Qusar )


38 - ساعتلی ( Saatli )


39 - صابر آباد ( Sabirabad )


40 - شکی ( Saki )


41 - سالیان ( Salyan )


42 - شماخی ( Samaxi )


43 - شمکر ( Samkyr )


44 - شاموخ ( Samux )


45 - سیزن ( Siyazan )


46 - سومقاییت ( Sumqayit )


47 - شوشا ( Susa )


48 - ترتر ( Tartar )


49 - تووز ( Tovuz )


50 - اوجار ( Ucar )


51 - خاچماز ( Xacmaz )


52 - خانلار ( Xanlar )


53 - خیزی ( Xizi )


54 - خوجالی ( Xocali )


55 - خوجاوند ( Xocavand )


56 - یاردیملی ( Yardimli )


57 - یولاخ ( Yevlax )


58 - زنگلان ( Zangilan )


59 - زاقاتالا ( Zaqatala )


60 - زردآب ( Zardab )


61 - نخجوان ( Naxcivan ) *




نوشته شده توسط جهان شناس در 19:21 |  لینک ثابت   • 

جمعه هشتم آذر 1387

کشور ارمنستان

جمهوری ارمنستان ( Republic of Armenia ) کشوری است واقع در جنوب غرب قاره آسیا ، قفقاز جنوبی ، شمال غرب ایران ، شرق ترکیه ، غرب آذربایجان و جنوب گرجستان . پایتخت ارمنستان شهر یروان " ایروان " ( Yerevan ) با 1 میلیون و 350 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت ارمنستان 29.800 کیلومتر مربع و جمعیت آن نزدیک به 3 میلیون نفر است . از مهمترین شهرهای ارمنستان می توان به گیومری 151 هزار نفر ، وانادزور 108 هزار نفر ، واغارشاپات 57 هزار نفر و هرازدان 53 هزار نفر اشاره کرد . ارمنستان در منطقه ی قفقاز جنوبی واقع است و کوچکترین جمهوری از جماهیر شوروی سوسیالیست می باشد . ارمنستان سرزمین کوهستان های ناهموار و آتش فشان های خاموش شده است . ارمنستان کشوری است بلند و مرتفع ، به طوری که پست ترین نقطه ی این کشور رود دبد ( Debed River ) با 400 متر ارتفاع از سطح دریا می باشد ، همچنین بلندترین نقطه ی این کشور قله ی آراگاتز لرناگاگات ( Aragats Lerrnagagat ) با 4090 متر ارتفاع نام دارد . ارمنستان از قدیمی ترین تمدن های جهان را داراست ، بیشتر مساحت ارمنستان را کوههای آرارات دربر می گیرند جایی که بر طبق کتاب مقدس ( انجیل ) مکانی بوده که کشتی نوح پیامبر پس از طوفان و سیل در آنجا مامن گزیده ، گفته می شود ارمنی ها به طور رسمی اولین قومی در جهان بوده اند که به آیین مسیحیت گرویده اند ( 300 سال پس از میلاد مسیح ) . در قرن 6 میلادی ارمنی ها با تشکیل پادشاهی اورارتو ( Kingdom of Urartu ) " نام آشوری رشته کوههای آرارات " در این منطقه سکنی گزیدند ، پس از مدتی زوال این امپراطوری مجددا اقتدار سابق را باز یافت و به یکی از قدرتمندترین امپراطوری های منطقه از دریای خزر تا دریای مدیترانه تبدیل شد . پس از سالهای طولانی صلابت و اقتدار حکومت امپراطوری ارمنی ها رفته رفته افول این دولت مقتدر آغاز گشت ، ارمنستان به طور مداوم و متوالی مورد تهدید و تعرض بیگانگان قرار می گرفت ولی با این حال ارامنه توانستند هم فرهنگ و هم تمدن خود را حفظ کرده و جلوی مستولی و چیره شدن فرهنگ بیگانه را بگیرند . پس از دوران اقتدار ارمنستان ، این منطقه در دوران انحطاط به وسیله ی امپراطوری هایی مانند یونان ، روم ، ایران ، بیزانس ، مغول ، ترکان عثمانی ، اعراب و روس ها فتح گشت . از قرن 16 میلادی تا پیش از جنگ جهانی اول ، ارمنستان به طور مداوم شاهد تاخت و تازهای بیگانگان از جمله حملات وحشیانه ترکان عثمانی بود ، در دوران حاکمیت ترکان عثمانی بر ارمنستان وحشیانه ترین و نفرت انگیزترین رفتارها علیه ارامنه از جمله تبعیض نژادی و دینی ( به دلیل اینکه ترکان مسلمان ولی ارامنه مسیحی بودند ) که این امر تحت تعقیب قرار گرفتن و شکنجه و آزار و اذیت ارامنه توسط ترکان مسلمان را در پی داشت ، همچنین وضع مالیات سنگین و حملات نظامی پی در پی نشان از سبعیت و درنده خویی ترکان مسلمان داشت . در پاسخ به تحرکات ناسیونالیست های ارمنی ، ترکان ارمنی هزاران تن از آنها را در بین سالهای 1894 تا 1896 به قتل رساندند . و اما مخوف ترین و فجیع ترین قتل عام قرن بیستم در آوریل 1915 پیش از شروع جنگ جهانی اول به وقوع پیوست ، جایی که در آن ترکان عثمانی سعی داشتند جمعیت ارامنه را به صحرای سوریه و بین النهرین تبعید کنند که با مقاومت و ایستادگی ارمنی ها مواجه گشتند ، ترکان عثمانی نیز این مقاومت را تاب نیاوردند و به وحشیانه ترین شکل ممکن ارامنه را به خاک و خون کشیدند ، مورخین شمار کشته شدکان ارمنی در این نسل کشی را بین 600 هزار نفر تا 1 میلیون و 500 هزار نفر تخمین زده اند ، بیشتر جان باختگان یا به قتل رسیدند یا بر اثر گرسنگی جان دادند . پس از واقعه و حتی در حال حاضر نیز ترکیه وقوع این نسل کشی را انکار کرده و مدعی است تعداد اندکی از ارامنه آن هم در جنگ های داخلی کشته شده اند !!! پس از شکست ترکیه در جریان جنگ جهانی اول ، جمهوری مستقل ارمنستان در 28 می 1918 برقرار شد ، ولی این جمهوری دو سال بیشتر دوام نیاورد ، جایی که در 29 نوامبر 1920 نیروهای ارتش سرخ شوروی ، با حمله به ارمنستان این منطقه را ضمیمه خاک شوروی کردند . در 12 مارچ 1922 ارمنستان به همراه گرجستان و آذربایجان به جماهیر فراقفقاز شوروی سوسیالیست پیوستند . در سال 1936 و پس از سازماندهی مجدد ، ارمنستان به یکی از جماهیر خودمختار شوروی بدل گشت . ارمنستان پس از فروپاشی شوروی در 23 سپتامبر 1991 از این کشور اعلام استقلال کرد . در سال 1988 ارمنستان درگیر یک سری مشکلات مرزی با همسایه شرقی اش ، آذربایجان بر سر مالکیت منطقه ی ناگورنو قره باغ ( Nagorno-Karabakh ) شد ، که هر دو کشور ادعای حاکمیت بر این منطقه را داشتند . اکثریت جمعیت این منطقه را مسیحیان ارمنی تبار تشکیل می دادند که حاکمیت هیچکدام از دو دولت ارمنستان و آذربایجان را بر خود قبول نداشته و خواهان استقلال کامل بودند . بین سالهای 1992 تا 1994 جنگ سختی بین ارمنستان و آذربایجان بر سر ناگورنو قره باغ درگرفت که حاصل آن 30 هزار کشته از طرفین دعوا بود ، در حال حاضر ارمنستان این منطقه را در کنترل خود دارد ولی نه به طور رسمی . پراکندگی جمعیت ارامنه در سراسر دنیا زیاد است ، ارامنه به ویژه پس از قتل عام توسط عثمانی ها و تسلط شوروی بر این منطقه تصمیم به مهاجرت به دیگر کشورها گرفتند ، اکنون 60 % از 8 میلیون ارمنی جهان در خارج از ارمنستان زندگی می کنند . اکنون بیش از یک میلیون ارمنی در آمریکا و روسیه زندگی می کنند ، از دیگر مراکز تجمع اجتماعات ارمنی جهان می توان به ، گرجستان ، فرانسه ، ایران ، لبنان ، سوریه ، آرژانتین و کانادا اشاره کرد . در ماه مارچ 2007 ، ناگهان نخست وزیر ارمنستان ، آندرانیک مارکاریان ( Andranik Markarian ) درگذشت و وزیر دفاع ، سرژ سرکیسیان ( Serzh Serkisyan ) جایگزین او شد ، در این زمان ، لوون ترپطروسیان ( Levon Ter-Petrosyan ) رئیس جمهور ارمنستان بود . در انتخابات ریاست جمهوری که در فوریه 2008 در ارمنستان برگزار شد ، سرژ سرکیسیان با کسب 53 % آرا بر رقیبش لوون ترپطروسیان که فقط توانست 21 % آرا را تصاحب کنند ، پیروز شد . ترپطروسیان اولین رئیس جمهور ارمنستان پس از استقلال از شوروی بود . وی پس از این انتخابات مدعی شد که در انتخابات تقلب صورت گرفته ، پس از آن دهها هزار تن از طرفداران ترپطروسیان به خیابان های ایروان ریختند و اعتراض خود را نسبت به نتایج انتخابات اعلام کردند . سپس 20 روز در کشور حالت فوق العاده اعلام شد . در اول مارچ تظاهرات به خشونت کشیده شد که در جریان آن هشت تن کشته شدند . در 22 ماه مارچ حالت فوق العاده لغو و ارتش پایتخت را ترک کرد . در 9 آوریل 2008 ، سرژ سرکیسیان رسما به عنوان رئیس جمهور ارمنستان معرفی شد ، وی تیگران سرکیسیان ( Tigran Serkisyan ) را به سمت نخست وزیر ارمنستان منصوب کرد ( توضیح : تیگران سرکیسیان هیچ گونه نسبتی با سرژ سرکیسیان ندارد و این دو صرفا اسم فامیل مشترک دارند ) . نژاد 97 % مردم ارمنستان ، ارمنی ، 1 % یزیدی ( کرد ) ، و 1% نیز روس می باشد ، همچنین دین 94 % ارمنی ها ، مسیحی آپوستولیک ، 4 % سایر فرقه های مسیحیت و 1 % نیز پیرو آیین یزیدی ( شاخه ای از دین زرتشت ) هستند . زبان رسمی ارمنستان ، ارمنی است ، زبانهای روسی و یزیدی نیز رایج است . واحد پول ارمنستان ، درام با واحد جزء لوما نام دارد . از مهمترین صادرات ارمنستان می توان به مس ، چدن ، فلزات غیر آهنی ، الماس ، تولیدات معدنی ، خوار و بار و شراب اشاره کرد .








ارمنستان مشتمل بر 11 استان است :




1 - آراگاتسون ( Aragatsotn )

2 - آرارات ( Ararat )

3 - آرماویر ( Armavir )

4 - گگارک اونیک ( Geghark ' Unik ' )

5 - کوتایک ( Kotayk' )

6 - لوری ( Lorri )

7 - شیراک ( Shirak )

8 - شیونیک ( Shyunik' )

9 - تاووش ( Tavush )

10 - وایوتز دزور ( Vayots' Dzor )

11 - یروان " ایروان " ( Yerevan )




نوشته شده توسط جهان شناس در 19:21 |  لینک ثابت   • 

جمعه هشتم آذر 1387

کشور ترکمنستان

ترکمنستان ( Turkmenistan ) کشوری است واقع در آسیای مرکزی ، شمال شرق ایران ، شمال غرب افغانستان ، جنوب ازبکستان و جنوب غرب قزاقستان ، ترکمنستان در قسمت شرقی دریای خزر قرار دارد . پایتخت ترکمنستان ، شهر عشق آباد ( Ashgabat ) با 750 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت ترکمنستان 488.100 کیلومتر مربع و جمعیت آن 5 میلیون و 180 هزار نفر است . از مهمترین شهرهای ترکمنستان می توان به چارجو ( ترکمن آباد ) 205 هزار نفر ، داش حوض 165 هزار نفر ، مرو 125 هزار نفر و بالکان آباد 110 هزار نفر اشاره کرد . 80 % خاک ترکمنستان را صحرایی به نام قره قوم ( Kara-Kum ) پوشانده است ، صحرای شنی ترکمنستان با وسعت 360 هزار کیلومتر مربع ، از جمله بزرگترین صحراهای شنی دنیا محسوب می شود . رود آمو دریا ( Amu Darya River ) از سمت شمال شرق وارد ترکمنستان شده و با طی مسیری در شرق و عبور از دو شهر ترکمن آباد و آتامیرات از این کشور خارج می شود . ترکمنستان دارای آب و هوایی سرد و خشک می باشد تپه های ماسه ای و نواحی کوهستانی پوشش گیاهی عمده در ترکمنستان به شمار می رود ، شرق ترکمنستان را نیز فلات در فرا گرفته است ، بلندترین نقطه ی ترکمنستان ، قره آیری بابا ( Gora Ayribaba ) با 3139 متر ارتفاع نام دارد که در شرق این کشور و منطقه ی مرزی با ازبکستان واقع شده است . در گذشته ی دور ، ترکمنستان کنونی از نواحی تابعه ی امپراطوری ایران باستان بوده است ، مردم ترکمنستان از ابتدا شبانان و چوپانان چادرنشین بوده اند که از راه دامداری امرار معاش نموده و روزگار می گذراندند ، این سبک زندگی مردم ترکمن ، کوچروی و زندگی در چادرهای قابل حمل تا اوایل قرن بیستم میلادی ادامه داشت منطقه ی ترکمنستان در قرن 11 میلادی به دست ترکان سلجوقی افتاد ، در قرن 13 میلادی چنگیز خان مغول این ناحیه را به تصرف خود درآورد . حکومت چنگیز و جانشینانش در ترکمنستان فقط دو قرن به طول انجامید و حکومت مغولان در قرن 15 میلادی سرنگون شد . مدتی از این ماجرا نگذشته بود که در قرن 15 میلادی ، ازبکان با یورش به این منطقه ، آنرا اشغال نمودند . پیش از قرن 19 میلادی ترکمنستان به دو قسمت تقسیم شد ، یکی خان نشین خیوه ( Khanate of Khiva ) و دیگری خان نشین بخارا ( Khanate of Bukhara ) . در سال 1868 خان نشین خیوه به عنوان قسمتی از امپراطوری روسیه درآمد و " منطقه ی ترنس کاسپیای ترکستان روسیه " نام گرفت . ترکمنستان بعدا در سال 1922 جمهوری شوروی سوسیالیست خودمختار ترکستان را تشکیل داد و در 13 می 1925 و پس از استقرار اتحاد شوروی از جماهیر مستقل شوروی سوسیالیست شناخته شد . ترکمنستان فقیرترین جمهوری از مجموعه جمهوری های شوروی به حساب می آمد . ترکمنستان در 27 اکتبر 1990 از شوروی اعلام استقلال کرد و در 21 دسامبر 1991 به همراه ده کشور دیگر تجزیه شده از اتحاد جماهیر شوروی به عضویت دولت های مستقل مشترک المنافع درآمد . پس از استقلال یک حکومت تک حزبی به شدت دیکتاتور در ترکمنستان به روی کار آمد ، صفر مراد نیازوف ( Saparmurat Niyazov ) که خود را ترکمن باشی یا رهبر همه ی ترکمن ها می نامید پس از استقلال این کشور به عنوان رئیس جمهور این کشور معرفی شد . این فرد خودکامه نام بسیاری از شهرهای ترکمنستان را تغییر داد و نام های مورد پسند خود را جایگزین آنها کرد ، از دیگر اقدامات و شاهکارهای این فرد خودخواه در سال 2002 رخ داد ، جایی که نیازوف نام ماه " آوریل " را در تقویم این کشور تغییر و نام مادر خود را جای آن نشاند . صفر مراد نیازوف در سال 1999 توسط مجلس دست نشانده ی خود ، به عنوان رئیس جمهور " مادام العمر " ترکمنستان شناخته شد . ترکمنستان در دهه ی 90 میلادی از طریق خط لوله ، گاز خود را به روسیه صادر کرد که سالانه 1 میلیارد دلار برای این کشور درآمد داشت ، روسیه در سال 1993 با ادعای اینکه ترکمنستان به نوعی قصد رقابت با صنعت گاز روسیه را دارد صادرات گاز ترکمنستان را متوقف کرد ، بنابراین ترکمنستان صادرات گاز خود را به سایر کشورهای فقیر آسیای مرکزی محدود کرد . در سال 2003 روسیه با خرید سالانه 60 میلیارد متر مکعب گاز از ترکمنستان موافقت کرد . اعمال محدودیت برای اتباع روسی در ترکمنستان ، خشم روسیه را درپی داشت . " ادعای " ترور نیازوف که توطئه ی خود دولت مستبد این کشور بود در نوامبر 2002 باعث محکومیت 46 تن از رهبران اپوزیسیون و منتقدان داخلی شد . طی سالهای اخیر ، سیستم آموزشی ترکمنستان به شدت رو به زوال و فساد رفته است و بسیاری از ساعات درسی آموزشگاهها و مدارس جایی برای تبلیغات سیاسی حکومت شده است ، جالب اینجاست که کتاب شخصی نیازوف ، موسوم به " رخ نما " در مدارس ترکمنستان تدریس می شود !!!! . در 21 دسامبر 2006 صفر مراد نیازوف پس از 21 سال دیکتاتوری و زورگویی مُرد . در 11 فوریه ی 2007 انتخاباتی مباحثه آمیز در ترکمنستان برگزار شد و کفیل سابق رئیس جمهور و وزیر سلامت ترکمنستان ، قربان قلی بردی محمدف ( Gurbanguly Berdymukhammedov ) با کسب 89 % آرا به عنوان رئیس جمهور ترکمنستان انتخاب و در 14 فوریه ی 2007 رسما کار خود را به سمت رئیس جمهور ترکمنستان آغاز کرد ، هرچند کل این انتخابات توسط ناظران بین المللی به زیر سوال رفت و این ناظران از نامعتبر و غیر دموکراتیک بودن این انتخابات پرده برداشتند . نژاد 85 % مردم ترکمنستان ، ترکمن ، 5 % ازبک و 4 % روس است ، همچنین دین 89 % ترکمن ها ، مسلمان و 9 % ارتدکس می باشد . زبان رسمی ترکمنستان ، ترکمنی است ، همچنین زبانهای روسی و ازبکی نیز رایج می باشد . واحد پول ترکمنستان ، منات با واجر جزء ( تنگه ) نام دارد . از مهمترین صادرات ترکمنستان می توان به گاز ، نفت خام ، مواد پتروشیمی ، منسوجات و پنبه اشاره کرد .





* آیا می دانستید در قرون وسطا ، منطقه ی " مرو " از مهمترین شهرهای جهان اسلام و مهمترین توقفگاه بر سر جاده ی ابریشم بوده است ؟












ترکمنستان دارای 5 استان می باشد :




1 - آخال : آخال




2 - بالکان : ترکمن باشی




3 - داش حوض : داش حوض




4 - لباب : چارجو ( ترکمن آباد )




5 - مرو : مرو







نوشته شده توسط جهان شناس در 19:20 |  لینک ثابت   • 

جمعه هشتم آذر 1387

کشور قرقیزستان

جمهوری قرقیزستان ( Republic of Kyrgyzstan ) کشوری است واقع در آسیای مرکزی ، غرب چین ، جنوب شرق قزاقستان ، شرق ازبکستان و شمال تاجیکستان . پایتخت قرقیزستان ، شهر بیشکک ( Bishkek ) با 830 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت قرقیزستان 198.500 کیلومتر مربع و جمعیت آن 5 میلیون و 357 هزار نفر است . از مهمترین شهرهای قرقیزستان می توان به ، اوش 210 هزار نفر ، جلال آباد 71 هزار نفر ، توقماق 60 هزار نفر ، قراگول 50 هزار نفر اشاره کرد . قرقیزستان دارای آب و هوایی سرد و خشک در مناطق کوهستانی و معتدل و مطلوب در نواحی جلگه ای غرب و جنوب غرب از جمله دره ی فرغانه ( Fergana Valley ) است که از معدود مناطق غیر کوهستانی قرقزستان به شمار می رود . قرقیزستان از جمله کشورهای مرتفع و کوهستانی محسوب می شود به طوری که سلسله جبال " تین شان " ( Tien Shan ) 95 % مساحت قرقیزستان را می پوشاند . دو رود نارین ( Naryn River ) و رود قره دریا ( Kara Daryya River ) نیز از ارتفاعات تین شان سرچمشمه گرفته ، به سمت غرب می رود و پس از به هم پیوستن رود سیر دریا ( Syr Darya ) را شکل می دهند . دریاچه ی ایسیک کول ( Ysyk-Kol ) نیز در شمال شرق قرقیزستان قرار دارد . بلندترین نقطه ی قرقیزستان ، قله ی جنگیش چوکُسو ( Jengish Chokusu ) با 7439 متر مربع ارتفاع در شرق قرقیزستان و منطقه مرزی با چین واقع است . بومیان قرقیز و ترکان در کوهپایه ها و دامنه ی کوههای تین شان ، اولین ساکنان قرقیز بودند ، اینان اکثرا چوپانان و دامداران کوچرو بودند ، پس از گسترش استعمار روسیه در صده ی 1900 میلادی مهاجر نشینان روس به این منطقه مهاجرت کرده و زمین های کشاورزی حاصلخیز را از آن خود کردند . قیام مردم قرقیزستان عیله ی روسیه ی تزاری در سال 1916 با شکست مواجه شد ، پس از استقرار شوروی سوسیالیست ، قرقیزستان نیز در سال 1924 به قسمتی از قلمرو شوروی تبدیل شد و در سال 1926 به یک جمهوری خودمختار بدل گشت . شوروی ، قرقیزها را مجبور به ترک کوچروی و گرایش به کشاورزی مدرن و تکنیک های تولیدات صنعتی در جامعه ی قرقیزستان کرد . قرقیزستان در 31 آگوست 1991 از شوروی اعلام استقلال کرد و در 21 دسامبر 1991 به اتحادیه ی کشورهای مشترک المنافع پیوست ، در سال 1992 نیز قرقیزستان به عضویت سازمان ملل متحد درآمد . پس از استقلال اصلاحات اقتصادی برای سر و سامان دادن به اقتصاد بیمار قرقیزستان به مورد اجرا درآمد . در ژانویه ی 1994 رای دهندگان قرقیز به انجام اصلاحاتی در تجارت و بازار این کشور رای مثبت دادند و در رفراندوم سال 1996 مردم قرقیزستان با اعمال تغییراتی در قانون اساسی که به موجب آن اختیارات و قدرت رئیس جمهوری افزایش پیدا می کرد ، موافقت کردند . در میانه های دهه ی 90 میلادی به نوعی نظام طبقاتی و تقسیمات نژادی و اقتصادی در قرقیزستان رشد قابل ملاحظه ای یافت ، مردم شمال کشور از شرایط اقتصادی مناسبی برخوردار بودند ، در حالی که مردم جنوب در شرایط نامساعد اقتصادی و فقیر شدید به سر می بردند ، در سال 2003 میلادی حدود 50 % جمعیت قرقیزستان زیر خط فقر به سر می بردند . در انتخابات 30 اکتبر 2000 ، عسکر آقایف ( Askar Akayev ) به راحتی و با کسب 75 % آرا ، رئیس جمهور قرقیزستان شد ، هرچند شایعه ی تقلب در انتخابات نیز مطرح شده بود . کم کم جایگاه آقایف در میان توده ی مردم متزلزل گشت ، نتیجه ی آن متهم شدن آقایف به فساد اداری و اقتصادی بود . در سال 2001 قرقیزستان پذیرفت که نیروهای آمریکایی از پایگاه های نظامی این کشور جهت حمله ی آمریکا به طالبان و القاعده در افغانستان استفاده کنند . در سال 2002 کار ساخت و ساز پایگاه نیروی هوایی آمریکا در حوالی شهر بیشکک در قرقیزستان پایان یافت ، اکنون این پایگاه ، بزرگترین پایگاه نیروی هوایی آمریکا در آسیای مرکزی به شمار می رود . در فوریه ی 2003 یک رفراندوم مباحثه آمیز در مورد گسترش اختیارات و افزایش قدرت رئیس جمهور برگزار شد ، در ژوئن همان سال پارلمان قرقیزستان با اعطای مصونیت مادام العمر رئیس جمهور از پیگرد قانونی موافقت کرد . فوریه و مارچ 2005 و در انتخابات پارلمانی قرقیزستان بنا به گفته ی ناظران بین المللی و رهبران اپوزیسیون ، تقلبات گسترده باعث بروز آشوب هایی در قرقیزستان شد که رفته رفته بر شدن آن افزوده شد و تظاهرات خشونت بار کل کشور را فرا گرفت . در 24 مارچ 2005 بسیاری از مردم بیشکک گرد میدان اصلی شهر جمع شده و خواهان کناره گیری آقایف شدند ، بلافاصله پس از آن آقایف از کشور فرار کرده و در روز 4 آوریل 2005 استعفای خود را اعلام کرد . سپس رهبر مخالفان ، " قورمان بیگ باقیف " ( Kurmanbek Bakiyev ) به عنوان رئیس جمهور و نخست وزیر دولت موقت قرقیزستان تا زمان برگزاری انتخابات دموکراتیک در روز 10 جولای انتخاب شد . در روز 10 جولای انتخابات ریاست جمهوری در قرقیزستان برگزار شد و این بار هم ، قورمان بیگ باقیف با کسب 88 % آرا به پیروزی رسید و رئیس جمهور قرقیزستان شد . باقیف ، فلیکس کولوف ( Felix Kulov ) را نیز به عنوان نخست وزیر انتخاب کرد . در طول سال 2006 میلادی ، اعتراضات گسترده ی عمومی در قرقیزستان ترتیب داده شد که در آن مردم این کشور خواستار به مورد اجرا گذاشته شدن پاره ای اصلاحات در قانون اساسی این کشور شدند ، همچنین مردم امحای کامل و زدوده شدن فساد در دستگاههای اداری کشور را نیز مطالبه می کردند . در پاسخ به این اعتراضات ، باقیف در ماه نوامبر قانون اساسی جدیدی را به امضا رساند که در آن تا حد زیادی از قدرتش کاسته می شد ، هرچند یک ماه بعد باقیف با تحت فشار قرار دادن پارلمان اقتدار محدود شده اش را بازپس گرفت . نخست وزیر کولوف در ماه دسامبر از سمت خود استعفا داد ، این استعفا مورد قبول رئیس جمهور واقع نشد ، پس از آن پارلمان دو بار تقاضای رئیس جمهور را مبنی بر تثبیت کولوف در مقامش رد کرد . سپس از این کش و قوس ها در ژانویه ی 2007 میلادی پارلمان قرقیزستان نخست وزیری " عظیم ایزابگوف " ( Azim Isabekov ) را تصویب کرد ، او نیز خیلی زود و در ماه مارچ 2007 از قدرت کناره گرفت . سپس باقیف ، رهبر برجسته ی مخالفان ، آلماز آتامبایف ( Almaz Atambayev ) را برای احراز پست نخست وزیری پیشنهاد داد ، این موضوع باعث شد تا حدودی بحران سیاسی در قرقیزستان فروکش کند . در رفراندوم اکتبر 2007 رای دهندگان با تصویب قانون اساسی جدید در قرقیزستان موافقت کردند ، به ادعای باقیف که خود این طرح را پیشنهاد داده بود ، این طرح باعث افزایش قدرت پارلمان شده و باعث ایجاد توازن قدرت می شود ، هرچند مخالفان بر این عقیده بودند که باقیف برای تثبیت و نیرومندتر کردن جایگاه خود در مقام ریاست جمهوری دست به این اقدام زده است . باقیف در نوامبر 2007 ، نخست وزیر ، آلماز آتامبایف را از کار برکنار کرد و در 24 دسامبر 2007 " ایگور چودینوف " ( Igor Chudinov ) را به سمت نخست وزیری قرقیزستان منصوب کرد ، این اقدام خشم گروه های اپوزیسیون را در پی داشت . در انتخابات پارلمانی دسامبر 2007 در قرقیزستان ، حزب وابسته به باقیف ، رئیس جمهور موسوم به " آک ژول " ( Ak Zhol ) ، 71 کرسی از 90 کرسی پارلمان قرقیزستان را به دست آورد و با اقتدار پیروز انتخابات پارلمانی شد ، هرچند مخالفان این انتخابات را متقلبانه قلمداد کردند . نژاد 65 % مردم قرقیزستان را ، قرقیز ، 13 % را ازبک ، 12 % را روس ، 1 % را دونگان ، 1 % را اوکراینی و 1 % را نیز اویگور تشکیل می دهند ، همچنین دین 75 % قرقیزها ، مسلمان و 20 % ارتدکس است . دو زبان قرقیزی و روسی زبانهای رسمی قرقیزستان به شمار می روند ، همچنین زبانهای ازبکی و دونگان نیز رایج می باشد . واحد پول قرقیزستان ، سوم با واحد جزء ( تین ) نام دارد . از مهمترین صادرات قرقیزستان می توان به پنبه ، پشم ، گوشت ، تنباکو ، طلا ، جیوه ، اورانیم ، گاز طبیعی ، انرژی برق آبی ، ماشین آلات و کفش اشاره کرد .









قرقیزستان شامل 7 استان و یک منطقه می باشد ( * ) می باشد :




1 - باتکن (Batken )


2 - بیشکک " استان " ( Bishkek )


3 - بیشکک " شهر " ( Bishkek ) *


4 - جلال آباد ( Jalal-Abad )


5 - نارین ( Naryn )


6 - اوش ( Osh )


7 - تالاس ( Talas )


8 - قره کُل ( Karakol )




نوشته شده توسط جهان شناس در 19:20 |  لینک ثابت   • 

جمعه هشتم آذر 1387

کشور ازبکستان

جمهوری ازبکستان ( Republic of Uzbekistan ) کشوری است واقع در قاره ی آسیا ، آسیای میانه ، جنوب قزاقستان ، شمال ترکمنستان ، غرب قرقیزستان و تاجیکستان و شمال افغانستان . پایتخت ازبکستان ، شهر تاشکند ( Tashkent ) با 2 میلیون و 200 هزار نفر می باشد . مساحت ازبکستان 447.400 کیلومتر مربع و جمعیت آن 28 میلیون و 270 هزار نفر است . از مهمترین شهرهای ازبکستان می توان به نمنگان 377 هزار نفر ، سمرقند 363 هزار نفر ، اندیجان 325 هزار نفر و بخارا 238 هزار نفر اشاره کرد . ازبکستان دارای اقلیمی نیمه بیابانی و خشک ، تابستان گرم و زمستان معتدل می باشد ، شرق ازبکستان را نیز چمنزار پوشانده است . ازبکستان بین دو رود سِیر دریا ( Syr Darya ) و آمو دریا ( Amu Darya ) جای گرفته است ، دریاچه ی آرال ( Aral Lake ) هم در شمال غرب ازبکستان قرار دارد . بلندترین نقطه ی ازبکستان ، قله ی آدلونگا توقی ( Adelunga Toghi ) با 4301 متر ارتفاع نام دارد که در شمال شرق این کشور و مرز با قرقیزستان واقع شده است . ازبکستان در ابتدا قسمتی از قلمرو امپراطوری ایران باستان بود ، در قرن چهارم میلادی توسط اسکندر مقدونی فتح گشت ، طی قرن هشتم میلادی قبایل ترک که در این منطقه ساکن بودند تحت تاثیر تهاجم اعراب به منطقه قرار گرفته و لاجرم اسلام آوردند . مغولان به رهبری چنگیز خان مغول در قرن 12 میلادی به ازبکستان یورش بردند و پس از کشتار و غارت منطقه حکومت دست نشانده ای را در ازبکستان روی کار آوردند ، قرن 13 میلادی مصادف با به حکومت رسیدن ترکان سلجوقی و تا قرن 16 میلادی حاکمیت ترکان بر این ناحیه پا برجا ماند ، سپس ازبکان با تصرف ناحیه ی ترک نشین دو منطقه ی ازبک و ترک را با یکدیگر ادغام نمودند ، در این زمان ازبکستان به سه ناحیه ی مجزا به نام های ، خیوه ( Khiva ) ، بخارا ( Bukhara ) و کوکند ( Kokand ) تقسیم و توسط حکومت های خودمختار اداره می شد . این دولت شهر ها گاه و بیگاه مورد حملات روسیه ی تزاری قرار می گرفتند و بعضا نیز مقاومت می نمودند ولی سرانجام در میانه های قرن 19 میلادی تسلیم روس ها شدند . پس از انقلاب بلشوییکی سال 1917 ، در سال 1924 این منطقه به نام " جمهوری ازبک " ( Uzbek Republic ) شناخته شد و در سال 1925 با برقراری نظام سوسیالیستی و کمونیسیتی و تبدیل روسیه به شوروی به عنوان " جمهوری شوروی سوسیالیستی ازبکستان " ( Uzbekistan Soviet Socialist Republic ) نام گرفت . پس از حاکیمت شوروی ازبکستان با کمک آبیاری ، مکانیزه کردن کشاورزی و کودها و آفت کش های شیمیایی توانست کشت پنبه ی خود را افزایش دهد اما این اعمال آثار سوء زیست محیطی بسیار برجای گذاشت که ازبکستان کماکان نیز با این آثار سوء مواجه است . در ژوئن 1990 ازبکستان اولین کشور آسیای مرکزی بود که حاکمیت مستقل خود را از دولت مرکزی شوروی اعلام نمود ، ازبکستان به همراه ده کشور دیگر از جمهوری های شوروی با پیوستن به دولت های مستقل جامعه ی کشورهای مشترک المنافع در 21 دسامبر 1991 از اتحاد جماهیر شوروی اعلام استقلال کرد . " ووزروژدنیه " ( Vozrozhdeniye ) جزیره ای واقع در دریاچه ی آرال است که در دوران اتحاد جماهیر شوروی توسط شوروی در این مکان آزمایش های سلاح های نامتعارف بیولوژیکی انجام می شده است ، در سال 1988 شوروی تلاش کرد شواهدی را که مبنی بر آلودگی بیولوژیکی این جزیره است را نابود کند ولی موفق به انجام این کار نشد ، پس از استقلال ازبکستان ، گروهی از محققان آمریکایی با انجام آزمایشاتی در این جزیره بر وجود باکتری سیاه زخم و سایر مواد سمی مرگبار در این جزیره صحه گذاشتند . پس از استقلال ، اسلام کریموف ( Islom Karimov ) رئیس اسبق حزب کمونیست در 24 مارچ 1990 به عنوان رئیس جمهور ازبکستان انتخاب شد . کریموف که یک آتوکرات و حاکم مستبد و دیکتاتور بود با یک مشت آهنین به طور وحشیانه ای احزاب سیاسی و آزادی های مذهبی را تحت فشار و سرکوب قرار داد . در سال 1999 ازبکستان آماج حملات شبه نظامیان اسلامگرا که قصد براندازی حکومت سکولار این کشور را داشتند قرار گرفت ، درگیری نیروهای دولتی با شبه نظامیان مسلمان تا چند سال بعد نیز ادامه یافت . در سال 2001 ازبکستان با در اختیار قرار دادن پایگاه های خود برای آمریکا و انگلیس جهت مبارزه ی آنها با طالبان و القاعده ، نقش مهمی ایفا کرد و به یکی از هم پیمانان آمریکا در منطقه برای پیکار با تروریسم تبدیل شد ، هرچند آمریکا به علت نقض گسترده ی حقوق بشر توسط ازبکستان ، این کشور را مورد انتقاد قرار می دهد . یکی از جنجال برانگیز ترین نقض حقوق بشر در ازبکستان در 13 می 2005 رخ داد ، جایی که در شهر اندیجان نیروهای دولتی معترضین غیر مسلحی را که در یک تظاهرات شرکت کرده بودند به طرز وحشیانه ای سرکوب کردند ، آمار دولتی این ماجرا هرگز اعلام نشد ولی آمار غیر رسمی حکایت از کشته شدن دست کم هزار تن در این تظاهرات و درگیری ها دارد . در جولای 2005 و پس از موضع آمریکا در قبال تحقیق در مورد این جنایت و قتل عام و روشن شدن موضوع ، اسلام کریموف تعطیلی پایگاه هوایی آمریکا در ازبکستان را خواستار شد ، این پایگاه چهار ماه بعد تعطیل و به قرقیزستان انتقال یافت . اسلام کریموف در انتخابات فرمایشی 23 دسامبر 2007 با کسب 88 % آرا مجددا برای 7 سال دیگر رئیس جمهور ازبکستان باقی ماند ، بسیاری از مخالفان ادعای تقلب در انتخابات را مطرح کردند ، در 11 دسامبر 2003 نیز شوکت میر ضیایف ( Shavkat Mirziyoyev ) نخست وزیر ازبکستان شد . نژاد 80 % مردم ازبکستان ، ازبک ، 5 % روس ، 5 % تاجیک ، 3 % قزاق ، 3 % کاراکالپاک و 2 % نیز تاتار است . همچنین دین 88 % ازبک ها ، مسلمان ( اکثرا سنی ) و 10 % نیز ارتدکس است . زبان رسمی در ازبکستان ، ازبکی است ، همچنین زبان های روسی و تاجیکی نیز کاربرد دارد . واحد پول ازبکستان ، سوم با واحد جزء ( تیجین ) نام دارد . از مهمترین صادرات ازبکستان نیز می توان به ، پنبه ، طلا ، کود ، فلزات آهنی و غیر آهنی ، منسوجات ، تولیدات غذایی ، ماشین آلات و اتومبیل اشاره کرد .











ازبکستان دارای 12 استان ( Viloyti ) ، یک جمهوری خودمختار ( * ) و 1 منطقه ی پایتخت ( ** ) می باشد :



1 - اندیجان ( Andijon )




2 - بوکسورو ( Buxoro )




3 - فارگ وونا ( Farg 'ona )




4 - جیزاکس ( Jizzax )




5 - نمنگان ( Namangan )




6 - نووی ( Navoiy )




7 - قارشی ( Qarshi )




8 - نوک.وس ( Nukus ) *




9 - سمرقند ( Samarqand )




10 - گلستان ( Guliston )




11 - ترمیز ( Termiz )




12 - تاشکند " استان " ( Tashkent )




13 - تاشکند " شهر " ( Tashkent ) **




14 - اورگنج ( Urganch )






نوشته شده توسط جهان شناس در 19:19 |  لینک ثابت   • 

جمعه هشتم آذر 1387

کشور بوتان

پادشاهی بوتان ( Bhutan Kingdom of) کشوری است در جنوب آسیا و بین چین و هند ، شمال بوتان کوهستانی است و به وسیله ی ارتفاعات هیمالیا پوشیده شده است ، پایتخت بوتان شهر تیمفو ( تیمپو ) ( Timphu ) با 45 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت بوتان 47 هزار کیلومتر مربع و جمعیت آن 776 هزار نفر می باشد . تنها شهر مهم بوتان فونت شولینگ با 45 هزار نفر جمعیت است . بوتان به علت عدم داشتن موقعیت استراتژیک ، همچنین کوهستانی و صعب العبور بودن منطقه هرگز مورد طمع و دست اندازی استعمارگران قرار نگرفت و حکومت غالب ، حکومت پادشاهان محلی بوده است . در قرن 17 به علت هم جواری بوتان با منطقه ی تبت و شهر لهاسا مرکز بوداییان ، بوتان به تدریج تحت تاثیر افکار بودایی قرار گرفت ، و در این کشور حکومت مذهبی افراطی بودایی شکل گرفت ( حالتی شبیه به وضعیت کنونی ایران با این تفاوت که ایران حکومت خودکامه ی مذهبی اسلامی یا افراط گرایی اسلامی است ، ولی بوتان حکومت خودکامه ی مذهبی بودایی یا افراط گرایی بودایی !!! یا به نوعی تداخل دین و سیاست ) تا آنجا که صومعه های بوداییان از اماکن مرکز قدرت سیاسی بوده است . در سال 1972 جیگمه سینگیه وانگچوک پادشاه شد و بر تخت سلطنت تکیه زد . در سال 2005 نیز لیونپو سانگای نگدوپ نخست وزیر بوتان شد . در این کشور هیچ حزب سیاسی وجود ندارد . اگرچه بوتان کشوری مستقل است ولی به دلیل عدم تحصیلات به خصوص در حوزه ی امور خارجه بیشتر از هند راهنمایی و هدایت می طلبد . در این کشور همیشه کشاکش ها و درگیری های قومی و نژادی بین اکثریت دروکپا و اقلیت جامعه ی نپالی منشاء آشفتگی داخلی بوده است . 50 % نژاد مردم بوتان را بهوتیا ( تبتی ) ، 35 % را نپالی ( گورونگ ) و 15 % را شارچوپها تشکیل می دهد . همچنین دین رسمی مردم بوتان با 75 % بودایی است ، مابقی را نیز هندوها تشکیل می دهند . زبان بوتانی ها ، دزونگخا یا تبتی به عنوان زبان رسمی در کنار زبان های نپالی ، هندی و ایرانی است . واحد پول بوتان نگولترم با واحد جزء ( چتروم ) می باشد . صادرات بوتان را نیز سیمان ، مواد معدنی ، الوار ، هل و زنجبیل و سایر ادویه جات تشکیل می دهد .






کشور بوتان دارای 19 ایالت می باشد :




1 - بومتانگ ( Bumthang )

2 - چوخا ( Chhukha )

3 - چیرانگ ( Chirang )

4 - داگا ( Daga )

5 - گی لگفوگ ( Geylegphug )

6 - ها ( Ha )

7 - هونتشی ( Lhuntshi )

8 - مونگار ( Mongar )

9 - پارو ( Paro )

10 - پماگاتسل ( Pemagatsel )

11 - پوناخا ( Punakha )

12 - سامچی ( Samchi )

13 - سامدروپ یانگ خار ( Samdrup Jongkhar )

14 - شمگانگ ( Shemgang )

15 - تاشیگانگ ( Tashigang )

16 - تیمفو ( تیمپو ) ( Timphu )

17 - تونگسا ( Tongsa )

18 - وانگ دی ( Wangdi )

19 - فودرانگ ( Phodrang )


نوشته شده توسط جهان شناس در 19:18 |  لینک ثابت   • 

جمعه هشتم آذر 1387

کشور تایلند

پادشاهی تایلند ( Kingdom of Thailand ) کشوری است واقع در جنوب شرق آسیا ، شرق میانمار ، غرب کامبوج ، جنوب لائوس ، شمال مالزی ، خلیج تایلند در جنوب و دریای آندامان در جنوب غرب . تایلند که نیمه ی غربی شبه جزیره ی هندوچین را اشغال کرده است ، دو سوم شمالی شبه جزیره ی مالای را نیز تشکیل داده است ، می توان گفت مساحت تایلند تقریبا با مساحت فرانسه برابری می کند . پایتخت تایلند ، شهر بانگکوک ( Bangkok ) با 6 میلیون و 350 هزار نفر می باشد . مساحت تایلند 514 هزار کیلومتر مربع و جمعیت آن 65 میلیون و 500 هزار نفر می باشد . از مهمترین شهرهای تایلند می توان به ساموت پراکان 380 هزار نفر ، نونتابوری 305 هزار نفر ، اودون تانی 220 هزار نفر و ناخن راچاسیما 205 هزار نفر اشاره کرد . تایلند دارای آب و هوایی گرم و مرطوب در جنوب و سرد و خشک در شمال است . فلات خورات ( Khorat Plateau ) نیز در شرق تایلند واقع شده است . سه رود ، مائه نام پینگ ( Mae Nam Ping ) ، مائه نام نان ( Mae Nam Nan ) و مائه نام یوم ( Mae Nam Yom ) در منطقه ی ناخن ساوان به هم پیوسته و رود مائه نام چائو فرایا ( Mae Nam Chao Phraya ) را تشکیل داده و سپس راه جنوب را در پیش گرفته و پس از عبور ار بانگکوک پایتخت ، به خلیج تایلند می ریزد . بلندترین نقطه ی تایلند ، قله ی دوی اینتانان ( Doi Inthanan ) نام دارد که با 2576 متر ارتفاع در شمال غرب تایلند واقع شده است . قوم تای اولین بار در قرن ششم میلادی در ناحیه ی استقرار کنونی ، ساکن شدند و تا قرن 13 بر بسیاری از بخش های غربی منطقه حکمرانی می کردند ، طی 400 سال بعد تای ها گهگاه با دو همسایه ی غربی ( برمه ) و شرقی ( کامبوج ) در حال جنگ بودند ، قبلا تایلند با عنوان " سیام " ( Siam ) خوانده می شد . تایلند هیچگاه استعمار بیگانگان را تجربه نکرد . بریتانیا در سال 1824 نقش مستعمراتی خود را در منطقه تثبیت کرد ، در سال 1896 طبق توافق ما بین بریتانیا و فرانسه ، به تایلند استقلال اعطا شد . طی کودتایی در سال 1932 در تایلند نقش پادشاهی کمرنگ و به نقش حاشیه ای و تشریفاتی محدود شد و یک دولت منتخب و دموکراتیک در تایلند روی کار آمد . در جریان جنگ جهانی دوم نیروهای ژاپنی با حمله به تایلند در کمتر از 5 ساعت مقاومت تایلندی ها را در هم شکستند ، بدین ترتیب تایلند در 8 دسامبر 1941 تسلیم شد . متعاقب آن تایلند به یک منطقه ی عملیاتی ژاپنی ها برای عملیات نظامی علیه مالزی تبدیل گشت . سپس یک دولت دست نشانده و هوادار ژاپن در جولای 1944 در تایلند شکل گرفت . تایلند در سال 1942 اعلان جنگ بر علیه نیروهای بریتانیایی و آمریکایی را که در حال پیشرفت در جبهه ی پاسیفیک بودند را رد کرد . در اواخر دهه ی 60 میلادی درگیری های مرزی تایلند با کامبوج و ویتنام به یکی از مشکلات اساسی تایلند تبدیل شده بود . اگرچه آمریکا بعد از سال 1950 حدود 2 میلیارد دلار کمک های مالی و نظامی به تایلند ارائه کرده و نیروهایی نیز در قالب نیروهای ائتلاف با آمریکا ( البته با خرج آمریکا ) به ویتنام گسیل داشته بود و همچنین پایگاه های هوایی خود را نیز به روی جنگنده های بمب افکن آمریکایی در جریان جنگ ویتنام گشوده بود . پس از سقوط ویتنام جنوبی و کامبوج در بهار 1975 ، تایلند به این دلیل که نظام هایی که پشتیبانی کمونیست ها را در اختیار داشتند به ناچار مجبور شد در پاره ای از دکترین و خط مشی های دیپلوماتیک خود تجدید نظر کند . تحت فشار دولت تایلند ، آمریکا در مارچ 1976 پذیرفت ، حدود 23 هزار تن از پرسنل نظامی خود را که بعد از جنگ ویتنام در تایلند باقی گذاشته بود از این کشور خارج کند . در حالی که بیش سه سال از روی کار آمدن دولت غیر نظامی در تایلند نمی گذشت ، کودتایی نظامی در 6 اکتبر 1976 در تایلند روی داد و پس از کودتا فعالیت کلیه ی احزاب سیاسی ممنوع اعلام شد ، هرچند در سال 1980 آزادی های محدود شده بار دیگر باز ستانده شد . در همین سال مجمع ملی ، ژنرال پرم تینسولانوندا ( Gen. Prem Tinsulanonda ) را به سمت نخست وزیر تایلند منصوب کرد . پرم مجددا از سال 1983 تا سال1986 به نخست وزیری رسید . فراریان لائوسی به دنبال قتل عام وحشیانه ی پل پوت ( Pol Pot ) در کامبوج به تایلند پناه آورده و سیل آوارگان لائوسی بین سالهای 1978 و 1979 به تایلند سرازیر شد . با وجود تلاش های آمریکا و سایر کشورهای غربی برای مهاجرت اجباری آوارگان در میانه ی دهه ی 80 میلادی حدود 130 هزار آواره ی ویتنامی و لائوسی در حاشیه مرز با کامبوج مستقر شدند . کودتای نظامی ای که در 3 آوریل 1981 بر علیه دولت پرم به وقوع پیوست ، شکست خورد . تلاش دیگری برای کودتا نیز در 9 سپتامبر 1985 پس از 10 ساعت درگیری بین نیروهای وفادار دولتی و کودتاچیان در خیابان های بانگکوک سرکوب شد ، در فوریه ی 1991 تلاشی دیگر برای کودتا ناکام ماند . پس از آن در کشور حالت فوق العاده اعلام و قانون اساسی به حالت تعلیق درآمد . رسوایی ای که بر سر برنامه ی دولت برای اصلاحات ارضی در تایلند به وقوع پیوست باعث سقوط دولت در ماه می 1995 شد . توالی مکرر دولت ها چند سال در تایلند ادامه یافت . طی همین سالها اقتصاد تایلند به طور چشمگیر و غیر قابل باور رشد یافت و به یکی از قدرت های اقتصادی در منطقه بدل شد ولی این رشد چندان ادامه پیدا نکرد و بدهی های سنگین خارجی در سال 1997 کمر اقتصاد تایلند را شکست . به دنبال این بحران های اقتصادی ، دولت تایلند تصمیم گرفت مبلغ 17 میلیارد دلار از صندوق پولی بین المللی وام دریافت نماید ، پس از آن اقتصاد تایلند مجددا بهبود یافت و به مانند سالهای پیشین سیر صعودی پیدا کرد . پس از حدود شش سال آشفتگی سیاسی ، تاکسین شیناواترا ( Thaksin Shinawatra ) رهبر حزب تای راک تای در ژانویه ی 2001 نخست وزیر تایلند شد ، شیناوترا یک میلیاردر با نفوذ و مشهور در تایلند به شمار می رفت . در دسامبر 2000 سپناواترا به فساد مالی متهم شد ولی در آگوست 2001 از این اتهام تبرئه گشت . در فوریه ی 2003 شیناواترا برنامه ای را به منظور جلوگیری از تجارت و قاچاق مواد مخدر و نابودی آن در تایلند در مدت سه ماه به اجرا درآورد . این رشته عملیات در ماه آوریل خاتمه یافت و در جریان آن 2300 نفر کشته شدند ، مقامات دولتی تنها مسئولیت قتل 35 تن از آنان را بر عهده گرفتند ، آنها قاچاقچیان مواد مخدر و اعضای گروههای تبهکار را به عنوان مقصر و مسبب در قتل سایر قربانیان قلمداد کردند . فعالان حقوق بشر با محکومیت این واقعه ، نیروهای پلیس تایلند را به ظن مشارکت در این جنایت متهم کردند . در سال 2004 خشونت ها به استان های جنوبی و مسلمان نشین تایلند نیز نفوذ کرد و شبه نظامیان اسلام گرا به ایستگاه های پلیس و انبار مهمات حمله می کردند ، در جریان این خشونت ها بیش از 800 تن کشته شدند که مقامات دولتی آنرا به شبه نظامیان مسلمان نسبت دادند . در جولای 2005 و با اعلام وضعیت فوق العاده در استان های جنوبی توسط شیناولترا ، خشونت ها تشدید شد . در فوریه ی 2007 در استان جنوبی پاتانی ( Pattani ) 30 بمب به طور هماهنگ در بار ها ، هتل ها و ترانسمیتر های انتقال برق منفجر شدند . در 26 دسامبر 2006 بر اثر وقوع یک تسونامی مرگبار در جنوب شرق آسیا در 12 کشور تلفات و خسارات فراوان بر جای گذاشت ، که تایلند نیز از آن بی نصیب نماند ، مقامات تایلندی شمار تلفات این سونامی را 5300 نفر ذکر کردند . تاکسین شیناواترا بار دیگر در فوریه ی 2005 در انتخابات نخست وزیری پیروز شد تا اولین کسی در تایلند لقب بگیرد که دو دوره ی متوالی نخست وزیر این کشور شود . رفته رفته نارضایی های عمومی از شیناواترا آغاز شد ، دولت شیناواترا به علت بی توجهی به شیوع آنفلوانزای پرندگان و بی تفاوتی نسبت به اقدامات پیشگیرانه به شدت مورد انتقاد قرار گرفت ، اما اعتراضات آنجایی به اوج خود رسید که فاش شد شیناواترا سهام خانواده اش را از یک شرکت ارتباطی با قیمت 2 میلیارد دلار بدون پرداخت مالیات فروخته است ، پس از آن حدود 60 هزار نفر در خیابانهای بانگکوک جمع شده و خواستار استعفای شیناواترا شدند . در جریان این اعتراضات ، دو تن از اعضای کابینه ی شیناواترا مجبور به استعفا شدند . در مواجهه با این اعتراضات ، شیناواترا با انحلال پارلمان در اواخر فوریه ، انتخابات پیش از موعد اعلام کرد . او در ماه آوریل استعفای خود را اعلام کرد وقتی که نتیجه ی انتخابات که حاکی از پیروزی حزب شیناواترا با کسب 57 % آرا در انتخابات ملی اعلام شد ، شیناواترا پس از 7 هفته مجددا به قدرت راه یافت . در سپتامبر 2006 ، زمانی که شیناوترا برای سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل به نیویورک سفر کرده بود ، کودتای نظامی به رهبری ژنرال سوندی بونیاراتکالین ( Gen. Sondhi Boonyaratkalin ) در تایلند به وقوع پیوست ، طی این کودتای بدون خونریزی بونیاراتکالین در کشور قوانین نظامی وضع کرد . در اکتبر 2006 ، ژنرال بازنشسته ی ارتش ، سورایود چولانونت ( Surayud Chulanont ) به سمت نخست وزیر تایلند برگزیده شد . در می 2007 دادگاه عالی تایلند ، نخست وزیر سابق ، تاکسین شیناوترا ، رهبر حزب تای راک تای ( Thai Rak Thai ) را به اتهام فساد مالی مجرم شناخت و او را به مدت 5 سال از شرکت در فعالیت های سیاسی منع کرد . اولین رفراندوم در آگوست 2007 در این کشور برگزار شد و تایلندی ها به قانون اساسی جدید رای مثبت دادند . در انتخابات پارلمانی که در دسامبر 2007 در تایلند برگزار شد ، حزب قدرت مردم ( PPP ) که طرفدار نخست وزیر سابق ، شیناوترا نیز بود با کسب 233 از 480 کرسی پارلمان ، پیروز انتخابات شد . در همین زمان ، شیناواترا در یک تبعید خود خواسته در لندن به سر می برد . در 29 ژانویه ی 2008 ، ساماک سونداواوج ( Samak Sundavavej ) توسط پارلمان به عنوان نخست وزیر تایلند انتخاب شد . نخست وزیر پیشین ، تاکسین شیناواترا در فوریه ی 2008 به تایلند بازگشت و اعلام کرد آماده ی پاسخگویی به اتهاماتی است که پیشتر به وی نسبت داده شده است . از 9 ژوئن 1946 نیز ، رامای نهم بومیبول آدولیادج ( Bhumibol Adulyadej ) به عنوان پادشاه تایلند منصوب شد . نژاد 75 % تایلندی ها ، تایی و 14 % چینی است ، همچنین دین 94 % تایلندی ها ، بودایی ، 4 % مسلمان و 1 % نیز مسیحی می باشد . زبان رسمی تایلند ، تایی ( تایلندی ) است ، انگلیسی نیز تا حدودی کاربرد دارد . واحد پول تایلند ، بات با واحد جزء ( ساتانگ ) نام دارد . از مهمترین صادرات تایلند می توان به منسوجات و کفش ، شیلات ، برنج ، کائوچو ، جواهرات ، اتوموبیل ، کامپیوتر و سایر لوازم الکترونیکی اشاره کرد .


 
 

* ماه دسامبر 2008 ، ماه بحران سیاسی در تایلند بود ، مخالفان دولت دو فرودگاه مهم بانکوک را بستند و خواهان کناره گیری نخست وزیر ساماک سونداواوج شدند و اوضاع کشور متشنج گشت از روز 15 دسامبر 2008 آبیسیت وجاجیوا ( Abhisit Vejjajiva ) از سوی پارلمان تایلند به عنوان نخست وزیر تایلند برگزیده شد و اوضاع سیاسی این کشور تا حدی آرام شد .










کشور تایلند دارای 25 استان می باشد :




1 - آمنات چاروئن ( Amnat Charoen )


2 - بوریرام ( Buriram )


3 - چیانگ مای ( Chiang Mai )


4 - چون بوری ( Chon Buri )


5 - چومفون ( Chumphon )


6 - کالاسین ( Kalasin )


7 - خون کائن ( Khon Kaen )


8 - لامپانگ ( Lampang )


9 - مائه هونگ سون ( Mae Hong Son )


10 - ناخن ساوان ( Nakhon Sawan )


11 - نونگ خای ( Nong Khai )


12 - فتچابون ( Phetchabun )


13 - فیچیت ( Phichit )


14 - رانونگ ( Ranong )


15 - راتچابوری ( Ratchaburi )


16 - ساکُن ناخن ( Sakon Nakhon )


17 - ساموت پراکان ( Samut Prakan )


18 - سارابوری ( Sara Buri )


19 - سوفان بوری ( Suphan Buri )


20 - سورین ( Surin )


21 - ترانگ ( Trang )


22 - اودون تانی ( Udon Thani )


23 - یوتارادیت ( Uttaradit )


24 - یالا ( Yala )


25 - یاسوتون ( Yasothon )




نوشته شده توسط جهان شناس در 19:17 |  لینک ثابت   • 

جمعه هشتم آذر 1387

کشور پاکستان

جمهوری اسلامی پاکستان ( Islamic Republic of Pakistan ) کشوری است واقع در آسیای جنوبی ، غرب شبه قاره ی هند ، شرق ایران و افغانستان ، غرب هند و جنوب غرب چین و در کنار اقیانوس هند. پایتخت پاکستان ، شهر اسلام آباد ( Islamabad ) با 800 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت پاکستان 803.940 کیلومتر مربع و جمعیت آن 167 میلیون و 762 هزار نفر است . از مهمترین شهرهای پاکستان می توان به ، کراچی 9 میلیون و 670 هزار نفر ، لاهور 5 میلیون و 064 هزار نفر ، فیصل آباد 1 میلیون و 980 هزار نفر ، راولپندی 1 میلیون و 410 هزار نفر و مولتان 1 میلیون و 185 هزار نفر اشاره کرد . پاکستان دارای اقلیمی پست و فلات مانند در غرب ( بلوچستان ) ، دشت های آبرفتی و حاصلخیز به خصوص در سند و پنجاپ و نواحی کوهستانی و سرد در شمال غرب و شمال می باشد . بلندترین نقطه ی پاکستان ، کوه کا 2 ( Godwin-Austen ، K 2 ) با 8611 دومین قله ی بلند جهان پس از اورست در منطقه ی مرزی پاکستان با چین واقع شده است . منطقه ی کشمیر ( Kashmir ) واقع در شمال پاکستان در گذشته مورد مناقشه ی پاکستان و هند بوده است . مهمترین رود پاکستان ایندوس ( Indus ) نام دارد که از شرق و هند وارد پاکستان شده و پس از طی بیش از 1600 کیلومتر به سمت جنوب رفته و به اقیانوس هند می ریزد ، این رود بسیاری از زمین های زیر کشت پاکستان را که اکثرا برنج است سیراب می کند . منطقه ای که اکنون پاکستان نامیده می شود در گذشته و پیش از تاریخ مرکز تمدن دره ی ایندوس بوده است ( 2500 تا 1700 سال پیش از میلاد ) . در برهه هایی از زمان این منطقه مورد هجوم آریایی ها ، ایرانی ها ، یونانی ها ، اعراب و ترک ها قرار گرفت و مدتی را در زیر سلطه ی آنها قرار داشت . در سال 711 میلادی پاکستان با آیین اسلام آشنا شد و رفته رفته این آیین در این منطقه گسترش یافت . در سال 1526 میلادی این سرزمین به عنوان قسمتی از امپراطوری مغولان درآمد . از قرن 16 تا میانه های قرن 18 این سرزمین توسط حکام و سلاطین منطقه ی شبه قاره ی هند اداره می شد ، تا اینکه در سال 1857 رفته رفته نفوذ بریتانیا در این منطقه گسترش یافت . در این زمان هندوها کنترل بیشتر دستگاههای اجرایی از جمله اقتصاد ، اجتماع و مسائل سیاسی را بر عهده داشتند و این مسئله باعث ناخرسندی اقلیت مسلمان شده بود ، بنابراین مسلمانان به رهبری محمد علی جناح ( Mohammed Ali Jinnah ) در سال 1906 میلادی اتحاد مسلمانان ملی گرا را تشکیل دادند . این اتحاد در طول جنگ جهانی دوم از بریتانیا پشتیبانی می کرد در حالی که رهبران هندوی منطقه ی شبه قاره مانند جواهر لعل نهرو و ایندیرا گاندی از پشتیبانی از قوای بریتانیایی سر باز زدند . در عوض محمد علی جناح نیز از انگلیسی ها انتظار اعطای خودمختاری به منطقه ی غربی شبه قاره را داشت . بنابراین بریتانیا با تشکیل کشوری مستقل به نام " پاکستان " ( Pakistan ) موافقت کرد و کشور تازه تشکیل پاکستان در 14 آگوست 1947 از بریتانیا اعلام استقلال کرد . بدین ترتیب رویای هند برای اتحاد شبه قاره به یاس مبدل گشت ، پس از آن محمد علی جناح به عنوان فرماندار کل برگزیده شد . تفکیک و جداسازی هند و پاکستان به وسیله ی خطوط مذهبی که آنها را از یکدیگر جدا می ساخت باعث آوارگی 17 میلیون تن در نقاط مرزی دو کشور شد ، همچنین این اقدام باعث تشدید درگیری های فرقه ای در این مناطق شد . در 23 مارچ 1956 در پاکستان حکومت جمهوری تشکیل شد و ژنرال اسکندر میرزا ( Iskander Mirza ) به عنوان اولین رئیس جمهور پاکستان معرفی شد . تا دو دهه پس از آن دولت نظامی بر پاکستان مستولی بود . کشمکش ها بین پاکستان غربی و پاکستان شرقی در اواخر دهه ی 60 میلادی به اوج خود رسید . در سال 1970 پاکستان شرقی اتحاد آوامی ( Awami League ) به فرماندهی رهبر بنگال شیخ مجیب الرحمان ( Mujibur Rahman ) تشکیل شد . سپس مجیب الرحمان خواستار گشایش مجمع ملی در پاکستان شرقی شد ، یحیی خان ، رئیس جمهور پاکستان گشایش مجمع ملی پاکستان شرقی را به تعویق انداخت و این تقاضای پاکستان شرقی برای خودمختاری وسیع تر را در حاشیه قرار داد ، همین عامل تحریک کننده ای برای آغاز تنش ها بود . پاکستان شرقی با نام ، دولت مستقل " بنگلادش " ( Bangladesh ) یا ملت بنگال در 26 مارچ 1971 از پاکستان اعلام استقلال کرد . بدین ترتیب جنگ آغاز شد ، سپس هند نیز خود را وارد درگیری ها کرد ، در 16 دسامبر 1971 پاکستان در جنگ شکست خورد ، پس از آن یحیی خان از قدرت خلع و ذوالفقار علی بوتو ( Zulfikar Ali Bhuttu ) جانشین او شد . بوتو موجودیت بنگلادش را به رسمیت شناخت . در سال 1976 روابط عادی بین پاکستان و هند از سر گرفته شد . اولین انتخابات پاکستان ، تحت حکومت غیر نظامی در مارچ 1977 برگزار شد و حزب مردم ( PPP ) به رهبری ذوالفقار علی بوتو پیروز انتخابات شد ، این امر با مخالفت ژنرال ضیا الحق ( Gen. Zia ul Haq ) مواجه شد و خشونت هایی نیز در پاکستان به وجود آمد . علی رغم اعتراضات جهانی بوتو در 4 آوریل 1979 توسط ضیا الحق دستگیر و اعدام شد ، ضیا الحق در 16 سپتامبر 1979 خود را رئیس جمهور پاکستان نامید و تا 30 دسامبر 1985 پاکستان به وسیله ی قوانین نظامی اداره می شد . در 19 آگوست 1988 هواپیمای ضیا الحق که سوار بر هواپیمای نیروی هوایی پاکستان شده بود در هوا منفجر شد ، او در این حادثه کشته شد . در سال 1988 انتخابات در پاکستان برگزار شد و مخالف سرسخت ضیا الحق که پدرش نیز توسط او کشته شده بود ، بی نظیر بوتو ، دختر ذوالفقار علی بوتو ، در سال 1988 به عنوان نخست وزیر پاکستان برگزیده شد . دهه ی 90 پاکستان شاهد بی ثباتی سیاسی بود ، بی نظیر بوتو دو بار نخست وزیر پاکستان شد و هر دو بار توسط نواز شریف ( Nawaz Sharif ) حکومتش سرنگون شد . حکومت نواز شریف در 12 اکتبر 1999 در یک کودتا توسط ژنرال پرویز مشرف ( Gen. Pervez Musharraf ) ساقط شد ، هرچند مردم پاکستان با حکومت نظامی چندان بیگانه نبودند ، زیرا از 52 سال تاریخ پاکستان پس از استقلال ، 25 سال آن پاکستان توسط نظامیان اداره می شد . در میان حیرت جهانیان ، دو قدرت هسته ای دیگر در دنیا پدیدار شدند ، ابتدا در می 1998 پاکستان و چند هفته پس از آن هند به آزمایشات هسته ای مبادرت ورزیدند . جنگ با هند بر سر کشمیر بار دیگر در ماه می 1999 آغاز شد . پس از حملات تروریستی 11 سپتامبر 2001 تحت فشار آمریکا ، پاکستان به عنوان یکی از هم پیمانان آمریکا در منطقه ی خاورمیانه در آمد ، در عوض بوش نیز به تحریم هایی را که پس از آزمایشات هسته ای پاکستان در سال 1998 بر علیه ی این کشور اعمال شده بود لغو کرد . مشرف با حمایت های آمریکا در 20 ژوئن 2001 به عنوان رئیس جمهور پاکستان معرفی شد . در 13 دسامبر 2001 حمله ی بمب گذاران انتحاری به پارلمان هند 14 کشته برجای گذاشت ، مقامات هندی ، پاکستان را به مداخله در این حادثه متهم کردند و اعلام نمودند این عملیات تروریستی توسط شبه نظامیان اسلامگرایی طراحی شده بود که توسط پاکستان حمایت می شدند . پس از این حادثه دو طرف صدها هزار تن از نیروهای خود را در مناطق مرزی خود مستقر کردند و دو قدرت هسته ای تا آستانه ی جنگی همه جانبه نیز پیش رفتند . در رفراندوم سال 2002 ، رای دهندگان به ابقای مشرف به عنوان رئیس جمهور پاکستان به مدت 5 سال موافقت کردند ، هرچند گروه های اپوزیسیون این انتخابات را متقلبانه قلمداد کردند . در ادامه ی مبارزه ی پاکستان به عنوان هم پیمان آمریکا با القاعده ، این کشور در مارچ 2003 ، خالد شیخ محمد از نزدیکان اسامه بن لادن که از طراحان حملات تروریستی 11 سپتامبر به حساب می آید ، را دستگیر کرد ، در ادامه تلاش ها برای شناسایی محل اختفای اسامه بن لادن در شمال پاکستان نیز آغاز شد . در نوامبر 2003 پاکستان و هند توافق کردند که به مدت 14 سال در منطقه ی کشمیر آتش بس برقرار شود . در آوریل 2005 سرویس اتوبوس بین دو پایتخت کشمیر ، سری نگر ( Srinegar ) در هند و مظفر آباد ( Muzaffarabad ) در پاکستان گشایش یافت ، این اقدام باعث شد که خانواده هایی که از سال 1947 و به دنبال ایجاد خطوط مرزی جداسازی مذهبی که از یکدیگر جدا افتاده بودند مجددا موفق شوند با هم دیدار کنند . در فوریه ی 2004 ، افشا شد که پدر بمب هسته ای پاکستان ، عبدالغدیر خان ( Abdul Qadeer Khan ) اطلاعات محرمانه ی هسته ای را به کره ی شمالی ، لیبی و ایران فروخته است . مشرف از این بابت عذرخواهی کرد ولی این اتفاق به انتقادات زیادی از دولت پاکستان به خاطر تعلل در حفظ اطالاعت محرمانه ی هسته ای منجر شد ، هرچند عبدالغدیر خان بعدا اعلام کرد به تنهایی این اطلاعات را فروخته و ارتش یا دولت پاکستان در این قضیه هیچ نقشی نداشته اند . پرزیدنت مشرف در دسامبر 2004 اعلام کرد در مقام ریاست جمهوری و فرمانده ی ارتش خود باقی می ماند . در سپتامبر 2006 مشرف پیمان های صلحی را با 7 گروه شبه نظامی که خود را طالبان پاکستان معرفی کردند ، امضا نمود . زمین لرزه ی پر قدرتی به شدت 7.6 ریشتر در روز 8 اکتبر 2005 قسمت کشمیر تحت کنترل پاکستان را لرزاند ، بیش از 81 هزار تن در این زمین لرزه کشته و 3 میلیون تن نیز آواره گشتند ، در این حادثه نیمی از شهر مظفر آباد به طور کامل تخریب شد به دلیل آنکه این واقعه مصادف با شروع زمستان سخت هیمالایا بود ، چند صد تن از آورگان نیز بر اثر سرما جان باختند ، به علت صعب العبور بودن منطقه زخمی هایی هم که در مناطق دور دست زیر آوار مانده بودند بر اثر دیر رسیدن گروه های امداد جان خود را از دست دادند . در سال 2006 دولت پاکستان اعلام کرد قصد دارد قانون اساسی آن که بر اساس شریعت یا همان قوانین تندروانه ی اسلامی است را تغییر دهد ، این امر با مخالفت محافظه کاران و سنت گرایان افراطی عملا بی نتیجه ماند و دولت مشرف مجبور شد ارائه ی این طرح را به زمان دیگری موکول کند . در مارچ 2007 مشرف ، رئیس دادگستری " افتخار محمد چودری ( Iftakar Mohammed Chaudhry ) را به اتهام سوء استفاده از قدرت و فساد اداری از کار برکنار کرد . پس از آن بسیاری از هواداران چودری به خیابان ها ریختند و به این تصمیم مشرف اعتراض کردند . در کراچی این اعتراضات به خشونت کشیده شد و 39 تن از هواداران چودری توسط نیروهای دولتی کشته شدند . در ماه جولای دادگاه عالی پاکستان ، تصمیم مشرف را غیر قانونی اعلام کرد و چودری را بار دیگر در مقام خود تثبیت کرد . رادیکال ها و افراطیون اسلام گرا در جولای 2007 لال مسجد اسلام آباد را اشغال کردند ، بدین ترتیب درگیری ها بین افراطیون اسلامی و نیروهای دولتی پاکستان آغاز شد ، پس از هفته ها درگیری و کشته شدن 80 نفر در سپتامبر 2007 لال مسجد به دست نیروهای دولتی افتاد و آتش بس برقرار شد . آشفتگی سیاسی پاکستان در اواخر تابستان تشدید شد ، در آگوست ، دادگاه عالی پاکستان به نواز شریف نخست وزیر سابق در تبعید پاکستان که در عربستان سعودی زندگی می کرد اجازه داد به کشور بازگردد . هم نواز شریف و هم بی نظیر بوتو از مخالفان حکومت نظامی مشرف در پاکستان بودند ، اگرچه بوتو به مدت 8 سال در تبعید خود خواسته در امارات متحده ی عربی ساکن بود . در 6 اکتبر 2007 مشرف برای بار سوم به عنوان رئیس جمهور پاکستان انتخاب شد ؛ گروههای مخالف ، انتخابات را تحریم کردند . در همین اثنا دادگاه عالی پاکستان اعلام کرد تا زمانی که مشرف از سمت نظامی خود استعفا ندهد ، نتایج انتخابات رسمی نخواهد شد . بوتو در 18 اکتبر در میان استقبال باشکوه هوادارانش به پاکستان بازگشت ، گرچه در مراسم استقبال از بی نظیر بوتو یک بمب گذار انتحاری خود را در میان خیل عظیم جمعیت منفجر کرد که باعث کشته شدن 153 تن شد ، بوتو از این حمله جان سالم به در برد . در 3 نوامبر مشرف حالت فوق العاده اعلام کرد و قانون اساسی ، ریاست افتخار محمد چودری و سایر قضات پاکستان و همچنین دادگاه عالی پاکستان را به حالت تعلیق در آورد . در 5 نوامبر هزاران وکیل به خیابان ها ریخته و اعتراض خود را به اعلام حالت فوق العاده توسط مشرف بیان نمودند . در این میان بیش از 700 وکیل به همراه چودری بازداشت شدند . پس از این حادثه عضویت پاکستان در جامعه ی کشورهای مشترک المنافع به حالت تعلیق درآمد . به دنبال فشارهای بین المللی به خصوص آمریکا ، مشرف اعلام کرد در ژانویه ی 2008 انتخابات پارلمانی در پاکستان برگزار خواهد شد . در 9 نوامبر هزاران افسر پلیس خیابان های شهر راولپندی که مرکز فعالیت بی نظیر بوتو بود را مسدود کردند . بوتو نیز تحت بازداشت خانگی قرار گرفت . در 15 نوامبر و پایان یافتن دوره ی پنج ساله ی پارلمان ، مشرف ، رئیس مجلس سنا " محمدمین سومرو " ( Mohammedmian Soomro ) را به عنوان نخست وزیر پاکستان انتخاب کرد . در 25 نوامبر رهبر در تبعید پاکستان ، نواز شریف با پاکستان بازگشت و اعلام کرد که مشرف باید حالت فوق العاده را لغو نموده و دادگاه عالی را مجددا برقرار نماید ، او همچنین از تقسیم قدرت با مشرف نیز خودداری کرد . به دنبال فشار ها مشرف در 28 نوامبر از سمت نظامی خود استعفا داد و از آن پس کار خود را به عنوان رئیس جمهور غیر نظامی پاکستان ادامه داد . در 14 دسامبر مشرف به حالت فوق العاده در پاکستان خاتمه داد و قانون اساسی را بار دیگر از حالت تعلیق خارج ساخت . در یک حمله ی تروریستی در بعد از ظهر روز 27 دسامبر 2007 در کمپین انتخاباتی بوتو در شهر راولپندی ، یک بمب گذار انتحاری با منفجر کردن خود باعث کشته شدن بی نظیر بوتو و 23 تن از هوادارانش شد . این حادثه محکومیت های جهانی را در پی داشت . هواداران بوتو مشرف را متهم به دست اندر کاری در این حادثه کردند ولی دولت پاکستان انگشت اتهام را به سوی بیت الله مسعود ، رهبر گروه تروریستی القاعده در پاکستان نشانه رفت . تا کنون هیچ فرد یا گروهی مسئولیت این حادثه ی تروریستی را بر عهده نگرفته است . پس از این واقعه ، مشرف انتخابات پارلمانی را که برای 8 ژانویه ی 2008 تدارک دیده و برنامه ریزی شده بود به تعوبق انداخت و به 18 فوریه موکول کرد . ماموران تحقیق اسکاتلند یارد ( Scotland Yard ) در فوریه گزارش دادند مرگ بوتو بر اثر " صدمه به جمجمه بر اثر شدت انفجار و برخورد شدید با سقف اتومبیل " بوده است ولی طرفداران بوتو با انکار این گزارش عامل مرگ بوتو را " جراحت بر اثر شلیک گلوله " می دانند . در فوریه ی 2008 دو گروه اسلام گرا به ظن ارتباط با قتل بوتو بازداشت شدند . سرانجا در 18 فوریه ی 2008 انتخابات پارلمانی در پاکستان برگزار شد و حزب وابسته به مشرف ، حزب مسلم لیگ ( Muslim League ) در این انتخابات شکست سختی را متحمل شد و بیشتر کرسی های پارلمان را از دست داد و بیشتر کرسی های پارلمان به دست نمایندگان حزب مردم افتاد . سپس عاصف علی زرداری ( Asif Ali Zardari ) ، یوسف راضا گیلانی را برای تصدی پست نخست وزیری به پارلمان معرفی کرد . در 25 مارچ 2008 ، یوسف رضا گیلانی ( Yousaf Raza Gillani ) به عنوان نخست وزیر پاکستان انتخاب شد ، یوسف رضا گیلانی سابقه ی سخنگوی پارلمان پاکستان در دهه ی 90 میلادی و دوران نخست وزیری بوتو را داشته است . اولین اقدام گیلانی به عنوان نخست وزیر پاکستان ، آزادی وکلا و کارکنان دادگستری پاکستان بود که به دستور مشرف در اواخر سال 2007 میلادی بازداشت شده بودند . نژاد پاکستانی ها را پنجابی ، سندی ، پشتو ، بلوچ و مهاجر ( که اکثرا از هند به پاکستان مهاجرت کرده اند ) تشکیل می دهند . همچنین دین 97 % پاکستانی ها مسلمان ( شامل : 77 % سنی و 20 % شیعه ) و 3 % نیز مسیحی و هندو می باشند . اردو زبان رسمی پاکستان می باشد ، همچنین زبان های سندی ، پنجابی ، سیرایکی ، پشتو ، بلوچی ، براهویی و بوروشاسکی و تا حدودی انگلیسی نیز در پاکستان کاربرد دارد . واحد پول پاکستان ، روپیه با واحد جزء ( پایسا ) نام دارد . از مهمترین صادرات پاکستان می توان به منسوجات ، برنج ، کالاهای چرمی ، لوازم ورزشی ، مواد شیمیایی و فرش و قالیچه اشاره کرد . پاکستان از کشورهای عضو جامعه ی مشترک المنافع و اتحادیه ی اقتصادی اکو می باشد .









پاکستان شامل 4 استان ، یک منطقه ی خودگردان ( * ) و یک منطقه ی پایتخت می باشد :




1 - بلوچستان ( Balochistan ) : کوئته ( Quetta )


2 - مناطق قبایلی ( Tribal Areas ) * یا وزیرستان




3 - منطقه ی پایتخت " اسلام آباد " ( Islamabad Capital Territory ) **


4 - ایالت سرحدی شمال غربی ( North-West Frontier Province ) : پیشاور ( Peshawar )


5 - پنجاب ( Punjab ) : لاهور ( Lahore )




6 - سند ( Sindh ) : کراچی ( Karachi )





نوشته شده توسط جهان شناس در 19:16 |  لینک ثابت   • 

جمعه هشتم آذر 1387

کشور مالدیو

جمهوری مالدیو ( Republic of Maldives ) مجمع الجزایری است واقع در جنوب آسیا ، اقیانوس هند ، جنوب شرق هند و 671 کیلومتری جنوب غرب سری لانکا . پایتخت مالدیو شهر ، ماله ( Male ) با 83 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت مالدیو 300 کیلومتر مربع و جمعیت آن 370 هزار نفر است . مالدیو شهر مهمی ندارد . مالدیو از بیش از 1190 جزیره ی مرجانی تشکیل شده است که در مساحت 90 هزار کیلومتر مربع از آبهای اقیانوس هند کشیده شده اند . مالدیو دارای آب و هوایی گرمسیری ، مرطوب و بارانی می باشد ، مالدیو کشوری صاف همراه با تپه های ماسه ای سفید است . مالدیو کشوری بسیار پست می باشد ، به طوری که بلندترین نقطه ی آن ، مکانی بی نام در جزیره ی ویلینگیلی ( Wilingili Island ) تنها 2.4 متر از سطح دریا ارتفاع دارد و آب شدن یخ ها در قطب جنوب در اثر گرمایش زمین و افزوده شدن بر ارتفاع آب ، مجمع الجزایر مالدیو را تهدید می کند و ممکن است در آینده ای نه چندان دور ، کل این جزایر مرجانی به زیر آب فرو رود . مالدیو در حدود قرن پنجم پیش از میلاد محل زیستگاه دریانوردان بودایی که از هند و سری لانکا به این جزایر رفته و در آن اقامت کرده بودند ، بود . طبق عقاید رایج ، اهالی جزیره در 1153 میلادی اسلام را پذیرفتند . در این زمان مالدیو تحت حکومت سیلان " Ceylon " ( که اکنون سری لانکا گفته می شود ) اداره می شد . در سال 1887 خود سری لانکا نیز به دست بریتانیا افتاد و مالدیو تا سال 1948 به صورت وابسته ی بریتانیا درآمد . در معاهده ی استقلال که در سال 1965 بین مالدیو و بریتانیا امضا شد ، مالدیو در 26 جولای 1965 از بریتانیا اعلام استقلال کرد . پس از قرن ها سلطان نشینی از آن پس مالدیو نوع حکومت جمهوری را از سال 1952 اقتباس کرد . ولی سلطان نشینی دوباره از سال 1954 در مالدیو برقرار شد . در سال 1968 با برگزاری یک رفراندوم ، حکومت مجددا به جمهوری تغییر پیدا کرد . ابراهیم نصیر ( Ibrahim Nasir ) در سال 1968 به عنوان رئیس جمهور مالدیو انتخاب شد . به علت دیکتاتوری ابراهیم نصیر ، او از قدرت برکنار و مامون عبدالقیوم ( Maumoon Abdul Gayoom ) از حزب خلق مالدیو در 11 نوامبر 1978 به عنوان رئیس جمهور مالدیو انتخاب شد . عبدالقیوم پس از پنج دوره ی 6 ساله ، در 17 اکتبر 2003 مجددا به عنوان رئیس جمهور مالدیو انتخاب شد . در 26 دسامبر 2004 بر اثر یک زمین لرزه در اعماق اقیانوس هند ، تسونامی عظیمی شکل گرفت که موجب بروز خسارات و تلفات به 12 کشور پیرامون شد . مالدیو اعلام کرد 82 نفر در این جزایر بر اثر تسونامی کشته شده اند و 14 جزیره نیز به طور کامل تخلیه و غیر قابل سکنی شده اند ، همچنین حدود 10 هزار تن نیز بی خانمان شدند . پارلمان مالدیو در ژوئن 2005 به دموکراسی چند حزبی در این کشور رای داد و پارلمان مالدیو برگزاری دور بعد انتخابات ریاست جمهوری در نوامبر 2008 در مالدیو به صورت چند حزبی را تصویب کرد . در آگوست 2007 با برگزاری رفراندوم در مالدیو اکثریت شرکت کنندگان از برنامه ی رئیس جمهور عبدالقیوم برای برقراری یک سیستم ریاست جمهوری به سبک ایالات متحده ی آمریکا پشتیبانی کردند . مخالفان که از سیستم پارلمانی حمایت می کردند ادعا کردند در رفراندوم تقلب صورت گرفته ، همچنین 3 تن از اعضای کابینه ی مامون عبدالقیوم از سمت خود استعفا دادند . نژاد مالدیو را اکثرا ، هندی ، سینهالی و عرب تشکیل می دهند . دین مردم مالدیو نیز مسلمان سنی می باشد . زبان رسمی مالدیو ، دیوهی ( Dhivehi ) از گروه زبانهای سینهالی می باشد . واحد پول مالدیو نیز ، روفیا با واحد جزء ( لاری ) نام دارد . از مهمترین صادرات مالدیو که از معروف ترین صادرات این کشور نیز هست می توان به ماهی اشاره کرد . صنعت توریسم نیز از مهمترین صنایع کشور مالدیو به شمار می رود . مالدیو از اعضای کشورهای مشترک المنافع محسوب می شود .











مالدیو مشتمل بر 19 منطقه و 1 ناحیه ی پایتخت ( * ) می باشد :




1 - آلیفو ( Alifu )

2 - با ء ( Baa )

3 - دالو ( Dhaalu )

4 - فافو ( Faafu )

5 - گافو آلیفو ( Gaafu Alifu )

6 - گافو دالو ( Gaafu Dhaalu )

7 - گناویانی ( Gnaviyani )

8 - ها آلیفو ( Haa Alifu )

9 - ها دالو ( Haa Dhaalu )

10 - کافو ( Kaafu )

11 - لامو ( Laamu )

12 - لاویانی ( Lhaviyani )

13 - ماله ( Male ) *

14 - میمو ( Meemu )

15 - نونو ( Noonu )

16 - رآ ( Raa )

17 - سینو ( Seenu )

18 - شاویانی ( Shaviyani )

19 - تآ ( Thaa )

20 - واوو ( Vaavu )




نوشته شده توسط جهان شناس در 19:16 |  لینک ثابت   • 

جمعه هشتم آذر 1387

کشور مغولستان

مغولستان ( Mongolia ) کشوری است واقع در شمال آسیا ، بین چین و روسیه . پایتخت مغولستان ، شهر اولان باتور ( UlaanBaatar ) با 805 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت مغولستان 1 میلیون و 564 هزار و 116 کیلومتر مربع ( کمی کوچکتر از ایران ) و جمعیت آن 2 میلیون و 952 هزار نفر است . از مهمترین شهرهای مغولستان می توان به ، ادرنت 69 هزار نفر ، دارخان 66 هزار نفر ، چویبالسان 42 هزار نفر و اولانگوم 27 هزار نفر اشاره کرد . مغولستان دارای اقلیمی بیابانی و استپی و آب و هوایی خشک و تا حدی کم رطوبت می باشد ، غرب و جنوب غرب مغولستان دارای اقلیمی کوهستانی و صحرای گبی ( Gobi Desert ) نیز در مرکز و جنوب مغولستان واقع شده است . مغولستان کشوری مرتفع و بلند می باشد به طوری که کوتاه ترین نقطه ی این کشور ، هو نور ( Hoh Nuur ) 518 متر ارتفاع دارد و در شمال شرق مغولستان قرار دارد ، ضمن اینکه بلندترین منطقه ی مغولستان ، نایرامادلین اورگیل ( Nayramadlin Orgil ) نام دارد که 4374 متر از سطح دریا ارتفاع داشته و در شمال غرب مغولستان واقع شده است . قبایل چادر نشین حدود دو هزار سال پیش ، از غرب زمین های کشاورزی چینی ها را مورد غارت و چپاول قرار می دادند . بنابراین چینی ها حدود 200 سال پیش از میلاد ، دیوار معروف چین را برای جلوگیری از نفوذ این قبایل چادر نشین ساختند . بعدها نام این قبایل ، " مغول " ( Mogol ) نام گرفتند که بر گرفته از نام یکی از رهبران آنها ، " چنگیز خان " ( Ghengis Khan ) می باشد . اوج حکومت مغولان نیز دوران حکمرانی چنگیز خان مغول بود ، چنگیز خان یکی یکی امپراطوری های بزرگ آسیایی را فتح کرد ، از منطقه ی هیمالیا و هند گرفته تا دریای سیاه و کشورهای اروپای شرقی ولی پس از مرگ چنگیز و در قرن 14 میلادی دوران افول قدرت مغولان آغاز شد ، در این هنگام ، در نتیجه ی طغیان چینی ها که در آن زمان بسیاری از مناطق این کشورتحت تسلط مغولان بود ، کشتار وسیعی آغاز شد ، رقم دقیقی از میزان کشته شدگان در دست نیست ولی احتمالا آمار تلفات بیش از 500 هزار تن بوده است . دولت مغولستان ، پیش از این ، مغولستان بیرونی ( Outer Mongolia ) نام داشت که خاستگاه اصلی تاریخ مغولستان را شامل می شد و اوج قدرت این منطقه به قرن 13 میلادی و دوران حکومت ، کبلایی خان ( Kublai Khan ) باز می گردد . ( در حال حاضر ، مغولستان داخلی " Inner Mongolia " در خاک چین قرار دارد . ) این منطقه ( مغولستان بیرونی ) در سال 1689 میلادی حکومت منچوری چین را پذیرفت ولی پس از انقلاب چین در سال 1911 حکومت منچوری سقوط کرد . فرمانروایی مغولستان شمالی نیز در سال 1912 مضمحل شد . بدین ترتیب در 11 جولای 1921 ، مغولستان با کمک شوروی از چین اعلام استقلال کرد . در سال 1921 نیروهای شوروی وارد مغولستان شدند و شرایط را برای برقراری نظام جمهوری برای انقلابیون مغول در سال 1924 تسهیل کردند . پس از آن چین مجددا مالکیت خود را بر مغولستان اعلام کرد ولی چیزی برای اثبات آن نداشت ، در سال 1945 پیمانی بین روسیه و چین به امضا رسید و پس از برگزاری یک همه پرسی در مغولستان چین پذیرفت که از مغولستان بیرونی صرفنظر کند . بدین ترتیب مغولستان اسما به عنوان یک کشور مستقل شناخته شد . سپس مغولستان به صورت متحد شوروی درآمد و همین موضوع باعث ستیزه بین چین و مغولستان شد ؛ پس از آن در سال 1968 مغولستان نیروهای خود را در امتداد مرز با چین بسیج کرد ، سپس برخوردهای مرزی حوالی مرز ، قزاق - سین کیانگ ( Kazakh-Sinkiang ) و رودهای آمور ( Amur ) و یوساری ( Ussuri ) در غرب مغولستان به وقوع پیوست . به موجب یک قرار داد همکاری و دوستانه ی 20 ساله که بین شوروی و مغولستان در سال 1966 امضا شد به مغولستان حق داده شد که چنانچه مورد حمله ی خارجی قرار گرفت مورد حمایت نظامی شوروی قرار خواهد گرفت . در سال 1989 حزب انقلاب دموکراتیک مغولستان به رهبری ، سانجاسورنگین زوریگ ( Sanjaasurengiyn Zorig ) تشکیل شد . در یک انتخابات آزاد که در آگوست 1990 در مغولستان برگزار شد یک دولت چند حزبی در این کشور بر سر کار آمد ، هرچند هنوز هم کمونیست ها نفوذ بسیار زیادی در سیاست مغولستان داشتند . با فروپاشی شوروی مغولستان از کمک های سالانه ی شوروی محروم شد که مسلما آشفتگی اقتصادی مغولستان را به همراه داشت . حزب انقلابی خلق کمونیست مغولستان ( MPRP ) در انتخابات پارلمانی سال 1992 با قدرت و قاطعیت بیشتر کرسی های پارلمان را نصیب خود کرد . در سال 1996 ائتلاف احزاب دموکرات برای مقابله با نفوذ کمونیست ها به پیروزی رسید و برای اولین بار از سال 1921 قدرت از کنترل کمونیست ها خارج شد . ولی در سال 1997 کمونیست سابق و رئیس حزب انقلابی خلق مغولستان ، ناتساگین باگاباندی ( Natsagiyn Bagabandi ) به عنوان رئیس جمهور مغولستان انتخاب شد . و مجددا قدرت به دست ضد اصلاحگران افتاد . البته چندی بعد ، تساخیاگین البگدورج ( Tsakhiagiyn Elbegdorj ) که سیاست مداری هوادار اصلاحات بود به عنوان نخست وزیر مغولستان انتخاب شد . ولی به زودی پارلمان که در دست کمونیست ها بود با فشار بر او ، وی را مجبور به استعفا نمود ، پس از آن توالی نخست وزیرها و استعفای آنها همچنان ادامه یافت . در انتخابات ریاست جمهوری 24 ژوئن 2005 میلادی ، نامبارین انخبایار ( Nambaryn Enkhbayar ) از حزب کمونیست به عنوان رئیس جمهور مغولستان انتخاب شد و میگومبو انخبولد ( Miyeegombo Enkhbold ) در نوامبر 2006 به عنوان نحست وزیر مغولستان انتخاب شد . در مغولستان رشد بسیار کم اقتصادی ، فساد و تورم به مشکلی لاینحل برای اقتصاد این کشور بدل شده است . در نوامبر 2007 ، نخست وزیر انخبولد از سمت خود استعفا داد و ، سانجا بایار ( Sanjaa Bayar ) در 22 نوامبر 2007 جایگزین او شد . نژاد 94 % مغول ها ، مغول ( اکثرا خالخا ) ، 5 % جغتایی ( اکثرا قزاق ) و 1 % نیز چینی و روسی می باشد . همچنین دین 50 % مردم مغولستان ، بودایی لامایی ، 6 % شامنیست و مسیحی ، 4 % مسلمان و 40 % نیز بی دین هستند . زبان رسمی مغولستان ، خالخا مغولی می باشد ، زبانهای جغتایی ، ترکی و روسی نیز کاربرد دارند . واحد پول مغولستان ، توگریک ( طغرل ) با واحد جزء ( مونگو ) نام دارد . از مهمترین صادرات مغولستان می توان به ، مس ، پوشاک ، احشام ، ترمه ، پشم ، فلوئوریت و سایر فلزات غیر آهنی اشاره کرد .











مغولستان شامل 21 استان و 1 ناحیه ( * ) می باشد :




1 - آرهانگای ( Arhangay )

2 - بایان هونگور ( Bayanhongor )

3 - بایان اولگی ( Bayan-Olgiy )

4 - بولگان ( Bulgan )

5 - دارخان اوول ( Darhan-Uul )

6 - دورنود ( Dornod )

7 - دورنوگووی ( Dornogovi )

8 - دوندگووی ( Dundgovi )

9 - دزوهان ( Dzavhan )

10 - گووی آلتای ( Govi-Altay )

11 - گووی سومبر ( Govisumber )

12 - هنتی ( Hentiy )

13 - هوود ( Hovd )

14 - هوسگول ( Hovsgol )

15 - اونوگووی ( Omnogovi )

16 - اورهون ( Orhon )

17 - اوور هانگای ( Ovorhangay )

18 - سلنگه ( Selenge )

19 - سوه باتار ( Suhbaatar )

20 - توو ( Tov )

21 - اولان باتور ( Ulaanbaatar ) *

22 - اوس ( Uvs )




نوشته شده توسط جهان شناس در 19:15 |  لینک ثابت   • 

جمعه هشتم آذر 1387

کشور گرجستان

گرجستان ( Georgia ) کشوری است واقع در جنوب غرب آسیا ، جنوب غرب روسیه ، شمال شرق ترکیه ، شمال ارمنستان و شمال غرب آذربایجان و در قسمت شرقی دریای سیاه . پایتخت گرجستان ، شهر تفلیس ( Tbilisi ) با 1 میلیون و 300 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت گرجستان 69.700 کیلومتر مربع و جمعیت آن 4 میلیون و 646 هزار نفر می باشد . از مهمترین شهرهای گرجستان می توان به ، کوتایسی 186 هزار نفر ، باتومی 122 هزار نفر ، روستاوی 117 هزار نفر و زوگدیدی 108 هزار اشاره کرد . گرجستان دارای اقلیمی معتدل ، زمستان هایی نه چندان سرد و تابستان هایی مطبوع می باشد ، قسمت های غربی و سواحل حاشیه ی دریای سیاه گرجستان نیز دارای آب و هوایی مشابه آب و هوای مدیترانه ای می باشد . شمال گرجستان را رشته کوههای گریت کائوکاسوس ( Great Caucasus Mountains ) و جنوب این کشور را نیز رشته کوههای لسر کائوکاسوس ( Lesser Caucasus Mountains ) در بر می گیرند ، بلندترین نقطه ی گرجستان قله ی متا شخارا ( Mt'a Shkhara ) با 5201 متر ارتفاع در قسمت شمالی در میان رشته کوههای گریت کائوکاسوس در کنار مرز با روسیه واقع شده است . دو منطقه ی گرجستان طی سالهای اخیر با شکل دادن گروه های تجزیه طلب خواستار استقلال از گرجستان شده اند ، این دو منطقه که ، اوستیای جنوبی ( South Ossetia ) واقع در شمال و آبخازیا ( Abkhazia ) واقع در شمال غرب گرجستان ، نام دارند و توسط روسیه حمایت می شوند ، منطقه ی آجاریا ( Ajaria ) که منطقه ای اکثرا ارمنی نشین است نیز در جنوب غرب گرجستان واقع شده و گرجستان و ترکیه بر سر مالکیت آن اختلاف نظرهایی دارند . گرجستان فعلی در زمان قرن چهارم پیش از میلاد به صورت پادشاهی اداره می شد ، این منطقه در سال 337 پس از میلاد رفته رفته با آیین مسیحیت آشنا شد . در مدت حکومت ملکه تامارا ( Queen Tamara ) طی سالهای 1184 تا 1213 ، گرجستان جزیی از قلمرو ترانسکائوکازیا ( Transcaucasia ) محسوب می شد . در قرن 13 میلادی این منطقه مورد تهاجم مغول ها قرار گرفت ، بسیاری از مردم گرجستان در این حمله به دست مغولان کشته شدند . در قرن 16 گرجستان عرضه ی درگیری و زد و خورد ما بین ایرانیان و ترکان بود ، ولی ایران کماکان توانست گرجستان را حفظ کند . پس از شکست ارتش ایران از ارتش روسیه در سال 1803 میلادی ، در جنگی به نام اصلاندوز ، در سال 1813 عهدنامه ای موسوم به " عهدنامه ی گلستان " منعقد شد که به موجب آن گرجستان به همراه چند ایالت دیگر ایران از جمله باکو ، شکی ، شروان ، قره باغ ، دربند ، موقان ، داغستان و ... به قلمرو روسیه اضافه شد . گرجستان ، آذربایجان و ارمنستان در سال 1917 یک فدراسیون ضد بلشوییکی تشکیل دادند ولی این فدراسیون با اعلام استقلال گرجستان در 26 می 1918 منحل گشت . در سال 1922 میلادی گرجستان ، ارمنستان و آذربایجان ضمیمه ی شوروی شدند . گرجستان در 6 آوریل 1991 از شوروی اعلام استقلال کرد ، شوروی در 9 آوریل 1991 استقلال گرجستان را به رسمیت شناخت . در ژانویه ی 1992 ، زویاد گامساخوردیا ( Zviad Gamsakhurdia ) در گرجستان به حکومت رسید ، چندی بعد او به زندانی کردن مخالفان و نقض حقوق بشر متهم شد ، پس از آن در نوامبر 1992 ، گامساخوردیا از قدرت کناره گرفت و در دسامبر همین سال ، ادوارد شوارنادزه ( Eduard Shevardnadze ) که سابقا وزیر خارجه ی شوروی در دوران زمامداری میخائیل گورباچف بود به سمت رئیس جمهور گرجستان انتخاب شد . بین سالهای 1992 و 1993 دولت درگیر نبرد مسلحانه با تجزیه طلبان در استان جدایی خواه آبخازیا بود . در سال 1994 گرجستان و روسیه پیمانی را امضا کردند که در آن به روسیه اجازه داده شد تا سه گروه از نیروهای خود را در پایگاه هایشان در گرجستان همچنان نگه دارد . در سال 1996 گرجستان و منطقه ی جدایی خواه اوستیای جنوبی با پایان دادن بیش از 6 سال درگیری و خصومت موافقت کردند . در آوریل 1997 با آرامش نسبی در آبخازیا به تخلیه ی نیروهای روسی از شمال این کشور رای داد . در سال 1998 آمریکا و بریتانیا عملیاتی را به منظور شناسایی و امحای مواد خطرناک هسته ای به جا مانده از دوران اتحاد جماهیر شوروی را آغاز کردند . از سال 1998 به بعد به علت رواج گسترده ی فساد ، بیکاری و فقر محبوبیت شوارنادزه روز به روز کم و کمتر می شد . در انتخابات سال 2000 شوارنادزه با 80 % آرا دوباره رئیس جمهور گرجستان شد ، ناظران بین المللی بر تخلفات و تقلبات گسترده در این انتخابات صحه گذاشتند . در سال 2002 آمریکا همکاری نظامی با گرجستان برای تقویت نیروی نظامی آن کشور و آمورش نیروی ضد تروریست گرجستان به ویژه برای مبارزه با اسلام گرایان چچن را بر عهده گرفت . در سال 2003 ساخت خط لوله ی نفت ، باکو - تفلیس - جیهان ( Baku-Tbilisi-Ceyhan Oil Pipeline ) که نفت گرجستان را از دریای سیاه به آذربایجان ، ترکیه و اروپا متصل می ساخت آغاز شد ، این پروژه در جولای 2006 به بهره برداری رسید . تظاهرات گسترده در نوامبر 2003 و پس از اعلام نتایج انتخابات پارلمان آغاز شد ، جایی که احزاب مخالف و سازمان های دیده بان بین المللی از فریبکاری در انتخابات سخن می گفتند . در اواخر نوامبر 2003 تظاهرات به اوج خود رسید ، و طی یک انقلاب ، موسوم به انقلاب مخملی ( Velvet Revolution ) که بسیاری آنرا با انقلاب چکسلواکی مقایسه می کردند ، حکومت شوارنادزه به پایان رسید ، شوارنادزه در 30 نوامبر 2003 از سمت خود استعفا داد . در انتخابات ژانویه ی سال 2004 ، رهبری اصلی مخالفان ، میخائیل ساکاشویلی ( Mikhail Sakashvili ) 36 ساله در انتخابات پیروز و رئیس جمهور گرجستان شد . این وکیل جوان خواستار تشکیل یک کمیته و پایان فساد در کشور شد . ساکاشویلی با تلاش زیاد مانع از جدایی دو منطقه ی تجزیه طلب آبخازیا و اوستیای جنوبی که به شدت از جانب روسیه حمایت می شدند ، شد . محبوبیت ساکاشویلی در نوامبر 2007 زیر سوال رفت ، جایی که نزدیک به 500 هزار تن در بیرون از محوطه ی پارلمان دست به تظاهرات زدند و خواستار برگزاری انتخابات زودهنگام و استعفای ساکاشویلی شدند . مخالفان ساکاشویلی را به سوء استفاده از قدرت و سرکوب نیروهای اپوزیسیون متهم می کردند ، در این تظاهرات پلیس گرجستان با استفاده از گاز اشک آور ، ماشین های آب پاش و گلوله های لاستیکی سعی در متفرق کردن معترضان داشت ، پس از این تظاهرات ، ساکاشویلی در کشور حالت فوق العاده اعلام کرد . در انتخابات ریاست جمهوری گرجستان که در 5 ژانویه 2008 برگزار شد ، باز هم میخائیل ساکاشویلی با کسب 53 % آرا رئیس جمهور گرجستان شد ، رقیب اصلی او ، لوان گاچچیلادزه ( Levan Gachechiladze ) بود که تنها 25 % آرا را از آن خود کرد . در 19 دسامبر 2007 نیز لادو گورگنیدزه ( Lado Gurgenidze ) نخست وزیر گرجستان شد . در ژانویه ی 2008 نیز ، گرجستان به عضویت ناتو درآمد . نژاد 83 % مردم گرجستان ، گرجی ، 6 % آذری ، 5 % ارمنی و 1 % روسی است ، همچنین دین 83 % گرجی ها ، ارتدکس و 9 % مسلمان است . زبان گرجی ، زبان رسمی گرجستان است ، در کنار گرجی ، روسی ، ارمنی و آذری نیز رایج است . واحد پول گرجستان ، لاری با واحد جزء ( تتری ) نام دارد . از مهمترین صادرات گرجستان می توان به نفت ، منگنز ، شراب ، آب معدنی ، سنگ معدن و مرکبات اشاره کرد .











گرجستان شامل 9 ایالت می باشد :





1 - گوریا ( Guria )


2 - ایمرتی ( Imereti )

 
3 - کاختی ( Kakheti )


4 - کومو کارتلی ( Kvomo Kartli )


5 - متسختا متیانتی ( Mtskheta-Mtianeti )


6 - راچا لچخومی و کومو اسوانتی ( Racha-Lechkhumi and Kvomo Svane )


7 - سامگرلو و زمو اسوانتی ( Samegrelo and Zemo Svanneti )


8 - سامتسخه جاواختی ( Samtskhe-Javakheti )


9 - شیدا کارتلی ( Shida Kartli )


نوشته شده توسط جهان شناس در 19:15 |  لینک ثابت   • 

جمعه هشتم آذر 1387

کشور تایوان

تایوان ( Taiwan ) * جزیره ای است واقع در شرق آسیا ، جنوب شرق چین ، شمال فیلیپین ، بین دریای چین شرقی ، دریای چین جنوبی و دریای فیلیپین . پایتخت تایوان ، شهر تایپه ( Taipei ) با 3 میلیون و 100 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت تایوان 35.980 کیلومتر مربع و جمعیت آن 23 میلیون و 175 هزار نفر است . از مهمترین شهرهای تایوان می توان به کائوهسیونگ 1 میلیون و 514 هزار نفر ، تای چونگ 1 میلیون و 070 هزار نفر ، تای نان 756 هزار نفر و کی لونگ 411 هزار نفر اشاره کرد . بیش از چهار پنجم مردم تایوان از تبار "هان " ( Han ) که بین قرن هفتم تا نهم میلادی به این جزیره مهاجرت کردند ، می باشند . پس از آن از قرن دوازدهم میلادی مالایایی ها ( Malayan ) و اقوام فوکیئن ( Fukien ) و کوانگ تونگ ( Kwangtung ) در این جزیره ساکن شدند . پرتغالی ها در سال 1590 این جزیره را کشف کردند و نام آنرا " فورموزا " ( Formosa ) به معنی " زیبا " گذاشتند . در سال 1624 هلندی ها در جنوب و اسپانیایی ها در شمال جزیره قلعه هایی بنا کردند ، هلندی ها در سال 1641 ، اسپانیایی ها را از این جزیره بیرون رانده و و تا سال 1661 کنترل تایوان را در دست داشتند . در سال 1661 ژنرال کوکسینگا ( General Koxinga ) به صورت یک پادشاهی مستقل حکومت تایوان را در دست گرفت . در سال 1683 امپراطوری منچوری چین با اشغال تایوان بر این جزیره تسلط یافت . با شروع جنگ بین چین و ژاپن ( Sino-Japanese War ) در سال 1895 چینی ها شکست خوردند و تایوان به دست ژاپنی ها افتاد . ژاپنی ها در مدت حاکمیت خود بر تایوان نقش زیادی در توسعه و گسترش این جزیره داشتند . با شروع جنگ جهانی دوم و به علت اینکه تایوان تحت تسلط ژاپن بود ، بمب افکن های آمریکایی در طول جنگ به کرات تایوان را هدف بمباران های سنگین قرار دادند . پس از پایان جنگ جهانی دوم ، تایوان به چین باز پس داده شد . در سال 1949 نیروهای ناسیونالیست تایوان پس از شکست ارتش دولتی چین با درایت سپهسالار " چیانگ کای شک " ( Chiang Kai-Shek ) خود اداره ی تایوان را به دست گرفتند . او 600 هزار تن از نیروهای ناسیونالیست را در جزیره مستقر ساخت ، پکن این اقدام رهبر ناسیونالیست تایوان را به دیده ی ظن و خشم نگریست و اعلام کرد تایوان جزء لاینفکی از خاک چین است . اولین بار در اکتبر 1971 قطعنامه ی استقلال تایوان به سازمان ملل متحد رفت و با وتوی چین همراه شد ، هرچند این واقعه چندین و چند بار دیگر نیز تکرار شد . در 5 آوریل 1975 ، چیانگ کای شک رهبر جنبش استقلال طلبانه ی مردم تایوان بر اثر حمله ی قلبی در سن 87 سالگی درگذشت . پس از او پسرش " چیانگ چینگ کو " ( Chiang Ching-Kou ) به عنوان نخست وزیر راه پدر را ادامه داد . در دسامبر 1991 انتخاباتی در تایوان برگزار شد که طی آن " لی تنگ هوی " ( Lee Tengu-Hui ) رئیس جمهور تایوان شد . در سال 1998 قطعنامه ی استقلال تایوان بار دیگر به شورای امنیت سازمان ملل رفت ولی برای بار ششم این قطعنامه توسط حکومت پکن وتو شد . در مارچ 2000 و در انتخابات ریاست جمهوری تایوان ، " چن شویی بیان " ( Chen Shui-Bian ) از حزب دموکراتیک مترقی با کسب 71 % آرا ، رئیس جمهور تایوان شد و به 50 سال حکومت ناسیونالیست ها بر تایوان خاتمه داد . تایوان در ژانویه ی 2002 به عضویت سازمان تجارت جهانی ( WTO ) درآمد . در آگوست 2002 ، چن شویی بیان ، رئیس جمهور تایوان طی یک سخنرانی به شدت به چین تاخت و اعلام کرد چین و تایوان دو کشور جدا هستند ، او همچنین گفت به زودی رفراندومی برای به منظور استقلال تایوان برگزار می کند و از آن به عنوان " حقوق بشر بنیادی " یاد کرد . یک روز پیش از رفراندوم 20 مارچ 2004 ، معاون رئیس جمهور " آنته لو " ( Annette Lu ) از یک ترور نافرجام که گمان می رود دولت چین در آن دست داشته باشد ، جان سالم به در برد . سرانجام رفراندوم شکست خورد ، زیرا تعداد آرا به 50 % نرسید . تنش ها بین چین و تایوان در مارچ 2005 و با تصویب قانون ضد تجزیه طلبی در پارلمان چین به اوج خود رسید ، در آوریل 2005 رهبر مخالفان دولت تایوان " حزب ناسیونالیست " که " لین چان " ( Lien Chan ) نام داشت با سفر به چین با هو جین تائو ، رئیس جمهور چین ملاقات کرد . در ژوئن 2006 فساد رئیس جمهور ، چن شویی بین آشکار شد ، در همین زمان مجلس تایوان به منظور فساد مالی رئیس جمهور و خانواده اش قرار تعقیب قضایی صادر کرد . در نوامبر 2006 فاش شد " وو شو چن " ( Wu Shu-Chen ) همسر رئیس جمهور 450 هزار دلار از بیت المال به منظور مصارف شخصی و خوشگذرانی خرج کرده است . رئیس جمهور تایوان با استفاده از اختیارات رئیس جمهوری برای همسرش منع تعقیب صادر کرد . در می 2007 ، " سو تسنگ شانگ " ( Su Tseng-Chang ) نخست وزیر تایوان ، استعفا داد ، رئیس جمهور ، " چانگ چون هسیونگ " ( Chang Chun-Hsiung ) را جایگزین او کرد . در انتخابات پارلمانی در ژانویه ی 2008 حزب مخالف دولت ، کوئومینتانگ ( Kuomintang ) حزب دموکراتیک مترقی وابسته به دولت را با کسب 81 جایگاه از 113 جایگاه پارلمان ، شکست داد . پس از این انتخابات رئیس جمهور ، چن شویی بیان ، از ریاست حزب خود استعفا داد ولی کماکان رئیس جمهور تایوان باقی ماند . نتایج این انتخابات سیاست تقابل و خصومت با چین را بر سر استقلال تایوان تا حدودی تعدیل کرد . نژاد 84 % تایوانی ها را تایوانی و 14 % را نیز چینی تشکیل می دهند ، همچنین دین 93 % مردم تایوان ، مخلوطی از بودایی ، آیین کنفیسیوسی و تائویست و 5 % نیز مسیحی هستند . زبان رسمی تایوانی ها ، ماندارین چینی است ، زبان های تایوانی و هاکا نیز رایج است . واحد پول تایوان ، دلار تایوان با واحد جزء ( سنت ) نام دارد . صادرات تایوان را عمدتا کامپیوتر و قطعات آن ، لوازم الکترونیکی ، فلزات ، منسوجات و پلاستیک تشکیل می دهند . در زمینه ی سیاست خارجی تایوان نه تنها با چین ، بلکه با کشورهایی چون مالزی ، فیلیپین ، ویتنام و تا حدودی برونئی اختلافات مرزی بر سر جزایر اطراف و پیرامون تایوان و مرزهای آبی به خصوص در دریای چین جنوبی و دریای فیلیپین دارد . از جمله جزایر مورد ادعای تایوان می توان به جزایر پاراسل ( Paracel Islands ) ، جزایر سنکاکو ( Senkaku Islands ) و جزایر دیااویو ( Diaoyu Islands ) اشاره کرد .









مردم تایوان به این جزیره " ژونگوآ مینگو " ( Zhonghua Minguo ) می گویند .





نمایی از یک خیابان شلوغ در شهر تایپه ، تایوان ( تایوان دومین کشور جهان از حیث داشتن بیشترین تراکم جمعیت می باشد ) :






کارگران مزرعه در حال حمل و الک کردن دانه های برنج در خیابانی در یکی از روستاهای اطراف تایپه ، تایوان ( برنج از مهمترین تولیدات کشاورزی در تایوان است ) :





یک خانواده سوار بر موتورسیکلت در یکی از خیابان های تایپه ، تایوان ( موتورسیکلت رایج ترین وسیله ی حمل و نقل در تایوان است ) :





یک پسر در حال حمل چند مرغ به بازار مصرف !!! ، تایپه ، تایوان ( اینجوریشو دیگه ندیده بودیم ، معمولا مواد غذایی گوشتی که فاسد شدنی هستند به وسیله ی وسائط نقلیه ای که دارای سیستم خنک کننده هستند حمل میشن ، نه به وسیله ی دوچرخه و اونم اینجوری !!! ) :





یک کدبانو در حال طبخ غذا در آشپزخانه ، تایپه ، تایوان ( ماهی ، از عمده غذای مصرفی مردم تایوان به شمار می رود ) :




یک پسربچه با چند فانوس کاغذی در دست به مناسبت جشن های سال نو در تایوان :





دو زن در حال کار در یکی از روستاهای اطراف تایپه ، تایوان ( در تایوان زنان نیز پا به پای مردان کار می کنند و نقش موثری در درآمدزایی و چرخه ی اقتصاد خانواده ایفا می کنند ) :







تایوان مشتمل بر 16 کانتی می باشد :


1 - چانگ هوآ ( Chang-hua )


2 - چیا یی ( Chia-i )


3 - چی لونگ ( Chi-lung )


4 - هسین چو ( Hsin-chu )


5 - هوآ لین ( Hua-lien )


6 - ای لان ( I-lan )


7 - کائو هسیونگ ( Kao-hsiung )


8 - میائو لی ( Miao-li )


9 - نان تیئو ( Nan-t'ou )


10 - پیئنگ هو ( P'eng-hu )


11 - پینگ تونگ ( P'ing-tung )


12 - تائی چونگ ( T'ai-chung )


13 - تائی نان ( T'ai-nan )


14 - تائی په " تایپه " ( T'ai-pei )


15 - تائی تونگ ( T'ai-tung )


16 - تائو یوآن ( T'ao-yuan )




 
نوشته شده توسط جهان شناس در 19:14 |  لینک ثابت   • 

جمعه هشتم آذر 1387

کشور ماکائو

ماکائو ( Macau ) واقع است در جنوب شرق آسیا ، جنوب چین و استان گوانگ دونگ ، مرکز مامائو ، شهر ماکائو با 120 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت ماکائو 16 کیلومتر مربع و جمعیت آن 457 هزار نفر است . ماکائو نیز مانند هنگ کنگ از بنادر آزاد اداری - تجاری چین محسوب شده و مستقل نمی باشد و با نام ( Special Administrative Region ) شناخته می شود . ماکائو در سال 1557 میلادی مستعمره ی پرتغال شد . در 13 آوریل 1987 پرتغال و چین مذاکرات را در مورد وضعیت ماکائو آغاز کردند ، سرانجام در 20 دسامبر 1999 پرتغال با باز پیوستن ماکائو به چین مشروط به تبدیل ماکائو به یک منطقه ی اداری ، تجاری و بازرگانی و الزام چین مبنی بر اعطای خودمختاری اقتصادی و اجتماعی به ماکائو به مدت 50 سال ، موافقت کرد . فرهنگ ماکائو نیز آمیزه ای از فرهنگ چینی و پرتغالی است . در انتخابات 29 آگوست سال 2004 میلادی که در ماکائو برگزار شد ، ادموند هو ، به عنوان رئیس دولت ماکائو انتخاب شد . نژاد 95 % ماکائویی ها چینی و 1 % نیز دورگه ی چینی و پرتغالی است . دین 50 % مردم ماکائو بودایی ، 15 % کاتولیک و 35 % جمعیت نیز بی دین هستند . کانتونی زبان اکثریت مردم ماکائو است ، هوکین و ماندارین و تا حدودی پرتغالی نیز رواج دارد . از صادرات ماکائو می توان به پوشاک ، منسوجات ، کفش ، اسباب بازی ، لوازم الکترونیکی و ماشین آلات اشاره کرد . توریسم نیز از جمله مهمترین صنایع ماکائو محسوب می شود .








زنی در حال کار در یک کارخانه ی تولید ماشین اسباب بازی ، ماکائو . ( صنعت تولید اسباب بازی نقش عمده ی در اقتصاد ماکائو ایفا می کند ) :






پدر و دو فرزند خردسالش در حال بازی بر فراز یکی از بلندی های شهر ماکائو :






منظره ای از یکی از خیابان های ماکائو ، تلفیق فرهنگ پرتغالی و چینی در این تصویر کاملا مشخص است :






ماکائو فاقد تقسیمات کشوری است .




نوشته شده توسط جهان شناس در 19:13 |  لینک ثابت   • 

جمعه هشتم آذر 1387

کشور هنگ کنگ

هنگ کنگ ( Hong Kong ) * که به آن منطقه ی ویژه ی اداری ( SAR => Special Administrative Region ) می گویند واقع است در جنوب چین و دریای چین جنوبی که مرکز آن نیز شهر هنگ کنگ است . مساحت هنگ کنگ 1092 کیلومتر مربع و جمعیت آن نزدیک به 7 میلیون نفر است . در حال حاضر چین ، هنگ کنگ را جزء لاینفک خاک خود می داند و داشتن پرچم مجزا دلیل بر استقلال کامل منطقه ی هنگ کنگ نیست و اهمیت هنگ کنگ نیز به دلیل منطقه ی آزاد اداری ، تجاری و بازرگانی بودن آن است . هنگ کنگ شامل جزیره ی هنگ کنگ (Hong Kong Island ) ، جزیره ی استون کاترز " سنگ تراشان " (Stonecutters Island ) ، شبه جزیره ی کاولون ( Kowloon Peninsula ) و چندین جزیره ی بزرگ و کوچک دیگر می شود . جزیره ی هنگ کنگ در سال 1841 به وسیله ی بریتانیا اشغال شد . جزیره ی استون کاترز و شبه جزیره ی کاولون نیز در سال 1860 ضمیمه ی آن شدند . در 1 جولای 1997 با توافقات فی مابین چین و بریتانیا هنگ کنگ بار دیگر به چین بازگشت ، مشروط بر اینکه چین با تبدیل منطقه ی هنگ کنگ به یک ناحیه ی اداری – تجاری موافقت کند . با موافقت چین ، هنگ کنگ به نوعی بندر آزاد شناخته شده و دارای استقلال اقتصادی گشت . در 24 ژوئن 2005 دونالد تسانگ به عنوان حکمران هنگ کنگ انتخاب شد . نژاد 94 % جمعیت هنگ کنگ ، چینی و 2 % فیلیپینی می باشد ، همچنین 90 % هنگ کنگی ها بی دین و 10 % مسیحی هستند . زبان رسمی هنگ کنگی ها ، چینی ( کانتونی ) است ، سایر لهجه های چینی و انگلیسی نیز رایج است . واحد پول هنگ کنگ ، دلار با واحد جزء ( سنت ) نام دارد . در حال حاضر هنگ کنگ یکی از قطب های اقتصادی بزرگ دنیاست ، تولید ناخالص داخلی در سال 2007 میلادی 293 میلیارد دلار تخمین زده می شود . هنگ کنگ از بزرگ ترین مصرف کنندگان برق در دنیاست به طوری که این منطقه ی کوچک سالانه 38 میلیارد کیلو وات ساعت برق مصرف می کند . اقتصاد هنگ کنگ یک اقتصاد پویاست ، از مهمترین صادرات هنگ کنگ می توان به گوشت خوک ، ماکیان ، ماهی تازه ، منسوجات ، پوشاک ، لوازم الکرونیکی ، صنایع پلاستیکی ، اسباب بازی و انواع ساعت اشاره کرد . از مهمترین صنایع هنگ کنگ نیز توریسم ، بانکداری و کشتیرانی را می توان نام برد .









* هئونگ گنگ ( Heung Gong ) در زبان چینی کانتونی ، ژیانگ گانگ ( Xianggang ) در زبان ماندارین چینی






نمایی از آسمان خراش ها در حاشیه ی بندرگاه آبردین ( Aberdeen Harbour ) ، هنگ کنگ :







اکثریت زنان مجرد در هنگ کنگ بخشی از نیروی کار محسوب می شوند :







جشنواره ی مسابقه ی قایق اژدها ، این جشنواره معمولا در ماه ژوئن در هنگ کنگ برگزار می شود :







نمایی از یک قبرستان طبقاتی ، هنگ کنگ :







هنگ کنگ منطقه ی ویژه ی اقتصادی چین است و فاقد تقسیمات کشوری می باشد .




نوشته شده توسط جهان شناس در 19:12 |  لینک ثابت   • 

جمعه هشتم آذر 1387

کشور سری لانکا

جمهوری دموکراتیک سوسیالیستی سری لانکا ( Sri Lanka Democratic Socialist Republic of) جزیره ای است واقع در جنوب آسیا ، اقیانوس هند و جنوب کشور هند ، پایتخت این کشور شهر کلمبو ( Colombo ) با 642 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت سری لانکا 65.610 کیلومتر مربع و جمعیت آن 20 میلیون و 743 هزار نفر است . از شهرهای مهم سری لانکا می توان به : دهیوالا – مونت لاوینیا 210 هزار نفر ، موراتوا 177 هزار نفر ، نگومبو 121 هزار نفر و سری جایوردنه پورا کوته 115 هزار نفر اشاره کرد . طی سالهای اخیر جزیره ی سری لانکا توسط پلی موسوم به " پل آدم " که بر روی خلیج مانار احداث گردیده از راه زمینی به هند متصل گشته است . سری لانکا از مستعمرات بریتانیا بوده و قبلا " سیلان " خوانده می شده است . استعمار انگلیس از قرن 19 و بعد از احاطه ی این کشور به هند شروع شده و تا زمان استقلال ( روز 4 فوریه ی 1948 ) ادامه داشت . پس از استقلال درگیری های قومی بین تامیل ها در شمال و شرق که اکثرا هندو بودند و سینهالی ها در جنوب که اکثرا بودایی بودند ، از عوامل بی ثباتی در این کشور بود . ببرهای آزادی خواه الام تامیل که با عنوان ببرهای تامیل شناخته می شدند ، ببرهای تامیل بزرگترین گروه مسلح ستیزه جو که ایالت مستقلی برای خود ایجاد کردند ( الام ) ، بودند . پس از ترور راناسینگ پرماداسا ، دینگیری باندا ویجتونگه از حزب اتحاد ملی در سال 1989 به سمت نخست وزیر و در سال 1993 به عنوان رئیس جمهور سری لانکا انتخاب شد ، سپس رانیل ویکراماسینگ به سمت نخست وزیری منصوب شد . در سال 2005 میلادی ماهیندا راجا پاکسا به عنوان رئیس جمهور و رانتاسیری ویکر مانایاکه به سمت نخست وزیر انتخاب شدند . 72 % نژاد سری لانکا را سینهالی ، 18 % را تامیل و 7 % را مور تشکیل می دهند ، همچنین دین 76 % مردم سری لانکا ، بودایی ، 8 % مسلمان ، 8 % هندو و 6 % مسیحی هستند . زبان های رسمی سری لانکا ، سینهالی و تامیلی است . واحد پول سری لانکا ، روپیه با واحد جزء ( سنت ) نام دارد . سری لانکا دومین صادرکننده ی چای در دنیا به شمار می رود ، کائوچو و پوشاک از دیگر صادرات سری لانکا هستند . سری لانکا از جمله کشورهای مشترک المنافع است .





کشور سری لانکا شامل 8 ایالت می باشد :





1 - مناطق مرکزی ( Central )

2 - مناطق شمالی مرکزی ( North Central )

3 - مناطق شمال شرقی ( North Eastern )

4 - مناطق شمال غربی ( North Western )

5 - ساباراگامووا ( Sabaragamuwa )

6 - مناطق جنوبی ( Southern )

7 - یووا ( Uva )

8 - مناطق غربی ( Western )


نوشته شده توسط جهان شناس در 19:11 |  لینک ثابت   • 

جمعه هشتم آذر 1387

کشور نپال

پادشاهی نپال ( Nepal Kingdom of) کشوری است واقع در جنوب آسیا و شمال شرق هند ، بین چین و هند ، در شمال این کشور رشته کوههای هیمالیا واقع شده که بلندترین قله ی آن یعنی اورست نیز در خاک نپال قرار دارد ، پایتخت این کشور شهر کاتماندو ( Kathmandu ) با672 هزار نفر جمیعت می باشد . مساحت نپال 147.181 کیلومتر مربع و جمعیت آن 27 میلیون و 133 هزار نفر است . از شهرهای مهم نپال ، بیرات نگر 166 هزار نفر ، لالیت پور 162 هزار نفر ، پوخارا 156 هزار نفر و بیرگنج 112 هزار نفر را می توان نام برد . تا سال 1951 کشور نپال به صورت حکومت مطلقه ی پادشاهی به همراه نخست وزیری که به صورت موروثی از خانواده ی رانا انتخاب می شد ، تا سال 1990 نیز در این کشور یک نظام تک حزبی با حکومت سلطنتی حکمفرما بود ، پادشاه بیرندرا بیر بیکرام شاه دو در سال 1972 حکومت را در دست گرفت . گیریجا پراساد کویرالا از حزب کنگره ی نپال در سال 2006 نخست وزیر این کشور شد . 59 % نژاد این کشور را ، نپالی ، 19 % را بیهاری 4 % را تارو ، 3 % را تامانگ و 3 % را هم نیوار تشکیل می دهند ، همچنین دین رسمی نپال هندو می باشد که بیش از 80 % جمعیت نپال پیرو این آیین هستند ، بوداییان نیز 10 % جمعیت نپال را دربر می گیرند . زبان رسمی مردم نپال ، نپالی است ، زبان هایی بیهاری و گورخائی نیز از دیگر زبانهای رایج در نپال است . واحد پول نپال روپیه با واحد جزء ( پایسا ) می باشد . از صادرات نپال نیز می توان به ، برنج ، الیاف کنف ، شکر ، پوشاک ، فرش و فراورده های چرمی اشاره کرد ، شاهدانه هم به صورت غیرقانونی صادر می شود . توریسم نیز از دیگر صنایع مهم در نپال به شمار می رود .






نپال شامل 14 ایالت می باشد :






1 - باگماتی ( Bagmati )

2 - بری ( Bheri )

3 - دوالاگیری ( Dhawalagiri )

4 - گانداکی ( Gandaki )

5 - جاناکپور ( Janakpur )

6 - کارنالی ( Karnali )

7 - سلامحی ( salamoi )

8 - لومبینی ( Lumbini )

9 - ماهاکالی ( Mechi )

10 - مچی ( Mechi )

11 - نارایانی ( Narayani )

12 - راپتی ( Rapti )

13 - ساگارماتا ( Sagarmatha )

14 - ستی ( Seti )


 
نوشته شده توسط جهان شناس در 19:10 |  لینک ثابت   • 

جمعه هشتم آذر 1387

کشور سنگاپور

جمهوری سنگاپور ( Singapore Republic of) کشوری است واقع در جنوب شرق آسیا ، جنوب مالزی و شمال اندونزی در کنار تنگه ی سنگاپور ، پایتخت این کشور شهر سنگاپور ( Singapore ) با 4 میلیون و 291 هزار نفر می باشد . مساحت سنگاپور 641 کیلومتر مربع و جمعیت آن 4 میلیون و 291 هزار نفر است . سنگاپور شهر مهم ندارد ، در واقع اصلا شهری ندارد ، تمام جمعیت کشور در سنگاپور سیتی مستقر هستند . سنگاپور از قرن 19 مستعمره ی بریتانیا بود ، در طی جنگ جهانی دوم از سال 1942 تا سال 1945 به دست ژاپنی ها افتاد . سرانجام در 9 آگوست 1965 از مالزی اعلام استقلال کرد . حزب حرکت مردم ، حزب حاکم سنگاپور از سال 1969 بود . لی کوان یو در سال 1969 تا سال 1990 نخست وزیر سنگاپور بود . اونگ تنگ چئونگ در سال 1993 رئیس جمهور و گو چوک تونگ در سال 1990 نخست وزیر سنگاپور شدند . از سال 1999 سلاپان راما ناتان به سمت رئیس جمهور و در سال 2004 نیز لی هسین لونگ به عنوان رئیس جمهور سنگاپور برگزیده شدند . 76 % نژاد سنگاپور را چینی ، 13 % را مالایایی و 8 % را هندی تشکیل می دهند ، همچنین دین 42 % سنگاپوری ها ، بودایی ، 14 % مسلمان و 14 % مسیحی است . هر چهار زبان : چینی ، مالایایی ، تامیل و انگلیسی زبان رسمی سنگاپور است . واحد پول سنگاپور ، دلار با واحد جزء ( سنت ) می باشد . محصولات پتروشیمی و لوازم برقی و صوتی و تصویری از صادرات مهم سنگاپور هستند . صنایعی مانند ، بانکداری ، تجارت ، کشتیرانی و حتی توریسم نیز از جمله صنایع عمده ی سنگاپور هستند . سنگاپور از اعضای کشورهای مشترک المنافع و اتحادیه ی کشورهای جنوب شرق آسیا ( آ سه آن ) نیز هست .






سنگاپور دارای 0 ایالت می باشد .



نوشته شده توسط جهان شناس در 19:9 |  لینک ثابت   • 

جمعه هشتم آذر 1387

کشور قزاقستان

جمهوری قزاقستان ( Kazakhstan Republic of) کشوری است واقع در منطقه ی آسیای میانه ، شمال غرب چین و جنوب روسیه ، پایتخت این کشور شهر آستانه ( Astana ) با 320 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت کشور پهناور قزاقستان 2 میلیون و 717 هزار و 300 کیلومتر مربع و جمعیت این کشور فقط 15 میلیون و 186 هزار نفر است . از شهرهای مهم قزاقستان می توان به آلماتی 1 میلیون و 130 هزار نفر ، قراغاندی 437 هزار نفر ، شیمکنت 360 هزار نفر و طراز 330 هزار نفر اشاره کرد . قزاقستان که در 16 دسامبر 1991 از شوروی مستقل گشت بعد از خود شوروی بزرگترین منطقه ی تحت کنترل و از مهمترین اقمار شوروی به حساب می آمد . پس از استقلال در سال 1990 نورسلطان نظربایف به عنوان رئیس جمهور در مسند قدرت نشست ، او در سال 1993 رهبری حزب تازه تاسیس به نام اتحادیه ی وحدت ملی را نیز بر عهده گرفت ، در حال حاضر نیز نظربایف رئیس جمهور قزاقستان است ، همچنین در سال 2003 دانیال احمدف به سمت نخست وزیر منصوب شد . 53 % از نژاد این کشور را قزاق ، 30 % را روس و 3 % را اوکراینی تشکیل می دهد ، همچنین دین 47 % از مردم قزاقستان مسلمان سنی و 8 % ارتدکس روسی هستند ، 45 % بقیه نیز دینی ندارند . زبان رسمی قزاقستانی ها ، قزاقی می باشد ، در کنار زبان قزاقی ، زبان روسی نیز رایج است . واحد پول قزاقستان قبل از استقلال از شوروی روبل بود ، بعد از استقلال واحد پول این کشور به تنگه با واحد جزء ( تین ) تغییر یافت . قزاقستان بعد از استرالیا دومین تولید کننده ی سنگ اورانیم در جهان است . از دیگر صادرات قزاقستان می توان ، فراورده های فلزی ، تولیدات صنعتی و گندم را نام برد ، همچنین بعد از استقلال میدان های نفتی و گازی این کشور در دریای خزر نیز گسترش یافته است . قزاقستان در سال 1991 به کشورهای متشرک المنافع پیوست .






* آیا می دانستید کشور قزاقستان با 15 میلیون جمعیت تنها 3 زندان دارد ؟





کشور قزاقستان شامل 15 ایالت می باشد :




1 - آتیراو : آتیراو ( گوریف )

2 - آق توبه : آق توبه

3 - آق مولا : کوشکه تاو

4 - آلماتی : تالدی قرغان

5 - پاولودار : پاولودار

6 - جامبول : طراز

7 - ژزقازغان : ژزقازغان

8 - قراغاندی : قراغاندی

9 - قزاقستان جنوبی : شیمکنت

10 - قزاقستان شرقی : اوسکمن

11 - قزاقستان شمالی : پتروپاولوفسک

12 - قزاقستان غربی : اورال

13 - قزل اوردا : قزل اوردا

14 - قستنای : قستنای

15 - منگغیستاو ( منقشلاغ ) : آق تاو


نوشته شده توسط جهان شناس در 19:8 |  لینک ثابت   • 

جمعه هشتم آذر 1387

کشور بنگلادش

جمهوری خلق بنگلادش ( BangladeshPeople's Republic of ) کشوری است واقع در جنوب قاره ی آسیا و شرق هند ، پایتخت این کشور شهر داکا ( Dhaka ) با 12 میلیون و 560 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت بنگلادش 147.570 کیلومتر مربع و جمعیت آن بالغ بر 148 میلیون نفر است که به نسبت وسعت تراکم جمعیت بسیار زیاد است . از شهرهای مهم بنگلادش می توان به چیتاگونگ 2 میلیون و 200 هزار نفر ، خولنا 811 هزار نفر و راجشاهی 402 هزار نفر اشاره کرد . از نظر آب و هوایی ، بنگلادش دارای آب و هوای گرم و مرطوب است و به سبب واقع شدن در کنار خلیج بنگال و اقیانوس هند تابستان ها این کشور به شدت در مقابل سیل های ناشی از جریان های موسمی اقیانوس هند آسیب پذیر است و سالانه صدها نفر قربانی این باران های موسمی می شوند . این کشور در زمان تسلط بریتانیا به شبه قاره ی هند تا سال 1947 به عنوان پاکستان شرقی شناخته می شد ، در 26 مارچ 1971 این کشور بعد از سالها جنگ های داخلی با نام کشور مستقل " بنگلادش " از پاکستان اعلام استقلال کرد . حزب ناسیونالیست بنگلادش در سال 1991 به قدرت رسید و رهبر این حزب عبدالرحمان بیسواس در همین سال رئیس جمهور بنگلادش شد . در انتخابات سال 2002 میلادی تاج الدین احمد با اکثریت آرا حائز پست ریاست جمهوری شد ، خانم خالده ضیا ء نیز در سال 2001 به عنوان نخست وزیر انتخاب شد . 97% نژاد این کشور را بنگالی ها تشکیل می دهند . اسلام با 85 % دین رسمی بنگلادش است و 15 % مابقی را هندو ها تشکیل می دهند . زبان رسمی بنگلادش ، بنگالی است ، زبان انگلیسی هم اگرچه رسمی نیست ولی به عنوان زبان دوم شناخته می شود ، واحد پول بنگلادش کاتا با واحد جزء ( پایسا ) است . این کشور از اعضای کشورهای مشترک المنافع است ، صادرات بنگلادش نیز پوشاک و الیاف کنف می باشد .





کشور بنگلادش مشتمل بر 5 ایالت می باشد :





1 - باریسال ( Barisal )

2 - چیتاگونگ ( Chittagong )

3 - داکا ( Dhaka )

4 - خولنا ( Khulna )

5 - راجشاهی ( Rajshahi )


نوشته شده توسط جهان شناس در 19:7 |  لینک ثابت   • 

جمعه هشتم آذر 1387

کشور ویتنام

جمهوری سوسیالیستی ویتنام ( Vietnam Socialist Republic of) کشوری است واقع در جنوب شرق آسیا ، کنار خلیج تایلند ، خلیج تونکین و دریای چین جنوبی ، هم مرز با چین ، لائوس و کامبوج ، پایتخت این کشور شهر هانوی ( Hanoi ) با 4 میلیون و 147 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت ویتنام 331.041 کیلومتر مربع و جمعیت آن 82 میلیون و 628 هزار نفر است . از مهمترین شهرهای ویتنام می توان به : هوشی مینه سیتی 5 میلیون و 030 هزار نفر ، هایفونگ 1 میلیون و 817 هزار نفر و دانانگ 460 هزار نفر اشاره کرد . ویتنام از میانه های قرن نوزدهم و با ورود فرانسوی ها به این کشور ، زیر استعمار این کشور قرار گرفت ، ویتنام طی جنگ جهانی دوم به اشغال ژاپن درآمد . فرانسه پس از قیام های دین بین فو و در نتیجه ی توافقنامه ی ژنو از این مستعمره ی خود صرفنظر کرد ، سرانجام در 2 سپتامبر 1945 ویتنام از فرانسه اعلام استقلال کرد . پس از این ویتنام به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم شد ، نظام کمونیستی در شمال و نظام غیر کمونیستی در جنوب این کشور حاکم شد . در سال 1965 آمریکا با فرستادن نیروهایی به ویتنام جنوبی سعی داشت ، قسمت جنوبی را در مقابله با قسمت شمالی کمونیست یاری کند . جنگ در سال 1973 و انعقاد توافقنامه ی پاریس خاتمه یافت . در سال 1975 حکومت ویتنام جنوبی ساقط شد و در کل ویتنام حکومت کمونیستی برقرار شد . ویتنام در سال 1979 به کامبوج حمله کرد و آن را اشغال نمود . کامبوج با کمک چین موفق شد ویتنام را از خاک خود عقب براند . تا پیش از فروپاشی شوروی کمک های مالی این کشور به ویتنام ادامه داشت اما با تجزیه ی شوروی این کمک ها قطع شد . دو موی در سال 1991 دبیر کل حزب کمونیست ویتنام شد ، وو وان کیتنیز در همین سال نخست وزیر ویتنام شد در سال 1992 لی دوک آن رئیس جمهور ویتنام شد . از سال 2006 نگوین مین تریت به عنوان رئیس جمهور و نگوین تان دونگ به سمت نخست وزیر انتخاب شدند . 85 % نژاد این کشور را ویتنامی ، 3 % را چینی ، 2 % را مونتانیارها ، 1 % را تهو و 1 % را تای تشکیل می دهند ، همچنین دین 66 % ویتنامی ها ، بودایی ، 8 % مسیحی و 3 % کائودای می باشد . ویتنامی ، زبان رسمی مردم ویتنام است ، در کنار این زبان ، زبانهای چینی ، فرانسوی و انگلیسی نیز رایج است . واحد پول ویتنام ، دونگ با واحد جزء ( هائو ) نام دارد . بعد از سال 1986 صنعت و کشاورزی خصوصی رفته رفته در این کشور جایی برای خود دست و پا کرد و از سال 1989 ویتنام موفق به صادرات برنج خود شد . پس از این صنعت نفت این کشور نیز گسترش یافت . ویتنام از اعضای اتحادیه ی کشورهای جنوب شرق آسیا ( آ سه آن ) است .







کشور ویتنام مشتمل بر 58 ایالت و 3 ناحیه ی خودگردان ( * ) می باشد :



1 - آن جیانگ ( An Giang )

2 - باک جیانگ ( Bac Giang )

3 - باک کان ( Bac Kan )

4 - باک لیو ( Bac Lieu )

5 - باک نین ( Bac Ninh )

6 - با ریا وونگ تائو ( Ba Ria-Vung Tau )

7 - بن تره ( Ben Tre )

8 - بین دین ( Binh Dinh )

9 - بین دونگ ( Binh Duong )

10 - بین فوک ( Bin Phuoc )

11 - بین توآن ( Bin Thuan )

12 - کامائو ( Ca Mau )

13 - کان تو ( Can Tho )

14 - کائو بانگ ( Cao Bang )

15 - داک لاک ( Dac Lac )

16 - دانانگ ( Da Nang )

17 - دونگ نای ( Dong Nai )

18 - دونگ تاپ ( Dong Thap )

19 - جیا لای ( Gia Lai )

20 - ها جیانگ ( Ha Giang )

21 - های دونگ ( Hai Duong )

22 - های فونگ ( Hai Phong ) *

23 - ها نام ( Ha Nam )

24 - هانوی ( Hanoi ) *

25 - هاتای ( Ha Tay )

26 - هاتین ( Ha Tinh )

27 - هائو بین ( Hao Binh )

28 - هو چی مین ( هوشی مینه ) ( Ho Chi Minh ) *

29 - هونگ ین ( Hung Yen )

30 - خان هائو ( Khanh Hao )

31 - کین جیانگ ( Kien Giang )

32 - کن توم ( Kon Tum )

33 - لای چائو ( Lai Chau )

34 - لام دونگ ( Lam Dong )

35 - لانگ سون ( Lang Son )

36 - لائو کائی ( Lao Cai )

37 - لونگ آن ( Long An )

38 - نام دین ( Nam Dinh )

39 - نگ آن ( Nghe An )

40 - نین بین ( Ninh Binh )

41 - نین توآن ( Ninh Thuan )

42 - فو تو ( Phu Thu )

43 - فو ین ( Phu Yen )

44 - کوانگ بین ( Quang Binh )

45 - کوانگ نام ( Quang Nam )

46 - کوانگ نگ ( Quang Ngai )

47 - کوانگ نین ( Quang Ninh )

48 - کوانگ تری ( Quang Tri )

49 - سوک ترانگ ( Soc Trang )

50 - سون لا ( Son La )

51 - تای نین ( Tay Ninh )

52 - تای بین ( Thai Binh )

53 - تای گوین ( Thai Nguyen )

54 - تان هائو ( Thanh Hao )

55 - تائو تین هو ( Thua Thien-Hue )

56 - تین جیانگ ( Tien Giang )

57 - ترا وین ( Tra Vinh )

58 - توین کوانگ ( Tuyen Quang )

59 - وین لونگ ( Vinh Long )

60 - وین فوک ( Vinh Phuc )

61 - ین بای ( Yen Bai )


نوشته شده توسط جهان شناس در 19:7 |  لینک ثابت   • 

جمعه هشتم آذر 1387

کشور تیمور شرقی

جمهوری دموکراتیک تیمور شرقی ( East Timor Democratic Republic of) کشوری است واقع در جنوب شرق آسیا ، کنار دریای باندا ، دریای تیمور و دریای فلورس ، شرق ایالت سوندای شرقی اندونزی ، جنوب مجموعه جزایر ملوک اندونزی و شمال غرب استرالیا ، پایتخت این کشور بندر دیلی ( Dili ) با 48 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت تیمور شرقی 14.874 کیلومتر مربع و جمعیت آن 975 هزار نفر است . از شهرهای مهم تیمور شرقی می توان ، داره 17 هزار نفر ، بائوکائو 14 هزار نفر ، مالیانا 12 هزار نفر و ارمرا 12 هزار نفر را نام برد . تیمور شرقی تا سال 2002 میلادی از جمله استان های اندونزی بود و در پی قیام ها و شورش های استقلال طلبانه از این کشور جدا شد ، سرانجام 20 می 2002 میلادی تیمور شرقی از اندونزی اعلام استقلال کرد . از سال 2002 میلادی زانانا گوسمائو به سمت رئیس جمهور و ژوزه راموس هورتا از سال 2006 به عنوان نخست وزیر انتخاب شدند . اکثریت نژاد تیمور شرقی را رامائوبره ها تشکیل می دهند ، چینی ها ، اندونزیایی ها و پرتغالی ها در اقلیت هستند . دین 86 % مردم تیمور شرقی ، کاتولیک ، 5 % پروتستان و 3 % مسلمان است . تتوم و پرتغالی زبان های رسمی تیمور شرقی هستند . واحد پول تیمور شرقی ، دلار آمریکا با واحد جزء ( سنت ) می باشد . الوار ، نارگیل ، موز و سایر محصولات نواحی گرمسیری استوایی از صادرات تیمور شرقی محسوب می شود .







کشور تیمور شرقی مشتمل بر 3 ایالت می شود :




1 - بائو کائو ( Bao Kao )

2 - دیلی ( Dili )

3 - مالیانا ( Maliana )


 
نوشته شده توسط جهان شناس در 19:7 |  لینک ثابت   • 

جمعه هشتم آذر 1387

کشور میانمار ( برمه )

برمه Burma یا اتحادیه ی میانمار ( Myanmar Union of) کشوری است واقع در جنوب شرق آسیا ، کنار خلیج بنگال و دریای آندامان و بین بنگلادش و تایلند ، مشرق هند و جنوب چین ، پایتخت برمه شهر یانگون ( Yangon ) با 4 میلیون و 500 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت برمه 676.577 کیلومتر مربع و جمعیت آن 47 میلیون نفر است . از شهرهای مهم برمه ماندالای 1 میلیون و 170 هزار نفر ، مولمین 405 هزار نفر ، باسین 215 هزار نفر و پگو 200 هزار نفر می باشد . برمه از سال 1886 مستعمره ی بریتانیا بود ، این کشور در بین سالهای 1942 تا 1945 در جریان جنگ جهانی دوم توسط ژاپن اشغال شد ، پس از پایان اشغال ، برمه در 4 ژانویه ی 1948 از انگلستان اعلام استقلال کرد ، تا سال 1958 تحت حاکمیت دموکراسی اداره می شد تا اینکه در سال 1958 ژنرال نی وین برای مدت کوتاهی حکومت نظامی اعلام کرد . او توانست حکومتی پایدار را در سال 1962 پایه ریزی کند . در سال 1974 قانون اساسی جدید معرفی شد و آن هم زیر نظر حزب سوسیالیست ، تنها حزب قانونی کشور بود . ژنرال نی وین پس از اعتراضات سراسری در سال 1988 از سمتش استعفا داد ، و کماکان پروسه ی حکومت نظامیان با نخست وزیری ژنرال ساو مائونگ ادامه یافت که به عنوان رئیس شورای دولتی صلح و توسعه ( SLORC ) حکومتش را آغاز کرد ، اما قوانین نسبتا محکم او همچنین ماندنش در قدرت چندان تداومی نیافت و دوران افول او و دوران انتقال و گذار آغاز گشت ، سرتیپ ژنرال خین نیونت به عنوان دبیر حزب ( SLORC ) و ابتکار تحول در ارتش را آغاز کرد . در سال 1990 انتخابات جدیدی برای تعیین حکومت با رقابت بین دولت نظامی حاکم و حزب اتحاد ملی برای دموکراسی ( NLD ) برگزار شد ، و حزب اتحاد ملی برای دموکراسی به رهبری خانم آنگ سان سوجی پیروز شد ، دولت نظامی که حتی فکر پیروزی حزب خانم سوچی را نیز نمی کرد ، نتیجه ی انتخابات را باطل اعلام و رهبر حزب خانم سوچی را از سال 1989 در بازداشت خانگی نگه داشت و به او اجازه ی فعالیت های سیاسی را نداد . از سال 1992 ژانرال تان شوه ، با عنوان رئیس شورای دولتی صلح و توسعه بر مسند قدرت تکیه زد . از سال 2004 میلادی نیز سوئه وین نخست وزیر برمه شد . 55 % نژاد این کشور را برمه ای ، 10 % را کارن ، 7 % را شان و 5 % را چینی تشکیل می دهند ، همچنین دین 72 % از برمه ای ها بودایی ، 8 % مسیحی ، 2 % مسلمان و 2 % هندو است . زبان رسمی این کشور برمه ای است ، از دیگر زبان های رایج را می توان ، شان ، کارن ، کاچین ، هندی ، چینی و تامیلی ذکر کرد . واحد پول برمه کیات با واحد جزء ( پیا ) است . از صادرات برمه می توان به چوب درخت ساج ، پشم سبز و یاقوت اشاره کرد . شاهدانه و تریاک به صورت غیر قانونی در برمه کشت و صادر می شوند . بدهی های خارجی ، فقر مردم از جمله مشکلات عدیده ی اقتصادی برمه است .






کشور برمه دارای 7 ایالت و 7 Territory یا منطقه ی خودگردان ( * ) می باشد ( جمعا 14 ) .


1 - چین ( Chin )

2 - اییاروادی ( ( Ayeyarwady *

3 - باگو ( Bago ) *

4 - کاچین ( Kachin )

5 - کایین ( Kayin )

6 - کویا ( Koyah )

7 - ماگووی ( Magway ) *

8 - ماندالای ( Mandalay ) *

9 - مون ( Mon )

10 - راخین ( Rakhine )

11 - ساگاینگ ( Sagaing ) *

12 - شان ( Shan )

13 - تانینتاری ( Tanintharyi ) *

14 - یانگون ( Yangon ) *


نوشته شده توسط جهان شناس در 19:5 |  لینک ثابت   • 

جمعه هشتم آذر 1387

کشور لائوس

جمهوری دموکراتیک خلق لائوس ( Laos People's Democratic Republic of) کشوری است واقع در جنوب شرق آسیا ، شمال تایلند و غرب ویتنام ، پایتخت این کشور شهر وین تیان ( Vientiane ) در نزدیکی مرز با تایلند با 195 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت لائوس 236.800 کیلومتر مربع و جمعیت آن نزدیک به 6 میلیون نفر است . از شهرهای مهم لائوس ، ساواناخت 58 هزار نفر ، پاکسه 50 هزار نفر ، سام نوآ 40 هزار نفر و موانگ خاموآن 27 هزار نفر را می توان نام برد . لائوس یکی از مستعمرات هندوچین فرانسه به شمار می رفت . لائوس در جریان جنگ جهانی دوم طی سالهای 1940 تا 1945 به وسیله ی ژاپنی ها اشغال شد و پس از پایان جنگ جهانی دوم تا سال 1953 مجددا به فرانسه الصاق گردید ، در روز 23 اکتبر 1953 لائوس از فرانسه اعلام استقلال کرد . پس از چندین سال جنگ های داخلی در این کشور ، پاتت لائو در سال 1975 حزب دموکراتیک لائوس را تاسیس و رهبری حزب را بر عهده گرفت . چندین گروه مسلح بین سالهای 1970 تا 1980 با دولت سر ناسازگاری برداشتند یکی از این گروه ها انقلابیون خلق لائوس بودند . کایسون فوم ویان در سال 1975 نخست وزیر و در سال 1991 رئیس جمهور لائوس شد ، او در سال 1992 درگذشت و نوهاک فوم ساوان جایگزین او در مقام ریاست جمهوری شد . ژنرال خامتای سیفاندون در سال 1991 نخست وزیر لائوس گردید . از سال 2006 میلادی سپهبد چومالی سایگناسون به سمت رئیس جمهور و بوواسونه لوپهاوان به عنوان نخست وزیر انتخاب شدند . 53 % از نژاد لائوسی ها را لائولوم ، 23 % را لائوتئونگ و 13 % را لائوتای تشکیل می دهند ، همچنین دین 48 % مردم لائوس بودایی و 41 % عقاید سنتی و بومی است . زبان رسمی این کشور لائوسی است . واحد پول لائوس ، کیپ با واحد جزء ( آت ) نام دارد . صادرات لائوس را پوشاک ، انرژی برق آبی ، الوار ، قهوه و قلع تشکیل می دهند . شاهدانه و تریاک هم به صورت غیر قانونی در این کشور کشت و قاچاق می شود . لائوس از اعضای اتحادیه ی اقتصادی جنوب شرق آسیا ، آ سه آن نیز می باشد .




* آیا می دانستید کشور لائوس کمترین میزان GNP ( Gross National Product ) یا تولید ناخالص ملی را در بین کشورهای جهان دارد ؟



کشور لائوس مشتمل بر 17 ایالت می باشد :




1 - آتاپو ( Attapu )

2 - بوکئو ( Bokeo )

3 - بولیخام ژای ( Bolikhamxai )

4 - چامپاساک ( Champasak )

5 - هوافان ( Houaphan )

6 - خاموان ( Khammouan )

7 - لوانگ ناماتا ( Louangnamatha )

8 - لوانگ فابانگ ( Louangphabang )

9 - اودوم ژای ( Oudomxai )

10 - فونگ سالی ( Phongsali )

11 - سالاوان ( Salavan )

12 - ساواناخت ( Savannakhet )

13 - ویانگ چان ( Viangchan )

14 - ژای نابولی ( Xaignabouli )

15 - ژای سومبون ( Xaisomboun )

16 - ژسلاخخگ ( Xekong )

17 - ژیانگ خوانگ ( Xiangkhoang )


نوشته شده توسط جهان شناس در 19:4 |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر
 
Free counter and web stats Web Analytics