تبليغاتX
:: بزرگترین وبلاگ جهان شناسی :: - قاره آفریقا

پنجشنبه هشتم بهمن 1388

کشور لیبی

لیبی ( Libya ) با نام رسمی ، جماهیر عربی سوسیالیستی خلق لیبی ( Great Socialist People's Libyan Arab Jamahiriya ) ، کشوری است واقع در شمال آفریقا ، غرب مصر ، شرق الجزایر و تونس ، شمال غرب سودان ، شمال چاد و شمال شرق نیجر و در حاشیه دریای مدیترانه . پایتخت لیبی شهر طرابلس ( Tarabulus ) یا تریپولی ( Tripoli ) با حدود 2 میلیون و 200 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت لیبی 1 میلیون و 759 هزار و 540 متر مربع و جمعیت آن 6 میلیون و 310 هزار نفر است . از مهمترین شهرهای لیبی می توان به بنغازی 735 هزار نفر ، مصراته 280 هزار نفر و سرت 150 هزار نفر اشاره کرد .

لیبی دارای آب و هوایی مدیترانه ای در شمال و در امتداد ساحل دریای مدیترانه ، گرم و خشک در مناطق مرکزی و جنوبی می باشد . بیش از 90 % اقلیم لیبی خشک و لم یزرع است ، به طوری که تنها یک درصد از خاک لیبی قابل کشت برای کشاورزی می باشد . بلندترین نقطه لیبی بیکو بیتی ( Bikku Bitti ) با 2267 متر ارتفاع از سطح دریا می باشد که در جنوب لیبی و نزدیکی مرز با چاد قرار گرفته است . پست ترین نقطه لیبی نیز سبخه غزیل ( Sabkhat Ghuzayyil ) نام دارد که با 47- متر پایین تر از ارتفاع دریا در شمال لیبی واقع شده است .

اولین ساکنان لیبی قبایل بربر بودند که پیش از قرن هفتم پیش از میلاد در این سرزمین می زیستند . در قرن 7 پیش از میلاد فینقی ها بخش شرقی لیبی را تصرف کرده و آنرا کورنایکا ( Cyrenaica ) " برقه کنونی " نامگذاری کردند . یونانیان نیز کنترل بخش غربی را در دست گرفتند و آنرا تریپولیتانیا ( Tripolitania ) نام نهادند . پس از آن مدتی نیز کارتاژها بر قلمرو تریپولیتانیا حکمرانی کردند . تریپولیتانیا از سال 46 پیش از میلاد تا 436 میلادی به عنوان بخشی از امپراطوری روم زیر نظر این امپراطوری اداره شد ، تریپولیتانیا در دوره زوال امپراطوری روم به کرات مورد هجوم ، چپاول و غارت واندال ها قرار گرفت . به دنبال فروپاشی امپراطوری روم لیبی در سال 642 میلادی مورد حمله و اشغال اعراب مسلمان قرار گرفت . با آغاز قرن 16 میلادی هم تریپولیتانیا و هم کورنایکا به عنوان بخشی از امپراطوری عثمانی درآمد . در قرن 18 میلادی تریپولیتانیا یکی از مهمترین پایگاه های دزدان دریایی بربر بود که به دفعات فراوان کشتی های تجاری تردد کننده در دریای مدیترانه را مورد حمله ، دستبرد و غارت قرار می دادند . در سال 1801 پاشای طرابلس به دنبال جنگ تریپولی ( Tripolitan War ) جنگی که لیبی ، تونس و الجزایر که همگی از حکومت های پاشای تحت سیطره عثمانی بودند بر سر تعیین باج دریایی برای دزدان دریایی بربر با آمریکا آغاز کردند ، فرمان افزایش بهای باج را صادر کرد . در 4 ژوئن 1805 و بعد از چهار سال جنگ خاتمه یافت و پیمان صلح به امضاء رسید و به موجب آن کشتی های آمریکایی دیگر مجبور به پرداخت باج به پاشا نشین تریپولی نبودند . به دنبال بروز خصومت بین ایتالیا و ترکیه ، در سال 1911 نیروهای ایتالیایی تریپولی را اشغال کردند ، لیبی نیز در سال 1914 با نیروهای اشغالگر ایتالیایی وارد جنگ شد اما مقاومت بی فایده بود و ایتالیا بیشتر قسمت های لیبی را به تصرف خود درآورده بود . پس از آن ایتالیا لیبی را به عنوان مستعمره خود قلمداد کرده و در سال 1934 آنرا دولت متحد تریپولیتانیا و کورنایکا نام نهاد . در طول جنگ جهانی دوم لیبی صحنه جنگ های صحرایی بسیاری بین متفقین و متحدین بود . پس از سقوط تریپولی ( طرابلس ) در 23 ژانویه 1943 این کشور تحت کنترل متفقین قرار گرفت . در سال 1949 سازمان ملل متحد به استقلال لیبی رأی داد و در سال 1951 پادشاهی متحده لیبی ( United Kingdom of Libya ) تشکیل شد . در سال 1958 نفت در این کشور فقیر کشف شد که رونق و شکوفایی اقتصادی این کشور را به دنبال داشت .

کودتای سرهنگ دیوانه :

در اول سپتامبر سال 1969، معمر قذافی ( Muammar al-Qaddafi ) سرهنگ 27 ساله به همراه گروه کوچکی از سران نظامی که توسط وی رهبری می شدند دست به کودتا علیه پادشاه ادریس اول ( Idris I ) زدند . در آن زمان پادشاه ادریس اول برای درمان پزشکی به یونان سفر کرده بود . تردیدی وجود ندارد که حکومت قذافی در لیبی برآمده از مکتب فکری جمال عبدالناصر در مصر بوده است . قذافی حکومتی هوادار اعراب ، ضد غرب ، ضد اسرائیل و ضد یهود و نوعی جمهوری اسلامی با گرایش سوسیالیستی در لیبی ایجاد نمود . قذافی این فتنه انگیز بدنام خیلی زود خود را در ردیف دیکتاتورهای حکمران در آفریقا مانند ایدی امین ( Idi Amin ) دیکتاتور اوگاندا قرار داد و نطفه تروریسم ضد غربی را بسط و گسترش داد .

عکس : معمر القذافی ، دیکتاتور لیبی :

جنگ خلیج سیدرا :

در 19 آگوست 1981 دو فروند جنگنده اف 14 آمریکایی طی یک نبرد هوایی ، دو فروند سوخوی 22 ساخت شوروی نیروی دریایی لیبی را بر فراز خلیج سیدرا ساقط کردند . بر اثر یک درگیری دیگر نیز دو قایق گشتی لیبی غرق گشتند . قذافی همچنین از شورشیان چاد نیز حمایت می کرد ولی در سال 1987 شکست نظامی سختی را متحمل شدند . دو سال سیاست پنهان آمریکا برای بی ثبات کردن دولت لیبی در دسامبر 1990 با شکست پایان یافت .

آغاز تروریسم دولتی قذافی :

در روز چهارشنبه 21 دسامبر 1988 هواپیمای بویینگ 747 متعلق به شرکت هوایی پان آمریکن پرواز شماره 103 که فرودگاه هیتروی لندن را به مقصد فرودگاه جان اف کندی نیویورک ترک کرده بود ، بر فراز لاکربی ( Lockerbie ) دهکده ای در جنوب اسکاتلند منفجر شد ، در این حادثه تروریستی ، همه 243 مسافر از جمله 35 دانشجوی آمریکایی دانشگاه سیراکیوز ( Syracuse University ) ایالت نیویورک و دو دانشجوی دانشگاه ایالتی نیویورک واقع در شهر اوسوگوی ایالت نیویورک ( Oswego, NY ) و همه 16 خدمه ، من جمله خلبان ، کاپیتان جیمز مک کواری ( Captain James MacQuarrie ) ، کمک خلبان ریموند واگنر ( Raymond Wagner ) و مهندس پرواز جری آوریت ( Jerry Avritt ) به همراه 11 نفر از اهالی لاکربی ، مجموعاً 270 نفر در این حادثه تروریستی جان باختند .

عکس : محل سقوط هواپیمای پان آمریکن ، لاکربی اسکاتلند :

از دیگر حادثه های تروریستی سازماندهی شده توسط دولت لیبی می توان به بمبگذاری در دیسکوتک برلین ( Berlin Discotheque ) اشاره کرد ، این حادثه در 5 آوریل 1986 در برلین ، آلمان غربی رخ داد ، بمب در یک کیسه پلاستیکی جاسازی شده بود و در اثر انفجار آن سه نفر از جمله یک زن ترک و دو آمریکایی کشته و 230 نفر از جمله 50 آمریکایی زخمی شدند .

از دیگر حادثه تروریستی با عاملیت دولت لیبی ، انفجار هواپیمای خطوط هوایی فرانسه ، یو تی ای پرواز شماره 772 ( UTA Flight 772 ) بر فراز بیلما ( Bilma ) در شمال نیجر بود . این هواپیما در روز 19 سپتامبر 1989 فرودگاه برازاویل ( Brazzaville ) در جمهوری کنگو را به مقصد فرودگاه شارل دو گل پاریس ( Paris CDG Airport ) از طریق فرودگاه ان جامنا در چاد ، ترک کرد . 46 دقیقه پس از برخاستن از فرودگاه ان جامنا و رأس ساعت 13:13 دقیقه ارتباط هواپیما با برج مراقبت قطع و هواپیما از صفحه رادار محو شد . هواپیمای خطوط هوایی فرانسه در ارتفاع حدود 11 هزار متری از سطح زمین در آسمان نیجر منفجر شد و تمام 156 مسافر از جمله ، بونی پو ( Bonnie Pugh ) همسر سفیر آمریکا روبرت پو ( Robert Pugh ) در ان جامنا ، چاد و تمامی 14 خدمه آن یعنی مجموعاً 170 نفر در این عملیات تروریستی دولت لیبی کشته شدند .

دو مأمور امنیتی لیبی در ارتباط با بمب گذاری بوینگ آمریکایی در لاکربی مجرم شناخته شدند ولی قذافی از تحویل دادن آنها سرباز زد . در سال 1992 سازمان ملل تحریم های تجاری در ارتباط با حمل و نقل هوایی را در مورد لیبی به مورد اجرا گذارد . سرانجام در سال 1999 لیبی دو مرد را برای محاکمه در دادگاه لاهه تسلیم این دادگاه در هلند کرد . دادگاه این دو در سال 2000 و 2001 برگزار شد ، یکی از این دو نفر به اتهام قتل عام ، مجرم شناخته شد و دیگری تبرئه گشت . لیبی امید داشت با همکاری سازمان ملل را متقاعد سازد که تحریم های اقتصادی را به حالت تعلیق درآورد . زیرا این تحریم ها شدیداً اقتصاد لیبی را متأثر ساخته بود . اما تحریم های سازمان ملل تا پیش از سپتامبر 2003 برداشته نشد . در سپتامبر 2003 تحریم ها هنگامی برداشته شد که لیبی جرم خود را در مورد منفجر کردن هواپیمای بویینگ بر فراز لاکربی قبول نموده و پذیرفت مبلغ 2.7 میلیارد دلار غرامت به خانواده های قربانیان این جنایت پرداخت کند . همچنین در سال 2004 لیبی تعهد کرد مبلغ 170 میلیون دلار به خانواده های قربانیان انفجار خطوط هوایی فرانسه ( UTA Flight 772 ) و 35 میلیون دلار غرامت به خانواده و بازماندگان حادثه بمبگذاری دیسکوتک برلین پرداخت نماید .

لیبی و پایان ماجراجویی های هسته ای اش :

در 19 دسامبر 2003 پس از 9 ماه در مذاكرات محرمانه بين انگليس و آمريكا ، ليبی اعلام كرد كه عاری از سلاح‌های هسته‌ای ، بيولوژيكی ، شيميايی است و فعاليت موشك‌ها را كاهش می‌ دهد و به بازرسان بين‌المللی اجازه مي‌دهد تا در مراكز مختلف آن بررسی كنند . ليبی در اين برنامه به IAEA اجازه داد تا از تمامی ‌تأسيسات و مراكزش در رابطه با انرژی هسته‌ای بازديد به‌عمل آيد و IAEA می‌توانست به راحتی نمونه محيط ‌زيستی از مناطق مختلف جمع‌آوری كند . 27-29 دسامبر 2003 رئيس آژانس بين‌المللی انرژی هسته‌ای محمد البرادعی و تيم IAEA ، در فعاليتی كه در ليبی داشتند اعلام كرد : ليبی تنها تخصص بالايی در غنی كردن اورانيوم دارد . 6 ژانويه 2004 ليبی معاهده منع گسترش آزمايشات پيشرفته كه در سال 2001 به امضا رسيده بود را به مراحل نهايی رساند .در ماه می سال 2006 آمریکا اعلام کرد روابط کامل دیپلوماتیک خود را با لیبی بار دیگر پس از 25 از سر می گیرد .

در دسامبر 2006 ، پنج پرستار بلغار و یک پزشک فلسطینی شاغل در لیبی به اتهام آلوده ساختن عمدی صدها کودک لیبیایی به ویروس مرگبار ایدز به مرگ محکوم شدند . در 17 جولای 2007 دادگاه عالی لیبی و شورای عالی قضایی نیز این حکم را تأیید کردند . بر اثر فشارهای بین المللی ، شورای قضایی لیبی این حکم را نقض و به حبس ابد تقلیل داد . در 23 جولای نیز دولت لیبی با انتقال این افراد به بلغارستان موافقت کرد . ( گفته می‌شد که محکومان این پرونده دوره حبس خود را در بلغارستان سپری خواهند کرد اما به محض ورود به این کشور ، مشمول عفو قرار گرفتند . ) سرانجام دولت لیبی مجبور شد 1 میلیون دلار غرامت به خانواده های 460 کودک مبتلا به ایدز پرداخت کند .

در آگوست 2009 ، تروریست لیبیایی عبدالباسط علی المقراحی ( Abdel Basset Ali al-Megrahi ) که به اتهام مشارکت در پرونده انفجار هواپیمای پان آمریکن بر فراز لاکربی مجرم شناخته و محکوم شده بود توسط دولت بریتانیا به دلیل ابتلا به سرطان پروستات و به دلایل " بشردوستانه " آزاد شد . از او به محض رسیدن به لیبی به عنوان یک قهرمان استقبال شد . آزادی المقراحی مورد اعتراض خانواده ها و بازماندگان قربانیان و همچنین دولت آمریکا قرار گرفت ، آنها بر این عقیده بودند که المقراحی می بایست تا پایان دوره محکومیتش در زندان باقی می ماند .

عکس ، عبدالباسط المقراحی ، تروریست لیبیایی :

نژاد 97 % مردم لیبی بربر و عرب می باشد ، 3 % نیز شامل اتباع یونان ، مالت ، ایتالیا ، مصر ، پاکستان ، ترکیه ، هند و تونس می باشند . دین 97 % مردم لیبی مسلمان ( سنی ) است . زبان رسمی در لیبی عربی است ، ایتالیایی و انگلیسی نیز رایج می باشد . واحد پول لیبی ، دینار با واحد جزء درهم نام دارد .

 

عکس : مردی در حال شخم زدن زمینش با شتر ، نالوت ، منطقه مرزی لیبی با تونس :

عکس : تصویر دیکتاتور لیبی ، معمر قذافی که در خیابانی در طرابلس نصب شده است :

 

* آیا می دانستید گرم ترین گرمای ثبت شده در جهان در صحرای العزیزیه لیبی در 1922 میلادی به ثبت رسیده ؟ این درجه حرارت حدود 58 درجه سانتیگراد ( در سایه ) گزارش شده است .

 

لیبی مشتمل بر 25 منطقه می باشد :

 

1 - اجدابیه ( Ajdabiya )

2 - العزیزیه ( Al 'Aziziyah )

3 - الفاتح ( Al Fatih )

4 - الجبل الاخضر ( Al Jabal al Akhdar )

5 - الجفره ( Al Jufrah )

6 - الخمس ( Al Khums )

7 - الکفره ( Al Kufrah )

8 - النقاط الخمس ( An Nuqat al Khams )

9 - الشاطی ( Ash Shati' )

10 - اوباری ( Awbari )

11 - الزواریه ( Az Zawiyah )

12 - بنغازی ( Banghazi )

13 - درنه ( Darnah )

14 - غدامس ( Ghadamis )

15 - غریان ( Gharyan )

16 - مصراته ( Misratah )

17 - مرزق ( Murzuq )

18 - سبها ( Sabha )

19 - سوفاجين ( Sawfajjin )

20 - سرت ( Surt )

21 - طرابلس ( Tarabulus )

22 - ترهونه ( Tarhunah )

23 - طبرق ( Tubruq )

24 - یفرن ( Yafran )

25 - زلتان ( Zlitan )

نوشته شده توسط جهان شناس در 14:27 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه یکم مهر 1388

کشور گینه استوایی

جمهوری گینه استوایی ( Republic of Equatorial Guinea ) کشوری است واقع در ساحل غربی قاره آفریقا ، جنوب کامرون و شمال گابون و در حاشیه اقیانوس اطلس جنوبی و خلیج گینه ( خلیج بیافرا ) . پایتخت گینه استوایی ، شهر مالابو ( Malabo ) واقع در جزیره بیوکو ( Bioko Island ) با حدود 100 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت گینه استوایی 28.051 کیلومتر مربع و جمعیت آن 634 هزار نفر است . از مهمترین شهرهای گینه استوایی می توان به باتا 68 هزار نفر ، امبینی 12 هزار نفر ، اببییین 10 هزار نفر و لوبا 7 هزار نفر اشاره کرد . گینه استوایی کشوری دو پاره است ، قسمتی در خشکی و قسمتی به صورت چند جزیره که عمدتاً جزایر آتشفشانی هستند . بخش در خشکی و سرزمین اصلی یا Mainland می باشد که ریومونی ( Rio Muni ) نام دارد . بزرگترین جزیره گینه استوایی ، جزیره بیوکو می باشد که پایتخت ، شهر مالابو نیز در این جزیره واقع شده است ، جزیره بیوکو در 40 کیلومتری غرب سواحل کامرون قرار گرفته است ، جزیره بیوکو در دوران استعمار پرتغال بر این جزیره ، فرناندو پو ( Fernando Po ) نامیده می شده است . دیگر جزیره مهم گینه استوایی ، جزیره آنوبون ( Annoboon ) نام دارد که این جزیره نیز پیشتر پاگالو ( Pagalu ) خوانده می شده است ، همچنین گینه استوایی دارای سه جزیره کوچک ساحلی نیز می باشد که کوریسکو ( Corisco ) ، الوبی بزرگ ( Elobey Grande ) و الوبی کوچک ( Elobey Chico ) نام دارند . گینه استوایی دارای آب و هوایی گرمسیری و مرطوب می باشد و از نظر پوشش گیاهی تقریباً تمامی مساحت این کشور را جنگل های بارانی دربر گرفته است . بلندترین نقطه گینه استوایی ، قله پیکو باسیله ( Pico Basile ) نام دارد که با 3008 متر ارتفاع در جزیره بیوکو واقع شده است .

سرزمین اصلی گینه استوایی در ابتدا سکوتنگاه اقوام پیگمی ( Pygmy ) و اندووه ( Ndowe ) بوده است که اولین ساکنان این منطقه بوده اند . قبایل بانتو طی قرون 12 و 13 میلادی به این منطقه نقل مکان کردند ، بدین ترتیب در این قرون جنگ های قبیله ای بین قبایل بومی و قبایل مهاجری که به تازگی در منطقه سکنی گزیده بودند درگرفت . هرچند پس از مدتی قبایل فانگ ( Fang ) به سبب تفوق نظامی و کثرت جنگجویان سلطه خود را بر سرزمین اصلی گینه استوایی تحکیم بخشیدند . جزیره بیوکو اما نسبتاً آرام بود و پس از استقرار قبایل بوبی ( Bubi ) در قرن 13 میلادی در این جزیره ثباتی نسبی در این جزیره حکمفرما شد . اما این آرامش تنها دو قرن پایدار ماند ، در قرن 15 میلادی پرتغالی ها جزیره بیوکو را تصرف کردند و آنرا فرناندو پو نامیدند ، پس از آن جزیره بیوکو به همراه جزایر سائوتومه و پرنیسیپ به عنوان بخشی از مستملکات پرتغال در ساحل غربی آفریقا درآمد . در قرن 18 میلادی پرتغال طی توافقاتی با اسپانیا ، جزیره بیوکو را به همراه سرزمین اصلی گینه استوایی ( ریو مونی ) به اسپانیا واگذار کرد .  از آن پس این منطقه به عنوان " گینه اسپانیا " ( Spanish Guinea ) به عنوان بخشی از قلمرو پادشاهی اسپانیا درآمد . از سال 1827 جزیره بیوکو به دست بریتانیا افتاد و این جزیره به یکی از مراکز عمده تجارت برده در غرب آفریقا بدل شد ، به لطف آب و هوای مساعد برای کشت کاکائو و برپایی مزارع این محصول ، جزیره بیوکو به یکی از مناطق سودآور برای استعمارگران تبدیل شد . در سال 1858 اسپانیا بار دیگر سلطه خود را بر جزیره بیوکو بازیافت . پس از پایان جنگ های داخلی اسپانیا در سال 1939 ، اسپانیا سرمایه گذاری هایی را در گینه استوایی به مورد اجرا گذاشت که به پیشرفت اقتصادی این منطقه کمک شایان توجهی کرد ، با کمک های دولت اسپانیا و کلیسای کاتولیک اقتصاد و صنعت گینه استوایی متحول شد و با عایدات حاصل از فروش دو محصول مهم گینه استوایی یعنی کاکائو و الوار این منطقه به یکی از قطب های اقتصادی در ساحل غربی آفریقا مبدل شد . در سال 1963 سرزمین داخلی ( ریو مونی ) و جزیره بیوکو تحت نام " گینه استوایی " با یکدیگر متحد شدند که این منجر به کسب خودگردانی داخلی از اسپانیا شد ، سرانجام گینه استوایی در 12 اکتبر 1968 رسماً از اسپانیا اعلام استقلال کرد .

کابوس شوم انگوئما ؛ گینه استوایی ، 11 سال در وحشت :

پس از استقلال گینه استوایی از اسپانیا در سال 1968 فرانسیسکو ماکیاس انگوئما ( Francisco Macias Nguema ) در همین سال اولین رئیس جمهور تاریخ گینه استوایی شد . حکومت یازده ساله انگوئما به یقین سیاه ترین دوران حکمرانی یک دیکتاتور در تاریخ قاره آفریقاست . انگوئما پس از به قدرت رسیدن فعالیت تمام احزاب سیاسی را ممنوع اعلام کرد ، در سال 1972 انگوئما خود را حاکم مادام العمر گینه استوایی نامید . رژیم انگوئما مسئول شکنجه و کشتار هزاران تن از شهروندان گینه استوایی است . در دوران انگوئما مخالفان به اردوگاه های کار اجباری فرستاده و یا اعدام می شدند ، صدها کشیش به زندان افکنده شدند ، مدارس و کلیساها تعطیل گشتند ، روزنامه نگاری مجازات مرگ را به دنبال داشت . در این دوران گینه استوایی کوچکترین تماسی با جهان بیرون نداشت . ماکیاس انگوئما را مسبب قتل و یا مجبور به فرار نمودن دو سوم از جمعیت گینه استوایی قلمداد می کنند . ماکیاس انگوئما حکومت خود را " معجزه بی همتا " نامید ، در دوره او بود که اقتصاد گینه استوایی نابود شد . بسیاری انگوئما را یکی از بدترین مستبدان تاریخ سیاسی آفریقا می دانند . آخرین اقدام ماکیاس انگوئما پیش از سقوط ممنوع ساختن فعالیت کلیساها در سال 1978 بود .

عکس : فرانسیسکو ماکیاس انگوئما ، نشسته بر صندلی دقایقی پیش از اعدام :

برادر زاده ، عمو را سرنگون می کند ، کودتای فامیلی در گینه استوایی :

در 3 آگوست 1979 تئودورو اوبیانگ انگوئما امباسوگو ( Teodoro Obiang Nguema Mbasogo ) برادر زاده ماکیاس انگوئما ، عموی خود طی یک کودتای نظامی سرنگون کرد ، سپس ، پس از یک محاکمه کوتاه در یک سالن سینما عموی خود را تیرباران نمود . اوبیانگ هرچند فرایند مدرنیزه کردن کشور را به طور بسیار کند آغاز کرد ولی اقدامات مستبدانه و دیکتاتور منشانه عموی خود را ادامه داد .

عکس : تئودورو اوبیانگ انگوئما ، دیکتاتور گینه استوایی :

سفر پاپ به گینه استوایی :

 مردم کشور کوچک و عموماً بی سر و صدای گینه استوایی ، روز 18 فوریه 1982 را هرگز فراموش نمی کنند ، جایی که پاپ ژان پل دوم رهبر پیشین کاتولیک های جهان در سفری به ساحل غربی آفریقا و کشورهایی همچون گابون و گینه بیسائو ، از گینه استوایی نیز دیدن نمود . تصویر زیر استقبال هزاران نفر از مردم شهر بندری باتا در گینه استوایی را از پاپ ژان پل دوم نشان می دهد  : ( این در حالی است که بیش از 80 % مردم گینه استوایی پیرو آیین کاتولیک هستند )

دهه 90 میلادی و کشف نفت در گینه استوایی ، موهبتی در دستان دیکتاتور :

با کشف و استخراج نفت در سواحل گینه استوایی ، رشد اقتصادی در سال 1997 در گینه استوایی به 71 % رسید . عایدات نفتی گینه استوایی از 1.27 میلیارد دلار در سال 2002 با افزایشی نجومی به 25.7 میلیارد دلار در سال 2005 رسید ولی چه سود این درآمد سرشار کوچکترین کمکی به اقشار فقیر و کم درآمد گینه استوایی نمی کرد و این ثروت های بادآورده در چنگ خانواده انگوئما و دوستانش قرار داشت . در سال 2003 میلادی رادیو دولتی گینه استوایی در اقدامی عجیب ، اوبیانگ انگوئما را با خدا قیاس کرد . در سال 2004 ، هفتاد سرباز اجیر شده از جمله دانش آموخته دانشگاه ایتون انگلستان و عضو سابق سرویس ویژه هوایی بریتانیا ، سیمون مان ( Simon Mann ) علیه اوبیانگ انگوئما به منظور سرنگون کردن او دست به کودتا زد ، کودتا شکست خورد و تمامی دست اندرکاران کودتا شناسایی و دستگیر شدند ، در جولای 2008 سیمون مان طراح اصلی کودتا محاکمه و به 34 سال زندان محکوم شد .

در جولای 2008 و در میان اتهامات فساد و سوء مدیریت ، نخست وزیر ریکاردو مانگوئه اوباما انفوبیا ( Ricardo Mangue Obama Nfubea ) از سمت خود استعفا کرد . در 8 جولای 2008 ، اوبیانگ انگوئما ، ایگناسیو میلان تانگ ( Ignacio Milan Tang ) را به عنوان نخست وزیر جدید منصوب کرد .

رسوایی موسسه مالی " ریگز بانک " Riggs Bank آمریکا به عنوان پشتیبان مالی دیکتاتور گینه استوایی :

تئودورو اوبیانگ انگوئما که ديکتاتوری خشنی را در گينه استوايی برپا کرده در ریگز بانک ۷۰۰ ميليون دلار سپرده دارد و به اين ترتيب نخستين مشتری این بانک به حساب می آيد . گينه استوايی از زمان استقلال در سال ۱۹۶۸ جز ترور و وحشت بر خود نديده است ؛ ابتدا ماکياس انگوئما و سپس برادر زاده وی يعنی اوبيانگ انگوئما که در سال ۱۹۷۹ به لطف شورشی که در کاخ ايجاد شد ، عموی خويش را از قدرت خلع و او را اعدام کرد .

در اوايل دهه ۱۹۹۰، جستجوی نفت در اين کشور که توسط شرکت های آمريکايی هدايت می شد ، سود فراوان به همراه آورد . ظرف چند سال ، گينه استوايی موفق شد رتبه سوم را ميان کشورهای صادر کننده نفت حوزه جنوب صحرای آفريقا ، پس از آنگولا و نيجريه و پيش از گابون و کنگو ، از آن خود کند . اما با اين همه ، نفت ، رژيم و سرنوشت مردم اين کشور را متحول نساخت . گينه استوايی در اصل بايد به واسطه تعداد کم سکنه خود يکی از غنی ترين کشورهای قاره آفريقا باشد اما در واقع يکی از فقيرترين ترين آنهاست .

درسال ۱۹۹۲، شرکت والتر اینترنشنال " Walter International Inc " نخستين بشکه های نفت را توليد می کرد . امروزه نيز کمپانی های آمريکايی از قبيل آمرادا ( Amerada ) ، اکسون موبیل ( Exxon Mobil ) ، ماراتن اویل ( Marathon Oil ) توليدات نفتی گينه استوايی را در انحصار خود دارند .

ريگز بانک در سال ۱۹۹۵ برای سفير گينه استوایی در واشینگتن حسابی افتتاح کرد که اولين حساب از فهرست طويل حساب های بعدی به شمار می رفت . بنا به گزارش سنای آمريکا ، اين موسسه در طول سالهای 1995 تا 2004 ، بيش از ۶۰ حساب بانکی دولت گينه استوايی ، اعضای آن و خانواده ايشان را اداره می کرد و چشم خود را بر روی نشانه هايی که موجب ايجاد انديشه دست داشتن اين بانک در عمليات فساد مالی می شد ، می بست .

در رابطه با درآمد حاصله گینه استوایی از نفت بايد گفت که کمپاني های آمريکايی آن را مستقيماً به حساب هايی در ريگز بانک در واشینگتن واريز می کنند و اين حساب ها رسماً به نام هرکس در دولت گينه استوايی افتتاح شده باشد ، امضای رئیس جمهور و يا يکي از اعضای خانواده وی را بر خود دارد . کميته تحقيق سنای آمريکا موفق به کشف هويت چندين مورد از اين گونه واريز سرمايه ها شده است : « بيش از ۳۵ ميليون دلار توسط کمپانی های نفتی واريز شده که از طريق حسابی متعلق به پرزیدنت اوبيانگ ، پسر وی ( وزيرمعادن ) و برادرزاده اش ( وزير خزانه داری ) به دو شرکت مستقر در بهشت های مالياتی منتقل شده است » ، ريگز بانک در فاصله سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۲ اجازه واريز ۱۳ ميليون دلار پول نقد به حساب های تحت کنترل پرزيدنت اوبیانگ و همسر وی را صادر کرده است ، همچنین ريگز بانک به اين زوج ( پرزيدنت اوبیانگ و همسرش ) برای خريد يک فروند هواپيما و املاک مجلل خصوصاً در ايالات متحده وام داده است .

سناتور کارل لوين ( Carl Levin ) به هنگام ارائه گزارش ژوييه ۲۰۰۴ سنای آمریکا ، اشتياق و علاقه اندک اين بانک برای همکاری را خاطرنشان ساخت . او همچنين گفت يکی از مسئولين آن در جلسه استماع دادگاه از پاسخ دادن به سوالات امتناع کرده است . احتمالاً اين فرد آقای سيمون کارری ( Simon Kareri ) مسئول حساب های گينه استوايی در ريگز بانک ، چيزهای زيادی برای گفتن داشته است . بنا بر این گزارش ، اين مقام بلند پايه بانک ، حداقل دو بار چمدان های حاوی بسته های اسکناس به مبلغ ۳ ميليون دلار را در سفارت گينه استوايی واقع در واشینگتن برای واريز به حساب های رييس جمهور اين کشور تحويل گرفته است .

زماني که جامعه بين الملل آقای انگوئمای ديکتاتور را طرد کرده بود ، ريگز بانک خود را در خدمت او قرار داد . با اين همه سازمان هايی چون عفو بين الملل ، توسل دائمی اين کشور به شکنجه را افشا می کردند ، ديده بانی جغرافيای ژئو پلتیکی مواد مخدر ، گينه استوايی را به عنوان يکي از مراکز اصلی قاچاق کوکايين ميان آمريکای لاتين و اروپا معرفی کرده بود ، تا جايی که تمام کشورهای غربی ( به جز فرانسه ) سفارت خانه های خود را در مالابو تعطیل کرده بودند .

مضحک آنکه ريگز بانک بايد زمانی که ديکتاتور برای هميشه مورد تمجيد سفارت خانه های غربی قرار گرفته است ، روابط خود با او را بگسلد . پس از حملات ۱۱ سپتامبر ، ايالات متحده تصميم گرفت وابستگی نفتی خود را به خاور نزديک کاهش داده و به افزايش واردات نفت خام از آفريقای غربی بپردازد . خليج گينه از آن زمان برای سياست آمريکا به منزله ی منطقه ای با « منافع حياتی » محسوب می شود . گينه استوايی متروک ديروز به لطف ذخاير نفتی نويدبخش خود ، به کشور مقبول امروز مبدل شده است . پرزيدنت بوش طی سال 2002 ، چندين بار در واشینگتن با روسای جمهور کشورهای آفريقايی از جمله آقای انگوئما در رابطه با امنيت نظامی و تأمين انرژی به بحث و گفتگو پرداخت . نتيجه آن شد که سفارت آمريکا پس از هشت سال در مالابو ، پايتخت گينه استوايی از نو گشوده شد . ديگر کشورهای غربی نيز يکی پس از ديگری به تقليد اين اقدام واشنگتن پرداختند .

پرزيدنت انگوئما پس از تهديد مطبوعات بين المللی به تعقيب قضایی به دليل سخنان مغرضانه آنها ، اقدام به بستن تمامی حساب های خود در ريگز بانک نمود . بانک های ديگری بلافاصله آماده جانشينی شدند به ويژه بانک اسپانيايی بانکو سانتاندر Banco "Santander " و يا بانک انگليسی اچ اس بی سی " HSBC ".

نژاد 85 % مردم گینه استوایی فانگ ، 6 % بوبی ، 3 % امدووه ، 1 % آنوبون و 1 % نیز بوجبا می باشد . از دیگر اقلیت های قبیله ای می توان به کومبه ، بالنگوئه ، آیبو و آیبیبو اشاره کرد ، همچنین حدود هزار نفر اروپایی ( عمدتاً اسپانیایی ) نیز در گینه استوایی سکونت دارند . دین بیش از 80 % مردم گینه استوایی کاتولیک است ، مابقی نیز پیرو پروتستان و سایر عقاید قبیله ای و محلی هستند . زبان اسپانیایی با ( 67 % عمومیت ) و زبان فرانسوی با ( 32 % عمومیت ) دو زبان رسمی در گینه استوایی به شمار می روند ، زبان های قبایل فانگ و بوبی نیز رایج می باشد . واحد پول گینه استوایی ، فرانک سی اف آ با واحد جزء سانتیم نام دارد . از مهمترین صادرات گینه استوایی می توان به نفت ، متانول ، الوار و کاکائو اشاره کرد . گینه استوایی از کشورهای عضو اتحادیه آفریقاست .

* آیا می دانستید گینه استوایی تنها کشور اسپانیایی زبان در قاره آفریقاست ؟

* امروزه گینه استوایی برای تعیین رئیس جمهور انتخابات آزاد برگزار می کند ، اما انتخاباتی که از اولین دوره آن در سال 1989 تا امروز عملاً یک نامزد داشته که هرگز کمتر از 90 % رأی نیاورده است !!! که او هم کسی نیز جز اوبیانگ انگوئما رئیس جمهوری فعلی گینه استوایی .

 

عکس : غروب خورشید در مالابو ، گینه استوایی :

عکس : چشم اندازی زیبا از بندر باتا ، گینه استوایی :

گینه استوایی مشتمل بر 7 استان می باشد :

1 - آنوبون ( Annobon )

2 - بیوکو نورته ( Bioko-Norte )

3 - بیوکو سور ( Bioko-Sur )

4 - سنترو سور ( Centro-Sur )

5 - کای انتم ( Kie-Ntem )

6 - لیتورال ( Litoral )

7 - وله انزاس ( Wele-Nzas )

 

نوشته شده توسط جهان شناس در 17:45 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه ششم خرداد 1388

کشور کنیا

جمهوری کنیا ( Republic of Kenya ) کشوری است واقع در شرق قاره آفریقا ، جنوب اتیوپی ، غرب سومالی ، شرق اوگاندا ، جنوب شرق سودان ، شمال تانزانیا و در کنار اقیانوس هند ( در شرق ) . پایتخت کنیا ، شهر نایروبی ( Nairobi ) با حدود 2 میلیون و 500 هزار نفر می باشد . مساحت کنیا 582.650 کیلومتر مربع و جمعیت آن اندکی کمتر از 40 میلیون نفر است . از مهمترین شهرهای کنیا می توان به بندر مومباسا 670 هزار نفر ، کیسومو 325 هزار نفر ، ناکورو 220 هزار نفر و میرو 130 هزار نفر اشاره کرد . کنیا دارای آب و هوایی گرمسیری در امتداد ساحل و خشک و نیمه بیابانی عمدتاً در شمال می باشد ، به علت واقع شدن دریاچه ویکتوریا * در غرب کنیا ، که کلان شهر و بندر کیسومو نیز در همین منطقه و کنار دریاچه ویکتوریا قرار گرفته ، منطقه غرب کنیا از خاک حاصلخیز و شرایط مساعد برای کشاورزی برخوردار می باشد . به طور کلی پوشش گیاهی غالب در شمال و مرکز کنیا را ساوان تشکیل داده است . بلندترین قله کنیا ، مونت کنیا ( Mount Kenya ) * نام دارد که با 5199 متر ارتفاع در جنوب کنیا قرار دارد .

دیرینه شناسان بر این عقیده اند که آثاری از تمدن متعلق به حدود دو میلیون سال را در منطقه کنونی کنیا یافته اند . در 700 پس از میلاد دریانوردان عرب با پیاده شدن در سواحل شرقی کنیا ، در امتداد ساحل سکونت گزیدند . در قرن شانزده میلادی پرتغالی ها بر کنیا مسلط گشتند و کنترل آن را به دست گرفتند . از اواسط قرن شانزده میلادی مهاجرت قبایل شرق آفریقایی به کنیا و استقرار آنها در این منطقه آغاز شد . از مهمترین این قبایل می توان به قبیله کیکویو ( Kikuyu ) اشاره کرد . در سال 1890 کنیا به صورت تحت الحمایه بریتانیا درآمد و در سال 1920 ضمیمه مستعمرات پادشاهی بریتانیا شد . در زمان مستعمرگی کنیا توسط بریتانیا ، بریتانیا این کشور را " شرق آفریقای بریتانیا " می نامیدند . از اوایل دهه 40 میلادی جنبش های ملی گرایانه برای کسب استقلال از بریتانیا شروع به فعالیت جدی نمود ، در سال 1952 جنبش مائو مائو شکل گرفت ، این جنبش های ضد استعماری با پیوند به یکدیگر گروه شبه نظامیان کیکویو را تشکیل دادند که به طور مسلحانه وارد پیکار با استعمار بریتانیا شدند . این جنگ ها تا سال 1956 ادامه یافت .

کنیا پس از منازعات و درگیری های طولانی به استقلال می رسد :

سرانجام کنیا در 12 دسامبر 1963 به استقلال کامل از بریتانیا دست یافت . جومو کنیاتا ( Jomo Kenyatta ) رهبر ناسیونالیست کنیا که طی سالهای استعمار بریتانیا به زندان نیز افتاد به عنوان اولین رئیس جمهور کنیا بعد از استقلال انتخاب شد . از سال 1964 تا سال 1992 نظام سیاسی کنیا به صورت تک حزبی و در اختیار اتحادیه ملی آفریقایی کنیا ( KANU ) بود ، در ابتدا کنیاتا و سپس دانیل آراپ موی ( Daniel Arap Moi ) . با تظاهرات و اعتراضات گسترده مردم کنیا سرانجام موی به برگزاری انتخابات چندحزبی در سال 1992 تن در داد .

بحران های حاد اقتصادی و فساد افسارگسیخته دولتی ، اقتصاد کنیا را به زانو در می آورد :

اقتصاد کنیا در دوران زمامداری آراپ موی نه تنها هیچ گونه رشد و شکوفایی نداشت بلکه گرفتار نابه سامانی های عدیده ای نیز شد . در دهه 90 میلادی صرفنظر از کمک های بسیار زیاد خارجی ، زیرساخت های اقتصادی کنیا با سوء استفاده ها و اختلاس های دولتی و فساد مدیریت اقتصادی کشور تا مرز متلاشی شدن پیش رفت . در اوایل سال 1995 پرزیدنت موی به شدت علیه مخالفان جبهه گرفت و دستور داد هرکس را که به وی توهین کند بلافاصله بازداشت و زندانی کنند .

دهه ی شوم 90 میلادی برای مردم کنیا با بلایای طبیعی تکمیل می شود :

بین سالهای 1997 و 1998 میلادی سیل و طوفان های متوالی باعث نابودی بیشتر جاده ها ، پل ها و زمین های کشاورزی کنیا شد ، در همین اثنا اپیدمی شدن مالاریا و وبا نیز به مشکلی لاینحل برای سیستم بهداشت و سلامت کنیا بدل گشته بود . درگیری های قومی میان دو گروه نژادی عمده کیویو ( Kikuyu ) و کالنجین ( Kalenjin ) در دره ریفت نیز بدبیاری دهه ی مصیبت بار 90 را برای کنیایی ها تکمیل کرد .

در 7 آگوست 1998 تروریست ها سفارت آمریکا را در نایروبی مورد حمله قرار دادند ، در جریان این بمبگذاری 243 نفر کشته و بیش از هزار تن زخمی شدند . همزمان در حادثه ی مشابهی در برابر سفارت آمریکا در دارالسلام ( پایتخت تانزانیا ) بیش از ده تن جان خود را از دست دادند .

در سالهای ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۴، کنیا شاهد وخیم ترین شرایط اقتصادی بود . رشد تولید ناخالص ملی متوقف شد و تولید محصولات کشاورزی به 9 % در سال کاهش یافت . در آگوست ۱۹۹۴ ، نرخ تورم به 100 % رسید . در نتیجه این مشکلات ، شرکت‌های وام دهنده ، شروع به کمک به کنیا کردند . در سال ۱۹۹۳ ، دولت کنیا برنامه‌های عمده اصلاح ساختار اقتصادی را آغاز کرد . وزیر جدید دارایی و سرپرست بانک مرکزی به کمک بانک جهانی و صندوق بین المللی پول ( IMF ) مسئولیت اصلاح را به عهده گرفتند . در این راستا ، دولت برنامه‌های کنترل قیمت ، مجوز واردات و کنترل نرخ ارز را متوقف کرد و شرکت های عمومی را به بخش عمومی واگذار کرد . در بین سالهای ۱۹۹۴ تا 1996 نرخ رشد تولید ناخالص ملی بطور متوسط حدود 4 % در سال بود . در سال ۱۹۹۷ ، به علت تغییر ناگهانی شرایط آب و هوایی و کاهش فعالیت اقتصادی به خاطر انتخابات دسامبر ۱۹۹۷ ، رشد اقتصادی کاهش یافت . در سال ۲۰۰۰ نرخ رشد GDP منفی بود ، ولی در سال ۲۰۰۱ با برگشت میزان بارش به حدود قبلی ، دوباره افزایش یافت . رشد اقتصادی در سال ۲۰۰۳ ، 4 % و در سال ۲۰۰۵ ، 8 % بوده‌است . دولت کنیا در سال ۱۹۹۹ با ساخت سازمان ضد فساد کنیا ، قدم مهمی در راستای اصلاحات برداشت . در جولای ۲۰۰۰ ، IMF قرار داد اعطای تسهیلات رشد و کاهش فقر ( PRGF ) را به ارزش ۱۵۰ میلیون دلار تأیید کرد و بانک جهانی نیز ۱۵۷ میلیون دلار اعتبار برای اصلاح ساختار اقتصاد به کنیا داد . در دسامبر ۲۰۰۰ ، سازمان ضد فساد ، مغایر با قانون اساسی تشخیص داده شد و تلاش برای اصلاح در سال ۲۰۰۱ بی نتیجه ماند . IMF و بانک جهانی برنامه‌های خود را متوقف کردند و تلاش مجدد برای شروع دوباره در اواسط ۲۰۰۲ ، بی نتیجه بود .

 پرزیدنت موی ، یکی از منتقدان برجسته و مخالفان سیاسی اش ، ریچارد لیکی ( Richard Leakey ) را در سال 1999 به عنوان ریاست خدمات اجتماعی کشور برگزید . لیکی نسل سوم سفیدپوستان مقیم کنیا و پسر دیرینه شناسان انگلیسی الاصل ، لوئیز و مری لیکی بود . او تأثیر عمده ای در بهبود وضعیت حیات وحش کنیا داشت . کیلی پس از بیست ماه وعده ی تطهیر و تصفیه سیستم فاسد بوروکراسی اداری کنیا را داد . به علت مخالفت ها و کارشکنی های مداوم پرزیدنت موی این اصلاحات لیکی عملاً محقق نشد و بدین ترتیب کنیا توسط سازمان شفافیت بین الملل به عنوان یکی از ده کشور فاسد دنیا شناخته شد .

امید ها برای اصلاحات در کنیا با به قدرت رسیدن کیباکی زنده می شود :

رهبر مخالفان ، اموای کیباکی ( Mwai Kibaki ) در انتخابات دسامبر 2002 پیروز شد و از 30 دسامبر کار خود را به عنوان رئیس جمهور جدید کنیا آغاز کرد . کیباکی وعده مبارزه با فساد گسترده در کشور را داد و البته در ماههای اوله به قدرت رسیدنش اصلاحاتی را نیز از جمله برکناری قضات و افسران پلیس فاسد ، تأسیس مدارس ابتدایی رایگان و بازگشایی مجدد خزانه کشور صورت داد ، هرچند این اقدامات به هیچ وجه کافی نبود . وقوق خشکسالی نیز باعث شد که در سال 2006 دو و نیم میلیون نفر با خطر قحطی زدگی مواجه شوند .

عکس : اموای کیباکی ، رئیس جمهور کنیا :

از انتخابات ریاست جمهوری دسامبر 2007 و پیروزی بحث برانگیز کیباکی تا تقسیم قدرت :

انتخابات ریاست جمهوری کنیا در دسامبر 2007 برگزار شد . انتخابات صحنه رقابت مابین دو نامزد اصلی یعنی اموای کیباکی از حزب وحدت ملی کنیا ( PNU ) و رایلا اودینگا ( Raila Odinga ) رهبر حزب جنبش دموکراتیک نارنجی ( ODM ) بود . نتیجه انتخابات حاکی از پیروزی بسیار نزدیک و شکننده 46 % به 44 % به سود کیباکی بود . کیباکی از قوم کیکویو بوده و اودینگا نیز از قوم لوئو ، بدین ترتیب اعتراض به نتایج انتخابات تبدیل به یک درگیری قومی در کشور شد و بیش از 800 تن در درگیری های پس از انتخابات در کنیا کشته شدند . چندین بعد ناظران بین المللی نیز بر تقلبات گسترده در انتخابات صحه گذاشتند . پس از خودداری اودینگا از دعوت کیباکی برای کمک به حل بحران سیاسی در کشور درگیری ها در فوریه 2008 نیز در کنیا ادامه یافت . در درگیری های خونین فوریه 2008 نیز بیش از هزاز تن کشته شدند . در اواخر فوریه 2008 ، کوفی عنان ، دبیرکل وقت سازمان ملل متحد نیز وارد عمل شد و از طرفین خواست با تقسیم قدرت به تفاهم رسیده و بحران سیاسی در کنیا را پایان دهند . پارلمان کنیا نیز با تشکیل جلسه ای با ایجاد پست نخست وزیری موافقت کرد و اودینگا در 17 آوریل 2008 رسماً نخست وزیر کنیا شد .

عکس : رایلا اودینگا ، نخست وزیر کنیا :

نژاد 22 % کنیایی ها ، کیکویو ، 14 % لویا ، 13 % لوئو ، 12 % کالنجین ، 11 % کامبا ، 6 % کیسی ، 6 % مرو ، 15 % سایر نژاد هایی آفریقایی و 1 % نیز غیر آفریقایی ( شامل : آسیایی ، اروپایی و عرب ) می باشد  . همچنین دین 45 % کنیایی ها ، پروتستان ، 33 % کاتولیک ، 10 % مسلمان و 10 % نیز پیرو آیین های بومی و قبیله ای است . زبانهای انگلیسی و سواحلی هردو زبانهای رسمی کنیا هستند ، هرچند بیش از شصت زبان و لهجه محلی نیز در کنیا رایج و متداول است . واحد پول کنیا ، شیلینگ با واحد جزء سنت نام دارد . از مهمترین صادرات کنیا می توان به چای ، محصولات کشاورزی ، قهوه ، تولیدات نفتی ، ماهی و سیمان اشاره کرد .

* دریاچه ویکتوریا مابین کشورهای کنیا ، اوگاندا و تانزانیا واقع شده است .

* آیا می دانستید قله مونت کنیا دومین قله بلند قاره آفریقاست ؟ بلند ترین قله قاره آفریقا ، قله کلیمانجارو با 5895 متر ارتفاع می باشد که در شمال تانزانیا قرار دارد .

 

عکس : یک خیابان شلوغ در نایروبی ، کنیا :

 

عکس : نمایی از ساحل بندر مومباسا ، کنیا :

 

عکس : تصویری زیبا از مومباسا هاربور و کشتی های متوقف شده در لنگرگاه ، دمادم وداع خورشید از آسمان بندر مومباسا ، کنیا :

کنیا مشتمل بر 7 استان و یک ناحیه * می باشد :

 

1 - مناطق مرکزی ( Central )

2 - مناطق ساحلی ( Coast )

3 - مناطق شرقی ( Eastern )

4 - منطقه پایتخت " نایروبی " ( Nairobi Area ) *

5 - مناطق شمال شرقی ( North Eastern )

6 - نیانزا ( Nyanza )

7 - ریفت ولی ( Rift Valley )

8 - مناطق غربی ( Western )

نوشته شده توسط جهان شناس در 17:43 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیستم بهمن 1387

کشور الجزایر

جمهوری دموکراتیک خلق الجزایر ( People's Democratic Republic of Algeria ) کشوری است واقع در شمال آفریقا ، شرق مراکش و صحرای غربی ، شمال مالی ، موریتانی و نیجر و غرب لیبی و تونس و در حاشیه دریای مدیترانه در شمال . پایتخت الجزایر ، شهر الجزیره ( Algiers ) با حدود 1 میلیون و 800 هزار نفر می باشد . مساحت الجزایر 2 میلیون و 381 هزار و 740 کیلومتر مربع و جمعیت آن 33 میلیون و 770 هزار نفر است . از مهمترین شهرهای الجزایر می توان به وهران 700 هزار نفر ، قسنطینه 465 هزار نفر ، عنابه 350 هزار نفر ، باطنه 245 هزار نفر و سطیف 215 هزار نفر اشاره کرد . الجزایر دارای آب و هوایی مدیترانه ای در شمال و گرم و خشک در مرکز و جنوب است ، 85 % از خاک الجزایر را صحرای بزرگ آفریقا دربرگرفته است . " سیروکو " ( Sirocco ) نام بادی است داغ و همراه با گرد و خاک که به ویژه در تابستان ها در مناطق کویری و خشک الجزایر می وزد . بلندترین نقطه الجزایر ، قله تهات ( Tahat ) نام دارد که به 3003 متر ارتفاع در جنوب الجزایر واقع شده است . کاوش های باستان شناسی از وجود تمدن انسانی در منطقه الجزایر در 500 هزار تا 700 هزار سال پیش خبر می دهند . فینقی ها اولین بار در 2 هزار سال پیش از میلاد در شمال الجزایر و سواحل دریای مدیترانه سکنی گزیدند . پس از آن الجزایر به عنوان مستعمره امپراطوری روم درآمد . پس از جنگ های پونیک در 145 پس از میلاد توسط واندال ها در 440 میلادی فتح شد ، مدتی نیز عرضه تاخت و تاز بین قبایل بربر بود . الجزایر در حدود 650 میلادی توسط اعراب مسلمان تصرف شد ، پس از آن بیشتر مردم و همچنین بربرهای بومی نیز به اسلام گرویدند . الجزایر در سال 1536 تحت کنترل امپراطوری عثمانی درآمد . طی قرون 16 تا 19 و حدود سه قرن آبهای ساحلی الجزایر و دریای مدیترانه به واسطه دزدان دریایی بربر ناامن بود . در سال 1830 الجزایر به اشغال فرانسوی ها درآمد و در سال 1848 به عنوان قسمتی از قلمرو فرانسه شناخته شد . جنبش های استقلال طلبانه الجزایر شورش هایی را بین سالهای 1954 و 1955 موجب شد که رفته رفته به یک جنگ همه جانبه تبدیل گشت . رئیس جمهور فرانسه شارل دو گل ( Charles de Gaulle ) به ناچار مجبور به برگزاری مذاکرات صلح شد ، سرانجام در روز 5 جولای 1962 الجزایر رسماً از فرانسه اعلان استقلال کرد . در اکتبر 1963 احمد بن بلا ( Ahmed Ben Bella ) به عنوان اولین رئیس جمهور الجزایر انتخاب شد ، حکومت او چندان دوامی نداشت ، دولت بلا در 19 ژوئن 1965 توسط سرهنگ هواری بومدین ( Col. Houari Boumedienne ) طی یک کودتا سرنگون شد ، بومدین با تعلیق قانون اساسی خواستار برقراری ثبات اقتصادی در کشور شد . پس از مرگ بومدین در سال 1978 ، سرهنگ شادلی بن جدید ( Chadli Bendjedid ) جایگزی او شد . در سال 1980 بربرها پس از آن سر به شورش گذاشتند که زبان عربی تنها زبان رسمی کشور نام گرفت . طی دهه 80 و پس از سقوط شدید بهای نفت ، الجزایر گرفتار یک رکود اقتصادی بی سابقه شد .

اولین انتخابات پارلمانی :

جبهه رستگاری بنیادگرایی اسلامی ( Front Islamique du Salut ) یا " FIS " با کسب اکثریت قاطع آرا پیروز اولین انتخابات پارلمانی الجزایر در دسامبر 1991 شد . ارتش به منظور خنثی کردن نتایج انتخابات ، انتخابات عمومی را لغو نمود ، همین واقعه الجزایر را به یک جنگ خونین داخلی کشاند . در ژانویه 1992 بیش از 100 هزار نفر توسط تروریست های اسلام گرا کشته شدند ، جنگ داخلی اعلام نشده و وحشیانه در بین سالهای 1997 و 1998 به بیشترین شدت خود رسید ، مسلمانان افراط گرا تمرکز خود را بر روی اهدافی مانند مقامات دولتی ، روشنفکران و روزنامه نگاران قرار دادند ، سپس با رها کردن این اهداف ، روستاییان بی دفاع را را مورد حمله قرار دادند . پس از این وقایع ناتوانی دولت در کنترل اوضاع و مقابله با تروریست ها به اثبات رسید . در همین بحبوحه در 28 آوریل 1999 ، عبدالعزیز بوتفیقه ( Abdelaziz Boutefika ) به عنوان رئیس جمهور الجزایر انتخاب شد . روی کار آمدن بوتفیقه به هیچ وجه نوید صلح و بهبود اقتصادی را برای این کشور جنگ زده نمی داد و الجزایر همچنان در تحت حکومت یک دیکتاتوری نظامی باقی ماند . در سال 2001 خشونت ها مجدداً بالا گرفت .

تلاش برای اصلاحات :

در انتخابات 8 آوریل 2004 الجزایر ، بوتفیقه بار دیگر به کسب 85 % آراء در انتخابات پیروز شد ، رقبای او در انتخابات علی بن فلیس و عبدالله جاب الله هرکدام 6 % و 5 % آراء را کسب نمودند . بدین ترتیب بوتفیقه بک دوره چهار ساله دیگر نیز رئیس جمهور الجزایر باقی ماند . دوره دوم ریاست جمهوری بوتفیقه که با شعار آشتی ملی همراه بود به نظر می رسید اندکی اقتصاد بحران زده الجزایر را سامان داده ، اما الجزایر همچنان با رشد افسار گسیخته بیکاری مواجه بود . در اکتبر 2005 یک رفراندوم بحث انگیز به ضمانت بوتفیقه رئیس جمهور ، به نام فرمان صلح و آشتی ملی برگزار شد که به موجب آن تمام عوامل جنگ های خونین داخلی الجزایر مورد عفو قرار گرفتند .

تلاش های آشتی جویانه با حملات تروریستی تازه خنثی شد :

در آوریل 2007 حدود 35 نفر بر اثر حمله انتحاری به یک ساختمان دولتی در الجزیره و یک ایستگاه پلیس در حومه پایتخت کشته و صدها تن دیگر زخمی شدند ، سازمان تروریستی القاعده شاخه مغرب این گروه مسئولیت انفجار را برعهده گرفت . ماه دسامبر 2007 نیز شاهد دو انفجار مرگبار در الجزایر بود ، طی دو حمله انتحاری در نزدیکی دفتر سازمان ملل و یک ساختمان دولتی دیگر در الجزیره دست کم 60 تن کشته شدند ، این دو انفجار به فاصله چند دقیقه از یکدیگر صورت گرفتند . این انفجار بدترین و مرگبارترین حمله طی ده سال گذشته بود . در 23 ژوئن 2008 بوتفیقه ، نخست وزیر عبدالعزیز بالخادم ( Abdelaziz Belkhadem ) را از کار برکنار و احمد اویحیی ( Ahmed Ouyahia ) را برای دومین بار به سمت نخست وزیری الجزایر منصوب کرد . انفجار دیگری در آگوست 2008 در الجزایر به وقوع پیوست ، جایی که یک بمبگذار انتحاری ، اتوموبیل پر از مواد منفجره خود را به یک آکادمی پلیس در منطقه ایسرس در شمال الجزیره کوبید ، در این حمله انتحاری بیش از 43 نفر کشته شدند . روز بعد نیز دو اتومبیل بمبگذاری شده در دو منطقه پایتخت به طور همزمان ، یکی در کنار یک فرماندهی نظامی و دیگری حوالی یک هتل منفجر گردید و شماری کشته برجای نهاد . هیچ گروهی مسئولیت این رشته حملات را بر عهده نگرفت ولی مقامات الجزایری اعلام کردند سازمان تروریستی القاعده در مغرب اسلامی در این حملات دست داشته است .

 

 

 

* آیا می دانستید الجزایر پس از سودان دومین کشور آفریقایی از لحاظ وسعت است ؟

 

کشور الجزایر مشتمل بر ۴۸ استان می باشد : 

 

1 - ادرار ( Adrar )

2 - عین دفلا ( Ain Defla )

3 - عین تموشنت ( Ain Temouchent )

4 - الجزیره ( Alger )

5 - عنابه ( Annaba )

6 - بطنه ( Batna )

7 - بشار ( Bechar )

8 - بیجایا ( Bejaia )

9 - بسکره ( Biskra )

10 - بلیده ( Blida )

11 - برج بو عرریج ( Bordj Bou Arreridj )

12 - بعیره ( Bouira )

13 - بومردس ( Boumerdes )

14 - شلف ( Chlef )

15 - قسنطینه ( Constantine )

16 - جلیفه ( Djelfa )

17 - البیاض ( El Bayadh )

18 - العود ( El Oued )

19 - الطرف ( El Tarf )

20 - قردیه ( Ghardaia )

21 - گوئلما ( Guelma )

22 - ایلیزی ( Illizi )

23 - جیجل ( Jijel )

24 - خنشلا ( Khenchela )

25 - لاغوات ( Laghouat )

26 - مسکره ( Mascara )

27 - مدیه ( Medea )

28 - میله ( Mila )

29 - مستغانم ( Mostaganem )

30 - مسیله ( M'Sila )

31 - نعما ( Naama )

32 - اوران ( Oran )

33 - اورگلا ( Ouargla )

34 - ام البواقی ( Oum el Bouaghi )

35 - رلیزان ( Relizane )

36 - صیدا ( Saida )

37 - سطیف ( Setif )

38 - سیدی بالعباس ( Sidi Bel Abbes )

39 - سکیکده ( Skikda )

40 - سوق اهرس ( Souk Ahras )

41 - تمنغاست ( Tamanghasset )

42 - تبسه ( Tebessa )

43 - تیارت ( Tiaret )

44 - تندوف ( Tindouf )

45 - تپزه ( Tipaza )

46 - تسمسیلت ( Tissemsilt )

47 - تیزی اوزو ( Tizi Ouzou )

48 - تلمسن ( Tlemcen )

 

نوشته شده توسط جهان شناس در 16:6 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دهم آذر 1387

کشور جمهوری کنگو

جمهوری کنگو ( Republic of Congo ) کشوری است واقع در مرکز متمایل به غرب آفریقا ، جنوب کامرون و آفریقای مرکزی ، شرق گابون ، غرب جمهوری دموکراتیک کنگو ( زئیر سابق ) و شمال منطقه ی نفت خیز کابیندا ( آنگولا ) و دارای ساحل 169 کیلومتری با اقیانوس اطلس می باشد . پایتخت جمهوری کنگو ، شهر برازاویل ( Brazzaville ) با 1 میلیون و 370 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت جمهوری کنگو 342.000 کیلومتر مربع و جمعیت آن نزدیک به 4 میلیون نفر است . از مهمترین شهرهای جمهوری کنگو می توان به پوانت نوار 580 هزار نفر ، لوبومو 85 هزار نفر ، انکایی 44 هزار نفر و موسنجو 17 هزار نفر اشاره کرد . جمهوری گینه دارای آب و هوایی گرمسیری و استوایی است و بیشتر مساحت این کشور را جنگل های بارانی حوزه رود کنگو تشکیل می دهند ، طی سالهای اخیر با گسترش شهرنشینی قطع بی رویه درختان جنگلی به یکی از مهمترین چالش های زیست محیطی جمهوری کنگو بدل شده است . بلندترین نقطه ی جمهوری کنگو ، قله مونت برونگو ( Mount Berongou ) با 903 متر ارتفاع نام دارد که در غرب این کشور و در نقطه مرزی با گابون واقع شده است . در دوران پیش از مستعمرگی ، بر منطقه ای که اکنون جمهوری کنگو نامیده می شود سه پادشاهی محلی عمده حکمرانی می کردند که عبارت بودند از : کنگو ( Kongo ) که از اوایل قرن دهم میلادی بر منطقه حکومت می کردند ، لوانگو ( Loango ) که در قرن 17 میلادی بر این ناحیه مسلط شدند و همچنین پادشاهی تیو ( Tio ) . اولین بار پای پرتغالی ها در سال 1482 میلادی به این منطقه باز شد جایی که تجار پرتغالی به کار تجارت برده مشغول شدند . پس از آن ارتباطات و مراودات قبایل مختلف کنگو با خارجیان گسترش یافت ، پیر ساورنان دی برازا ( Pierre Savorgnan de Brazza ) در سال 1875 با ماکوکو ( Makoko ) حاکم قبیله باتکه امضا کرد پس از این ماجرا و به دنبال نفوذ فرانسه در کنگو ، این کشور رفته رفته تحت کنترل فرانسه درآمد . این منطقه اولین بار کنگوی فرانسه ( French Congo ) نام گرفت و پس از سال 1905 ، کنگوی میانه ( Middle Congo ) لقب گرفت ، در سال 1910 نیز به همراه گابون و اوبانگی شری تحت عنوان مستعمرات استوایی آفریقای فرانسه نامیده شد . به تدریج سوء استفاده های مستعمره چیان فرانسوی از کنگویی ها و استثمار کارگران بومی باعث شد که مردم سر به طغیان بردارند . این استثمار فرانسویان تا سال 1930 ادامه داشت ، هرچند که قیام های مردم توسط فرانسویان سرکوب می شد . در جریان جنگ جهانی دوم کنگو به پشتیبانی چاد و به حمایت این کشور از استقلال از فرانسه پیوست . سرانجام این کشور در 15 آگوست 1960 با نام جمهوری کنگو از فرانسه اعلام استقلال کرد . دومین رئیس جمهور ، جمهوری کنگو آلفونس ماسمبا دیبات ( Alphonse Massemba-Debat ) در سال 1966 یک دولت مارکسیست - لنینیست و دنباله رو سیاست های شوروی کمونیست را تشکیل داد ، در سال 1968 ، سرگرد ارتش مارین انگوبی ( Marien Ngoubi ) با سرنگونی دولت دیبات یک دولت سوسیالیست در این کشور تشکیل داد . او برای دو دوره پنج ساله در پست خود در مقام ریاست جمهوری کنگو باقی ماند تا اینکه چهار تن از جوخه های کماندویی ارتش به فرمان رئیس ارتش در 18 مارچ 1977 انگوبی را به ضرب گلوله کشتند . رئیس ارتش جمهوری کنگو ، ژواکیم هومبی اوپانگو ( Joachim Yhombi Opango ) از 4 آوریل 1977 رئیس جمهور کنگو شد . هومبی اوپانگو طی نکشید که در 4 فوریه 1979 به دلایل نامعلوم از سمت خود استعفا داد و سرهنگ دنیس ساسو انگوئسو ( Dennis Sassou-Nguesso ) جایگزین او به عنوان رئیس جمهور کنگو شد . در جولای 1990حزب حاکم به سیستم تک حزبی این کشور پایان داد . کنفرانس سیاسی ملی که در سال 1991 در کنگو برگزار شد با به زیر سوال بردن حکومت مارکسیستی خواستار برگزاری اولین انتخابات آزاد در این کشور شد ، بدین ترتیب در سال 1992 انتخابات به شیوه دموکراتیک در جمهوری کنگو برگزار شد که پاسکال لیزوبا ( Pascal Lissouba ) به عنوان رئیس جمهور قانونی و منتخب انتخاب شد . تنش ها و درگیری های سیاسی و قومی در سال 1993 و پس از انتخابات پارلمانی تشدید شد . پس از آن پیمان صلحی بین دولت و گروههای مخالف در آگوست 1994 به امضا رسید ، هرچند دوام این پیمان بسیار کوتاه بود . در جریان جنگ های داخلی گنگو که سه سال بعد به مدت چهار ماه از ژوئن تا اکتبر 1997 به وقوع پیوست پایتخت برازاویل ویران شد . سرانجام دیکتاتور مارکسیست سابق دنیس ساسو انگوئسو که در پس این قضایا بود با کمک های نظامی آنگولا دولت قانونی و منتخب پرزیدنت لیزوبا را سرنگون و خود در مسند قدرت نشست . انگوئسو طی یک انتخابات سوری و فرمایشی در مارچ 2002 با کسب حدود 90 % آرا کماکان رئیس جمهور کنگو باقی ماند . طی سالهای اخیر گروه شورشی موسوم به نینجا ( Ninja ) طی درگیری هایی با دولت در پی تصرف بخش ها جنوبی و نفت خیز این کشور بوده است . همچنین این گروه موجب بروز ناامنی ها و اذیت و آزار برای مردم محلی نیز شده اند . هرچند در ماه می 2003 توافق نامه ای بین دولت و این گروه شورشی امضا شد ولی این وضعیت کماکان نیز جسته و گریخته ادامه دارد . نژاد 48 % گنگویی ها ، کنگو ، 20 % سانگا ، 12 % امبوچی ، 17 % تاکه و 3 % نیز اروپایی می باشد . همچنین دین 50 % مردم کنگو مسیحی ، 48 % آنیمیست و 2 % نیز مسلمان می باشد . زبان رسمی در کنگو فرانسوی است ، هرچند زبانهای بومی مانند لینگالا ، مونوکوتوبو و کیکنگو نیز در این کشور رایج می باشد . واحد پول جمهوری کنگو ، فرانک سی اف آ با واحد جزء سانتیم نام دارد . از مهمترین صادرات جمهوری کنگو می توان به نفت ، الوار ، شکر ، کاکائو ، قهوه و الماس اشاره کرد . کنگو از جمله کشورهای عضو اتحادیه آفریقا می باشد .











جمهوری کنگو شامل 10 استان و 1 منطقه پایتخت * می باشد :




1 - بوئنزا (Bouenza )


2 - برازاویل ( Brazzaville )


3 - کووت ( Cuvette )


4 - کووت شرقی ( Cuvette-Ouest )


5 - کوئیلو ( Kouilou )


6 - لکومو ( Lekoumou )


7 - لیکوالا ( Likouala )


8 - نیاری ( Niari )


9 - پلاتو ( Plateaux )


10 - پول ( Pool )


11 - سانگا ( Sangha )




نوشته شده توسط جهان شناس در 7:31 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دهم آذر 1387

کشور ساحل عاج

جمهوری ساحل عاج " کوت دیووآر " (Republic of Côte d'Ivoire ) ، به انگلیسی ( Ivory Coast ) ، واقع است در غرب آفریقا ، جنوب مالی و بورکینا فاسو ، غرب غنا و شرق لیبریا و گینه و در کنار اقیانوس اطلس شمالی . پایتخت ساحل عاج ، شهر یاموسوکرو ( Yamoussoukro ) با 186 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت ساحل عاج 322.460 کیلومتر مربع و جمعیت آن 18 میلیون و 013 هزار نفر است . از مهمترین شهرهای ساحل عاج می توان به ، آبیجان 4 میلیون و 144 هزار نفر ، بوآکه 600 هزار نفر و دالوئا 135 هزار نفر اشاره کرد . ساحل عاج دارای آب و هوایی گرمسیری و مرطوب در امتداد ساحل ( در جنوب ) و آب و هوایی نسبتا خشک و اقلیمی ساوان و نیمه بیابانی در شمال است . از نظر اقلیمی ساحل عاج دارای اقلیمی صاف با دشت ها موجدار می باشد ، غرب و شمال غرب ساحل عاج را نیز نواحی کوهستانی فرا گرفته است . بلندترین نقطه ی ساحل عاج ، قله ی مونت نیمبا ( Mont Nimba ) نام دارد که با 1752 متر ارتفاع در غرب ساحل عاج واقع شده است . بزرگترین دریاچه ی ساحل عاج ، دریاچه ی کُسو ( Lac de salamoso ) نام دارد ، همچنین سه رود مهم ، ساساندرا ( Sassandra ) ، بانداما ( Bandama ) و کوموئه ( Komoe ) در ساحل عاج جریان دارند . در آغاز منطقه ی ساحل عاج زیستگاه بیش از شصت قوم و قبیله ی آفریقایی یوده است که مهمترین آنها ، بائوله ( Baoule ) ، بته ( Bete ) ، سنوفو ( Senoufou ) ، آگنی ( Agni ) ، مالینکه ( Malinke ) ، دان ( Dan ) و لوبی ( Lobi ) بودند . در قرن 15 میلادی ساحل عاج مورد توجه بازرگانان و تجار فرانسوی و پرتغالی که در جستجوی عاج فیل و تجارت برده بودند قرار گرفت . در رقابت های استعماری پرتغال و فرانسه بر سر به دست آوردن ساحل عاج ، عاقبت این منطقه نصیب فرانسه شد و در سال 1842 به صورت قلمرو سرزمینی فرانسه شناخته شد . در سال 1893 ساحل عاج به صورت مستعمره ی غرب آفریقای فرانسه درآمد . ساحل عاج پس از جنگ جهانی دوم دارای خودگردانی داخلی شد و سرانجام در 7 آگوست 1960 از فرانسه اعلام استقلال کرد . در سال 1959 ساحل عاج به همراه سه کشور دیگر ، داهومی ( بنین ) ، نیجر و بورکینا فاسو یک اتحادیه ی اقتصادی تشکیل دادند که بعدا چندین کشور غرب آفریقایی دیگر نیز به آن پیوستند . از زمان استقلال تا سال 1993 ، فلیکس هوفوئه ( Felix Houphouet ) رئیس جمهور ساحل عاج بود ، در سال 1993 هوفوئه در گذشت . در سپتامبر 1998 به دنبال تصمیم رئیس جمهور ، هنری کُنان بدیه ( Henry Konan Bedie ) مبنی بر افزودن بر دوران حکومتش و تغییر قانون اساسی ، هزاران نفر در ساحل عاج دست به تظاهرات زدند . حکمت پرزیدنت بدیه به دنیال اولین کودتای نظامی در کشور در دسامبر 1999 توسط ژنرال روبرت گوی ( Gen. Robert Guei ) سرنگون شد ، در نتیجه کمک های خارجی به کشور نیز متوقف شد . با فشار گروههای اپوزیسیون ، گوی در جولای 2000 سرانجام پذیرفت در ماه اکتبر انتخابات آزاد و دموکراتیک برگزار کند ، در انتخابات 26 اکتبر سال 2000 ، رهبر حزب اپوزیسیون و مخالف دولت ، لورن گباگبو ( Laurent Gbagbo ) با نزدیک به 60 % آرا حائز رتبه ی اول شد و به عنوان رئیس جمهور ساحل عاج معرفی شد ، در این انتخابات روبرت گوی تنها توانست 32 % آرا را از آن خود کند . در این انتخابات به رهبر دیگر حزب مخالف ، آلاسان اوتارا ( Alassane Ouattara ) اجازه ی شرکت در انتخابات داده نشد ، این امر ساحل عاج را به عرضه ی جنگ های داخلی خونین تبدیل کرد . صدها تن در این درگیری ها کشته شدند . سربازان یاغی در 19 سپتامبر 2002 سعی در طرح ریزی یک کودتا علیه ی دولت را داشتند اما در اجرای آن ناکام ماندند ، ژنرال روبرت گوی و دودو وزیر کشور که از عوامل اصلی کودتا بودند در درگیری بین سربازان دولتی شورشیان کشته شدند . در حالی که درگیری ها ادامه داشت ، پیمان صلحی در 25 ژانویه ی 2003 با وساطت فرانسه بین طرف ها درگیر امضا شد که دولت متعهد می شد شورشیان را نیز در قدرت سهیم کند . هواداران رئیس جمهور گباگبو به این تصمیم اعتراض کرده و در پایتخت دست به تظاهرات زدند . سرانجام در جولای 2003 رسما اعلام شد که جنگ پایان یافته است . پس از آن 4 هزار سرباز فرانسوی در قالب نیروهای حافظ صلح سازمان ملل برای تامین امنیت به ساحل عاج گسیل شدند . نیروهای دولتی و شورشیان همچنان آماده ی جنگ بودند ، در سال 2004 شورشیان اسلام گرا همچنان نیمه ی شمالی کشور را در کنترل خود داشتند . در نوامبر 2004 جنگ های داخلی مجددا از سر گرفته شد و در می 2005 دیر مذاکرات صلح با دیگر گروههای شبه نظامی آغاز شد . در ابتدا انتخابات برای نوامبر 2005 برنامه ریزی شد ولی با درخواست سازمان ملل مبنی بر ادامه درگیری ها و غیر ممکن بودن برگزاری انتخابات ، این انتخابات به بعدا موکول شد . در همین شرایط شورای امنیت سازمان ملل از رئیس جمهور گباگبو خواست در قدرت باقی بماند و به کار خود ادامه دهد . در ماه مارچ 2007 به دنبال مذاکرت درگیری های پراکنده به یکباره فروکش کرد ، و دولت با تقسیم قدرت با گروههای شورشی موافقت کرد ، در 4 آوریل 2007 رهبر شورشیان ، ژیوم سورو ( Guillaume Soro ) که مورد تایید کلیه ی گروههای شورشی ساحل عاج بود به عنوان نخست وزیر ساحل عاج انتخاب شد و آرامش نسبی در ساحل عاج برقرار شد . نژاد 42 % ساحل عاجی ها ، آکان ، 17 % والتایک یا گور ، 16 % ماندز شمالی ، 11 % کروس ، 10 % ماندز جنوبی 2 % آسیایی و اروپایی ( شامل 130 هزار لبنانی ، 14 هزار نفر فرانسوی ) ، همچنین دین 35 تا 40 % مردم ساحل عاج ، مسلمان ، 25 تا 40 % عقاید بومی و قبیله ای و 20 تا 30 % نیز مسیحی هستند . زبان فرانسوی ، زبان رسمی ساحل عاج می باشد ، بیش از 60 زبان و لهجه ی بومی دیگر در ساحل عاج رایج می باشد . واحد پول ساحل عاج ، فرانک سی اف آ با واحد جزء ( سانتیم ) نام دارد . از مهمترین صادرات ساحل عاج می توان به ، کاکائو ، قهوه ، الوار ، نفت ، پنبه ، موز ، آناناس ، روغن نخل و ماهی اشاره کرد . ساحل عاج از اعضای کشورهای اتحادیه ی آفریقا می باشد .











* آیا می دانستید ساحل عاج بزرگترین صادر کننده ی کاکائو در جهان و پنجمین تولید کننده ی بزرگ قهوه در دنیا به شمار می رود ؟







کشور ساحل عاج دارای 19 استان می باشد :





1 – آگنبی ( Agneby )

2 – بافینگ (Bafing )

3 –ساساندرای سفلی ( Bas-Sassandra )

4 – دنگوئله ( Denguele )

5 – دیکس هویت مونتانس (Dix-Huit Montagnes )

6 – فروماگر (Fromager )

7 – ساساندرای علیا (Haut-Sassandra )

8 – لاکز ( Lacs )

9 – لاگونز ( Lagunes )

10 – ماراهوئه (Marahoue )

11 –کاوالی شمالی (Moyen-Cavally )

12 – کوموئه ی شمالی ( Moyen-Comoe )

13 – کوموئه انزی ( N'zi-Comoe )

14 – ساوانز ( Savanes )

15 – باندامای جنوبی ( Sud-Bandama )

16 – کوموئه ی جنوبی ( Sud-Comoe )

17 – واله دو بانداما ( Vallee du Bandama )

18 – وورودوگو ( Worodougou )

19 – زانزان (Zanzan )




نوشته شده توسط جهان شناس در 7:30 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دهم آذر 1387

کشور سیشل

جمهوری سیشل ( Republic of Seychelles ) مجمع الجزایری است واقع در اقیانوس هند ، شمال شرق ماداگاسکار و شرق تانزانیا . پایتخت سیشل ، شهر ویکتوریا ( Victoria ) با 26 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت سیشل 455 کیلومتر مربع و جمعیت آن 82 هزار و 500 نفر است . سیشل شهر مهمی ندارد ولی از مهمترین جزایر آن می توان به ماهه ( Mahe ) ، پراسلین ( Praslin ) و لا دیگو ( La Digue ) اشاره کرد . سیشل شامل 41 جزیره گرانیتی و 75 جزیره مرجانی است . بلندترین نقطه سیشل قله ی مورنه سیشلویس ( Morne Seychellois ) با 905 متر نام دارد که در جزیره ماهه واقع شده است . جزیره ی سیشل سابقا خالی از جمعیت بوده است تا اینکه در سال 1609 کمپانی هند شرقی بریتانیا وارد جزیره شد و بدین ترتیب پای بریتانیا به این جزیره باز شد . فرانسه در سال 1756 ادعای مالکیت این جزیره را مطرح نمود و هیئتی را به جزیره اعزام نمود ، نام فعلی سیشل نیز از نام فرمانده هیئت اعزامی فرانسه به این جزیره مشتق شده است ، نام این فرمانده ، ویکمته مورئو دس سیشل ( Vicomte Moreau des Sechelles ) بود ، پس از آن این جزیره نیز به نام این فرمانده فرانسوی درآمد . فرانسه به علت واقع شدن سیشل در حوزه مستعمراتی شرق آفریقا و اقیانوس هند و نزدیکی به موریس که در آن زمان از مستعمرات فرانسه بود اصرار زیادی به ضمیمه ی سیشل به مناطق تحت سیطره ی خود داشت . پس از شکست ناپلئون و معاهده پاریس در سال 1814 کنترل سیشل مجددا به دست بریتانیا افتاد ، پس از آن تغییری در نام جزیره اعمال نشد ، فقط نام سیشل به لهجه انگلیسی تلفظ می شد . سیشل در سال 1975 به خودمختاری دست یافت و در 29 ژوئن 1976 رسما از بریتانیا اعلام استقلال کرد ، پس از استقلال ، سیشل همچنان عضو جامعه کشورهای مشترک المنافع باقی ماند . اولین رئیس جمهور سیشل ، جیمز منچام ( James Mancham ) در سال 1977 توسط نخست وزیر ، فرانس آلبرت رنه ( France-Albert Rene ) سرنگون شد . رنه یک دولت سوسیالیست به یک نظام تک حزبی در کشور تشکیل داد ولی چندی بعد حکومت به شکل چند حزبی درآمد و پاره ای اصلاحات در کشور اعمال شد . به منظور افزایش عایدی دولت ، حکومت سیشل در سال 1996 تصمیم گرفت برنامه ای را تحت عنوان ، برنامه اقتصادی شهروندی به مورد اجرا گذارد ، بنا بر این برنامه فرصتی به اتباع خارجی داده می شد که در ازای پرداخت 25 هزار دلار ، پاسپورت سیشلی دریافت کنند . در اواخر سال 1995 نیز قانونی به تصویب رسید که به موجب آن به افرادی که بیش از 10 میلیون دلار در کشور سرمایه گذاری کنند مصونیت و منع تعقیب کیفری در نظر گرفته می شد . در 14 آوریل 2004 ، رئیس جمهور فرانس آلبرت رنه ، پس از 27 سال ، از قدرت کناره گرفت و معاونش ، جیمز میشل ( James Michel ) که 27 سال در دولت سابق خدمت کرده بود به عنوان رئیس جمهور سیشل تا شروع انتخابات ریاست جمهوری برگزیده شد . انتخابات ریاست جمهوری سیشل در 30 جولای 2006 برگزار شد ، جیمز میشل در رقابتی تنگاتنگ با رقیبش ، واول رامکالاوان ( Wavel Ramkalawan ) با نتیجه 53 % به 45 % صاحب برتری شد . نژاد ساکنان سیشل را اکثرا دورگه فرانسوی - آفریقایی ، هندی ، چینی و عرب تشکیل می دهند ، همچنین دین 82 % سیشلی ها ، کاتولیک ، 6 % انگلیکان ، 1 % ادونتیست روز هفتم ، 3 % سایر مسیحیان ، 2 % هندو ، 1 % مسلمان و 1 % نیز غیر مسیحی هستند . زبان اکثریت اهالی سیشل نیز کریول می باشد که زبان ملی است ، زبانهای انگلیسی و فرانسوی نیز به عنوان زبان های رسمی رواج دارند . واحد پول سیشل ، روپیه با واحد جزء سنت نام دارد . از مهمترین صادرات سیشل می توان به ماهی تن ، ماهی منجمد ، دارچین ، نارگیل و صادرات مجدد محصولات نفتی اشاره کرد اشاره کرد . سیشل از اعضای کشورهای اتحادیه آفریقا و کشورهای مشترک المنافع است .






ماهی های آویخته شده بر روی دسته ی دوچرخه مرد ماهیگیر ، سیشل :






یک خیابان شلوغ و پر تردد در ویکتوریا ، سیشل ( 30 % مشاغل در سیشل وابسته به صنعت توریسم است )






زنی در حال خارج ساختن پوسته ی نارگیل و تمیز کردن آن ، سیشل ( نارگیل از جمله اقلام صادراتی سیشل به شمار می رود )





سیشل شامل 23 جزیره است :



1 - آنسه او پینز ( Anse aux Pins )

2 - آنسه بویلیو ( Anse Boileau )

3 - آنسه اتویل ( Anse Etoile )

4 - آنسه لوئیز ( Anse Louis )

5 - آنسه رویال ( Anse Royale )

6 - بای لازار ( Baie Lazare )

7 - بای سانته ( Baie Sainte )

8 - بو والون ( Beau Vallon )

9 - بل ایر ( Bel Air )

10 - بل اومبره ( Bel Ombre )

11 - کاسکاد ( Cascade )

12 - گلاکیس ( Glacis )

13 - ماهه ( Mahe )

14 - پراسلین ( Praslin )

15 - لا دیگو ( La Digue )

16 - لا ریویره آنژلایس ( La Riviere Angelaise )

17 - مونت بوکستون ( Mont Buxton )

18 - مونت فلوری ( Mont Fleuri )

19 - پلایسانس ( Plaisance )

20 - پوینت لارو ( Pointe La Rue )

21 - پورت گلاود ( Port Glaud )

22 - سنت لوئی ( Sanit Louis )

23 - تاکاماکا ( Takamaka )


نوشته شده توسط جهان شناس در 7:30 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دهم آذر 1387

کشور غنا

جمهوری غنا ( Republic of Ghana ) کشوری است واقع در غرب آفریقا ، جنوب بورکینا فاسو ، شرق ساحل عاج ، غرب توگو و در حاشیه ی اقیانوس اطلس و خلیج گینه . پایتخت غنا ، شهر آکرا ( Accra ) با 1 میلیون و 800 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت غنا 239.460 کیلومتر مربع و جمعیت آن 23 میلیون و 385 هزار نفر است . از مهمترین شهرهای غنا می توان به ، کوماسی 628 هزار نفر ، تمالی 270 هزار نفر ، تما 238 هزار نفر و اوبوئاسی 130 هزار نفر اشاره کرد . غنا دارای آب و هوایی گرمسیری است ، گرم و نسبتا خشک در جنوب و امتداد ساحل اقیانوس اطلس ، گرم و مرطوب در جنوب غرب و گرم و خشک در شمال ، دشت های پست نیز مرکز و جنوب غنا را دربر گرفته است . مهمترین رود غنا ، رود ولتا ( Volta River ) که از دریاچه ای مصنوعی به همین نام به اقیانوس اطلس می ریزد ، در رود ولتای سفید ( White Volta ) و ولتای سیاه ( Black Volta ) از شمال وارد غنا شده و با به هم پیوستن به دریاچه ی مصنوعی ولتا می ریزند . از دیگر رودهای جاری در غنا می توان به رود تانو ( Tano River ) و رود آنکوبرا ( Ankobra River ) اشاره کرد . غنا از جمله کشورهای پست محسوب می شود ، بلندترین نقطه ی غنا ، مونت آفاجاتو ( Mount Afadjato ) با 880 متر ارتفاع نام دارد که در شرق غنا و نواحی مرزی با توگو قرار دارد . چندین تمدن عمده در منطقه ای که اکنون غنا نامیده می شود به وجود آمدند ، امپراطوری غنای باستان تا قرن 13 میلادی بر منطقه حکمرانی می کرد قبایل آکان ( Akan ) تمدن عمده ی بعدی غنا را تشکیل دادند ، امپراطوری آشانتی ( Ashanti ) نیز در قرون 18 و 19 میلادی در منطقه بسط و گسترش یافت . غنا که پیش از این گولد کُست ( Gold Coast ) یا " ساحل طلا " نامیده می شد اولین بار در سال 1470 میلادی مورد توجه بازرگانان پرتغالی قرار گرفت ، سپس توسط بریتانیا ( 1553 ) ، هلند ( 1595 ) و سوئد ( 1640 ) دست به دست گشت تا مجددا در سال 1820 میلادی مجددا به دست بریتانیایی ها افتاد . بریتانیا پس از سال 1901 و با سرکوبی کامل مقاومت قبایل آشانتی کنترل کامل ساحل طلا را در دست گرفت . توگولند بریتانیا ( British Togoland ) یا همان مستعمره ی سابق آلمان ها طی رفراندومی در سال 1956 با پیوستن به ساحل طلا موافقت کرد . ساحل طلا و توگولند بریتانیا پس از تعویض نام به ، غنا ( Ghana ) در 6 مارچ 1957 رسما از بریتانیا اعلام استقلال کردند ، در نتیجه ی یک همه پرسی از روز 1 جولای 1960 در غنا رژیم جمهوری برقرار گردید . کوآمه انکروما ( Kwame Nkrumah ) رهبر جنبش پان آفریکن غنا در سال 1958 کنگره ی کشورهای آفریقایی را در آکرا پایتخت برگزار کرد و اتحادیه ی دولت های آفریقایی را به همراه گینه و مالی در سال 1961 تشکیل داد ، او با متمایل شدن به سمت شوروی و چین و کلا بلوک شرق در غنا نوعی حاکیمت استبدادی برپا کرد که همه ی جنبه های زندگی مردم غنا را در بر می گرفت . در فوریه ی 1966 هنگامی که انکروما به یک سفر خارج از کشور به پکن و هانوی رفته بود ، حکومت طی یک کودتای نظامی توسط ژنرال امائوئل کوتوکا ( Gen. Emmanuel Kotoka ) سرنگون شد . پس از این کودتا سریال کودتاهای متعدد در غنا همچنان ادامه یافت ، در 4 ژوئن 1979 ژنرال فردریک آکوفو ( Frederick AkuffoGen. ) توسط جری راولینگز ( Jerry Rawlings ) از قدرت خلع شد . روالینگز اجازه ی برگزاری انتخاباتی را به منظور تعیین یک رئیس جمهور غیرنظامی صادر کرد و هیلا لیمان ( Hilla Limann ) از حزب ملی خلق به عنوان رئیس جمهور غنا معرفی شد ، طی سه ماه حکومت راولینگیز خونبار ترین دوران پس از استقلال غنا رقم خورد ، در این دوران تعدادی بی شماری از مقامات دولتی و تجار و بازرگانان در غنا اعدام شدند . دو سال بعد راولینگز کودتای دیگری ترتیب داد و دولت غیرنظامی را به فساد متهم کرد و خود را به عنوان رئیس شورای دفاعی ملی موقت معرفی کرد او با لغو قانون اساسی و تحمیل شراسط اقتصاد دشوار به کشور ، کسری بودجه را جبران کرد و سپس با خارج شدن از عنوان نظامی اش برگزاری انتخابات چندحزبی غنا را در سال 1992 اعلام کرد و دو دوره ی پیاپی در تا سال 2000 رئیس جمهور غنا باقی ماند ، در این دوران هشت ساله غنا یکی از دموکراسی های باثبات در آفریقا به شمار می رفت . در انتخابات 7 ژانویه ی 2001 ، جان آگیکوم کوفور ( John Agyekum Kufuor ) به عنوان رئیس جمهور غنا انتخاب شد ، او در سال 2002 هیئتی را تحت عنوان کمیسیون آشتی ملی مامور رسیدگی به نقض های حقوق بشر طی زمامداری نظامیان در این کشور نمود . در انتخاباتی هم که در 7 دسامبر 2004 برگزار شد ، کوفور در رقابتی تنگاتنگ با کسب 52 % آرا در مقابل جان آتا میلز ( John Atta-Mills ) با 48 % آرا مجددا برای 4 سال دیگر رئیس جمهور غنا باقی ماند ( انتخابات بعدی در دسامبر 2008 برگزار خواهد شد ) . نژاد 45 % غنایی ها ، آکان ، 15 % موله دوگبان ، 11 % اوه ، 7 % گا دانگمه ، 4 % گوآن ، 3 % گورما ، 2 % گروسی و 1 % مانده بوسانگا می باشد ، همچنین دین 68 % مردم غنا ، مسیحی ( شامل پنتکُستال و کاریزماتیک 24 % ، پروتستان 18 % و کاتولیک 15 % ) 15 % مسلمان و 5 % نیز پیرو آیین های بومی و قبیله ای می باشند . انگلیسی زبان رسمی در غنا محسوب می شود ، هفتاد زبان بومی نیز کاربرد دارد از جمله مهمترین آنها : آشانتی ، اوه ، فانته ، بورون ، دوگومبا ، دانگمه ، داگارته ، آکیم ، گا و آکواپم ، هستند . واحد پول غنا ، سدی با واحد جزء ( پسوا ) نام دارد . از مهمترین صادرات غنا می توان به ، طلا ، کاکائو ، الوار ، ماهی تن ، بوکسیت ، آلومینیوم ، سنگ منگنز ، الماس و گل اشاره کرد . غنا از اعضای کشورهای اتحادیه ی آفریقاست .





* آیا می دانستید دریاچه ی ولتا ( Volta Lake ) در غنا بزرگترین دریاچه ی مصنوعی جهان است ؟









غنا مشتمل بر 10 استان می باشد :



1 - آشانتی (Ashanti )


2 - برونگ هافو ( Brong-Ahafo )


3 - سنترال ( Central )


4 - ایسترن ( Eastern )


5 - گریتر آکرا ( Greater Accra )


6 - نورترن ( Northern )


7 - آپر ایست ( Upper East )


8 - آپر وست ( Upper West )


9 - ولتا ( Volta )


10 - وسترن ( Western )




نوشته شده توسط جهان شناس در 7:29 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دهم آذر 1387

کشور توگو

جمهوری توگو ( Togolese Republic ) کشوری است واقع در غرب آفریقا ، جنوب بورکینا فاسو ، شرق غنا و غرب بنین . پایتخت توگو ، شهر لومه ( Lome ) با 750 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت توگو 56.785 کیلومتر مربع و جمعیت آن 5 میلیون و 860 هزار نفر است . از مهمترین شهرهای توگو می توان به ، سوکوده 85 هزار نفر ، کپالیمه 75 هزار نفر ، آتاکپامه 65 هزار نفر و کارا 50 هزار نفر اشاره کرد . توگو دارای آب و هوایی گرمسیری و استوایی می باشد ، گرم و مرطوب در جنوب و نیمه خشک و ساوان در شمال . با وجود وسعت کم ، توگو دارای پوشش گیاهی و 6 ناحیه ی جغرافیایی متفاوت می باشد ، از جنگل های گرمسیری گرفته تا ساوان . رود مونو ( Mono River ) از سمت شرق ( بنین ) وارد توگو شده و پس از طی مسافتی در توگو به خلیج بنین می ریزد . بلندترین نقطه ی توگو ، قله ی مونت آگو ( Mount Agou ) با 986 متر ارتفاع می باشد که در جنوب این کشور قرار دارد . قوم ولتائیک ( Voltaic ) و کوآ ( Kwa ) اولین ساکنان منطقه ی توگوی فعلی بودند ، سپس قبایل اوه ( Ewe ) در قرن 14 و آنه ( Ane ) در قرن 18 میلادی در این منطقه سکنی گزیدند . در قرن 18 میلادی دانمارک ادعای مالکیت این سرزمین را مطرح نمود ولی در سال 1884 این منطقه تحت عنوان توگولند ( Togoland ) به عنوان مستعمره ی آلمان درآمد . پس از جنگ جهانی اول و شکست آلمان ها ، توگو دو تکه شد و با نظارت اتحادیه ی ملل تحت قیومیت فرانسه و بریتانیا درآمد . قسمت بریتانیایی توگو ( British Togo ) به غنا الصاق گردید و قسمت فرانسوی آن ( French Togo ) در 27 آوریل 1960 با عنوان کشور مستقل توگو ( Togo ) از فرانسه اعلام استقلال کرد . اولین رئیس جمهوری توگو پس از استقلال که به شیوه ی دموکراتیک انتخاب شد ، سیلوانو اولیمپیوس ( Sylvano Olympius ) نام داشت ، حکومت اولیمپیوس در سال 1963 سرنگون شد ، پس از آن اولیمپیوس که تحت تعقیب قانونی قرار داشت در حالی که سعی داشت از راه دیوار به سفارت آمریکا در لومه پناه ببرد به ضرب گلوله ی یکی از افسران ارتش به نام اتینه ایامدا ( Etienne Eyameda ) کشته شد . پس از او نیکولاس گرونیتزکی ( Nicolas Grunitzky ) به عنوان رئیس جمهور توگو انتخاب شد . حکومت گرونیتزکی نیز سرنوشتی مشابه اولیمپیوس داشت ، در 13 ژانویه ی 1967 طی یک کودتای بدون خونریزی توسط قاتل رئیس جمهور پیشین ، سرهنگ اتینه ایامدا که اکنون ژنرال گناسینگبه ایامدا ( Gen. Gnassingbe Eyameda ) نام گرفته بود ، به وقوع پیوست و حکومت گرونیتزکی ساقط شد . پس از آن یک کمیسیون آشتی ملی در کشور برقرار شد ، ولی در ماه آوریل ایامدا با انحلال این کمیسیون ، به صورت دیکتاتور گونه ای خود را رئیس جمهور نامید . او با به حالت تعلیق در آوردن قانون اساسی فعالیت همه ی احزاب را نیز ممنوع اعلام کرد و تنها عقاید شخصی و مکتب فکری خود را پیرامون حیطه ی کاری و مسئولیت ریاست جمهوری اش قرار می داد . تحت فشار غرب ایامدا در سال 1993 مجبور شد فعالیت احزاب سیاسی را قانونی اعلام کند . در آگوست 1993 اولین انتخابات ریاست جمهوری به صورت چند جزبی در توو برگزار شد که باز هم ایامدا با کسب بیش از 96 % آرا رئیس جمهور توگو باقی ماند ، تقلبات گسترده در این انتخابات نیز کانون توجه محافل داخلی و خارجی قرار گرفت ، ایامدا 5 سال بعد در سال 1998 نیز مجددا رئیس جمهور توگو شد . سرانجام ایامدا پس از 38 سال دیکتاتوری در توگو ، در اوایل فوریه ی سال 2005 میلادی درگذشت تا در میان کشورهای آفریقایی دارای بیشترین عمر سیاسی یک سیاستمدار را به خود اختصاص داده باشد . پس از او پسرش ، فائوره گناسینگبه ( Faure Gnassingbe ) با برقراری یک دولت نظامی دیکتاتوری پدر را ادامه داد . گناسینگبه رسما کار خود را در 7 فوریه ی 2005 در حالی کار خود را به عنوان رئیس جمهور توگو آغاز کرد که شروع کارش به علت عدم برگزاری انتخابات و عدم منتخب بودن وی با محکومیت های بین المللی همراه بود . سرانجام گناسینگبه پذیرفت در 24 آوریل انتخابات ریاست جمهوری برگزار کند ، در انتخابات ریاست جمهوری 24 آوریل ، گناسینگبه با کسب 60 % آرا ، رقیبش امانوئل آکیتانی باب ( Emmanuel Akitani Bob ) از حزب اپوزیسیون که تنها 38 % آرا را کسب کرد پشت سر گذاشت و در 4 می 2005 رسما به عنوان رئیس جمهور توگو انتخاب شد . در ماه ژوئن رئیس جمهور ، یکی از رهبران مخالفان ، ادم کوجو ( Edem Kadjo ) به به سمت نخست وزیر توگو منصوب کرد . در آگوست 2006 دولت و شش حزب سیاسی با انعقاد پیمانی با ایجاد یک دولت انتقالی موافقت کردند که شامل احزاب مخالف نیز می شود . یاووی آگبوییبو ( Yawovi Agboyibo ) در سپتامبر 2006 به عنوان نخست وزیر جدید توگو معرفی شد . در انتخابات پارلمانی که در اکتبر 2007 در توگو برگزار شد ، حزب وابسته به رئیس جمهور ( RPT ) موفق شد 49 کرسی از 81 کرسی پارلمان توگو را بدست آورده و پیروز انتخابات شود . ظرف 20 سال گذشته این اولین باری بود که احزاب اپوزیسیون نیز حق شرکت در انتخابات پارلمانی را داشتند . آگبوییبو در نوامبر 2007 از سمت خود استعفا داد ، رئیس جمهور نیز " کوملان مالی " ( Komlan Mally ) را در 3 دسامبر 2007 به سمت نخست وزیر توگو برگزید . نژاد 99 % توگویی ها ، آفریقایی ( مهمترین آنها قبایل اوه ، مینا و کابره می باشند ) ، کمتر از 1 % نیز اروپاییان و سوری و لبنانی می باشند ، همچنین دین 29 % مردم توگو ، مسیحی ، 20 % مسلمان و بیش از 51 % نیز پیرو آیین های بومی و سنتی هستند . زبان رسمی در توگو ، فرانسوی می باشد ، همچنین زبانهای بومی مانند اوه ، مینا در جنوب ، کابیه و داگومبا نیز در شمال کشور رایج است . واحد پول توگو ، فرانک سی اف آ با واحد جزء ( سانتیم ) نام دارد . از مهمترین صادرات توگو می توان به صادرات مجدد ، پنبه ، فسفات ، قهوه و کاکائو اشاره کرد . توگو از اعضای کشورهای اتحادیه ی آفریقا می باشد .








توگو مشتمل بر 5 ناحیه می باشد :



1 - سنترال (Centrale )


2 - کارا ( Kara )


3 - مریتایم ( Maritime )


4 - پلاتو ( Plateaux )


5 - ساوانز ( Savanes )




نوشته شده توسط جهان شناس در 7:28 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دهم آذر 1387

کشور چاد

جمهوری چاد ( Republic of Chad ) کشوری است واقع در مرکز آفریقا ، جنوب لیبی ، شرق نیجر و نیجریه ، غرب سودان ، شمال آفریقای مرکزی و شمال شرق کامرون . پایتخت چاد ، شهر اِن جامنا ( N'Djamena ) با 620 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت چاد 1 میلیون و 284 هزار کیلومتر مربع و جمعیت آن 10 میلیون و 112 هزار نفر است . از مهمترین شهرهای چاد می توان به موندو 285 هزار نفر ، بونگور 200 هزار نفر ، سارح 195 هزار نفر و آبشه 190 هزار نفر اشاره کرد . چاد دارای شرایط بیایانی و خشک در شمال و اقلیم گرمسیری و حاره ای در جنوب است ، از نظر اقلیمی چاد دارای دشت های خشک در مرکز بیابان در شمال ، نواحی کوهستانی در شمال غرب و سرزمین های پست در جنوب است . بلندترین نقطه ی چاد ، قله ی امی کُسی ( Emi Koussi ) با 3415 متر ارتفاع در شمال این کشور واقع شده است . منطقه ی حوالی دریاچه ی چاد ( Lake Chad ) دست کم تا 500 سال پیش از میلاد زیستگاه اولیه ی بومیان منطقه بوده است . در قرن هشتم میلادی ، بربرها ( Berber ) به منطقه ی چاد کنونی مهاجرت نموده و در آنجا ساکن شدند ، در سال 1085 اسلام وارد این ناحیه شد و تا قرن 16 میلادی ، سه پادشاهی محلی ، کانم بورنو ( Kanem-Bornu ) ، باگویرمی ( Baguirmi ) و اوادای ( Ouaddai ) بر چاد حکومت می کردند . در سال 1883 تا 1893 هر سه پادشاهی تحت تسلط فاتح سودانی ، ربیه الزبیر ( Rabih-Al Zubayr ) قرار گرفتند . در سال 1900 میلادی زبیر توسط فرانسوی ها سرنگون شد ، بدین ترتیب در سال 1913 هر سه پادشاهی در مستعمرات استوایی فرانسه فرو رفت و به عنوان قسمتی از ، اوبانگی شاری ( Ubangi-Shari ) " که اکنون جمهوری آفریقای مرکزی نام دارد " ، شناخته شد . در سال 1946 منطقه ای که چاد نام گرفت از جامعه ی فرانسه به عنوان جمهوری خودمختار معرفی شد . جنبش های استقلال طلبانه ی مردم چاد در اواخر دهه ی 50 میلادی به اوج خود رسید ، مهمترین رهبر جنبش های استقلال طلبانه ی چادی ها ، فرانسوا تومبالبایه ( Francois Tombalbaye ) نام داشت . سرانجام چاد در روز 11 آگوست 1960 از فرانسه اعلام استقلال نمود . تومبالبایه پس از استقلال به عنوان اولین رئیس جمهور چاد معرفی شد ، تومبالبایه در جریان کودتای سال 1975 کشته شد و ژنرال فلیکس مالوم ( Gen. Felix Malloum ) جانشین او شد . تقسیمات سیاسی ، دینی و نژادی پس از استقلال باعث بروز جنگ های داخلی در چاد در اواخر دهه ی 60 میلادی شد . در ماه مارچ 1979 نه گروه درگیر جنگ های داخلی چاد در لاگوس ، پایتخت وقت نیجریه ( اکنون پایتخت نیجریه به ، آبوجا انتقال یافته است ) با تشکیل یک دولت موقت به رهبری گوکُنی اودی ( Goukouni Oueddei ) رهبر اسبق شورشیان چاد ، موافقت کردند ، هنوز یک سال از انعقاد پیمان صلح نگذشته بود که در ماه مارچ 1980 پس از سرنگونی دولت گوکُنی توسط وزیر دفاع کابینه اش ، حسن هبره ( Hissen Habre ) جنگ های داخلی بار دیگر در چاد آغاز شد ، هبره سپس ان جامنا ، پایتخت را نیز تصرف کرد . معمر قذافی ( Muammar al-Qaddafi ) رئیس جمهور لیبی در ژانویه ی 1981 پیشنهاد ادغام لیبی و چاد را مطرح کرد که با مخالفت چاد مواجه شد ، پس از آن تا مدت یک سال لیبی از شمال چاد صرفنظر کرد ولی در سال 1983 مجددا با حمله به چاد در حمایت از رئیس جمهور خلع شده ی چاد ، گوکُنی اودی ، شمال این کشور را تصرف کرد ، بلافاصله پس از آن ، فرانسه وارد عمل شد و نیروهایی را در حمایت از هبره رئیس جمهور وقت به جنوب چاد فرستاد . در سال 1987 نیروهای چاد با همکاری نیروهای فرانسوی موفق شدند ، نیروهای لیبی را از شمال این کشور بیرون برانند ، در همین سال نیز آتش بس اعلام و جنگ پایان یافت . در سال 4 دسامبر 1990 ، ادریس دبی ایتنو ( Idriss Deby Itno ) وزیر دفاع پیشین و رهر حزب ( PSM ) دولت هبره را سرنگون کرد و خود در مسند قدرت نشست . دبی قانون اساسی را به حالت تعلیق در آورد و پارلمان را منحل کرد ، قانون اساسی جدید در سال 1994 تدوین و به تصویب رسید ، سپس دبی همه ی زندانیان سیاسی را مشمول عفو عمومی اعلام کرد . دبی در یک انتخابات چند حزبی در سال 1996 پیروز شد و در سال 2001 مجددا در سمت خود باقی ماند ، هرچند در حکومت او نیز نشانه هایی از سرکوبی و فساد دیده می شد . در ژوئن 2000 بانک جهانی با اعطای کمک 200 میلیون دلاری به چاد به منظور طرح خط لوله ای که میدان های نفتی چاد را به کامرون متصل می ساخت ، موافقت کرد . کل هزینه ی این طرح 3.7 میلیارد دلار برآورد و درآمد نفتی این خط لوله در طول 30 سال نیز 2.5 میلیارد دلار تخمین زده می شد . در حالی که گروهها و نهادهای حقوق بشری نگران این بودند که سود این پروژه تنها به جیب شرکت های نفتی چادی و کامرونی سرازیر شود ، بانک جهانی دولت چاد را ملزم ساخت تا 80 % سود و عایدات این پروژه را صرف آموزش ، سلامت ، زیربناسازی ، و سایر پروژه های رفاه اجتماعی کند ( در سال 2005 ، شفافیت بین الملل ، از چاد به عنوان یکی از کشورهای رتبه ی نخست فساد در جهان نام برد . ) ، انتظار می رفت در 25 سال آینده چاد سالانه 80 میلیون دلار از این پروژه ی نفتی درآمد داشته باشد که این 50 % درآمد خزانه ی دولت را افزایش می داد . سرانجام در سال 2006 این پروژه ی نفتی تکمیل و به بهره برداری رسید . پس از آن دبی با رد توافق با بانک جهانی اعلام کرد ، عایدات نفتی را صرف بودجه ی نظامی خویش خواهد نمود . در پاسخ به پیمان شکنی دبی ، بانک جهانی نیز کلیه ی وام های اعطایی چاد را به حالت تعلیق درآورده و کلیه ی حساب های بانکی چاد را مسدود کرد ، پس از آن در ماه می که دبی خود را در تنگنای شدیدی یافت سرانجام با بانک جهانی به توافق رسید . پس از آن دولت چاد تعهد نمود که تنها 30 % عایدات را از آن خود کند و 70 % باقی به طور انحصاری صرف کاهش شدت فقر در میان شهروندان چادی شود . در سال 2006 میلادی ، 250 هزار آواره ی سودانی برای فرار از جنگ های دارفور به چاد گریختند ، آنها که با گرسنگی و بیماری دست و پنجه نرم می کردند و کمپ های آوارگان اسکان داده شدند . در آوریل 2006 طرح کودتایی در چاد بر علیه ادریس دبی با کمک نیروهای فرانسوی مستقر در چاد ناکام ماند . در انتخابات 3 می 2006 ، ادریس دبی مجددا برای 5 سال دیگر رئیس جمهور باقی ماند ، هرچند گروه های اپوزیسیون این انتخابات را تحریم کردند . نخست وزیر چاد ، پاسکال یوآدیمناجی ( Pascal Yoadimnadji ) در 25 فوریه ی 2007 بر اثر بیماری درگذشت و در 26 فوریه ، نورالدین دلوا کاسیره کوماکویه ( Nouradine Delwa Kassire Koumakoye ) به عنوان نخست وزیر چاد انتخاب شد . شورشیان چاد در قالب سه گروه در فوریه ی 2008 ان جامنا را تصرف کردند و خواستار استعفای ادریس دبی ، رئیس جمهور شدند ، هرچند این شورش دفع شد ، دولت چاد ، سودان را به حمایت و سازماندهی گروههای شورشی و مخالف دولت در چاد متهم کرد ، سپس تنش بین دو کشور به شدت بالا گرفت . حدود 100 تن در ناآرامی های فوریه ی 2008 در چاد کشته شدند . در 12 آوریل 2008 ، ادریس دبی ، نخست وزیر کاسیره کوماکویه را از کار برکنار و یوسف صالح عباس ( Youssouf Saleh Abbas ) را جایگزین او به عنوان نخست وزیر چاد کرد . نژاد 27 % چادی ها ، سارا ، 12 % عرب ، 11 % مایو کبی ، 9 % کانم بورنو ، 8 % اوادای ، 6 % هاجارای ، 6 % تانجیله ، 6 % گورانه و 4 % فیتری باتا هستند . همچنین دین 53 % مردم چاد ، مسلمان ، 20 % کاتولیک ، 14 % پروتستان ، 7 % آنیمیست و 3 % نیز آدئیست ( بی خدا ) هستند . هر دو زبان فرانسوی و عربی ، زبان رسمی در چاد محسوب می شوند ، همچنین زبان سارا در جنوب و بیش از120 زبان و لهجه ی بومی نیز در چاد کاربرد دارد . واحد پول چاد ، فرانک سی اف آ با واحد جزء ( سانتیم ) نام دارد . از مهمترین صادرات چاد می توان به ، نفت ، احشام ، پنبه و صمغ عربی اشارع کرد . چاد از اعضای اتحادیه ی آفریقا می باشد .










چاد دارای 18 منطقه می باشد :



1 - باتا (Batha )


2 - بورکو اندی تیبستی ( Borkou-Ennedi-Tibesti )


3 - چاری باگویرمی ( Chari-Baguirmi )


4 - گوئرا ( Guera )


5 - هاجر لامیس ( Hadjer-Lamis )


6 - کانم ( Kanem )


7 - لاک ( Lac )


8 - لوگون اوسیدنتال ( Logon Occidental )


9 - لوگون اورینتال ( Logon Oriental )


10 - ماندول ( Mandoul )


11 - مایو کبی ایست ( Mayo-Kebbi Est )


12 - مایو کبی اوست ( Mayo Kebbi Ouest )


13 - موین چاری ( Moyen-Chari )


14 - اوادای ( Ouaddai )


15 - سالامات ( Salamat )


16 - تانجیله ( Tandjile )


17 - ویل دی ان جامنا ( Ville de N'Djamena )


18 - وادی فیرا ( Wadi Fira )




نوشته شده توسط جهان شناس در 7:27 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دهم آذر 1387

کشور موریس

جمهوری موریس ( Republic of Mauritius ) جزیره ای است واقع در اقیانوس هند ، شمال شرق جزیره ی رئونیون و شرق جزیره ی ماداگاسکار . پایتخت موریس ، شهر پورت لوئی ( Port Louis ) با 230 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت موریس 2040 کیلومتر مربع و جمعیت آن 1 میلیون و 275 هزار نفر است . از مهمترین شهرهای موریس می توان به بوباسن رزهیل 105 هزار نفر ، واکوا فونی 100 هزار نفر ، کوئرپیپ 80 هزار نفر و کواتربورن 75 هزار نفر اشاره کرد . موریس دارای آب و هوای گرمسیری و استوایی ، با زمستان های خشک و تابستان های گرم و مرطوب می باشد . بلندترین نقطه ی موریس ، قله ی مونت پیتون ( Mont Piton ) با 828 متر ارتفاع از سطح دریا می باشد . موریس در اوایل قرن 10 میلادی توس دریانوردان عرب و مالایایی شناخته شد و در سال 1505 توسط پرتغالی ها کشف گردید . موریس تا سال 1638 خالی از سکنه بود ، پس از آن موریس مختصری نیز در کنترل هلندی ها بود . مهاجران فرانسوی در سال 1715 میلادی به این جزیره مهاجرت نموده و آن را " ایل دو فرانس " ( جزیره ی فرانسه ) گذاشتند و اولین بندرگاه ها و جاده ها را در این جزیره احداث کردند ، همچنین مزار نیشکر را نیز در موریس گسترش دادند . سپس سیاهان از آفریقا و ماداگاسکار برای کار در مزارع نیشکر به این جزیره آورده شدند . در سال 1810 بریتانیا موریس را به اشغال خود درآورد ، در سال 1814 طبق معاهده ی پاریس نیز اداره ی موریس به بریتانیا واگذار شد . مهاجرت گسترده ی هندیان ، همزمان با الغای بردگی در سال 1835 به سرعت باعث تغییر در بافت جامعه ی موریس شد ، پس از آن کشت نیشکر در مزارع نیز افزایش یافت . افتتاح کانال سوئز در سال 1869 رونق موریس را به عنوان گلوگاه جنوبی آفریقا و اهمیت آن را به شدت کاهش داد ، همچنین در قرن بیستم بی ثباتی در قیمت شکر که از عمده ترین محصولات و اقلام صادراتی موریس محسوب می شد ، باعث آشفتگی اقتصادی در این جزیره شد . موریس در 12 مارچ 1968 از بریتانیا اعلام استقلال کرد . بر اثر طوفان کلاودت ( Cyclone Claudette ) در سال 1979 قیمت شکر به شدت افت کرد ، در همین راستا دولت در جهت جلوگیری از آشفتگی بیشتر اقتصادی این کشور ، برنامه هایی در جهت کشت انواع دیگر محصولات کشاورزی در موریس به اجرا درآورد . به اضافه ی نیشکر ، صنایع منسوجات و صنعت توریسم نیز به تدریج در این کشور برای خود جایی باز کرد ، همزمان تحصیلات ابتدایی نیز در موریس رایگان اعلام شد به طوری که اکنون موریس به یکی از دارندگان بالاترین نرخ باسوادی در بین کشورهای آفریقایی بدل گشته است . در حال حاضر یکی از مشکلات جامعه ی موریس ، ترکیب نژادی است ، حدود 30 % جمعیت موریس را سیاهان تشکیل می دهند و باقیمانده را نیز هندی تشکیل می دهند که شامل هندوها و مسلمانان هستند . در موریس احراز پست های سیاسی بر اساس رده و نژاد صورت می گیرد ، مثلا در موریس سیاهان چون در اقلیتند حق انتصاب در مناسب سیاسی را ندارند ، پس از استقلال تا کنون موریس اکثریت قریب به اتفاق مسئولان سیاسی کشور را هندیان تشکیل می دهند . در فوریه ی 2002 واقعه ای عجیب در موریس رخ داد و در عرض کمتر از یک ماه ، 4 رئیس جمهور به طور متوالی تعویض شدند ، دو رئیس جمهور که ظرف یک روز استعفا دادند ، رئیس جمهور دوم به دلیل اینکهاز امضای قانون مبارزه با تروریسم سرباز زد استعفا کرد ، البته این قانون که توسط نخست وزیر حمایت می شد ، به وسیله ی رئیس جمهور سوم امضا شد ، رئیس جمهور چهارم نیز که ، کارل اوفمن ( Karl Offman ) نام داشت که در 30 سپتامبر 2003 از قدرت کناره گرفت . در اکتبر 2003 ، پل برگنر ( Paul Beregner ) که یک سفیدپوست فرانسوی الاصل بود به عنوان اولین رئیس جمهور غیر هندوی تاریخ موریس انتخاب شد . برگنر و نخست وزیر پیشین ، آنرود جوگناوت ( Anerood Jugnauth ) طی انتخابات سپتامبر 2000 ائتلافی را تشکیل داد . بر اساس پیمانی که به بین طرفین منعقد شد ، بر این اساس جوگناوت برای سه سال به عنوان نخست وزیر انجام وظیفه کند و برگنر دو سال باقی مانده را به سمت نخست وزیر موریس خدمت کند . از 7 اکتبر 2003 میلادی نیز آنرود جوگناوت به عنوان رئیس جمهور موریس و در 5 جولای 2005 هم ناوینچاندرا رامگولام ( Navinchandra Ramgoolam ) به سمت نخست وزیر موریس انتخاب شدند . نژاد موریس را ، هندو موریسی 68 % ، کریول 27 % ، چین و موریسی 3 % و فرانسوی موریسی 2 % تشکیل می دهند ، همچنین دین 48 % موریسی ها ، هندو ، 23 % کاتولیک ، 16 % مسلمان و 8 % نیز سایر مسیحیان می باشد . زبان رسمی موریس انگلیسی می باشد ، در کنار انگلیسی ، کریول ، بوجپوری و فرانسوی نیز کاربرد دارد . واحد پول موریس ، روپیه با واحد جزء ( سنت ) نام دارد . از مهمترین صادرات موریس می توان به پوشاک و منسوجات ، شکر ، گل ، شیره ی قند و ماهی اشاره کرد ، توریسم و گردشگری نیز از مهمترین صنایع موریس محسوب می شود . موریس از اعضای کشورهای اتحادیه ی آفریقا و کشورهای مشترک المنافع می باشد .









نمایی از برگزاری مراسم سنتی - آیینی تامیل در موریس ( آزادی مذهبی طبق قانون اساسی این کشور در میان همه ی توده ها و اقلیت های مذهبی این جزیره وجود دارد ) :





نمایی از یک منطقه ی شهری در پورت لویی ، موریس ( موریس یکی از کشورهای با تراکم بالای جمعیتی در دنیا است ) :




زنان در حال شستن لباس در حاشیه ی یک کانال باریک آب ، یکی از روستاهای حوالی پورت لویی ، موریس ( حدود 40 % زنان موریسی در خارج از خانه کار می کنند ) :







موریس دارای 9 ناحیه و 3 منطقه ی وابسته ( * ) می باشد :




1 - جزایر آگالگا (Agalega Islands ) *


2 - بلک ریور ( Black River )


3 - کارگادوس کاراخوز شوالز ( Cargados Carajos Shoals ) *


4 - فلاسک ( Flacq )


5 - گرند پورت ( Grand Port )


6 - موکا ( Moka )


7 - پامپلموسز ( Pamplemousses )


8 - پلینز ویلهمز ( Plaines Wilhems )


9 - پورت لوئی ( Port Louis )


10 - ریور دو رمپارت ( Riviere du Rempart )


11 - رودریگوئز ( Rodrigues ) *


12 - ساوان ( Savanne )




نوشته شده توسط جهان شناس در 7:27 |  لینک ثابت   • 

شنبه نهم آذر 1387

کشور کومور

اتحاد جزایر کومور ( Union of the Comoros ) کشوری است واقع در اقیانوس هند ، 190 مایلی شرق ساحل موزامبیک ، شمال غرب ماداگاسکار و غرب جزیره ی مایوت ( فرانسه ) . پایتخت کومور ، شهر مورونی ( Moroni ) با 60 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت کومور 2170 کیلومتر مربع و جمعیت آن 732 هزار نفر است . از مهمترین شهرهای کومور می توان به ، موتسامودو 22 هزار نفر ، دومونی 14 هزار نفر و فومبونی 13 هزار نفر اشاره کرد . جزایر کومور به ترتیب وسعت شامل سه جزیره ی ، گراند کومور ( Grande Comore ) یا انجازیدجا " Njazidja " که پایتخت شهر مورونی در آن واقع است ، آنجوان ( Anjouan ) یا انزوانی " Nzwani " و موهلی ( Moheli ) یا اموالی " Mwali " می باشد ، هرچند دولت کومور جزیره ی مایوت ( Mayotte ) * که فاصله ی بسیار نزدیکی نیز با کومور دارد را متعلق به این کشور می داند ولی در حال حاضر جزیره ی مایوت را فرانسه در اختیار دارد و اکنون از مهمترین چالش های پیش روی سیاست خارجی کومور اختلاف با فرانسه بر سر مالکیت جزیره ی مایوت می باشد . کومور دارای آب و هوایی گرمسیری و مرطوب می باشد ، از ماه نوامبر تا ماه می ، فصول بارانی در جزیره ی کومور به شمار می رود ، جزایر کومور از نظر زمین شناسی ، جزایر وولکانیک یا آتش فشانی شمرده شده و شرایط اقلیمی بسیار متغیر بوده و هم نواحی کوهستانی پرشیب و هم مناطق پست و تپه ای را شامل می شود . بلندترین نقطه ی کومور ، کوه لی کارتالا ( Le Kartala ) با 2360 متر ارتفاع می باشد ( لی کارتالا تنها آتش فشان فعال کومور به حساب می آید ) . پیش از ورود اروپاییان به این جزیره ، کومور به کرات شاهد ورود مسافرانی از آفریقا ، ماداگاسکار ، اندونزی و عربستان بود به همین دلیل این جزایر به شدت تحت تاثیر فرهنگ عربی قرار گرفت . فرانسه در سال 1843 مایوت را تحت تسلط خود قرار داد و در سال 1904 مایوت را ضمیمه ی جزایر کومور کرد . در سال 1974 رفراندومی در جزایر کومور برگزار شد و در آن 95 % جمعیت جزایر به استقلال این جزایر از فرانسه رای دادند ، البته به جز مایوت با اکثریت مسیحی اش که علیه پیوستن به جزایر مسلمان نشین برای استقلال رای داد و به همین خاطر تاکنون نیز مایوت به عنوان مستعمره ماورا بحار فرانسه باقی مانده است . کومور در 6 جولای 1975 از فرانسه اعلام استقلال کرد و احمد عبدالله ( Ahmed Abdallah ) به عنوان رئیس جمهور کومور انتخاب شد . یک ماه بعد حکومت عبدالله توسط وزیر دادگستری کابینه اش ، علی سویلی ( Ali Soilih ) سرنگون شد و از آن پس بی ثباتی سباسی در کومور آغاز شد . پس از آن کومور شاهد بیش از 20 کودتا و چندین تلاش برای تجزیه طلبی در جزایر خود بوده است . حداقل چهار مورد از این کودتا ها توسط سفید پوستان مزدور ( Les Affreux ) صورت گرفته است ، نمونه ای از آن سرهنگ بدنام فرانسوی ، باب دینارد ( Bob Denard ) بود که در سال 1989 به کومور گریخت ، پس از آن بیش از 3 هزار سرباز فرانسوی به دنبال او به کومور گسیل شدند . در 3 آگوست 1997 جزیره ی آنجوان پس از ماهها آشوب و درگیری با نیروهای امنیتی از کومور اعلام استقلال کرد . تجزیه طلبان خواهان حکومت مجدد فرانسه بر این جزیره بودند و معتقد بودند استقلال از فرانسه چیزی جز بدبختی و آشفتگی سیاسی نصیب آنها نکرده است ، کمی بعد جزیره ی دیگر یعنی موهلی نیز به جدایی طلبان آنجوان پیوست . در این میان فرانسه از حمایت از تجزیه طلبان خودداری کرد . در سپتامبر 1997 تلاش نیروهای کومور که به دستور رئیس جمهوری ، محمد تاکی ( Mohamed Taki ) قصد بازپس گیری آنجوان را از تجزیه طلبان داشتند با ناکامی مواجه شد . در سال 1999 سرهنگ آزالی آسومانی ( Col. Azali Assoumani ) با اجرای کودتایی دولت موقت تادجیدینه ( Tadjidine ) را سرنگون ساخت . او تعهد کرد دولت نظامی موقت هرچه سریع تر پایان یابد . پس از سالها گفتگوهای صلح نا موفق ، در مارچ 2002 قانون اساسی جدید به تصویب رسید و جزایر سه گانه ی کومور بار دیگر با یکدیگر متحد گشتند . در ماه می رئیس جمهور فدرال از جزیره ی گراند کومور انتخاب شد و آن نیز سرهنگ آزالی بود . در فوریه ی 2003 طرح کودتا علیه سرهنگ آزالی آسومانی به شکست مواجه شد . پیمان تقسیم قدرت در دسامبر 2003 به امضا رسید و در آن به هرکدام از جزایر حاکمیت نیمه خودمختار داده می شد . مجمع ملی در سال 2004 تشکیل شد ، همچنین در 26 می 2006 میلادی ، احمد عبدالله سامبی ( Ahmed Abdallah Sambi ) که یک رهبر مذهبی بود به عنوان رئیس جمهور فدرال کومور انتخاب شد .

عکس : احمد عبدالله سامبی ، رئیس جمهور کومور ( سامبی به مدت ۴ سال در حوزه علمیه قم در ایران به تحصیل علوم دینی مشغول بوده است ) :

اتحادیه ی آفریقا پیش از برگزاری انتخابات ماه می 2006 نیروهایش را به جزیره ی آنجوان گسیل داشت . همان طور که پیش بینی می شد ، پس از برگزاری انتخابات در آنجوان ، فردی به نام محمد باکار ( Mohamed Bacar ) در انتخابات این جزیره پیروز و با نادیده گرفتن قوانین دولت مرکزی خود را رئیس جمهور نامید . دولت مرکزی این اقدام را " غیر قانونی " خواند . پس از کوتاه نیامدن باکار و اصرار بر ادعاهایش در مارچ 2008 نیروهای اتحادیه ی آفریقا و ارتش کومور با حمله به جزیره ی آنجوان ، حکومت باکار را سرنگون کردند . نژاد مردم کومور را اکثرا ، آنتالوته ، کافره ، ماکوآ ، اویماتساها و اوکالاوا تشکیل می دهند ، همچنین دین 98 % کوموری ها ، مسلمان سنی و 2 % نیز کاتولیک است . دو زبان فرانسوی و عربی زبانهای رسمی در کومور به شمار می روند ( همچنین زبانی به نام شیکومورو " Shikomoro " نیز در کومور رایج است که ترکیبی از سواحلی و عربی می باشد ) . واحد پول کومور ، فرانک با واحد جزء سانتیم نام دارد . از مهمترین صادرات کومور می توان به وانیل ، اسانس عطر ، ادویه جات و نارگیل اشاره کرد . کومور از اعضای کشورهای اتحادیه ی آفریقا و اتحادیه ی عرب می باشد .






* جزیره ی مایوت ( Mayotte ) در 130 مایلی جنوب شرق جزایر کومور واقع است ، پایتخت مایوت شهر " مامودزو " ( Mamoudzou ) می باشد .



مهمانان یک مراسم عروسی در جزیره ی گراند کومور ، در کومور زنان و مردان در طول زندگی به طور متوسط دو تا چهار بار ازدواج می کنند ، گاهی اوقات نیز بیشتر :




نمایی از بندر نیئوماچوا تاون ( Nioumachoua Town ) ، جزیره ی موهلی ( Moheli ) ، کومور :






مردی در حال برداشت آب از درختی که در زبان بومیان کومور ، بائوباب (Baobab ) خوانده می شود . از این درخت در کومور به عنوان مخزن آب استفاده می شود ، کومور :





کومور دارای 3 جزیره ( * ) و 4 منطقه (** ) می باشد :



1 - گراند کومور ( Grande Comore ) *

2 - آنجوان ( Anjouan ) *
3 - دومونی ( Domoni ) **
4 - فومبونی ( Fomboni ) **
5 - موهلی ( Moheli ) *
6 - مورونی ( Moroni ) **
7 - موتسامودو ( Mutsamudu) **





 

نوشته شده توسط جهان شناس در 18:51 |  لینک ثابت   • 

شنبه نهم آذر 1387

کشور سائوتومه و پرنسیپ

جمهوری دموکراتیک سائوتومه و پرنسیپ ( Democratic Republic of Sao Tome and Principe ) جزیره ای است واقع در غرب آفریقا و خلیج گینه و اقیانوس اطلس جنوبی ، غرب گابون . پایتخت سائوتومه و پرنسیپ ، شهر سائوتومه ( Sao Tome ) با 54 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت سائوتومه و پرنسیپ 1001 کیلومتر مربع و جمعیت آن 200 هزار نفر است . از مهمترین شهرهای سائوتومه و پرنسیپ می توان به ، نوس 7 هزار نفر ، سانتانا 6 هزار نفر ، ترینیداده 5 هزار نفر و سانتو آنتونیو 2 هزار نفر اشاره کرد . سائوتومه و پرنسیب شامل دو جزیره ی ، سائوتومه ( جزیره ی بزرگتر ) و پرنسیپ ( جزیره ی کوچکتر ) می باشد ، 95 % جمعیت نیز در جزیره ی بزرگتر یعنی سائوتومه زندگی می گنند . سائوتومه و پرنسیپ دارای آب و هوایی مرطوب و گرمسیری می باشد ، این جزیره به صورت آتشفشانی بوده و دارای پوشش گیاهی جنگلی و کوهستانی است ، البته جزیره ی پرنسیپ دارای اقلیمی کوهستانی و ناهموار است ، بلندترین نقطه جزایر سائوتومه و پرنسیپ ، پیکو دی سائوتومه ( Pico de Sao Tome ) با 2024 متر ارتفاع در مرکز متمایل به غرب جزیره ی سائوتومه قرار دارد . اعتقاد بر این است که این دو جزیره خالی از سکنه بوده است ، سائوتومه و پرنسیپ در سال 1471 توسط دریانوردان پرتغالی کشف شد و تا روز استقلال نیز تحت مالکیت پرتغال باقی ماند . کشت متمرکز و توسعه یافته که توسط برده هایی که از سایر مستعمرات پرتغال به این جزیره آورده می شدند باعث شد که در قرن 17 میلادی به بزرگترین تولید کننده ی نیشکر در آفریقا بدل شود ولی رفته رفته تولید این محصول کاهش یافت و در قرن 19 میلادی محصولات دیگری مانند قهوه و کاکائو در این جزایر به زیر کشت رفت . در سال 1908 سائوتومه و پرنسیپ بزرگترین تولید کننده ی کاکائو در دنیا لقب گرفت البته اکنون نیز کاکائو از صادرات مهم سائوتومه و پرنسیپ قلمداد می شود ، در این زمان بردگان در شرایط بسیار وحشیانه ای نگهداری می شدند . در سال 1909 بردگان آفریقایی در اعتراض شرکت های شکلات سازی بریتانیایی و آلمانی را مورد تحریم قرار دادند . در سال 1949 صاحب ملکان پرتغالی شورش بردگان آفریقایی را به طرز وحشیانه ای سرکوب کردند ، در جریان این اعتراضات صدها برده کشته شدند ، پس از آن جنبش آزادی در تبعید در سال 1953 شکل گرفت . انقلاب پرتغال در سال 1974 به سالها مستعمره ی ماوراء بحار بودن سائوتومه و پرنسیپ پایان داد ، بدین ترتیب در 12 جولای 1975 سائوتومه و پرنسیپ از پرتغال اعلام استقلال کرد ، لیسبون نیز استقلال سائوتومه و پرنسیپ را به رسمیت شناخت . مانوئل پینتو دا کُستا ( Manuel Pinta da Costa ) رهبر تنها حزب قانونی سائوتومه و پرنسیپ در آن زمان یعنی ، جنبش برای آزادی سائوتومه و پرنسیپ ( MLSTP ) به عنون رئیس جمهور انتخاب شد ، او میگوئل ترووآدا ( Miguel Trovoada ) را نیز به پست نخست وزیری منصوب کرد ، در بین این سالها نوعی حکومت مارکسیست - لنینیستی در سائوتومه و پرنسیپ روی کار آمد . در پی کودتای ناموفق 1978 ، ترووآدا به توطئه و طراحی کودتا متهم شد و از کشور تبعید شد . با تصویب قانون اساسی جدید در سال 1990 حکومت در سائوتومه و پرنسیپ به صورت چند حزبی در آمد و همه ی احزاب سیاسی مجاز به فعالیت شدند ، پس از آن ترووآدا بار دیگر به کشور بازگشت و در انتخابات ریاست جمهوری شرکت و در آن پیروز شد و اولین رئیس جمهور سائوتومه و پرنسیپ شناخته شد که به روش کاملا دموکراتیک انتخاب می شود . جزیره ی پرنسیپ نیز در سال 1995 دارای خودگردانی شد . اعتراضات و نا آرامی ها دو سائوتومه و پرنسیپ به دلیل بیکاری گسترده در جامعه و رشد تورم در دهه ی 90 میلادی در این کشور اوج گرفت ، سائوتومه و پرنسیپ از کشورهای فقیر آفریقا به شمار می رود . تاجر سائوتومه ای ، فرادیک دی منزس ( Fradique de Menezes ) در انتخابات ریاست جمهوری سال 2001 در سائوتومه و پرنسیپ به پیروزی رسید . در جولای 2003 ، زمانی که دی منزس در خارج از کشور به سر می برد ، کودتایی در سائوتومه و پرنسیپ به وقوع پیوست که منجر به سقوط حکومت دی منزس شد ، در نتیجه ی فشارهای بین المللی دی منزس یک هفته بعد مجددا به قدرت بازگشت . در انتخابات 30 جولای 2006 میلادی بار دیگر دی منزس از حزب ( MLSTP ) با کسب 60 % آرا مجددا به عنوان رئیس جمهور سائوتومه و پرنسیپ انتخاب شد ، رقیب اصلی او در این انتخابات ، پاتریس ترووآدا ( Patrice Trovoada ) از حزب ( ADI ) بود که تنها توانست 38 % آرا را تصاحب کند . پس از آن حزب ( ADI ) با حزب ( MDFM-PCD ) که حائز اکثریت پارلمان بود ائتلافی را شکل داد و رئیس جمهوری را برای تقسیم قدرت تحت فشار قرار داد . بدین ترتیب رئیس جمهوری نیز در 14 فوریه 2008 ، رقیب خود در انتخابات سال 2006 و رهبر مخالفان ، پاتریس ترووآدا را به عنوان نخست وزیر انتخاب کرد . گفته می شود اخیرا یک میدان نفتی نیز در سواحل سائوتومه و پرنسیپ کشف شده است که کار استحصال و بهره برداری از آن به زودی آغاز خواهد شد . نژاد بیشتر اهالی سائوتومه و پرنسیپ را مستیکو به همراه ، آنگولارز ( از نسل بردگان آنگولایی ) ، فوروز ( از نسل بردگان آزاد شده ) ، سایر برده های موزامبیکی و کیپ وردی ، تونگاس ( بومیان جزیره ) و اروپایی ( پرتغالی ) تشکیل می دهند . همچنین دین 70 % ساکنان سائوتومه و پرنسیپ نیز کاتولیک ، 4 % اوانگلیکال ( پروتستان انجیلی ) ، 3 % نیو آپوستولیک ( رسالتی ) و 2 % نیز ادونتیست هستند . زبان رسمی در سائوتومه و پرنسیپ ، پرتغالی می باشد . واحد پول سائوتومه و پرنسیپ ، دوبرا با واحد جزء ( سنتیمو ) نام دارد . از مهمترین صادرات سائوتومه و پرنسیپ می توان به کاکائو که 80 % صادرات سائوتومه و پرنسیپ را شامل می شود ، قهوه ، نارگیل و روغن نخل اشاره کرد . سائوتومه و پرنسیپ از اعضای کشورهای اتحادیه ی آفریقاست .









* آیا می دانستید سائوتومه و پرنسیپ یکی از کوچکترین کشور عضو اتحادیه ی آفریقاست ؟



* از دیگر جزایر سائوتومه و پرنسیپ می توان ، پدراس تینهوساس (
Pedras Tinhosas ) و رولاس ( Rolas ) را نام برد .





نمایی از دو خانه در جزیره ی سائوتومه :






سائوتومه و پرنسیپ شامل دو استان می باشد :



1 - سائوتومه (Sao Tome )


2 - پرنسیپ ( Principe ) *



* پرنسیپ از 29 آوریل 1995 دارای خود مختاری شد .




نوشته شده توسط جهان شناس در 18:50 |  لینک ثابت   • 

شنبه نهم آذر 1387

کشور تانزانیا

 
جمهوری متحد تانزانیا ( United Republic of Tanzania ) واقع است در شرق آفریقا ، جنوب کنیا و اوگاندا ، شرق روآندا ، بوروندی و جمهوری دموکراتیک کنگو ، شمال موزامبیک و مالاوی و شمال شرق زامبیا ، اقیانوس هند در شرق و سه دریاچه ی مهم آفریقا یعنی ، ویکتوریا ، تانگانیکا و نیاسا به ترتیب در شمال ، غرب و جنوب تانزانیا واقع شده اند و جزایر زنگبار نیز در شرق تانزانیا و در آبهای اقیانوس هند قرار دارد . پایتخت تانزانیا ، شهر دار السلام ( Dar es Salaam ) با 2 میلیون و 340 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت تانزانیا 945.087 کیلومتر مربع و جمعیت آن نزدیک به 40 میلیون نفر است . از مهمترین شهرهای تانزانیا می توان به ، آروشا 270 هزار نفر ، موانزا 210 هزار نفر ، موروگورو 207 هزار نفر و زنگبار 205 هزار نفر اشاره کرد . تانزانیا دارای آب و هوایی گرمسیری و مرطوب در امتداد ساحل و آب و هوایی معتدل در نواحی کوهستانی است . مرکز تانزانیا را فلات مسطح فرا گرفته است ، نواحی کوهستانی نیز در شمال و جنوب این کشور وجود دارند . بلندترین نقطه ی تانزانیا ، قله ی کلیمانجارو ( Kilimanjaro ) با 5895 متر ارتفاع در شمال تانزانیا و نزدیکی مرز با کنیا واقع شده است . بازرگانان عرب نخستین بار در سال 700 میلادی در این منطقه شروع به تشکیل مستعمره کردند . پرتغالی ها در 1500 میلادی به مناطق ساحلی این ناحیه رسیدند و تا قرن 17 کنترل منطقه ی تانزانیای کنونی را در دست داشتند . پس از آن سلطان عمان بر این منطقه مسلط شد . مناطقی که اکنون روآندا و بوروندی نامیده می شوند به انضمام ( تانگانیکا ، تانزانیای فعلی ) در سال 1885 به مستعمرات شرق آفریقای آلمان بدل شدند . بعد از جنگ جهانی اول قیومیت منطقه از طرف اتحادیه ی ملل به بریتانیا واگذار شد . اگرچه اطلاع مشخصی از تاریخ پیشین زنگبار ( Zanzibar ) در دست نیست ولی آنچه مسلم است این است که زنگبار با کشورهای عربی جنوب غرب آسیا در ارتباط بوده است ، در سال 1503 زنگبار به خراجگذار پرتغال تبدیل شد و از مناطق عمده ی بازرگانی منطقه تبدیل شد ولی زنگبار در سال 1698 تحت تسلط عمان و اعراب قرار گرفت . زنگبار در سال 1861 از عمان اعلام استقلال کرد و در سال 1890 تحت الحمایگی بریتانیا را پذیرفت . تانگانیکا ( تانزانیا ) در 9 دسامبر 1961 از بریتانیا اعلام استقلال کرد ، زنگبار نیز در 10 دسامبر 1961 از بریتانیا مستقل شد . دو ملت در 26 آوریل 1964 با یکدیگر ادغام شده و جمهوری مستقل تانگانیکا را تشکیل دادند ، شش ماه بعد نام " تانگانیکا " به " تانزانیا " تغییر یافت . در نوامبر 1978 ارتش اوگاندا به تانزانیا یورش برد ، تانزانیا نیز در ژانویه ی 1979 به حمله ی متقابل دست زد ، 5 هزار تن از نیروهای تانزانیا به 3 هزار تن از اوگاندایی های مخالف در تبعید پیوستند . در مدت یک ماه ، جنگی تمام عیار گسترش یافت . رئیس جمهور تانزانیا ، جولیوس نیرره ( Julius Nyerere ) نیروهایش را در اوگاندا نگه داشت و از رئیس جمهور سابق اوگاندا ، میلتون اوبوته ( Milton Obote ) اعلام حمایت کرد که این روند تا دسامبر 1980 و برگزاری انتخابات در اوگاندا ادامه یافت . در نوامبر 1985 نیرره از قدرت کناره گرفت و معاونش ، علی حسن اموینی ( Ali Hasan Mwini ) در یک انتخابات تک حزبی و غیر دموکراتیک جانشین او شد . سرانجام در اکتبر 1995 اولین انتخابات چند حزبی و دموکراتیک در تانزانیا برگزار شد و بنیامین ویلیام امکاپا ( Benjamin William Mkapa ) با اکثریت آرا رئیس جمهور تانزانیا شد . در 7 آگوست 1998 انفجار تروریستی در کنار سفارت آمریکا در دار السلام به وقوع پیوست که بیش از 10 کشته بر جای گذاشت ، حادثه ی مشابهی نیز چند روز بعد در کنار سفارت آمریکا در نایروبی ، کنیا اتفاق افتاد . پرزیدنت امکاپا ، اقتصاد تانزانیا را سر و سامان داد و با آلودگی محیط زیست و قطع درختان جنگلی به مقابله برخاست و سیاست های تازه ای را نیز برای مقابله با بیماری مهلک ایذر در دستور کار قرار داد . در زمینه ی سیاست خارجی نیز تانزانیا نقش دیپلماتیک پر رنگ تری در شرق آفریقا ایفا کرد و میزبان مذاکرات صلح کشورهایی چون روآندا و بوروندی شد . در اکتبر 2000 ، امکاپا مجددا در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری پیروز شد . در سال 2002 رهبر مخالفان دولت از رئیس جمهوری به خاطر خریدن یک جت شخصی به ارزش 21 میلیون دلار به شدت انتقاد کرد . در 21 دسامبر 2005 در انتخابات ریاست جمهوری در تانزانیا ، وزیر خارجه ی کابینه ی امکاپا ، " جاکایا کیکوته " ( Jakaya Kikwete ) از حزب ( CCM ) با کسب 80 % آرا ، اصلی ترین رقیبش ، ابراهیم لیپومبا ( Ibrahim Lipumba ) از حزب ( CUF ) را که تنها 11 % آرا را به دست آورد به برتری رسید و به عنوان رئیس جمهور تانزانیا معرفی شد . در فوریه ی 2008 نیز ، میزنگو پیندا ( Mizengo Pinda ) نخست وزیر تانرانیا شد . نژاد 99 % تانزانیایی ها ، آفریقایی ( 95 % بانتو به همراه بیش از 130 قبیله ی دیگر ) و 1 % نیز غیر آفریقایی ( آسیایی ، اروپایی و عرب ) می باشد . دین 30 % مردم تانزانیا ، مسیحی ، 35 % مسلمان و 35 % نیز پیرو عقاید بومی و قبیله ای هستند ( دین 99 % ساکنان جزایر زنگبار ، مسلمان است ) . زبان رسمی تانزانیا ، سواحلی و انگلیسی هردو زبان رسمی تانزانیا است ، عربی نیز به خصوص در زنگبار رایج است ، همچنین لهجه های بانتو نیز کاربرد دارد . واحد پول تانزانیا ، شیلینگ با واحد جزء ( سنت ) نام دارد . از مهمترین صادرات تانزانیا می توان به ، طلا ، قهوه ، درخت بلارد و پنبه اشاره کرد . تانزانیا از اعضای کشورهای اتحادیه ی آفریقاست .










تانزانیا دارای 26 منطقه می باشد :




1 - آروشا (
Arusha )


2 - دار السلام (
Dar es Salaam )


3 - دودوما (
Dodoma )


4 - ایرینگا (
Iringa )


5 - کاگرا (
Kagera )


6 - کیگوما (
Kigoma )


7 - کلیمانجارو (
Kilimanjaro )


8 - لیندی (
Lindi )


9 - مانیارا (
Manyara )


10 - مارا (
Mara )


11 - امبیا (
Mbeya )


12 - موروگورو (
Morogoro )


13 - اوتوارا (
Mtwara )


14 - موانزا (
Mwanza )


15 - پمبا نورت (
Pemba North )


16 - پمبا ساوت (
Pemba South )


17 - پوانی (
Pwani )


18 - روکوا (
Rukwa )


19 - روووما (
Ruvuma )


20 - شینیانگا (
Shinyanga )


21 - شینگیدا (
Shingida )


22 - تابورا (
Tabora )


23 - تانگا (
Tanga )


24 - زنگبار مرکزی - جنوبی (
Zanzibar Center / South )


25 - زنگبار شمالی (
North Zanzibar )


26 - زنگبار شهری - غربی (
Zanzibar Urban / West )





نوشته شده توسط جهان شناس در 18:50 |  لینک ثابت   • 

شنبه نهم آذر 1387

کشور مالی

جمهوری مالی ( Republic of Mali ) کشوری است واقع در غرب آفریقا ، جنوب غرب الجزایر ، غرب نیجر ، شرق موریتانی و سنگال ، شمال بورکینا فاسو و ساحل عاج و شمال شرق گینه . پایتخت مالی ، شهر باماکو ( Bamako ) با 1 میلیون و 300 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت مالی 1 میلیون و 240 هزار کیلومتر مربع و جمعیت آن نزدیک به 12 میلیون نفر می باشد . از مهمترین شهرهای مالی می توان به ، سیکاسو 114 هزار نفر ، سگو 90 هزار نفر ، موپتی 80 هزار نفر و گائو 55 هزار نفر اشاره کرد . تنها منطقه ی حاصلخیز و بارور مالی جنوب این کشور است که به برکت وجود دو رود ، نیجر ( Niger ) و سنگال ( Senegal ) می باشد . مالی دارای آب و هوایی گرمسیری و خشک می باشد ، نیمه ی شمالی مالی را صحرای بزرگ آفریقا دربر گرفته است ، مالی دارای آب و هوایی گرم و خشک بین فوریه تا ژوئن ، بارانی ، مرطوب و معتدل از ژوئن تا نوامبر و سرد و خشک از نوامبر تا فوریه می باشد . پوشش گیاهی مالی را عمدتا تپه های شنی و ماسه ای در شمال و پوشش گیاهی ساوان در جنوب تشکیل می دهد . مالی دارای اقلیمی نسبتا هموار است ، بلندترین نقطه ی مالی ، قله ی هومبوری توندو ( Hombori Tondo ) نام دارد که با 1155 متر ارتفاع در شرق مالی واقع شده است . مالی بین قرون 12 تا 16 میلادی تحت تسلط امپراطوری مالینکه ( Malinke ) قرار داشت . امپراطوری سونگای ( Songhai ) نیز در قرن 15 میلادی بر منطقه ی تیمبوکتو گائو ( Timbuktu-Gao ) فرمان می راند . مراکش در سال 1591 تیمبوکتو را تسخیر و حدود دو قرن بر آن حکومت کرد . در اواخر قرن 19 به تدریج نفوذ فرانسه در منطقه ی غرب آفریفا گسترش یافت و توانست با مطیع ساختن حکام محلی ، مالی را در سال 1904 به صورت مستعمره ی خود درآورد ، نام مالی در سال 1920 به ، سودان فرانسه ( French Sudan ) تغییر یافت و در سال 1946بخشی از اتحادیه ی فرانسه شد . به اوج گرفتن جنبش های استقلال طلبانه در مالی ، این کشور در 20 ژوئن 1960 از فرانسه اعلام استقلال کرد و به همراه جمهوری سنگال با نام ، جمهوری سودانی ( Sudanese Republic ) به فدراسیون مالی پیوست . سنگال خیلی زود در 20 آگوست 1960 از اتحادیه خارج شد ، و بدین ترتیب جمهوری سودانی در 22 سپتامبر 1960 با نام جمهوری مالی اعلام استقلال کرد . در دهه ی 1960 تمرکز مالی بر روی گسترش اقتصاد خود بود ، همچنین مرتبا از هر دو بلوک شرق و غرب ، همین طور آژانس های مالی بین المللی ، کمک اقتصادی دریافت می کرد . در سال 1968 ، مادیبو کیتا ( Madibo Keita ) به عنوان اولین رئیس جمهور مالی انتخاب شد . ارتش ، دولت را در 19 نوامبر 1968 سرنگون کرد و اداره ی مالی برای 20 سال به چنگ نطامیان افتاد . مالی و بورکینا فاسو از 25 دسامبر تا 29 دسامبر 1985 به علت اختلافات مرزی برای 4 روز وارد جنگ شدند ، که البته خیلی زود فیصله یافت . در سال 1991 دیکتاتور نظامی ، موسی ترائوره ( Moussa Traore ) سرنگون شد و مالی وارد یک دوره ی گذار به دموکراسی شد . در سال 1992 آلفا کُناره ( Alpha Konare ) به عنوان اولین رئیس جمهور مالی که به شیوه ی دموکراتیک انتخاب شده ، معرفی شد . در اوایل دهه ی 90 دولت جنگی را با شورشیان توارگ ، صحرانشین ها ، بربرها و عرب نژاد ها که ساکنان شمال مالی و منطقه ی صحرای آفریقا بودند را آغاز کرد . توارگ ها دولت را متهم به ، به حاشیه راندن و بی توجهی کردن به فرهنگ و قومیت آنان می کردند . در سال 1995 پیمان صلحی بین شورشیان و دولت مالی امضا شد و هزاران تن از آوارگان توراگ به مالی بازگشتند . دومین انتخابات چند حزبی مالی در ماه می 1997 برگزار شد و کُناره مجددا به مدت 5 سال دیگر رئیس جمهور مالی باقی ماند . کُناره به خاطر اقداماتش جهش احیای اقتصاد مالی توسط جوامع جهانی ستوده شد . او با بهره گیری از راهنمایی های سازمان صندوق بین المللی پول ، سرمایه گذاری های خارجی را در مالی افزایش داد و این کشور را پس از مصر به دومین صادر کننده ی پنبه در آفریقا تبدیل کرد . او همچنین به عنوان رئیس سازمان 15 ملیتی ECOWAS ، جامعه ی اقتصادی کشورهای غرب آفریقا ( Economy Community Of West African States ) انتخاب شد . او پس از دو دوره ی پنج ساله که شکوفایی و پیشرفت را برای مالی به ارمغان آورد در سال 2002 بازنشسته شد . در ژوئن 2002 ، آمادو تومانی توره ( Amadou Tomani Toure ) که از شخصیتی محبوب و مردمی برخوردار بود به عنوان رئیس جمهور مالی انتخاب شد . او از طراحات کودتای 1991 و از مجریان پایان دادن به 20 سال حاکمیت دیکتاتوری و نظامی در مالی به شمار می رفت . او در سال 2004 ، عثمان ایسوفی مایگا ( Ousmane Issoufi Maiga ) را عنوان نخست وزیر جدید مالی منصوب کرد . در سال 2005 ، حمله ملخ ها به مزارع کشاورزی مالی و همچنین خشکسالی 10 % از مردم مالی را با خطر گرسنگی مواجه کرد . در ژوئن 2006 دولت به منظور پایان دادن به شورش ها در مالی با شورشیان توراگ پیمان صلح امضا کرد . رئیس جمهور قول داد برنامه هایی به منظور کاهش فقر و بهبود وضع اقتصادی توراگ ها پیاده کند . توره در انتخابات آوریل 2007 مجددا با کسب 68 % آرا به عنوان رئیس جمهور مالی انتخاب شد . رقیب مخالف او ، ابراهیم بوباسار کیتا ( Ibrahim Boubacar Keita ) فقط 18 آرا را از آن خود کرد . در سپتامبر 2007 ، عثمان میگا از سمت خود استعفا نمود و مادیبو سیدیبه ( Madibo Sidibe ) جایگزین او در پست نخست وزیر مالی شد . نژاد 50 % مردم مالی ، مانده ( بامبارا ، مالینکه و سونینکه ) ، 17 % پئول ، 12 % ولتائیک ، 6 % سونگای و 10 % توارگ و مور می باشد ، همچنین دین 90 % مردم مالی ، مسلمان ، 1 % مسیحی و 9 % نیز عقاید بومی و قبیله ای می باشد . زبان رسمی مالی ، فرانسوی است ، بامبارا و سایر لهجه های آفریقایی نیز رایج است . واحد پول مالی ، فرانک سی اف آ با واحد جزء ( سانتیم ) نام دارد . از مهمترین صادرات مالی می توان به پنبه ، طلا و احشام زنده اشاره کرد . مالی از اعضای کشورهای اتحادیه ی آفریقاست .









مالی دارای 8 استان می باشد :



1 - گائو ( Gao )

2 - کایز ( Kayes )

3 - کیدال ( Kidal )

4 - کولیکورو ( Koulikoro )

5 - موپتی ( Mopti )

6 - سگو ( Segou )

7 - سیکاسو ( Sikasso )

8 - تومبوکتو ( Tombouctou )



نوشته شده توسط جهان شناس در 18:49 |  لینک ثابت   • 

شنبه نهم آذر 1387

کشور بورکینافاسو

جمهوری بورکینا فاسو ( Republic of Burkina Faso ) که قبلا ولتای علیا ( Upper Volta ) نیز نامیده می شد ، واقع است در غرب آفریقا ، جنوب مالی ، غرب نیجر ، شمال ساحل عاج و غنا و شمال غرب بنین . پایتخت بورکینا فاسو ، شهر واگادوگو ( Ouagodougou ) با 970 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت بورکینا فاسو 274.200 کیلومتر مربع و جمعیت آن 14 میلیون و 326 هزار نفر است . از مهمترین شهرهای بورکینا فاسو می توان به بوبودیالاسو 310 هزار نفر ، کودوگو 73 هزار نفر ، بانفورا 50 هزار نفر و واهیگویا 53 هزار نفر اشاره کرد . از نظر اقلیمی بورکینا فاسو شامل دشت های وسیع ، تپه های کوتاه ، پوشش گیاهی ی عمده ی ساوان و ناحیه ی بیابانی در شمال این کشور می باشد . بورکینافاسو کشور صاف و همواری می باشد ، به طوری که پست ترین نقطه ی این کشور ، رود موهون ( Mouhoun River ) با 200 متر ارتفاع و بلند ترین نقطه ی آن منطقه ی تنا کورو ( Tena Kourou ) با 749 متر ارتفاع از سطح دریا در غرب بورکینافاسو واقع شده است . ساکنان اضلی بورکینا فاسو ، قبایل بوبو ( Bobo ) ، لوبی ( Lobi ) و گورونزی ( Gurunsi ) بودند ، سپس قبایل ، موسی ( Mossi ) و گورما ( Gurma ) نیز در قرن 14 میلادی به این منقطه مهاجرت کردند . سرزمین های تحت امپراطوری قبایل موسی در سال 1897 به صورت تحت الحمایه ی فرانسه در آمد ، در سال 1903 فرانسه سایر قبایل را نیز تحت انقیاد خود درآورد و این منطقه را ، ولتای علیای فرانسه ( French Upper Volta ) نامید . ولتای علیا در سال 1919 به مستعمره ی مجزای فرانسه تبدیل شد و در میان نیجر ، سودان و ساحل عاج در سال 1932 تفکیک شد . سپس به بورکینا فاسو خودگردانی داخلی داده شد ، بورکینا فاسو در 5 آگوست 1960 از فرانسه اعلام استقلال کرد . مائوریس یامئوگو ( Maurice Yameogo ) ، اولین رئیس جمهور بورکینا فاسو در سال 1961 شد ، حکومت یامئوگو در 3 ژانویه ی 1966 به دنبال کودتای نظامی توسط سرهنگ سانیول لامیزانا ( Sangoule Lamizana ) سرنگون شد . لامیزانا مجمع ملی را منحل اعلام و قانون اساسی را به حالت تعلیق درآورد . به دنبال اعتراضات داخلی در سال 1978 قانون اساسی بازگشت و مجمع ملی دوباره تشکیل یافت . در 25 نوامبر 1980 سرهنگ سیه زربو ( Saye Zerbo ) در یک کودتای بدون خونریزی حکومت لامیزانا را ساقط کرد ، در عوض ، ژان باپتیست اودرائوگو ( Jean-Baptist Ouedraogo ) نیز در 7 نوامبر 1982 حکومت زربو را برکنار کرد . ولی تغییر انقلابی دیگری در راه بود ، یک فرمانده ی جنگی 33 ساله به نام توماس سانکارا ( Thomas Sankara ) قدرت را در دست گرفت . این مارکسیست لنینیست که از سران قبیله ی موسی بود از حق آزادی زنان دفاع کرد و با کره ی شمالی ، لیبی و کوبا متحد شد . همچنین سانکارا در سال 1984 نام " ولتای علیا " را از این کشور حذف و ، نام جدید این کشور را " بورکینا فاسو " ( Burkina Faso ) که در زبان بومیان موسی به معنای " سرزمین مردان درستکار " می باشد ، گذاشت . هنگامی که سانکارا سرگرم سرمایه گذاری در مدرسه سازی ، تولیدات غذایی و کلینک بود بسیاری از استاندارد های زندگی را در بورکینا فاسو بهبود بخشید ، در این شرایط سرمایه گذاری خارجی از رونق افتاد و بسیاری از سرمایه گذاران و تجار خارجی ، بورکینا فاسو را ترک کردند و اعتصاب اتحادیه ی کارگران ناراضی آغاز شد . در 15 اکتبر 1987 ، سربازان وفادار سابق ، سانکارا را ترور کردند . بهترین دوست و متحد سانکارا ، بلیسه کامپائوره ( Blaise Compaore ) پس از قتل سانکارا به قدرت رسید ، او بلافاصله پس از به قدرت رسیدن سعی در اصلاح انقلاب سارانکا داشت . در سال 1991 ، کامپائوره پیشنهاد بانک جهانی را مبنی بر اصلاحات اقتصادی پذیرفت . قانون اساسی جدید راه را برای برگزاری انتخابات در سال 1991 هموار کرد . در این انتخابات کامپائوره به سادگی پیروز شد ، اگرچه احزاب مخالف این انتخابات را تحریم کردند . در سال 1998 کامپائوره مجددا در انتخابات پیروز شد و رئیس جمهور باقی ماند . طرح یک کودتا بر علیه رئیس جمهور در سال 2003 خنثی شد . در انتخابات 13 نوامبر 2005 پرزیدنت کامپائوره دوباره برای 5 سال تا سال 2010 در پست خود ابقا شد . در ژوئن 2007 ، نخست وزیر یونلی از سمت خود استعفا داد و ترتیوس زونگو ( Tertius Zongo ) که پیشتر سفیر بورکینا فاسو در ایالات متحده ی آمریکا و وزیر دارایی بورکینا فاسو نیز بود در 4 ژوئن 2007 نخست وزیر بورکینا فاسو شد . بیش از 40 % نژاد بورکینا فاسو را قبایل موسی ، و 60 % را نیز سایر قبایل ( گورونزی ، سنوفو ، لوبی ، بوبو ، مانده و فولانی ) تشکیل می دهند ، همچنین دین 50 % مردم بورکینا فاسو ، مسلمان ، 40 % عقاید بومی و قبیله ای و 10 % نیز مسیحی ( اکثرا کاتولیک ) می باشد . زبان فرانسوی ، زبان رسمی بورکینا فاسو می باشد ، زبانهای بومی نیز در بورکینا فاسو رایج است . واحد پول بورکینا فاسو ، فرانک سی اف آ با واحد جزء ( سانتیم ) نام دارد . از مهمترین صادرات بورکینا فاسو می توان به ، پنبه ، احشام و طلا اشاره کرد . بورکینا فاسو از جمله کشورهای عضو اتحادیه ی آفریقا به شمار می رود .











بورکینا فاسو دارای 22 استان می باشد :




1 - باله ( Bale )

2 - بام ( Bam )

3 - بانوا ( Banwa )

4 - کوموئه ( Comoe )

5 - گورما ( Gourma )

6 - کادی اوگو ( Kadiogo )

7 - کومپینگا ( Kompienga )

8 - کوریتنگا ( Kouritenga )

9 - لرابا ( Leraba )

10 - لوروم ( Loroum )

11 - موهون ( Mouhoun )

12 - ناهوری ( Nahouri )

13 - نامنتنگا ( Namentenga )

14 - نایالا ( Nayala )

15 - اودالان ( Oudalan )

16 - پاسوره ( Passore )

17 - پونی ( Poni )

18 - سنو ( Seno )

19 - سورو ( Sourou )

20 - تاپوا ( Tapoa )

21 - یاتنگا ( Yatenga )

22 - زوندوما ( Zondoma )




نوشته شده توسط جهان شناس در 18:49 |  لینک ثابت   • 

شنبه نهم آذر 1387

کشور موزامبیک

جمهوری موزامبیک ( Republic of Mozambique ) کشوری است واقع در جنوب شرق آفریقا ، جنوب تانزانیا ، جنوب و شرق مالاوی ، جنوب شرق زامبیا ، شرق زیمباوه ، شمال شرق آفریقای جنوبی ، شرق سوازیلند و در کنار اقیانوس هند ( در شرق ) . پایتخت موزامبیک ، شهر ماپوتو ( Maputo ) با 1 میلیون و 250 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت موزامبیک 801.590 کیلومتر مربع و جمعیت آن 20 میلیون و 905 هزار نفر است . از مهمترین شهرهای موزامبیک می توان به ماتولا 441 هزار نفر ، بیرا 413 هزار نفر و نامپولا 315 هزار نفر اشاره کرد . موزامبیک دارای آب و هوای بالای استوایی و مرطوب می باشد ، از نظر اقلیمی موزامبیک در امتداد ساحل اقیانوس هند دارای سرزمین های کوتاه و پست ، سرزمین های بلند در مرکز ، فلات مرتفع در شمال غرب و نواحی کوهستانی در غرب می باشد . مرتفع ترین نقطه ی موزامبیک ، مونته بینگا ( Monte Binga ) نام دارد که 2436 متر از سطح دریا ارتفاع داشته و در غرب موزامبیک در منطقه ی مرزی با زیمباوه واقع شده است . همچنین حدود 25 رود عمده از موزامبیک به اقیانوس هند می ریزند که مهمترین آنها ، رود زامبزی ( Zambezi River ) نام دارد . دریاچه ی نیاسا ( Nyasa Lake ) نیز در شمال موزامبیک در کنار مرز با مالاوی واقع شده است . قوم بانتو ( Bantu ) در هزاره ی اول پیش از میلاد در منطقه ی موزامبیک فعلی ساکن شدند ، بعدها تجار سواحلی و عرب نیز در این ناحیه سکنی گزیدند . این منطقه در سال 1498 میلادی توسط ، واسکو دو گاما ( Vasco da Gama ) دریانورد پرتغالی کشف شد و در سال 1505 به صورت مستعمره ی پرتغال درآمد . در سال 1510 ، پرتغال کنترل تمامی سلطان نشین های عربی ساحل شرقی آفریقا را در دست گرفت . پس از حدود دو قرن و زوال پرتغال در اروپا بسیاری از نواحی شرق آفریقایی به دست دیگر استعمارگران اروپایی افتاد و نقش مستعمراتی پرتغال در آفریقا کمرنگ شد . فعالیت های گروههای مسلح در سال 1963 در پرتغال آغاز شد ، این درگیری ها در سال 1973 به اوج خود رسید و پرتغال را مجبور کرد حدود 40 هزار نظامی را برای مبارزه با شورشیان به موزامبیک گسیل کند . آتش بس در سپتامبر 1974 بین پرتغال و شورشیان به امضا رسید و پس از 470 سال استعمار پرتغال بر موزامبیک سرانجام در 25 ژوئن 1975 ، موزامبیک از پرتغال اعلام استقلال کرد . بلافاصله پس از استقلال در موزامبیک نظام جمهوری برقرار گردید و سامورا مویسس ماشل ( Samora Moises Machel ) که رهبر شورشیان ( Frelimo ) در مبارزه ی 10 ساله با استعمار پرتغال در راه استقلال موزامبیک بود ، به عنوان اولین رئیس جمهور موزامبیک شد . چندی بعد مویسس ماشل بر اثر سانحه ی هوایی درگذشت و وزیر خارجه ی کابینه اش ، ژواکیم آلبرتو چیسانو ( Juaquim Alberto Chissano ) به عنوان جانشین او برگزیده شد . در 25 ژانویه ی 1985 ، پس از گذشت یک دهه از استقلال موزامبیک حزب حاکم ( Frelimo ) با یک مشکل اساسی و آن هم شورشیان مسلحی موسوم به مقاومت ملی موزامبیک ( Mozambique National Resistance ) یا رنامو ( Renamo ) رو به رو بود که به وسیله ی اقلیت سفید پوست آفریقای جنوبی حمایت می شدند . جنبش شورشیان ، تلاش چیساتو را برای برقراری سوسیالیسم در کشور ناکام گذاشتند ، بدین ترتیب چیسانو در سال 1989 از قدرت کناره گیری کرد . در سال 1990 قانون اساسی اصلاح شد و تمام احزاب سیاسی به رسمیت شناخته شده و حق فعالیت یافتند ، پیش از این قدرت تنها در انحصار حزب ( Frelimo ) بود و احزاب مخالف حق دخالت در سیاست را نداشتند . پیمان آتش بس در اکتبر 1992 بین گروهها و جناح های مختلف موزامبیک امضا شد و قرار بر آن شد که کشور توسط دولت غیر نظامی اداره شود ، بدین ترتیب به 16 سال جنگ داخلی در موزامبیک پایان داده شد . در یک انتخابات دموکراتیک چند حزبی ، ژواکیم آلبرتو چیسانو در این انتخابات پیروز و مجددا به قدرت بازگشت . در نوامبر 1995 موزامبیک به عنوان اولین کشور غیر مستعمره ی بریتانیا به اتحادیه ی کشورهای مشترک المنافع پیوست . چیسانو با برقراری اقتصادی مبتنی بر نظم ، در زمینه ی تحول اقتصادی در موزامبیک بسیار موفق بود و در اواخر دهه ی میلادی ، موزامبیک در بین کشورهایی با رشد اقتصادی بالا جای گرفت . سالهای 1999 تا 2001 به علت بروز بلایای طبیعی بدترین جزء بدترین سالها برای موزامبیک به شمار می رود ، در زمستان 2000 و 2001 سیل باعث کشته شدن صدها نفر ، بی خانمان شدن هزاران تن و خسارات مالی بسیار سنگین در موزامبیک شد . در سال 2002 چیسانو اعلام کرد برای دور سوم انتخابات نامزد نخواهد شد . در انتخابات ریاست جمهوری که در 2 فوریه ی 2005 در موزامبیک برگزار شد ، آرماندو گوئه بوزا ( Armando Guebuza ) از حزب ( Frelimo ) که در میان مردم موزامبیک از محبوبیت زیادی بر خوردار است با کسب 63 % آرا در مقابل رقیبش ، آفونسو زلاکاما ( Afonso Dhlakama ) از حزب رنامو ( Renamo ) که تنها 31 % آرا را از آن خود کرد ، به پیروزی رسید . در 17 فوریه ی 2004 نیز لوئیزا دیوگو ( Luisa Diogo ) به عنوان نخست وزیر موزامبیک منصوب شد . نژاد 99 % موزامبیکی ها ، آفریقایی ( ماخوا ، تسونگا ، لوموه ، سنا ) و کمتر از 1 % را نیز ، اروپایی ، اروپایی - آفریقایی و هندی تشکیل می دهند . همچنین دین 23 % موزامبیکی ها ، کاتولیک ، 17 % مسلمان ، 17 % صهیونیست مسیحی ، 21 % پیرو عقاید بومی و قبیله ای و 20 % نیز دینی ندارند . زبان رسمی موزامبیکی ها ، پرتغالی می باشد ، در کنار پرتغالی ، لهجه های بانتو مثل اماخوا ، ژیچانگانا ، الوموه ، کیسنا ، اچوامبو و همچنین سواحلی نیز کاربرد دارد . واحد پول موزامبیک ، متیکال با واحد جزء ( سنتاوو ) نام دارد . از مهمترین صادرات موزامبیک می توان به آلومینیوم ، میگو ، درخت بلارد ( قرص کمر ) ، پنبه ، شکر ، مرکبات و الوار اشاره کرد . موزامبیک از اعضای کشورهای اتحادیه ی آفریقا می باشد .











موزامبیک شامل 10 استان می باشد :




1 - کابو دل گادو ( Cabo Delgado )

2 - گازا ( Gaza )

3 - اینهامبانه ( Inhambane )

4 - مانیکا ( Manica )

5 - ماپوتو ( Maputo )

6 - نامپولا ( Nampula )

7 - نیاسا ( Niassa )

8 - سوفالا ( Sofala )

9 - تته ( Tete )

10 - زامبزیا ( Zambezia )




نوشته شده توسط جهان شناس در 18:48 |  لینک ثابت   • 

شنبه نهم آذر 1387

کشور تونس

جمهوری تونس ( Republic of Tunisia ) واقع است در شمال آفریقا ، شمال شرق الجزایر ، شمال غرب لیبی ، غرب جزیره ی سیسیل و در کنار دریای مدیترانه ( در شمال ) . پایتخت تونس ، شهر تونس ( Tunis ) با 700 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت تونس 163.610 کیلومتر مربع و جمعیت آن 10 میلیون و 276 هزار نفر است . از مهمترین شهرهای تونس می توان به صفاقس 270 هزار نفر ، اریانه 217 هزار نفر ، سوسه 156 هزار نفر ، قیروان 105 هزار نفر ، بیزرت 103 هزار نفر ، قابس 100 هزار نفر اشاره کرد . کشور تونس دارای اقلیمی گرم می باشد ، آب و هوایی گرم و مرطوب مدیترانه ای در شمال و آب و هوایی گرم و خشک در جنوب که عمده ی آنرا صحرای بزرگ آفریقا دربر می گیرد ، همچنین شمال تونس کوهستانی می باشد . بلندترین نقطه ی تونس ، جبل الچمبی ( Jebel ech Chambi ) نام دارد که 1544 متر ارتفاع دارد و در غرب تونس واقع شده است . تونس در قرن 12 پیش از میلاد زیستگاه فینقی ها ( Phoenicians ) بوده که تا 5 پیش از میلاد ( حدودا 7 قرن ) ادامه داشته است . بر بزرگترین دولت شهر آن ، کارتاژ ( Carthage ) که از یک نام فینقی به معنی " شهر جدید " مشتق شده است یکی از مقتدر ترین دولت های منطقه ی مدیترانه ی غربی حکومت می کرد . سه جنگ بین رومیان و کارتاژی ها که به جنگ های پونیک ( Punic Wars ) معروف است در 146 پیش از میلاد به وقوع پیوست ، در جنگ دوم ما بین آنها با وجود مقاومت دلیرانه ی هانیبال ( Hannibal ) سردار کارتاژی ، این ولت شهر از رومیان به رهبری ، سیپیو آفریکانوس ( Scipio Africanus ) شکست خورد و کارتاژ به کلی نابود شد . به جز برای حدود یک قرن ( 439 تا 533 ) میلادی ، کارتاژ توسط امپراطوری روم اداره می شد . طی سالهای 648 تا 669 ، این منطقه توسط اعراب اشغال شد و چندین طایقه ی عرب یا بربر به تناوب بر تونس حکومت می کردند . بین سالهای 1570 تا 1574 تونس توسط امپراطوری عثمانی اشغال شد و تا قرن 19 تحت تسلط ترکان عثمانی باقی ماند . در قرن 16 دزدان دریایی که عموما بربر بودند باعث ناامنی های گسترده در دریای مدیترانه بودند و به خصوص کشتی های تجاری و بازرگانی را غارت می کردند . نیروهای فرانسوی در سال 1881 تونس را به تصرف درآوردند . در همین سال تونس به عنوان تحت الحمایه ی فرانسه درآمد . مبارزات ناسیونالسیتی مردم تونس برای کسب استقلال سرانجام به بار نشست و در روز 20 مارچ 1956 ، تونس از فرانسه اعلام استقلال کرد . از ان پس نظام پادشاهی در تونس برقرار گردید ، نظام پادشاهی چندان دوامی نداشت و یکسال بعد سرنگون شد ، نظام جمهوری در 25 جولای 1957 در تونس روی کار آمد و " حبیب بورگویبا " ( Habib Burguiba ) به عنوان اولین رئیس جمهور تونس انتخاب شد . بورگویبا به علت داشتن سیاست خارجی هوادار غرب دشمنان زیادی از جمله افراط گرایان مسلمان پیدا کرد . تونس در جریان جنگ اعراب و اسرائیل در ژوئن 1967 از قطع رابطه با آمریکا خودداری کرد . با رشد بنیادگرایی اسلامی در منطقه ی شمال آفریقا ، دولت تونس نیز سیاست های تازه ای را برای مقابله با تروریسم اسلامی اتخاذ کرد . در سال 1987 مخلفان بورگویبا اعلام کردند ، بورگویبا به علت کهولت سن و زوال عقلی صلاحیت لازم را برای باقی ماندن در پست ریاست جمهوری ندارد ، پس از آن طی یک کودتای بدون خونریزی ، ژنرال زین العابدین بن علی ( Gen. Zine al Abedin Bin Ali ) قدرت را در تونس در دست گرفت . به حکومت رسیدن زین العابدین بن علی با سرکوب مخالفان و عدم رعایت حقوق بشر و آزادی بیان همراه بود . حقوق بشر نادیده گرفته شد ، بنیادگرایی اسلامی رشد یافت و احساسات ضد غربی شدت پیدا کرد . زین العابدین بن علی در اکتبر 1999 با کسب 99 % آرا در میان انتقادهای ناظران حقوق بشر مجددا به عنوان رئیس جمهور تونس انتخاب شد . در ماه می 2000 در انتخابات محلی ، جزب رئیس جمهور ، حزب دموکراتیک با بیش از 92 % آرا حائز رتبه ی نخست شد ، این انتخابات با تحریم مخالفان همراه بود . اقتصاد تونس در اواخر دهه ی 90 به علت گرایش سرمایه گذاران خارجی برای سرمایه گذاری در این کشور رشد چشم گیری یافت . در یک رفراندوم که در ماه می 2002 در تونس برگزار شد محدودیت سه دوره پیاپی ریاست جمهوری لغو شد ، این شرایط به زین العابدین بن علی اجازه می داد بیش از 15 سال نیز به حکومت ادامه دهد ، این اقدام با اعتراض احزاب مخالف همراه بود . زین العابدین بن علی در 24 اکتبر 2004 با 94 % آرا باز هم در سمت خود در پست ریاست جمهوری ابقا شد . محمد غنوشی ( Mohamed Ghannouchi ) نیز در 17 نوامبر 1999 به سمت نخست وزیر تونس انتخاب شد . نژاد 98 % تونسی ها ، عرب ، 1 % اروپایی و 1 % نیز یهودی هستند . همچنین دین 98 % مردم تونس ، مسلمان ، 1 % مسیحی و 1 % نیز یهودی است . زبان رسمی تونس ، عربی است ، در کنار عربی ، فرانسوی نیز کاربرد دارد . واحد پول تونس ، دینار با واحد جزء ( میلیم ) نام دارد . از جمله مهمترین صادرات تونس می توان به ، پوشاک ، کالاهای نیمه ساخته و منسوجات ، فراورده های کشاورزی ، کالاهای مکانیکی و فسفات و مواد شیمیایی اشاره کرد . توریسم نیز از مهم ترین صنایع تونس به شمار می رود . تونس از جمله کشورهای اتحادیه ی عرب است .









تونس شامل 24 استان می باشد :




1 - اریانه ( Ariana )


2 - بیجه ( Beja )


3 - بن عروس ( Ben Arous )


4 - بیزرت ( Bizerte )


5 - قابس ( Gabes )


6 - قفصه ( Gafsa )


7 - جندوبا ( Jendouba )


8 - قیروان ( Kairouan )


9 - قصرین ( Kasserine )


10 - قبلیه ( Kebili )


11 - کاف ( Kaf )


12 - مهدیه ( Mahdia )


13 - منوبه ( Manouba )


14 - مدنین ( Medenine )


15 - منستیر ( Monastir )


16 - نبول ( Nabeul )


17 - صفاقس ( Sfax )


18 - سیدی بو زید ( Sidi Bou Zid )


19 - سلیانه ( Siliana )


20 - سوسه ( Sousse )


21 - تتوین ( Tataouine )


22 - توزر ( Tozeur )


23 - تونس ( Tunis )


24 - زغوان ( Zaghouan )




نوشته شده توسط جهان شناس در 18:47 |  لینک ثابت   • 

شنبه نهم آذر 1387

کشور روآندا

جمهوری روآندا ( Republic of Rwanda ) کشوری است واقع در مرکز متمایل به شرق آفریقا ، جنوب اوگاندا ، شمال غرب تانزانیا ، شمال بوروندی و شرق جمهوری دموکراتیک کنگو ، ( دریاچه ی کیوو " Lake Kivu " در غرب روآندا و در امتداد مرز با جمهوری دموکراتیک کنگو قرار دارد ) . پایتخت روآندا ، شهر کیگالی ( Kigali ) با 610 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت روآندا 26.338 کیلومتر مربع و جمعیت آن 9 میلیون و 908 هزار نفر است . از شهرهای مهم روآندا می توان به ، گیتاراما 85 هزار نفر ، بوتاره 77 هزار نفر ، روهنگری 70 هزار نفر و گیسن یی 67 هزار نفر اشاره کرد . روآندا از نظر پوشش گیاهی دارای کوههای پر شیب و دره های عمیق می باشد ، همچنین این کشور دارای آب و هوایی مرطوب و استوایی است . از مهمترین رودهایی که در روآندا جریان دارند می توان به نیابارونگا ( Nyabaronga ) و امووگو ( Mwogo ) اشاره کرد . شمال غرب روآندا را رشته کوههای ویرونگا ( Virunga Mountains ) در بر گرفته اند که بلندترین نقطه ی روآندا نیز قله ی آتشفشانی " کاریسیمبی " ( Karisimbi ) نام دارد که با 4519 متر ارتفاع درمیان رشته کوههای ویرونگا در شمال غرب روآندا واقع شده است. روآندا از نظر ازدیاد تراکم جمعیت در آفریقا در رتبه ی نخست قرار دارد . ساکنان اصلی روآندا را سابقا قبایل توآ ( Twa ) تشکیل می دادند که اکنون فقط 1 % از جمعیت روآندا را شامل می شوند . سپس دو گروه نژادی مجزای هوتو و توتسی که دارای زبان یکسان بودند در همچنین دارای رسوم مشترک مانند برون همسری و خصوصیات فرهنگی مشترک بودند در منطقه ی فعلی روآندا مستقر شدند . مطابق روایات ، درگیری بین این دو قوم بیش از اینکه نژادی باشد شغلی بوده است ، قبایل هوتو کشاورز بودند ولی توتسی ها با عنوان دامدار شناخته می شدند . فرضا توتسی بلند و لاغر بوده ولی هوتو ها کوتاه و چاق . این نشان دهنده ی اختلافات و کدورت های ریشه ای بین این دو قوم می باشد .در سال 1933 بلژیکی ها این دو قبیله را مجبور به حمل کارت های هویتی می کردند که ینیققا بر دیگری رجحان نژادی می داد ، آتش زیر خاکستر کم کم شعله ور شد که آتش آن در دهه ی 90 مردم این دو قبیله را به خاک و خون کشید که اثرات آن به بوروندی نیز گسترش پیدا کرد . روآندا در سال 1890 روآندا به یکی از مستعمرات شرق آفریقای آلمان تبدیل شد . البته نخستین ورود اروپایی ها به این منطقه به سال 1854 باز می گردد . در طول جنگ جهانی اول و در سال 1916 روآندا توسط قوای بلژیکی اشغال شد . پس از جنگ جهانی اول قیومیت روآندا همچنین بوروندی با عنوان " روآندا - یوروندی ( Ruanda-Urundi ) به بلژیک واگذار شد که تا سال 1946 و تاسیس سازمان ملل ادامه داشت ، با استقلال دیگر مستعمره ی بلژیک " زئیر " در سال 1960 ، اداره ی روآندا به صورت مستعمره ی بلژیک به این کشور محول شد . بلژیک در ابتدا حامی توتسی ها بود ولی سرانجام به تقسیم قدرت بین این دو قوم تشویق شد . تنش های نژادی ، روآندا را به سوی یک جنگ داخلی سوق داد ، پس از استقلال روآندا در 1 جولای 1962 از بلژیک و به قدرت رسیدن هوتو ها ، بسیاری از توتسی ها از کشور تبعید شدند . " ژاونال هابی آریمانا " ( Juvenal Habyarimana ) طی کودتای در سال 1973 رئیس جمهور روآندا شد . جنبش انقلاب ملی برای توسعه بین سالهای 1975 تا 1991 تنها حزب قانونی در روآندا به شمار می رفت . درگیری های قومی و نژادی بین قبایل هوتو و توتسی منشا جنگ های داخلی در روآندا بود ، در سال 1994 هواپیمای رئیس جمهور هابی آریمانا که یک هوتو بود طی سانحه ای سقوط کرد ، هوتوها مسبب این حادثه را توتسی ها قلمداد کردند ، بدین ترتیب نسل کشی هولناک و خانمان براندازی در این کشور به وقوع پیوست که در جریان آن نزدیک به 800 هزار نفر کشته شدند . جبهه ی میهن پرستان روآندا که گروهی شورشی تلقی می شدند با تسخیر کیگالی پایتخت ، کنترل کشور را در دست گرفتند . در این جریان میلیون ها آواره به کشورهای همسایه فرار کردند . در ماه می 2003 پارلمان روآندا تا تغییر قانون اساسی قانونی را تصویب کرد که به موجب آن نوعی تعادل و توازن بین سهم دو قوم هوتو و توتسی در حکومت برقرار شود تا بار دیگر نسل کشی سال 1994 تکرار نشود . در 22 آوریل 2000 سرلشکر پاول کاگامه ( Paul Kagame ) به عنوان اولین رئیس جمهور توتسی منتخب مردم روآندا در یک انتخابات دموکراتیک آزاد و در 8 مارچ 2000 برنارد ماکوزا ( Bernard Makuza ) به سمت نخست وزیر روآندا انتخاب شدند . نژاد 84 % مردم روآندا را هوتو ها ، 15 % را توتسی ها و 1 % را قبایل توا تشکیل می دهند ، همچنین دین 56 % روآندایی ها کاتولیک ، 26 % پروتستان ، 11 % ادونتیست ، 4 % مسلمان و 1 % نیز عقاید سنتی دارند . زبان های رسمی روآندا ، انگلیسی ، فرانسوی و کینیاروآندا هستند ، در کنار این سه زبان رسمی ، زبان سواحلی نیز رایج است . واحد پول روآندا ، فرانک با واحد جزء ( سانتیم ) نام دارد . صادرات روآندا را قهوه ، چای و قلع تشکیل می دهند . روآندا از اعضای کشورهای اتحادیه ی آفریقاست .











کشور روآندا شامل 12 استان می باشد :




1 - بوتاره ( Butare )


2 - بیومبا ( Byumba )


3 - کیانگوگو ( Cyangugu )


4 - گیکنگورو ( Gikongoro )


5 - گیسنی ( Gisenyi )


6 - گیتاراما ( Gitarama )


7 - کیبونگو ( Kibungo )


8 - کیبویه ( Kibuye )


9 - کیگالی ( Kigali )


10 - کیگالیویل ( Kigaliville )


11 - روهنگری ( Ruhengeri )


12 - یوموتارا ( Umutara )




نوشته شده توسط جهان شناس در 18:47 |  لینک ثابت   • 

شنبه نهم آذر 1387

کشور بوروندی

جمهوری بوروندی ( Burundi Republic of ) کشوری است در مرکز خاوری آفریقا ( مرکز متمایل به شرق ) ، مشرق کنگو کینشاسا ( زئیر سابق ) ، جنوب روآندا ، شمال غرب تانزانیا و در کنار دریاچه ی تانگانیکا ( پایتخت ، شهر بوجومبورا در کنار دریاچه ی تانگانیکا واقع است ) ، پایتخت بوروندی ، شهر بوجومبورا ( Bujumbura ) واقع در کنار دریاچه ی تانگانیکا با 350 هزار نفر جمعیت است . مساحت بوروندی 27.830 کیلومتر مربع و جمعیت آن 8 میلیون و 400 هزار نفر است . از مهمترین شهرهای بوروندی می توان به ، گیته گا 47 هزار نفر ، مویینگا 45 هزار نفر ، نگوزی 40 هزار نفر و روییگی 37 هزار نفر اشاره کرد . از نظر آب و هوایی این کشور در ناحیه ی استوایی قرار گرفته است ، میانگین دمای هوای سالانه بین 17 تا 23 درجه ی سانتیگراد در نوسان است . میانگین رطوبت هم بین 60 % تا 100 % می باشد ، میانگین بارش سالانه نیز حدودا به 1700 میلیمتر می رسد . بوروندی کشوری کاملا مرتفع است ، بلندترین نقطه ی بوروندی قله ی هها ( Heha ) با 2670 متر ارتفاع در غرب این شکور قرار دارد ، جالب اینجاست که کوتاهترین نقطه ی بوروندی دریاچه ی تانگانیکا ( Lake Tanganiyka ) می باشد که 772 متر از سطح دریا بلندتر است . می توان گفت تمام مساحت بوروندی را جنگل های بارانی مناطق استوایی تشکیل می دهند . ساکنان اصلی بوروندی را سابقا قبایل توآ ( Twa ) یا پیگمی ( Pygmy ) تشکیل می دادند که اکنون فقط 1 % جمعیت بوروندی را شامل می شوند . در حال حاضر نژاد اصلی ساکن بوروندی را هوتو ( Hutu ) با 85 % و توتسی ( Tutsi ) با 14 % تشکیل می دهند . بوروندی از سال 1899 به عنوان یکی از مستعمرات شرق آفریقای آلمان شناخته می شد . پس از جنگ جهانی اول و ناکامی آلمان ها ، در سال 1923 بلژیک از طرف اتحادیه ی ملل قیومیت و اداره ی بوروندی را برعهده گرفت . بوروندی در 1 جولای 1962 از بلژیک اعلام استقلال کرد . اولین حکومت پس از استقلال یک حکومت پادشاهی بود ، پادشاه اموامی اموامبوتسای چهارم ( Mwami Mwambutsa IV ) که یک توتسی بود به حکومت رسید ، شورش هوتو ها با تلافی وحشیانه ی توتسی ها در سال 1965 پاسخ داده شد ، این اتفاق جرقه ی آغاز درگیری های خونین این دو قبیله بود که پیش از این نیز رابطه ی خوبی با هم نداشتند . در سال 1966 پادشاه اموامبوتسا ی چهارم توسط پسرش انتاری ( Ntare ) از سلطنت خلع شد ، هرچند حکومت خود انتاری نیز در طی کودتایی نظامی که طی سالهای 1970 تا 1971 توسط یک ژنرال توتسی به وقوع پیوست ، سرنگون شد . طی درگیری های قومی دهه ی 70 در بوروندی که توتسی ها در راس حکومت بودند حدود 100 هزار تن از هوتو ها کشته شدند . در اول نوامبر 1976 ، سرهنگ ژان باپتیستی باگازا ( Col. Jean Baptiste Bagaza ) با انجام یک کودتا ، قدرت را در بوروندی در دست گرفت و خود را رئیس جمهور نامید . او ضمن به حالت تعلیق درآوردن قانون اساسی یک هیئت 30 نفره را به عنوان اعضای شورای عالی انقلاب منصوب کرد . در سپتامبر 1987 باگازا نیز طی یک کودتا سرنگون شد و ژنرال پیر بویویا ( Gen. Pierre Buyoya ) قدرت را در دست گرفت . موج تازه ی درگیری ها و خشونت ها در بوروندی در آگوست 1988 شدت گرفت و 20 هزار هوتو قتل عام شدند . بویویا هرچند سعی کرد با اتخاذ اصلاحاتی جلوی این خونریزی ها را بگیرد ولی تلاش او بی ثمر ماند . در سال 1993 یک انتخابات دموکراتیک آزاد در بوروندی برگزار شد و در آن " ملچیور اندادایه " ( Melchior Ndadaye ) که یک هوتو بود از حزب دموکراتیک بوروندی در 2 ژوئن 1993 به عنوان رئیس جمهور این کشور معرفی شد . اندادایه چند ماه بعد طی کودتایی کشته شد و دومین رئیس جمهور هوتو ی بوروندی ، " کیپرین انتاریامیرا " ( Cyprian Ntaryamira ) بود . انتاریامیرا در 6 آوریل 1994 در یک سانحه ی هوایی به همراه رئیس جمهور روآندا کشته شد ، در جریان این حادثه در روآندا یک نسل کشی وحشتناک و مهیب رخ داد که این درگیری ها با ابعاد کوچکتر در بوروندی نیز اتفاق افتاد که نتیجه ی آن این بود که جوانان هوتو ، توتسی ها را قتل عام می کردند و توتسی ها که ارتش نیز در دست آنها بود برای تلافی به کشتن هوتو ها اقدام می کردند . به دنبال گسترش خشونت ها در سال 1996 از طرف سازمان ملل نیروهای شش ملیتی برای برقراری صلح و ثبات در بوروندی به این کشور اعزام شدند پس از آن در سال 1996 سیلوستر انتیبانتونگانیا ( Sylvestre Ntibantunganya ) با انجام کودتایی رئیس جمهور بوروندی شد ، درحالیکه جنگ های داخلی کماکان ادامه داشت . در آوریل 2003 حکومت انتیبانتونگانیا سقوط کرد و یک هوتو به نام " دومیتین اندازیزیه " ( Domitien Ndazizeye ) رئیس جمهور بوروندی شد . در 26 آگوست 2005 میلادی " پیر انکورونزیزا " ( Pierre Nkurunziza ) رهبر پیشین شورشیان هوتو توسط پارلمان به سمت رئیس جمهور انتخاب شد . نژاد 85 % بوروندیایی ها ، هوتو ( بانتو ) ، 14 % توتسی ( هامیتیک ) و 1 % نیز توآ ( پیگمی ) می باشد ، همچنین 3 هزار نفر اروپایی و 2 هزار نفر نیز آسیای جنوبی هستند . دین 67 % مردم بوروندی ، مسیحی ( 62 % کاتولیک ، 5 % پروتستان ) 23 % عقاید بومی و 10 % نیز مسلمان هستند . زبان رسمی بوروندی سفبثذوندی و فرانسوی است . واحد پول بوروندی ، فرانک با واحد جزء ( سانتیم ) نام دارد . از مهمترین صادرات بوروندی نیز می توان به ، قهوه ، چای ، پنبه ، شکر و چرم اشاره کرد . بوروندی از اعضای کشورهای اتحادیه ی آفریقا می باشد .










کشور بوروندی دارای 17 استان می باشد :



1 - بوبانزا ( Bubanza )


2 - بوجومبورا مایری ( Bujumbura Mairie )


3 - بوجومبورا روراله ( Bujumbura Rurale )


4 - بوروری ( Bururi )


5 - کانکوزو ( Cankuzo )


6 - سیبیتوکه ( Cibitoke )


7 - گیتگا ( Gitega )


8 - کاروزی ( Karuzi )


9 - کایانزا ( Kayanza )


10 - کروندو ( Kyrundo )


11 - ماکامبا ( Makamba )


12 - مورامویا ( Muramvya )


13 - مویینگا ( Muyinga )


14 - اموارو ( Mwaro )


15 - انگوزی ( Ngozi )


16 - روتانا ( Rutana )


17 - روییجی ( Ruyigi )




نوشته شده توسط جهان شناس در 18:46 |  لینک ثابت   • 

شنبه نهم آذر 1387

کشور سومالی

سومالی ( Somalia ) کشوری است واقع در شرق آفریقا ، شرق اتیوپی ، جنوب جیبوتی و شمال شرق کنیا و جنوب خلیج عدن . اقیانوس هند نیز در غرب سومالی واقع شده است . پایتخت سومالی ، شهر موگادیشو ( Mogadishu ) با 1 میلیون و 215 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت سومالی 637.657 کیلومتر مربع و جمعیت آن 9 میلیون و 118 هزار نفر است . از مهمترین شهرهای سومالی می توان به هرجیسه 90 هزار نفر ، کیسمایو 90 هزار نفر ، بربره 70 هزار نفر و مرکا 62 هزار نفر اشاره کرد . پوشش گیاهی عمده در سومالی بیشتر صحرا و بیابان های خشک و لم یزرع می باشد ، مهمترین بیابان سومالی ، پونتلند ( Puntland ) نام دارد . همچنین دو رود مهم در سومالی به نامهای ، جوبا ( Juba ) و شبله ( Shebelle ) در سومالی جریان دارند . شمال سومالی مناطق پرتپه وجود دارد ولی بقیه ی سومالی صاف و حالت فلات مانند دارند . بلند ترین نقطه ی سومالی ، شیمبیریس ( Shimbiris ) نام دارد که 2416 متر از سطح دریا ارتفاع دارد . شمال سومالی دارای آب و هوایی معتدل و مرطوب و جنوب این کشور دارای آب و هوایی گرم و خشک می باشد . در تابستان و بین ماههای می تا اکتبر باران های شدید موسمی اقیانوس هند جنوب غرب سومالی را تحت تاثیر قرار می دهد و گاه موجب تلفات و خسارات زیادی نیز می شود ولی در کل ، بارش در سومالی بسیار نامنظم است ، ممکن است یک سال 500 میلیمتر باران ببارد ولی سال بعد میزان بارش به 100 میلیمتر هم نرسد . موسوم آب و هوای حاره ای و مرطوب در سومالی به " تانگامبیلی " ( Tangambili ) معروف است . بین قرون 7 تا 10 میلادی تجار و بازرگانان ایرانی و عرب با عمدتا مناطق ساحلی سومالی مراودات تجاری داشتند ، در قرن 11 میلادی قبایل چادرنشین و بدوی و اکثرا وحشی این منطقه را اشغال کردند که گهگاهی نیز در سمت غرب خاک اتیوپی را مورد تعرض قرار می دادند و موجبات ایجاد ناامنی برای ساکنان این مناطق را فراهم می آوردند . در قرن 16 میلادی ترکان عثمانی بر شمال سومالی مسلط شدند ، پس از چندی نیز سلاطین قبایل زانزیبار ( Zanzibar ) بر جنوب سومالی تسلط یافتند . پس از اشغال منطقه ی عدن توسط بریتانیا در سال 1839 سواحل شمالی سومالی که از منابع تامین غذا بود به دست بریتانیا افتاد ، فرانسه در سال 1862 در جیبوتی معادن زغال سنگ برای استخراج زغال سنگ احداث نمود و ایتالیایی ها در اریتره و مصر سکُنتگاه هایی بنا کردند ، در همین زمان عثمانی ها نیز ادعای مالکیت بر سومالی را داشتند . در سال 1920 سومالی به صورت تحت الحمایه ی بریتانیا و ایتالیا درآمد ، پس از آن اداره ی آن مدتی در دست بریتانیا و مدتی به عهده ی ایتالیا بود ، با تشکیل سازمان ملل متحد در سال 1946 ، در سال 1950 تولیت و مسئولیت اداره ی سومالی به این سازمان واگذار شد . سومالی لند بریتانیا و سومالی لند ایتالیا در 26 ژوئن 1960 با یکدیگر ممزوج و ادغام گشته و " جمهوری سومالی " را تشکیل دادند سپس در 1 جولای 1960 رسما از بریتانیا و ایتالیا اعلام استقلال کردند . سومالی در سال 1963 به علت واگذاری ناحیه ی مرزی شمالی سومالیایی نشین به کنیا از جانب بریتانیا ، روابط دیپلماتیک خود را با بریتانیا قطع کرد . در 15 اکتبر 1969 ، عبدی رشید علی شرمارکه ( Abdi Rashid Ali Shermarke ) رئیس جمهور سومالی ترور شد و ارتش قدرت را در سومالی در دست گرفت . در همین حال محمد سیاد باره ( Mohamed Said Barre ) که به شدت به شوروی وابسته بود رئیس جمهور سومالی شد ، او نام این کشور را به جمهوری دموکراتیک سومالی ( Somalia Democratic Republic ) تغییر داد . در سال 1977 سومالی آشکارا از شورشیان مخالف اتبوپی که در شرقی ترین نقطه ی این کشور " بیابان اوگادن " ( Ogaden Desert ) و هم مرز با سومالی مستقر بودند اعلام حمایت کرد . این امر خشم اتیوپی را در پی داشت و اتیوپی بلافاصله سومالی را به تصرف درآورد ، سومالی پس از 8 ماه جنگ شکست را پذیرفت . در این جنگ سومالی بیش از 32 هزار نفر از نیروهای ارتش و تعداد بسیاری از هواپیماها و تانک های جنگی خود را از دست داد ، رئیس جمهور سومالی ، سیاد باره در ژانویه ی 1991 از کشور گریخت ، او با فرار خود کشور را در دستان یک گروه شورشی قرار داد که هیچ کدام صلاحیت و اعتبار اداره ی کشور را نداشتند . بدترین خشکسالی قرن آفریقا در سال 1992 به وقوع پیوست ، در این هنگاه وضعیت سومالی بسیار بدتر از وضعیت کشورهایی بود که وضعیت مشابه خشکسالی را داشتند ، زیرا سومالی نه تنها باید خسارات و تلفات خشکسالی ، بلکه باید جنگ های داخلی و نابودی اقتصادی را نیز تحمل کند . بر اساس گزارش ها سازمان های بین المللی تنها در سال 1992 بیش از 300 هزار تن از مردم سومالی بر اثر قحطی و گرسنگی جان خود را از دست دادند . در دسامبر 1992 نیروهای آمریکایی برای توزیع و تحویل غذا و آذوقه به قحطی زدگان و گرسنگان سومالیایی به این کشور فرستاده شدند . در سال 1993 سازمان ملل متحد مسئولیت اقدامات بشردوستانه در زمینه ی کمک به مردم سومالی و توزیع غذا در بین آنها را به آمریکا واگذار کرد . در سپتامبر 1993 رهبر شورشیان سومالی ، محمد فرح آیدید ( Mohamed Farah Aidid ) با کمین بر سر راه نیروهای آمریکایی ، پس از کشتن آنها ، اجسادشان را در خیابان رها کرد ، پس از این اقدام وحشیانه ، آمریکا در تصمیم خود برای کمک به سومالی تجدید نظر کرد و تصمیم گرفت تمام پرسنل خود را از این کشور بی قانون خارج کند ، پس از آن 19 هزار نفر از نیروهای سازمان ملل نیز در مارچ 1994 سومالی را ترک گفتند . پس از سال 1991 سومالی غرق در آنارشی و هرج و هرج و بی قانونی شد ، بسیاری از کشورهای جهان دفاتر دیپلماتیک از قبیل سفارتخانه ها و کنسول های خود را در موگادیشو تعطیل کردند . سالها مذاکرات صلح بین فرقه ها و گروه های مسلح سومالی نیز بی نتیجه ماند و همچنان جنگجویان غیرنظامی و شورشیان بر قسمت های اعظمی از سومالی تسلط دارند . در سال 2000 پارلمان در نزدیکی جیبوتی تشکیل جلسه داد و تشکیل یک دولت مرکزی را پس از ده سال در سومالی اعلام کرد ، پس از آن حدود 10 % از خاک سومالی تحت تسلط دولت قرار گرفت . در ماه می 2006 بدترین خشونت ها ظرف 10 سال گذشته در سومالی به وقوع پیوست ، شورشیان اسلام گرای افراطی که به نام اختصاری ( SICC ) معرفی می شوند در 6 ژوئن 2006 موگادیشو ، پایتخت را به تصرف درآوردند و همچنین کنترل قسمت های زیادی از جنوب سومالی را نیز در اختیار گرفتند . دولت انتقالی سومالی به رهبری عبداللهی یوسف ( Abdullahi Yusef ) که در شهر بایدوا ( Baidoa ) مستقر بود ، مذاکرات را با این گروه تندروی اسلامی آغاز نمود ولی این مذاکرات بی نتیجه ماند . از طرفی اتیوپی نیز درگیری های زیادی با این گروه تندروی اسلام گرا داشت وا آنرا یک گروه تروریستی و مخل امنیت منطقه می خواند . اواسط دسامبر 2006 اتیوپی با حمله ی هوایی به شورشیان در خاک سومالی ، موگادیشو را از اشغال شبه نظامیان اسلام گرا خارج کرد ، پس از آن دولت سومالی مجددا کنترل پایتخت را از آن خود کرد . اتیوپی اعلام کرد تا برقراری کامل ثبات و همچنین کمک به دولت سومالی برای مبارزه با اسلامیون افراطی و برقراری امنیت پس از 15 سال هرج و مرج در این کشور در خاک سومالی خواهد ماند . یک هفته بعد شورشیان از خاک سومالی فرار کردند . در ژانویه ی 2007 آمریکا با حملات هوایی پایگاه های باقیمانده ی تروریست ها در مرز بین سومالی و اتیوپی را بمباران کرد . آمریکا ادعا می کرد از افراد باقی مانده ی این گروه تروریست اسلام گرا سه تن نیز وجود دارند که در بمب گذاری نزدیک سفارت های آمریکا در نایروبی ( کنیا ) و دار السلام ( تانزانیا ) نقش داشته اند . این حمله ی هوایی به شدت مورد انتقاد کشورهای اسلامی قرار گرفت ، آنها آمریکا را به کشتن غیر نظامیان سومالیایی متهم می کردند . درگیری ها بین شورشیان افراطی اسلام گرا با نیروهای سومالیایی و اتیوپی در مارچ 2007 شدت یافت ، در جریان این درگیری ها حدود 300 غیر نظامی نیز کشته شدند . بیش از 320 هزار نفر از ساکنان موگادیشو نیز در ظرف دو ماه از این شهر گریختند . در جولای 2007 کنفرانس آشتی ملی به دلیل عدم حضور رهبر مخالفان لغو شد . درگیری ها یک بار دیگر در اکتبر 2007 نیز شدت پیدا کرد . عبداللهی یوسف احمد ( Abdullahi Yudef Ahmed ) از 14 اکتبر 2004 به عنوان رئیس جمهور انتقالی سومالی معرفی شد . در اکتبر 2007 علی محمد غدی ( Ali Muhammad Ghedi ) نخست وزیر سومالی استعفا داد ، رئیس جمهور نیز در 24 نوامبر 2007 ، نور حسن حسین ( Nur Hassan Hussein ) را به سمت نخست وزیر سومالی معرفی کرد .

از روز ۳۱ ژانویه ۲۰۰۹ ، " شیخ شریف شیخ احمد " از سوی پارلمان انتقالی در تبعید این کشور که در جیبوتی قرار دارد به عنوان رئیس جمهوری دولت انتقالی سومالی انتخاب شد :

عکس : شیخ شریف شیخ احمد ، رئیس جمهور سومالی :


از روز ۱۳ فوریه ۲۰۰۹ نیز " عمر عبدالرشید علی شرمارکه " به عنوان نخست وزیر سومالی منصوب شد :

 

عکس : عمر عبدالرشید علی شرمارکه ، نخست وزیر سومالی :

نژاد 85 % مردم سومالی ، سومالیایی ، 15 % نیز بانتو و غیر سومالیایی هستند . همچنین دین اکثریت سومالیایی ها ، مسلمان سنی است . سومالیایی زبان رسمی سومالی است ، زبانهایی مثل عربی ، انگلیسی و ایتالیایی نیز رایج می باشد . از مهمترین صادرات سومالی می توان به احشام ، موز ، ماهی و زغال چوب اشاره کرد .







* آیا می دانستید فقط 38 % جمعیت سومالی با سواد هستند !!! ( از هر 4 زن در سومالی 3 زن بی سواد هستند )



سومالی شامل 18 منطقه می باشد :


1 - اودل ( Awdal )


2 - بکول ( Bakool )


3 - بنادیر ( Banaadir )

 
4 - باری ( Bari )


5 - بی ( Bay )

 
6 - گالدودوود ( Galduduud )


7 - گدو ( Gedo )


8 - حیران ( Hiiraan )


9 - جوبادا دکسه ( Jubdada Dhexe )

 
10 - جوبادا هوسه ( Jubbada Hoose )


11 - مودوگ ( Mudug )


12 - نوگال ( Nugaal )


13 - ساناگ ( Sanaag )


14 - شابیلاها دکسه ( Shabeellaha Dhexe )

 
15 - شابیلاها هوسه ( Shabeellaha Hoose )


16 - سول ( Sool )


17 - توگزیر ( Togdheer )


18 - وقویی گالبید ( Woqooyi Galbeed )


 
نوشته شده توسط جهان شناس در 18:44 |  لینک ثابت   • 

شنبه نهم آذر 1387

کشور آنگولا

جمهوری آنگولا ( Republic of Angola ) کشوری است واقع در جنوب آفریقا ، جنوب غرب جمهوری دموکراتیک کنگو ، غرب زامبیا ، شمال غرب بوتسوانا و شمال نامیبیا و در کنار اقیانوس اطلس جنوبی . پایتخت آنگولا ، شهر لوآندا ( Luanda ) با 2 میلیون و 800 هزار نفر می باشد . مساحت آنگولا 1 میلیون و 246 هزار و 700 کیلومتر مربع و جمعیت آن 12 میلیون و 263 هزار نفر می باشد . از مهمترین شهرهای آنگولا می توان به هوآمبو 174 هزار نفر ، لوبیتو 138 هزار نفر ، بنگوئلا 135 هزار نفر و نامیبه 133هزار نفر اشاره کرد . پوشش گیاهی بیشتر خاک آنگولا را ساوان تشکیل می دهد ، از نظر اقلیمی آنگولا دارای آب و هوای گرم و خشک در جنوب و امتداد ساحل اقیانوس اطلس جنوبی و گرم و مرطوب و پرباران در مناطق شمالی و هم مرز با جمهوری دموکراتیک کنگو می باشد ، بلندترین نقطه ی آنگولا منطقه ی مورو دی موکو ( Moro de Moco ) است که 2620 متر ارتفاع داشته و در غرب آنگولا واقع شده است . ساکنان اصلی آنگولا که سالها پیش در این منطقه ساکن بودند را قوم خویسان ( Khoisan ) تشکیل می دادند ، هزار سال بعد تعداد زیادی از قوم بانتو ( Bantu ) به این ناحیه مهاجرت نموده و حکومت مقتدری را برپا کردند . نام آنگولا از نام پادشاه قوم بانتو ، که بر منطقه ی اندونگا ( Ndonga ) حکومت می کرد مشتق شده است ، نام این پادشاه " انگولا " ( Ngola ) بود . آنگولا توسط دریانورد پرتغالی ، دیه گو کائو ( Diego Cao ) در سال 1482 میلادی کشف شد ، پس از آن تجارت آنگولا با هند و جنوب شرق آسیا گسترش یافت . در قرون شانزدهم و هفدهم آنگولا به یکی از مهمترین منابع تجارت برده به قاره ی آمریکا و مستعمره ی دیگر پرتغال در آن یعنی برزیل تبدیل شد * . پس از کنفرانس برلین در سال 1885 میلادی مرزهایی نیز برای آنگولا که مستعمره ی پرتغال بود تعیین شد ، پس از آن بریتانیا و پرتغال مشترکا کار معدن کاری ، کشورزی و احداث راه آهن را در آنگولا آغاز کردند . پس از جنگ جهانی دوم جنبش های استقلال طلبانه در آنگولا فعالیت های خود را شدت بخشیدند ولی هرگونه فعالیت های آزادی خواهانه در آنگولا توسط نظامیان پرتغالی بی رحمانه سرکوب می شد . در آن زمان مهمترین سازمان های ناسیونالیست آنگولا عبارت بودند از : جنبش مردمی آزادی برای آنگولا ( MPLA ) ، حزب پیشرو آزادی ملی آنگولا ( FNLA ) ، حزب مارکسیست و اتحادیه ی ملی برای استقلال کامل آنگولا ( UNITA ) . پس از 14 سال جنگ پرتغال عاقبت با استقلال آنگولا موافقت کرد . آنگولا در 11 نوامبر 1975 از پرتغال اعلام استقلال کرد . صلح و ثبات در آنگولا چندان پایدار نماند و تمام گروه هایی که برای استقلال با یکدیگر متحد شده بودند پس از استقلال برای کسب قدرت به جان یکدیگر افتادند . در ابتدا حزب مارکسیت ( MPLA ) به قدرت رسید ولی حزب ( UNITA ) با حکومت این حزب مخالفت کرد و خود را شایسته تر برای حکومت بر آنگولا معرفی می کرد . دولت های کوبا و شوروی از حزب مارکسیست ( MPLA ) طرفداری می کردند و کشورهایی همچون آمریکا و آفریقای جنوبی از حزب ضد کمونیستی ( UNITA ) پشتیبانی می کردند ، همه ی این عوامل دست به دست هم داد تا زمینه برای یک جنگ سرد داخلی در آنگولا فراهم شود . با رو به کاهش نهادن جنگ سرد در آنگولا در سال 1989 نیروهای وابسته به کوبا تا حدودی از مواضع پیشین خود عدول کردند و مقداری دوران تحول و گذار آغاز شد تا زمینه برای یک حکومت چند حزبی در آنگولا ایجاد شود ، با وجود این تغییر ایدئولوژی ها کماکان جنگ های داخلی در آنگولا ادامه داشت ، در همین حال رهبر فرمند حزب شورشی و مسلح ( UNITA ) " یوناس ساویمبی " ( Jonas Savimbi ) کنترل تقریبا 80 % تجارت الماس آنگولا را در دست داشت . در سال 1992 انتخابات آزاد در آنگولا برگزار شد و " خوزه ادواردو دوس سانتوس " ( Jose Eduardo Dos Santos ) که از 21 سپتامبر 1979 نیز به طور غیر رسمی رئیس جمهور آنگولا شده بود ، رسما به سمت رئیس جمهور آنگولا منصوب شد ، دوس سانتوس که قبل از جنگ های داخلی نیز به طور غیر رسمی نیز رئیس جمهور آنگولا شده بود وابسته به حزب مارکسیست ( MPLA ) بود ، این انتخابات توسط سازمان ملل نیز مورد تصدیق قرار گرفت . نتیجه ی این انتخابات پیروزی 49 % دوس سانتوس بر 40 % ساویمبی را نشان می داد ، ساویمبی نتیجه ی انتخابات را رد کرد و حزب مارکیسیت ( MPLA ) را به تقلب در انتخابات متهم کرد ، بدین ترتیب جنگ های داخلی در آنگولا از سر گرفته شد . پس از چهار سال صلح بین سالهای 1994 تا 1998 ، جنگ های داخلی در آنگولا دوباره در این سال آغاز شد ، در طی این درگیری ها بیش از دهها هزار نفر کشته و بیش از 2 میلیون نفر آواره شده اند . در 22 فوریه ی 2002 ، یوناس ساویمبی توسط نیروهای دولتی کشته شد ، شش هفته بعد در 4 آوریل 2002 ، رهبر شورشیان پیمان آتش بس را با دولت آنگولا منعقد کرد . پس از آن به 30 سال جنگ های داخلی در آنگولا پایان داده شد . در آگوست 2006 نیز دولت آنگولا با دیگر گروه شورشی جدایی طلب که در منطقه ی کابیندا ( Cabinda ) مدت ها با دولت در حال جنگ و دیگری بود ، پیمان صلحی را امضا کرد ، به علت اینکه جنگ های نیروهای دولتی با گروه جدایی طلب کابیندا تحت الشعاع جنگ با حزب مسلح ( UNITA ) قرار گرفته بود ، این جنگ ها به " جنگ های فراموش شده " ( Forgotten War ) معروف است ، لازم به ذکر است که 65 % نفت آنگولا از منطقه ی کابیندا استحصال می گردد * . با اینکه آنگولا یکی از غنی ترین منابع نفتی را در قاره ی آفریقا در اختیار دارد ولی مردم آن از فقیرترین مردم جهان به شمار می روند ، همچنین فساد شدید دولت دوس سانتوس باعث اعتراضاتی نیز در بین مردم آنگولا شده است . بنا به گزارشات موسسات پولی جهانی ، در شش سال اخیر بیش از 4 میلیارد دلار از عایدات فروش نفت آنگولا در خزانه داری آنگولا مفقود شده است !!! . نژاد 37 % آنگولایی ها ، اوویم باندو ، 25 % کیم باندو ، 13 % باکُنگو ، 2 % مستیکو و 1 % نیز اروپایی می باشند . همچنین دین 47 % مردم آنگولا ، عقاید بومی و قبیله ای ، 38 % کاتولیک و 15 % پروتستان می باشد . زبان رسمی آنگولا ، پرتغالی می باشد ، همچنین زبان بانتو نیز کاربرد دارد . واحد پول آنگولا ، کوانزا با واحد جزء ( لوائی ) نام دارد . از مهمترین صادرات آنگولا می توان به نفت خام ، الماس ، نفت تصفیه شده ، گاز ، قهوه ، ماهی ، الوار و پنبه اشاره کرد . آنگولا از اعضای کشورهای اتحادیه ی آفریقا می باشد .










* آیا می دانستید بیشتر سیاه پوستان برزیلی ، اصلیتی آنگولایی دارند ؟


* آیا می دانستید آنگولا دومین تولید کننده ی نفت در منطقه ی صحرای آفریقاست ؟




آنگولا دارای 18 استان می باشد :

1 - بنگو ( Bengo )
 
2 - بنگوئلو ( Benguelo )

3 - بیه ( Bie )

4 - کابیندا ( Cabinda )

5 - کوآندو کوبانگو ( Cuando Cubango )

6 - کوآنزا نورته ( Cuanza Norte )

7 - کوآنزا سول ( Cuanza Sul )
 
8 - کُننه ( Cunene )

9 - هوآمبو ( Huambo )

10 - هوئیلا ( Huila )

11 - لواندا ( Luanda )

12 - لواندا نورته ( Luanda Norte )
 
13 - لواندا سول ( Luanda Sul )

14 - مالانجه (Malanje )

15 - موکسیکو ( Moxico )

16 - نامیبه ( Namibe )

17 - یویگه ( Uige )

18 - زئیر ( Zaire )

 
نوشته شده توسط جهان شناس در 18:43 |  لینک ثابت   • 

شنبه نهم آذر 1387

کشور کامرون

جمهوری کامرون ( Republic of Cameroon ) کشوری است واقع در غرب آفریقا ، شرق نیجریه ، جنوب غرب چاد ، غرب آفریقای مرکزی ، شمال غرب جمهوری دموکراتیک کنگو ، شمال گابون و گینه ی استوایی و در کنار خلیج بیافرا ( Bight of Biafra ) . پایتخت کامرون ، شهر یائونده ( Yaounde ) با 1 میلیون و 155 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت کامرون 475.440 کیلومتر مربع و جمعیت آن 18 میلیون و 060 هزار نفر می باشد . از مهمترین شهرهای کامرون می توان به دوآلا 1 میلیون و 240 هزار نفر ، گاروآ 185 هزار نفر ، ماروآ 170 هزار نفر و بافوسام 151 هزار نفر اشاره کرد . کوه مونت کامرون می باشد ( Mount Cameroon ) و قله ی فاکو ( Fako Peak ) با ارتفاع 4095 متر واقع در کنار ساحل اقیانوس اطلی شمالی بلندترین نقطه ی کامرون است . سه رود عمده ی کامرون عبارت است از : رود بنو ( Benue River ) ، رود نیونگ ( Nyong river ) و رود ساناگا ( Sanaga River ) . اولین ساکنان کامرون ، از اهالی قبیله ی بانتو ( Bantu ) بودند ، پس از آن در قرن 18 و 19 میلادی قبایل عمدتا مسلمان فولانی ( Fulani ) در کامرون ساکن شدند . در سال 1884 کامرون از چنگال استعمار آلمان رها شد . پس از جنگ جهانی اول ، اتحادیه ی ملل قیومیت 80 % خاک کامرون را به فرانسه و 20 % مجاور با مرز نیجریه را نیز به بریتانیا واگذار کرد . در سال 1946 و تاسیس سازمان ملل متحد ، کامرون تحت تولیت این سازمان دارای خودگرانی داخلی شد . بین سالهای 1955 تا 1958 کامرون عرصه ی درگیری های خونین به منظور کسب استقلال کامل از فرانسه بود ، که رهبری جنبش استقلال طلبانه ی کامرون را ، جان فونچا ( John Foncha ) از حزب دموکراتیک ملی کامرون بر عهده داشت . سرانجام پس از نزدیک به یک دهه خشونت و خونزیزی ، در 1 ژانویه ی 1960 کامرون از فرانسه اعلام استقلال کرد و احمدو آهیجو ( Ahmadou Ahidjo ) در 20 می 1972 به عنوان اولین رئیس جمهور کامرون انتخاب شد ( 20 می در کامرون به عنوان " روز جمهوری " شناخته می شود ) . احمدو آهیجو در سال 1982 جای خود را به پُل بیه ( Paul Biya ) داد . در ژوئن 2000 ، بانک جهانی با اختصاص 3.7 میلیارد دلار به کامرون به منظور احداث خط لوله ی نفت از چاد به میادین نفتی کامرون واقع در سواحل غربی این کشور موافقت کرد . در آگوست 2006 ، کامرون و نیجریه بر سر مالکیت شبه جزیره ی نفت خیز باکاسی ( Bakassi Peninsula ) با یکدیگر اختلاف پیدا کردند که این مشکل توسط دادگاه داوری بین المللی با اعلام رای رعایت تساوی طرفین در تملک شبه جزیره ی باکاسی خاتمه یافت ، در حال حاضر نیز کامرون اختلافاتی مرزی با چاد بر سر سهم هر کدام بر دریاچه ی چاد دارد . در 6 نوامبر 1982 ، پُل بیه به عنوان رئیس جمهور و در 8 دسامبر 2004 نیز ابراهیم اینونی ( Ephraim Inoni ) به سمت نخست وزیر کامرون انتخاب شدند . 31 % نژاد کامرونی ها را ، کوهستان نشینان کامرون ، 19 % را بانتوهای استوایی ، 11 % را کِردی ، 10 % را فولانی ، 8 % را بانتوهای شمال غربی ، 7 % را سیاهان شرقی ، 13 % را سایر آفریقایی ها و کمتر از 1 % را نیز غیر آفریقایی ها تشکیل می دهند ، همچنین دین 40 % مردم کامرون ، عقاید بومی و سنتی ، 40 % مسیحی و 20 % نیز مسلمان هستند . زبان های فرانسوی و انگلیسی هردو زبان رسمی کامرون هستند ، علاوه بر این 24 گروه زبانی قبیله ای نیز در کامرون متداول است . واحد پول کامرون ، فرانک سی اف آ با واحد جزء ( سانتیم ) نام دارد . در طی سالهای اخیر با توسعه ی صادرات نفت ، الوار و قهوه اقتصاد کامرون رو به بهبود گذاشته است ، علاوه بر این سه محصول از دیگر صادرات کامرون می توان به ، کاکائو ، پنبه ، کائوچو ، موز ، دانه های روغنی ، فراورده های نفتی و صنایع آلومینیومی اشاره کرد . کامرون از اعضای کشورهای اتحادیه ی آفریقاست .









کامرون مشتمل بر 10 استان می باشد :





1 - آدامائوآ ( Adamaoua )


2 - سانتر ( Centre )


3 - ایست ( Est )


4 - اکستریم نورد ( Extreme-Nord )


5 - لیتورال ( Littoral )


6 - نورد ( Nord )


7 - نورد کوئست ( Nord-Quest )


8 - اوئست ( Ouest )


9 - سود ( Sud )


10 - سود اوئست ( Sud-Ouest )





نوشته شده توسط جهان شناس در 18:42 |  لینک ثابت   • 

شنبه نهم آذر 1387

کشور نیجر

جمهوری نیجر ( Republic of Niger ) کشوری است واقع در غرب آفریقا ، جنوب الجزایر و لیبی ، غرب چاد ، شرق بورکینافاسو و شمال نیجریه و بنین . پایتخت نیجر ، شهر نیامی ( Niamey ) با 750 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت نیجر ، 1 میلیون و 267 هزار کیلومتر مربع و جمعیت آن 12 میلیون و 895 هزار نفر می باشد . از مهمترین شهرهای نیجر می توان به زیندر 170 هزار نفر ، مارادی 147 هزار نفر ، آگادس 77 هزار نفر و تاهوا 74 هزار نفر اشاره کرد . نیجر در غرب آفریقا و منطقه ی صحرای بزرگ آفریقا واقع شده و معادل چهار پنجم مساحت آلاسکا وسعت دارد . رود نیجر ( Niger River ) از سمت جنوب غرب وارد نیجر می شود و همین عاملی برای حاصلخیزی این منطقه شده است ، سایر مناطق نیجر دارای شرایط کم آب و خشک و بیابانی است . بلندترین نقطه ی نیجر ، کوه مونت باگزان ( Mont Bagzane ) با 2022 متر ارتفاع در مرکز این کشور واقع شده است . چادر نشینان توارگ ( Nomadic Tuaregs ) اولین ساکنان نیجر فعلی و ناحیه ی صحرا بودند ، با تجمع اقوام دیگری چون ، هائوسا ( Hausa ) در قرن 14 میلادی ، زرما ( Zerma ) در قرن 17 میلادی ، گوبیر ( Gobir ) در قرن 18 میلادی و فولانی ( Fulani ) در قرن 19 میلادی ، منطقه ای موسوم به " نیجر " در ناحیه ی صحرا شکل گرفت . اولین کشور استعمارگری که وارد نیجر شد ، فرانسه بود ، فرانسه در سال 1896 نیجر را به عنوان یکی از مستعمرات غرب آفریقای خود ثبت نمود . در آغاز در این منطقه شورش های زیادی به وقوع پیوست ولی پس از چندی آرامش به منطقه بازگشت . در سال 1922 نیجر به عنوان مستعمره ی فرانسه درآمد . در سال 1958 رای دهندگان با برقراری یک قانون اساسی فرانسوی و تغییر وضعیت مستعمراتی نیجر به عنوان یک جمهوری خودمختار تحت تسلط فرانسه موافقت کردند . در 3 آگوست 1960 نیجر رسما از فرانسه اعلام استقلال کرد . در دهه ی 70 میلادی به علت تولید اورانیوم در نیجر ، اقتصاد این کشور رشد فراینده ای یافت ولی در دهه ی 80 و با سقوط قیمت اورانیوم اقتصاد نیجر دچار بحران شد . بین سالهای 1968 تا 1975 خشکسالی بی سابقه ای نیجر را فرا گرفت ، طی این سالها ، آمریکا بیش از 200 هزار تن موادغذایی در اختیار مردم نیجر قرار داد . در سال 1974 طی یک کودتای نظامی ، رئیس جمهور ، هامانی دیوری ( Hamani Diori ) که از سال 1960 رئیس جمهور نیجر بود از قدرت خلع و رهبر کودتا ، سرهنگ سینی کُنچه ( Col. Seyni Kountche ) ، پس از کودتا کُنچه با برقراری دولت نظامی 12 نفر را به عنوان اعضای دولت نظامی منصوب کرد . در سال 1976 با فشارهای داخلی کُنچه سرانجام با تشکیل یک دولت غیرنظامی موافقت کرد . در سال 1993 اولین انتخابات چند حزبی در نیجر برگزار شد ، که در آن عثمان ماهامان ( Ousmane Mahamane ) به عنوان رئیس جمهور منتخب نیجر انتخاب شد ، حکومت ماهامان چندان به طول نینجامید ، زیرا حکومت او در ژانویه ی 1996 در جریان یک کودتا سرنگون شد ، در جولای 1996 ، ابراهیم باره میاناسارا ( Ibrahim Bare Mianassara ) رهبر کودتا در یک انتخابات فاقد اعتبار خود را رئیس جمهور نامید ، در دوران رئیس جمهوری میاناسارا فساد تمام کشور را فراگرفت و یکی از بدترین دوران در تاریخ نیجر به شمار می رود ، میاناسارا در آوریل 1999 به دست گارد شخصی اش ترور شد . پس از آن شورای آشتی ملی تشکیل جلسه داد و وعده ی برگزاری انتخابات دموکراتیک را به مردم نیجر داد . انتخابات ریاست جمهوری در نوامبر 1999 در نیجر برگزار شد ، در جریان این انتخابات ، مامادو تانجا ( Mamadou Tandja ) به عنوان رئیس جمهور جدید نیجر انتخاب شد . تانجا رسما در 22 دسامبر 1999 کار خود را به سمت رئیس جمهور نیجر آغز کرد . چادر نشینان توارگ ، بربر ها و عرب نژاد ها دارای یک فرهنگ آکنده از سبعیت و وحشی گری و به اصطلاح جزیره ای و منزوی هستند ، انگار هنوز فرهنگ چادرنشینی و بدوی خود را ترک نکرده اند و ظاهرا دوست هم ندارند خود را با مدرنیته و دنیای جدید وفق دهند و هنوز در باورهای سنتی و عقب مانده ی خود غوطه ورند . این جمعیت گهگاه سر ناسازگاری با اکثریت سیاه پوست برداشته و موجب بروز درگیری هایی نیز می شود . این درگیری ها کمابیش در اوایل قرن بیستم ادامه داشت ، در سال 1995 نیز درگیری هایی بین نیروهای دولتی و شورشیان توارگ در نیجر به وقوع پیوست که در جریان آن حدود ده هزار تن از طرفین کشته شدند . پس از سقوط صدام حسین در عراق ، نیجر توسط آمریکا و بریتانیا به فروش اورانیوم به صدام به منظور تولید سلاح های کشتار جمعی متهم شد . در جولای 2004 آمریکا مدارکی ارائه کرد که حاکی از معاملات پنهانی نیجر و صدام به منظور فروش اورانیوم به رژیم بعث عراق بود . در سپتامبر 2004 ، گروه بررسی عراقی ( Iraqi Survey Group ) که به منظور تحقیق درباره ی این موضوع تشکیل شده بود ، اعلام کرد : " هیچ نوع مدرکی که نشان دهد دولت عراق پس از سال 1991 از کشور خارجی اورانیوم خریده باشد ، پیدا نکرده است " . در سال 2005 میلادی بدترین هجوم ملخ ها به نیجر طی 15 سال گذشته به علت خشکسالی های مداوم آغاز شد ، در همین زمان سازمان ملل اعلام کرد بیش از 3 میلیون و 600 هزار نفر در نیجز از سوء تغذیه رنج می برند . در همین حال ، مامادو تانجا ، رئیس جمهور نیجر اعلام کرد : " بحران غذا تبلیغات احزاب سیاسی اوست تا دولت او را ناکارآمد جلوه دهند و مخالفان را به بزرگنمایی این مساله متهم کرد " . در انتخابات ریاست جمهوری سال 2004 در نیجر ، بار دیگر مامادو تانجا به سمت رئیس جمهور برگزیده شد . در این انتخابات تانجا با کسب 65 % آرا به پیروزی رسید و برای 5 سال دیگر رئیس جمهور نیجر باقی ماند ، رقیب او در این انتخابات ، مامادو ایسوفو ( Mamadou Issoufo ) بود که با 34 % آرا نتوانست کاری از پیش ببرد . در ژوئن 2007 ، نخست وزیر ، هاما آمادو ( Hama Amadou ) پس از عدم احراز شایستگی از سوی پارلمان از سمتش کناره گرفت و در 3 ژوئن 2007 ، سینی اومارو ( Seyni Oumarou ) به عنوان نخست وزیر جدید نیجر معرفی شد . نژاد 55 % نیجری ها ، هائوسا ، 21 % دژرما سونری ، 9 % توارگ ، 8 % پئول و 4 % کانوری مانگا هستند . همچنین دین 80 % مردم نیجر ، مسلمان و 20 % دارای عقاید بومی و همچنین مسیحی هستند . زبان رسمی نیجر ، فرانسوی است ، همچنین زبان های هائوسا و دژرما نیز کاربرد دارد . واحد پول نیجر ، فرانک سی اف آ با واحد جزء ( سانتیم ) نام دارد . از مهمترین صادرات نیجر می توان به سنگ اورانیوم ، احشام ، لوبیا و پیاز اشاره کرد .







نیجر دارای 8 منطقه می باشد :


1 - آگادس ( Agadez )

2 - دیفا ( Diffa )

3 - دوسو ( Dosso )

4 - مارادی ( Maradi )

5 - نیامی ( Niamey )

6 - تاهوا ( Tahoua )

7 - تیلابری ( Tillabery )
 
8 - زیندر ( Zinder )

 

نوشته شده توسط جهان شناس در 18:41 |  لینک ثابت   • 

شنبه نهم آذر 1387

کشور کیپ ورد

جمهوری کیپ ورد ( Republic of Cape Verde ) مجمع الجزایری است واقع در غرب آفریقا ، اقیانوس اطلس شمالی و غرب سنگال . پایتخت کیپ ورد ، شهر پرایا ( Praia ) با 100 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت کیپ ورد 4.033 کیلومتر مربع و جمعیت آن 423 هزار نفر است . از مهمترین شهرهای کیپ ورد می توان به میندلو در جزیره ی سائو ویسنته ( Sao Vicente ) با 65 هزار نفر جمعیت و سائو فیلیپه در جزیره ی فوگو ( Fogo ) با 8 هزار نفر جمعیت اشاره کرد . از نقطه نظر اقلیمی ، کیپ ورد دارای آب و هوایی در کل نسبتا معتدل ، گرم ، تابستان هایی خشک ، و بارش هایی ناچیز و بسیار نامنظم می باشد ، همچنین کیپ ورد کشوی ، شیب دار ، ناهموار ، کوهستانی و آتش فشانی است ، بلند ترین نقطه ی کیپ ورد ، کوه مونت فوگو ( Mount Fogo ) با 2829 متر ارتفاع در جزیره ی فوگو ( Fogo Island ) واقع شده است . کیپ ورد تا قبل از کشف این جزیره خالی از سکنه بود ، پرتغالی ها در سال 1456 کیپ ورد را کشف نمودند ، این جزیره در سال 1495 به عنوان قسمتی از امپراطوری پرتغال درامد . اکثریت ساکنان فعلی کیپ ورد را تلفیقی از پرتغالی ها و آفریقایی تباران تشکیل می دهند . به علت موقعیت کیپ ورد که بر سر راه اروپا ، آفریقا و دنیای جدید ( منطقه ی کارائیب ) قرار داشت ، تجارت برده از مهمترین فعالیت های اقتصادی کیپ ورد به شمار می رفت ، تجارت برده تا زمان الغای بردگی در سال 1876 ادامه یافت . در قرن بیستم صنعت کشتیراتی در کیپ ورد رونق یافت . در سال 1951 وضعیت کیپ ورد از مستعمره ی پرتغال به یکی از استان های ماوراء بحار آن کشور تغییر کرد ، در سال 1961 از طرف پرتغال به کلیه ی ساکنان کیپ ورد تابعیت پرتغالی داده شد . جنبش های استقلال طلبانه به رهبری حزب آفریقایی برای استقلال گینه ی بیسائو ( دیگر مستعمره ی سابق پرتغال ) و کیپ ورد که اختصارا ( PAIGC ) نام داشت در سال 1956 شکل گرفتند . طی کودتایی در سال 1974 در پرتغال و پس از رها شدن کیپ ورد از جرگه ی مستعمرات پرتغال ، این کشور در 5 جولای 1975 از پرتغال اعلام استقلال کرد . در 13 ژانویه ی 1991 اولین انتخابات چندحزبی پس از استقلال در کیپ ورد برگزار شد ، نتیجه ی این انتخابات حکایت از شکست حزب آفریقایی برای استقلال کیپ ورد از حزب اقلیت حزب جنبش دموکراسی ( MPD ) به رهبری " آنتونیو مونتریو " ( Antonia Monterio ) داشت ، او بار دیگر در سال 1996 در انتخابات پیروز و در سمت خود ابقا شد ، در انتخابات 22 مارچ 2001 پدرو ورونا پیرس ( Pedro Verona Pires ) از حزب آفریقایی برای استقلال کیپ ورد ( PAICV ) با کسب 51 % آرا بر رقیبش ، کارلوس ویه گا ( Carlos Viega ) از حزب جنبش دموکراسی ( MPD ) که فقط 48 % آرا را به دست آورد پیروز و رئیس جمهور کیپ ورد شد . پنج سال بعد در 12 فوریه ی 2006 انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد پدرو ورونا پیرس با اکثریت آرا تا سال 2011 رئیس جمهور کیپ ورد باقی ماند . از 1 فوریه ی 2001 نیز ، خوزه ماریا پریرا نوس ( Jose Maria Pereira Neves ) نخست وزیر کیپ ورد شد . نژاد 71 % کیپ وردی ها ، کریول ( مولاتو ) ، 28 % سیاه آفریقایی و 1 % نیز سفید اروپایی هستند . دین 91 % مردم کیپ ورد نیز کاتولیک و 9 % پروتستان است . زبان رسمی کیپ ورد ، پرتغالی است ، در کنار پرتغالی کریولو ( Crioulo ) که آمیزه ای از زبان پرتغالی و زبان های آفریقای غربی است نیز رایج است . واحد پول کیپ ورد ، اسکودو با واحد جزء ( سنتاوو ) نام دارد . به دلیل موقعیت مکانی کیپ ورد در قسمت شرقی اقیانوس آتلانتیک و در مسیر کشتی ها و خطوط هواپیمایی ، دولت این کشور سعی در گسترش بنادر و افرودن بر گنجایش فرودگاه های کیپ ورد و به طور کلی مدرنیزاسیون ناوگان حمل و نقل این کشور را دارد ، در همین راستا اتحادیه ی اروپا و بانک جهانی نیز کمک های مالی بسیار زیادی به این کشور طی سالهای اخیر ارائه داده اند . از مهمترین صادرات کیپ ورد می توان به سوخت ، پوشاک ، کفش و ماهی اشاره کرد . توریسم نیز از دیگر صنایع مهم کیپ ورد به شمار می رود .










مردم ، ملبس به پوشاک غربی ، در جلوی دیواری منقش به اهمیت برقراری رابطه جنسی امن که از دیگر واردات غربی به کیپ ورد است ایستاده اند ، یکی از خیابان های پرایا ، کیپ ورد :





شیوه ی قدیمی معماری مستعمراتی ، یادآور تاثیر گذشته ی معماری اروپایی در کیپ ورد است ، خانه ای در حومه ی پرایا ، کیپ ورد :





جزیره نشینان فوگو سوار بر کامیونی مملو از هیزم ، جزیره ی فوگو ، کیپ ورد ( به دلیل در دسترس نبودن نفت ، مقرون به صرفه ترین جایگرین برای آن هیزم می باشد ) :





کیپ ورد دارای 17 بخش می باشد :


1 - بوآ ویشتا ( Boa Vista )

2 - براوا ( Brava )

3 - موئیا ( Moia )

4 - موستئیروس ( Mosteiros )

5 - پل ( Paul )

6 - پرایا ( Praia )

7 - پورتو نووو ( Porto Novo )

8 - ریبیرا گرانده ( Ribeira Grande )

9 - سال ( Sal )

10 - سانتا کاتارینا ( Santa Catarina )

11 - سانتا کروز ( Santa Cruz )

12 - سائو دومینگوس ( Sao Domingos )

13 - سائو فیلیپه ( Sao Filipe )
 
14 - سائو میگوئل ( Sao Miguel )

15 - سائو نیکولائو ( Sao Nicolau )
 
16 - سائو ویسنته ( Sao Vicente )
 
17 - تارافال ( Tarrafal )

 
نوشته شده توسط جهان شناس در 18:40 |  لینک ثابت   • 

شنبه نهم آذر 1387

کشور اوگاندا

جمهوری اوگاندا ( Republic of Uganda ) واقع است در شرق آفریقا ، غرب کنیا ، شرق جمهوری دموکراتیک کنگو ، جنوب سودان و شمال تانزانیا و روآندا . پایتخت اوگاندا ، شهر کامپالا ( Kampala ) با 1 میلیون و 245 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت اوگاندا 236.040 کیلومتر مربع و جمعیت آن 30 میلیون و 262 هزار نفر است . از مهمترین شهرهای اوگاندا می توان به گولو 114 هزار نفر ، لیرا 90 هزار نفر ، جینجا 87 هزار نفر و امبالی 70 هزار نفر اشاره کرد . کشور اوگاندا یک کشور استوایی محسوب می شود ، این کشور از نظر اقلیمی به چهار بخش تقسیم می شود ، یکی سرزمین های پست باتلاقی که قسمت های غربی ای کشور را در بر می گیرد ، دومی فلات و دشت های حاصلخیز می باشد که جنوب اوگاندا را شامل می شود ، سومی تپه های پردرخت و جنگل های بارانی هستند که در مرکز و شرق کشور گسترده اند و اما چهارمین اقیلم اوگاندا مناطق کویری و غیر قابل کشت است که در شمال و شمال شرق این کشور هم مرز با سودان قرار گرفته است ، همچنین دریاچه ها و رودهای زیادی در اوگاندا وجود دارد ، از مهمترین دریاچه ها که بزرگترین دریاچه ی آفریقا نیز محسوب می شود ، دریاچه ی ویکتوریا ( Lake Victoria ) است که یک دریاچه ی مرزی است و اوگاندا با تانزانیا در مالکیت این دریاچه سیهم است ، دو دریاچه ی مهم مرزی دیگر اوگاندا به ترتیب وسعت دریاچه ی آلبرت ( Lake Albert ) و دریاچه ی ادوارد ( Lake Edward ) نام دارند که در مرز غربی اوگاندا با جمهوری دموکراتیک کنگو واقع شده اند . از دریاچه های داخلی اوگاندا می توان به سه دریاچه ی کیوگا ( Lake Kyoga ) ، دریاچه ی کوآنیا ( Lake Kwania ) و دریاچه ی جورج ( Lake George ) اشاره کرد ، همچنین رود نیل ( Nile River ) نیز در اوگاندا جریان دارد ، همچنین بلندترین قله ی اوگاندا ، قله ی مارگاریتا ( Margharita Peak ) نام دارد که دارای 5110 متر ارتفاع است که در کوه مونت استنلی ( Mount Stanley ) در ناحیه ی مرزی با جمهوری دموکراتیک کنگو واقع شده است . حدود 500 سال پیش ار میلاد قبایل بانتو ( Bantu ) به اوگاندای فعلی مهاجرت نمودند . در قرن 14 میلادی سه پادشاهی معظم بر مرکز و شرق آفریقا حکمرانی می کردند ، این پادشاهی ها بوگاندا ( Bruganda ) ، بونیارو ( Bunyaro ) و آنکوله ( Ankole ) نام داشتند . پای بیگانگان به اوگاندا در سال 1844 توسط آلمانی ها همچنین بازرگانان عرب باز شد ، در سال 1890 یک قرارداد بین بریتانیا و آلمان منعقد شد که به موجب آن مالکیت این منطقه به شرکت شرق آفریقای پادشاهی بریتانیا ( Imperial British East Africa Company ) واگذار شد ، در سال 1894 ، اوگاندا به صورت تحت الحمایه ی بریتانیا درآمد . پس از آن تعدادی اروپایی به منظور اقامت دائمی در اوگاندا به این منطقه مهاجرت کردند ، همچنین از آن پس به بعد مهاجرت هندی ها نیز به وسیله ی بریتانیا به اوگاندا آغاز شد ، هندیان نقش مهمی در تجارت اوگاندا بازی می کردند . اوگاندا در 9 اکتبر 1962 از بریتانیا اعلام استقلال کرد . سر ادوارد موتسا ( Sir Edward Mutesa ) ، پادشاه بوگاندا که در زمان پادشاهی موتسای دوم ( Mutesa II ) نام داشت به عنوان اولین رئیس جمهور اوگاندا انتخاب شد ، همچنین میلتون اوبوته ( Milton Obote ) نیز اولین نخست وزیر اوگاندا لقب گرفت . چندی بعد اوبوته با کمک یک افسر ارتش به نام " سرهنگ ایدی امین " ( Colonel. Idi Amin ) جانشین موتسا در مقام ریاست جمهوری شد . در 25 ژانویه ی 1971 ایدی امین علیه ی رئیس جمهور اوبوته کودتا کرد و وی را از سلطنت خلع و به تانزانیا تبعید کرد . امین کلیه ی سکنه ی آسیایی اوگاندا را از کشور اخراج نمود و یک جو دیکتاتوری و آکنده از ترور ، خفقان و وحشت برای مخالفان ایجاد نمود ، این امر کشتار و شکنجه ی دهها هزار تن از مخالفان را در پی داشت . او در سال 1976 خود را " رئیس جمهور ابدی " اوگاندا معرفی کرد . در سال 1977 عفو بین الملل ( Amnesty International ) ضمن محکومیت اقدامات ناقض حقوق بشر امین ، اعلام کرد بیش از 300 هزار تن از مخالفان و مردم اوگاندا توسط دولت این کشور کشته شده اند . در عرضه ی روابط خارجی نیز مانورهای متعدد نظامی امین در کنار مرز با تانزانیا در سال 1978 موجب خشم جولیوس نیرره ( Julius Nyerere ) رئیس جمهور تانزانیا شد ، در اواخر سال 1978 میلادی تانزانیا به اوگاندا حمله نموده و ضمن اشغال این کشور رئیس جمهور تبعیدی پیشین این کشور ، میلتون اوبوته را در مسند قدرت نشاند ، همچنین ایدی امین دیکتاتور سابق نیز به عربستان سعودی تبعید گشت . در سال 1980 رهبری حزب کنگره خلق را بر عهده گرفت و در همین سال در انتخاباتی که مخالفین ادعای صورت گرفتن تقلب در آن را داشتند پیروز شد . در 27 جولای 1985 نیروهای ارتش با انجام کودتایی حکوم اوبوته را ساقط کردند ، پس از کودتا اوبوته از کشور فرار کرد . رهبری این کودتا را " ژنرال تیتو اوکلو ( Gen. Tito Okello ) بر عهده داشت که پس از کودتا نیز اداره ی کشور را در دست گرفت . در همین حال ارتش مقاومت ملی (National Resistance Army ) که یک گروه ضد اوبوته بوده و نقش مهمی در سقوط دولت اوبوته داشت ، به رهبری " یووری موسیونی " ( Yoweri Museveni ) اظهار موجودیت کرد . در 29 ژانویه ی 1986 ، موسیونی با تصرف کامپالا ، پایتخت ، ادعای رئیس جمهوری کرد . موسیونی وعده ی معجزه ی اقتصادی را داد و به مردم قول داد وضع معیشتی آنان را سامان دهد ، کشورهای غربی نیز از او حمایت کردند . با این حال مشکلات اقتصادی مردم اوگاندا ریشه ای تر از آن بود که با وعده و وعید های رئیس جمهور حل شود و همچنان اوگاندا از فقیرترین کشورهای آفریقایی باقی ماند . در سال 1996 موسیونی منع فعالیت احزاب را باطل و فعالیت احزاب سیاسی را آزاد اعلام کرد ، در همین سال او با کسب 72 % آرا در سمت خود ابقا شد ، البته یکی از دلایل محبوبیت او بهبود نسبی وضعیت اقتصاد کشور بود . موسوینی در مارچ 2001 بار دیگر با کسب 71 % آرا رئیس جمهور باقی ماند . در جولای 2005 پارلمان اوگاندا با اصلاح قانون اساسی به نا محدود شدن دوران ریاست جمهوری موسیونی رای داد . در فوریه ی 2006 موسیونی با کسب 59 % آرا دوباره رئیس جمهور اوگاندا باقی ماند . در عرصه ی داخلی 18 سال جنگ نیروهای دولتی با گروه وحشی " ارتش مقاومت لرد " ( Lord's Resistance Army ) که یک گروه افراطی می باشد که پایگاه آن در سودان است ، ادامه دارد . در آگوست 2006 این گروه شورشی با دولت اعلام آتش بس نمود ولی دو ماه بعد با نقض آتش بس ، بیش از 8 تا 10 هزار کودک را ربود ، رهبر این گروه ، فردی به نام " جوزف کُنی " ( Joseph Kony ) است که خود را پیامبر می خواند ادعا می کند از طرف عیسی مسیح به او وحی نازل شده است . این گروه تندرو کاتولیک از پسران به عنوان سرباز و از دختران به عنوان برده ی جنسی استفاده می کند . بیش از یک و نیم میلیون نفر از ساکنان شمال اوگاندا از ترس دزدیده شدن فرزندانشان توسط اعضای این گروه خانه و کاشانه ی خود را ترک گفته اند و به نقاط دیگر مهاجرت کرده اند . جوزف کُنی و چهار گروه دیگر وابسته به او توسط دادگاه بین المللی جنایی به علت ارتکاب جنایت جنگی تحت تعقیب قرار دارند . نژاد 17 % اوگاندایی ها ، باگاندا ، 10 % بانیاکوله ، 8 % بوسوگا ، 7 % باکیگا ، 6 % ایتسو ، 6 % لانگی ، 4 % آچولی ، 4 % باگیسو ، 4 % لوگبارا و 2 % نیز بونیورو هستند . همچنین دین 42 % مردم اوگاندا پروتستان ( شامل : 35 % انگلیکان ، 4 % پنتکُستال و 3 % ادونتیست روز هفتم ) ، 41 % کاتولیک و 12 % مسلمان می باشد . زبانهای انگلیسی و سواحلی ، زبانهای رسمی اوگاندا به شمار می روند . واحد پول اوگاندا ، شیلینگ با واحد جزء ( سنت ) نام دارد . قهوه مهم ترین صادرات اوگاندا است ، از دیگر صادرات این کشور می توان به ماهی ، چای ، پنبه ، گل و طلا اشاره کرد . اوگاندا از اعضای کشورهای مشترک المنافع و اتحادیه ی آفریقاست .







اوگاندا دارای 14 ایالت می باشد :




1 - آمولاتار ( Amolatar )


2 - آموریا ( Amuria )


3 - بوداکا ( Budaka )


4 - بوتلیا ( Butelja )


5 - ایباندا ( Ibanda )


6 - کابونگ ( Kaabong )


7 - کابینگو ( Kabingo )


8 - کالانگالا ( Kalangala )


9 - کامپالا ( Kampala )


10 - کوبوکو ( Koboko )


11 - مانافوا ( Manafwa )

 
12 - میتیانا ( Mityana )


13 - ناکاسکه ( Nakaseke )


14 - یومبه ( Yumbe )



نوشته شده توسط جهان شناس در 18:40 |  لینک ثابت   • 

شنبه نهم آذر 1387

کشور سنگال

جمهوری سنگال ( Republic of Senegal ) کشوری است واقع در غرب آفریقا ، جنوب غرب موریتانی و مالی ، شمال گینه و گینه ی بیسائو و در کنار اقیانوس اطلس شمالی . پایتخت سنگال ، شهر داکار ( Dakar ) با 2 میلیون و 500 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت سنگال 196.190 کیلومتر مربع و جمعیت آن 12 میلیون و 521 هزار نفر است . از مهمترین شهرهای سنگال می توان به تیئس 238 هزار نفر ، کائولاک 173 هزار نفر ، سن لوئی 155 هزار نفر ، امبور 154 هزار نفر و زیگینشور 153 هزار نفر اشاره کرد . اقلیم کشور سنگال در نقاط مختلف این کشور متفاوت می باشد ، شمال و شمال شرق این کشور به واسطه ی همجواری با صحرای بزرگ آفریقا به صورت نیمه بیابانی و دارای آب و هوایی گرم و خشک است . در جنوب غرب سنگال نیز نواحی جنگلی وجود دارد و دارای آب و هوایی گرم و مرطوب می باشد . بزرگترین و مهمترین رود سنگال ، رود کاسامانکه ( Casamance River ) می باشد که در جنوب این کشور جریان دارد . سنگال در زمان قدیم زیستگاه قوم توکولئور ( Toucouleur ) بوده است . با نفوذ اعراب مسلمان در آفریقا ، سنگالی ها در قرن 11 میلادی ، به اسلام گرویدند . اگرچه اعتقادات مذهبی سابق آنها نظیر آنیمیسم ( Animism ) نیز کماکان پابرجا ماند . پرتغالی ها در قرن 15 میلادی چندین پایگاه در کنار رود سنگال داشتند . فرانسویان نخستین بار در سال 1659 در سنگال بندرگاهی بنا نهادند و نام آنها سن لوئی گذاشتند . جزیره ی گور ( Gore Island ( در سرتاسر قرن 17 میلادی به مرکز تجارت برده در محدوده ی اقیانوس اطلس تبدیل شد . میلیون ها برده ی آفریقایی برای کار در مزارع با کشتی به سوی مستعمرات جدید اروپاییان حمل می شدند . برای مدتی بریتانیا در سنگال دخالت می کرد ، ولی فرانسویان گوی سبقت را از بریتانیایی ها ربودند و توانستند در سال 1895 مالکیت سنگال را به عنوان یکی از مستعمرات غرب آفریقا از آن خود کنند . سنگال در سال 1946 به عنوان یکی از مستملکات ماوراء بحار فرانسه درآمد . سنگال در 4 آوریل 1960 از فرانسه اعلام استقلال کرد و در 20 ژوئن 1960 به عنوان یک جمهوری مستقل با مالی فدراسیونی تشکیل داد که به عنوان " فدراسیون سنگال و مالی " شناخته شد ، این فدراسیون چندان دوام نیاورد و چند ماه بعد در 20 آگوست 1960 منحل شد . سنگال در سال 1982 با پیوستن به گامبیا ، " کنفدراسیون سنگامبیا " ( Confederation of Senegambia ) را تشکیل داد ، این اتحادیه نیز 7 سال بعد در سال 1989 منحل گشت . اگرچه سنگال نه کشور پنهاوری است و نه موقعیت استراتژیکی دارد ، با این حال نقش برجسته ای در سیاست قاره ی آفریقا بازی می کند . سنگال به عنوان کشور ملت سیاهی که بیش از 90 % جمعیت آن را مسلمانان تشکیل می دهند به نوعی یک پل فرهنگی بین مسلمانان و دنیای سیاهان آفریقایی محسوب می شود . سنگال دارای سیاست های اقتصادی بسته است ، همچنین این کشور به دلیل اینکه سابقا مستعمره ی فرانسه بوده ، طبعا تاثیر پذیری ای هم از فرهنگ فرانسوی داشته است . اولین رئیس جمهور سنگال لوپولد اسدار سنگور ( Lopold Sdar Senghor ) تا زمان بازنشستگی داوطلبانه در سال 1981 رئیس جمهور سنگال بود . در سال 1973 سنگال به همراه شش کشور دیگر آفریقایی سازمانی تحت عنوان " جامعه ی اقتصادی کشورهای غرب آفریقا " ( West African Economic Community ) به وجود آورد ، رشد فزاینده ی بهای نفت و نوسان در قیمت بادام زمینی ( که مهمترین صادرات اعضای سازمان را تشکیل می داد ) باعث نابودی اقتصاد این کشورها در سال 1970 شد . پس از سنگور " عبدو دیوف " ( Abdou Diouf ) جایگزین او شد . او با باز کردن فضای اقتصاد کشور و هموار کردن شرایط سرمایه گذاری ، رکود اقتصاد سنگال را تا اندازه ای کاهش داد ، همچنین او به احزاب مخالف نیز اجازه داد آزادانه فعالیت کنند . در انتخابات ماه مارچ 2000 رقیب حزب مخالف دیوف ، یعنی عبدالله واده ( Abdoulaye Wade ) با بیش از 60 % آرا در یک انتخابات چند حزبی پیروز شد و در 1 آوریل 2000 کار خود را به عنوان رئیس جمهور رسما آغاز کرد . در ژانویه ی 2001 سنگالی ها به تصویب قانونی که نتیجه ی آن تساوی و برابری حقوق زن و مرد بود رای مثبت دادند . در سپتامبر 2002 ، تعداد 1863 نفر مسافر یک کشتی دولتی به نام جولا ( Joola ) در جریان غرق شدن این کشتی ، جان خود را از دست دادند ، دولت سنگال مسئولیت این فاجعه را بر عهده گرفت . در آوریل 2004 رئیس جمهور سنگال ، نخست وزیرش " ادرسیا سک " ( Idrissa Seck ) را به علت همراهی با گروههای رقیب از کار برکنار کرد . در 25 فوریه ی 2007 انتخابات دیگری در سنگال برگزار شد که باز هم عبدالله واده به مدت 7 سال دیگر رئیس جمهور سنگال باقی ماند ، در 19 ژوئن 2007 نیز شیخ حجیبو سوماره ( Cheikh Hadjibou Soumare ) به عنوان نخست وزیر انتخاب شد . نژاد 43 % سنگالی ها را وولوف ، 23 % را پولار ، 14 % را سرر ، 3 % را جولا ، 3 % را ماندینکا ، 1 % را سونیکه و 1 % را نیز اروپایی و لبنانی تشکیل می دهند ، همچنین دین 94 % مردم سنگال ، مسلمان ، 5 % مسیحی ( اکثرا کاتولیک ) و 1 % نیز پیرو آیین های سنتی هستند . زبان رسمی سنگال ، فرانسوی است ، زبانهای بومی مانند وولوف ، پولار ، جولا و ماندینکا نیز رایج است . واحد پول سنگال ، فرانک سی اف آ با واحد جزء ( سانتیم ) نام دارد . صادرات سنگال را ، ماهی ، بادام زمینی ، فراورده های نفتی ، فسفات و پنبه تشکیل می دهند . سنگال از اعضای کشورهای اتحادیه ی آفریقاست .












کشور سنگال مشتمل بر 11 منطقه است :




1 – داکار ( Dakar )

2 – دیوربل ( Diourbel )

3 – فاتیک (Fatick )

4 – کائولاک ( Kaolack )

5 – کولدا (Kolda )

6 – لوگا ( Louga )

7 – ماتام (Matam )

8 – سن لوئی ( Saint-Louis )

9 – تامباکُندا (Tambacounda )

10 – تیئس (Thies )

11 – زیگوئینچور ( Ziguinchor )





نوشته شده توسط جهان شناس در 18:38 |  لینک ثابت   • 

شنبه نهم آذر 1387

کشور نامیبیا

جمهوری نامیبیا ( Republic of Namibia ) کشوری است واقع در جنوب آفریقا ، شمال غرب آفریقای جنوبی ، غرب بوتسوانا ، جنوب آنگولا و در کنار ساحل اقیانوس اطلس جنوبی . پایتخت نامیبیا ، شهر ویندهوک ( Windhoek ) با 221 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت نامیبیا 825.418 کیلومتر مربع و جمعیت آن 2 میلیون و 055 هزار نفر است . از مهمترین شهرهای نامیبیا می توان به والویس بی 40 هزار نفر ، سواکوپموند 25 هزار نفر ، رهوبوت 21 هزار نفر و روندو 19 هزار نفر اشاره کرد . از نقطه نظر اقلیمی ، این کشور دارای آب و هوایی خشک و حاره ای می باشد ، در شرق نامیبیا ، صحرای کالاهاری واقع شده است و در غرب این کشور نیز صحرای نامیب که در امتداد ساحل اقیانوس اطلس کشیده شده است وجود دارد که بر اثر جریان های آب سرد اقیانوسی ایجاد شده است . نزدیک به 2 هزار سال پیش ، نامیبیای فعلی زیستگاه قوم سان (San ) بود ، پس از آن قوم هررو ( Herero ) که به زبان بانتو (Bantu ) تکلم می کردند در سال 1600 میلادی به نامیبیا مهاجرت کردند . امروزه بیشتر نژاد کشور نامیبیا را قوم اووامبو (Ovambo ) تشکیل می دهند که در سال 1800 میلادی به نامیبیا مهاجرت کردند . در اواخر قرن 15 میلادی ، دریانورد پرتغالی ، بارتولومو دیاز (Bartolomeu Dias ) اولین اروپایی ای که از نامیبیا دیدن کرد لقب گرفت . کشور نامیبیا پیش از این " آفریقای جنوب غربی " (South-West Africa ) نام داشت . این منطقه در سال 1884 به مستعمره ی آلمان تبدیل شد ، بین سالهای 1904 تا 1908 نیروهای آلمانی دهها هزار تن از قبیله ی هررو را قتل عام کردند ، آنها به این دلیل کشته شدند که علیه استعمار آلمان قیام کرده بودند . در سال 1915 و درگیر بودن آلمان در جنگ جهانی اول ، آفریقای جنوبی از فرصت استفاده کرد و نامیبیا را تحت تسلط خود در آورد . در سال 1921 میلادی ، نامیبیا به عنوان منطقه ی تحت قیومیت اتحادیه ی ملل به آفریقای جنوبی واگذار شد . به محض انحلال اتحادیه ی ملل در سال 1946 میلادی ، آفریقای جنوبی از پذیرفتن استراداد نامیبیا به سازمان ملل و پس دادن نامیبیا که توسط اتحادیه ی ملل به ودیعه به این کشور سپرده شده بود ، سر باز زد . گروه جدایی طلب مارکسیست سیاه ، تحت عنوان " سازمان خلق آفریقای جنوب غربی " ( South West African People's Organization ) که به اختصار ( SWAPO ) خوانده می شد ، در سال 1960 تشکیل شد ، هدف این گروه کوچک مقیاس شورشی ، کمک به دستیابی این کشور به استقلال بود . در سال 1966 سازمان ملل بار دیگر به آفریقای جنوبی هشدار داد که از این منطقه صرفنظر کند ، اما باز هم آفریقای جنوبی زیر بار نرفت . در سال 1974 و بنا به قطعنامه ی سازمان ملل متحد مبنی بر الزام انتقال قدرت نامیبیا از طرف آفریقای جنوبی به سازمان ملل تاکید کرد . نخست وزیر وقت آفریقای جنوبی ، بالتازار ورستر ( Balthazar J. Vorster ) این قطعنامه را رد کرد ، ورستر اعلام کرد دولتش آماده ی مذاکره برای استقلال نامیبیا است ولی نه با SWAPO . چندی بعد سازمان ملل SWAPO را به عنوان نماینده ی مشروع مردم نامیبیا به رسمیت شناخت . در سال 1985 و بعد از براندازی دولت و برچیده شدن نظام آپارتاید و چند نژادی شدن کشور ، در آفریقای جنوبی و نصب دولت جدید در این کشور ، عاقبت در سال 1988 ، آفریقای جنوبی با طرح استقلال نامیبیا موافقت کرد . رهبر SWAPO ، سم نوجوما (Sam Nujoma ) در 21 مارچ 1990 به عنوان رئیس جمهور نامیبیا انتخاب شد . نوجوما در سالهای 1994 و 1998 بار دیگر به عنوان رئیس جمهور نامیبیا برگزیده شد ، پیش از آن قانون اساسی این کشور با این تغییر که رئیس جمهور می تواند تا سه دوره ی پیاپی ریاست جمهوری به حکومت ادامه دهد ، اصلاح شده بود . سرانجام در سال 2004 میلادی دوره ی ریاست جمهوری نوجوما ، منقضی شد . در نوامبر 2004 ، هیفیکه پونیه پوهامبا (Hifikepunye Pohamba ) با به دست آوردن بیش از 76 % آرا ، رئیس جمهور جدید نامیبیا شد . او در 21 مارچ 2005 در مسند قدرت نشست . در سال 2004 میلادی ، دولت آلمان رسما از نامیبیا به علت قتل عام وحشیانه ی قبیله ی هررو توسط نیروهای آلمانی طی سالهای 1904 تا 1908 ، عذر خواهی کرد . نژاد 87 % مردم نامیبیا ، سیاه پوست ( شامل : 50 % قبیله ی اووامبو ، 9 % قبیله ی کاوانگوس ، همچنین 7 % هررو ، 7 % دامارا ، 5 % ناما ، 4 % کاپریوین ، 3 % بوشمن ، 2 % باستر و کمتر از 1 % نیز تسوانا ) بقیه نیز ، 6 % سفید و 7 % نیز دورگه هستند ، همچنین دین 80 تا 90 % نامیبیایی ها ، مسیحی ( بیش از 50 % لوتری ) و 10 % 20 % نیز پیرو آیین های قبیله ای هستند . زبان انگلیسی زبان رسمی نامیبیا است ، زبان های آفریکانس ، آلمانی و بانتو نیز رایج می باشد . واحد پول نامیبیا ، دلار با واحد جزء ( سنت ) نام دارد . از مهمترین صادرات نامیبیا می توان به ، ماهی ، لبنیات همچنین مواد معدنی از قبیل ، الماس ، سرب ، روی ، قلع ، نقره ، تنگستن ، اورانیوم و مس اشاره کرد .













کشور نامیبیا مشتمل بر 13 منطقه می باشد :




1 – کاپریوی ( Caprivi )

2 – ارونگو ( Erongo )

3 – هارداپ (Hardap )

4 – کاراس ( Karas )

5 – خوماس ( Khomas )

6 – کُنانه (Konene )

7 – اوهانگونا ( Ohangwena )

8 – اوکاوانگو (Okavango )


9 – اوماهکه (Omaheke )


10 – اوموساتی ( Omusati )

11 – اوشانا ( Oshana )

12 – اوشیکوتو (Oshikoto )

13 – اوتجوزوندجوپا ( Otjozondjupa )




نوشته شده توسط جهان شناس در 18:38 |  لینک ثابت   • 

شنبه نهم آذر 1387

کشور سوازیلند

پادشاهی سوازیلند ( Kingdom of Swaziland ) کشوری است واقع در قاره ی آفریقا ، بین آفریقای جنوبی و موزامبیک ( طول مرز سوازیلند با آفریقای جنوبی ( 430 کیلومتر ) ، بیشتر از طول مرز با موزامبیک ( 105 کیلومتر ) است ) . پایتخت سوازیلند ، شهر امبابان ( Mbabane ) با 70 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت سوازیلند 17.363 کیلومتر مربع و جمعیت آن 1 میلیون و 133 هزار نفر است . از مهمترین شهرهای سوازیلند می توان به مانزینی 25 هزار نفر ، بیگ بند 9 هزار نفر ، ملومه 7 هزار نفر ، مالکرنز 6 هزار نفر و لوبامبا 5 هزار نفر اشاره کرد . نژاد بانتو ( Bantu ) در قرن 16 میلادی به سمت جنوب غرب حرکت کرده و به ناحیه ی موزامبیک فعلی مهاجرت نمودند ، تعدادی از خاندان بانتو از هم نژادان خود جدا شده و در قرن 18 میلادی در سوازیلند اقامت گزیدند . در قرن 19 میلادی ، خاندان بانتو برای دفاع در مقابل عناصر خارجی به صورت یک قبیله سازماندهی شدند ، مهمترین دشمن آنها طایفه ی زولو ( Zulu ) نام داشت که گهگاهی با یکدیگر درگیری هایی داشتند . در آن زمان امساوزی ( Mswazi ) که رهبری قبیله ی بانتو را بر عهده داشت در سال 1840 میلادی برای مقابله با زولو ها از بریتانیا کمک خواست . در سال 1881 بریتانیا استقلال سوازیلند را تضمین کرد . سوازیلند در بین سالهای 1894 تا 1899 به صورت تحت الحمایه ی آفریقای جنوبی درآمد ، پس از جنگ بوئر ( Boer War ) در سال 1902 ، سوازیلند تحت حکومت بریتانیا اداره شد ، عاقبت در 6 سپتامبر 1968 ، سوازیلند از بریتانیا اعلام استقلال کرد . تا سال 1986 پادشاه مسواتی دوم ( Mswati II ) بر سوازیلند حکومت می کرد ، پس از اون پسرش ( مسواتی سوم " Mswati III " ) در 25 آوریل 1986 جایگزین پدر شد . مسواتی سوم فعالیت احزاب سیاسی را ممنوع اعلام کرد ، او 10 نماینده از 65 نماینده ی پارلمان را انتخاب می کرد ، همچنین انتصاب نخست وزیر نیز وظیفه ی او بود . مسواتی هرگونه قوانینی را که کوچکترین اختیاری را از او سلب می نمود ، وتو می کرد ، او در سوازیلند یک نظام دیکتاتوری مطلق بنا نهاد . در سال 2002 صدها هزار سوازیلندی در معرض قحطی شدید قرار گرفتند . دو سال خشکسالی ، بی برنامه گی دولت برای کمک به مردم ، همچنین کشاورزی فقیر سوازیلند به شدت بحران ، هرچه بیشتر می افزود . در همین حال پادشاه سوازیلند دستور خرید یه جت شخصی لوکس را برای خود صادر کرد ، این جت به قیمت 50 میلیون دلار ، در آن زمان یک چهارم بودجه ی کشور بود . با تلاش چند قاضی برای این قضیه پرونده ای تشکیل شد تا در محاکم قضایی به آن رسیدگی شد که چرا پادشاه درحالی که مردم در فقر و فلاکت و گرسنگی زندگی می کنند ، وی در فکر خرید جت شخصی است ، پس از رد حکم دادگاه توسط پادشاه مبنی بر عدم اجازه برای خرید جت ، تمامی قضات کشور از سمت خود استعفا کردند . در آوریل 2003 وزیر اطلاعات سوازیلند به تمام رسانه ها درباره ی هرگونه اظهار نظر منفی درباره ی دولت هشدار داد ، او تاکید کرد دولت هیچ گونه دیدگاه منفی را در مورد جت جدید پادشاه تحمل نخواهد کرد . در سال 2004 ، سومین سال خشکسالی ، سوازیلند را در معرض یک فاجعه ی انسانی قرار داد . پادشاه خوشگذران و عشرت طلب ، بی تفاوت به فرو رفتن مردم کشورش در باتلاق گرسنگی و بیچارگی در سال 2004 مبلغ 20 میلیون دلار را برای ساخت کاخ برای 11 همسرش اختصاص داد ، این واقعه با محکومیت بین المللی نهادهای خیریه و سازمان های حقوق بشری همراه بود . پادشاه سوازیلند در آگوست 2005 اولین قانون اساسی کشور را امضا کرد که به موجب آن : فعالیت کلیه ی احزاب مخالف ممنوع است و پادشاه حائز قدرت مطلقه ی کشور است . از 14 نوامبر 2003 ، آبسولوم تمبا دلامینی (Absolom Themba Dlamini ) به عنوان نخست وزیر سوازیلند منصوب شد . نژاد 97 % سوازیلندی ها ، سیاه آفریقایی و 3 % نیز سفید است ، همچنین دین 60 % مردم سوازیلند ، مسیحی ، 10 % مسلمان و 30 % نیز انگلیکان ، بهایی ، مورون و یهودی هستند . زبان رسمی سوازیلند ، انگلیسی و سوازی است . واحد پول سوازیلند نیز ، لیلانگنی با واحد جزء ( سنت ) نام دارد . از مهمترین صادرات سوازیلند نیز می توان به شکر ، چوب ، پنبه و مرکبات اشاره کرد . سوازیلند از اعضای کشورهای مشترک المنافع و اتحادیه ی آفریقاست .













· آیا می دانستید 30 % جمعیت ( چیزی حدود 220 هزار نفر ) از جمعیت سوازیلند مبتلا به ایدز هستند ؟ طی سالهای اخیر ابتلا به ایدز در سوازیلند رشد خیره کننده ای داشته است .


· آیا می دانستید 70 % مردم سوازیلند ، زیر خط فقر مطلق زندگی می کنند ؟






کشور سوازیلند مشتمل بر 4 ناحیه می باشد :





1 - هوهو ( Hhohho )

2 – لوبومبا ( Lubombo )

3 – مانزینی ( Manzini )

4 – شیسلونی ( Shiselweni )




نوشته شده توسط جهان شناس در 18:38 |  لینک ثابت   • 

شنبه نهم آذر 1387

کشور مراکش

مراکش " مغرب " ( Morocco ) کشوری است واقع در شمال غرب آفریقا ، غرب الجزایر و شمال صحرا در کنار اقیانوس اطلس شمالی و دریای مدیترانه ، مراکش به علت قرار گرفتن در نقطه ی تلاقی اقیانوس اطلس شمالی و دریای مدیترانه ، گیبرالتار ( جبل الطارق ) از اهمیت ویژه ای برخوردار است . پایتخت مراکش ، شهر رباط ( Rabat ) با 1 میلیون و 636 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت مراکش 446.550 کیلومتر مربع و جمعیت آن 33 میلیون و 757 هزار نفر است . از مهمترین شهرهای مراکش می توان به کازابلانکا ( دار البیضاء ) 3 میلیون و 353 میلیون نقر ، فاس 1 میلیون و 053 هزار نفر ، مراکش 822 هزار نفر ، طنجه 681 هزار نفر و اغادیر 550 هزار نفر اشاره کرد . مراکش تا پیش از هزاره ی دوم پیش از میلاد زیستگاه نژاد بربر ( Berber ) بود . 46 سال پیش از میلاد مسیح ، مراکش به عنوان ضمیمه ی امپراطوری روم به عنوان یکی از بخش های استان موریتانی شناخته شد . در قرن 5 میلادی امپراطوری روم کم کم رو به زوال رفت و اعراب در حدود 685 میلادی مراکش را اشغال کردند و اسلام را در ماکش گسترش دادند ، در سال 711 میلادی با پیوستن بربرها به اعراب ، آنها به اسپانیا یورش بردند ، اعراب در حمله به اسپانیا با مقاومت مردم رو به رو و شکست سختی خوردند و تا جنوب اسپانیا بیشتر نتوانستند پیش روند . در سال 1086 میلادی بربر ها بر قسمت وسیعی از شمال آفریقا احاطه داشتند که در قرن 13 میلادی از انجا بیرون رانده شدند . در سرزمین مراکش طوایف مختلف به ندرت با یکدیگر اتحاد داشتند و بیشتر با هم در حال جنگ و نزاع بودند . از جمله ی آنها درگیری های قومی دیرینه بین اعراب و بربرها بود . در سال 1640 اسپانیا و پرتغال به مراکش حمله کردند ولی با مقاومت مردم ناکام ماندند ، در سال 1660 مراکش تحت حکومت سلسله ی علویان قرار گرفت . در قرون 17 و 18 میلادی ، مراکش یکی از کشورهای مسلمان شمال آفریقا به شمار می رفت ، در همین زمان تجارت در دریای مدیترانه بسیار ناامن شده بود دزدان دریایی کشتی های تجاری ای را که از دریای مدیترانه عبور می کردند را غارت و چپاول می کردند . در سال 1840 میلادی قدرت های اروپایی علاقه ی خود را به تحت استعمار قرار دادن کشورهای آفریقایی نشان دادند . این علاقه در بین فرانسه و اسپانیا بیش از دیگران بود . سرانجام در سال 1904 فرانسه و اسپانیا ، پیمان محرمانه ای را منعقد کردند که مشترکا مراکش را اشغال کنند و هردو به یک اندازه در نفوذ خود در مراکش سهیم باشند . به طوری که فرانسه بر تقریبا کل مراکش کنترل داشته باشد و اسپانیا به منطقه ی جنوب غربی و منطقه ای که در حال حاضر صحرا نامیده می شود . در آن زمان رقابت های استعماری قدرت های اروپایی آغاز شده بود و به دلیل موقعیت استراتژیک مراکش ، این کشور بیشتر مورد توجه غربی ها بود . آلمان در سال 1905 سعی در به کنترل خود درآوردن معادن زیر زمینی غنی مراکش را داشت ، در سال 1906 کنفرانس آلگسیراس ( Algeciras Conference ) برگزار شد ، نتیجه ی کنفرانس این بود که سلطان مراکش با باقی ماندن مراکش در دست فرانسوی ها موافقت کرد . گفته می شود از دلایل شروع جنگ جهانی اول و رو در رو قرار گرفتن آلمان و اتریش - مجارستان در برابر بریتانیا و فرانسه ، رقابت های استعماری و به خصوص مساله ی مراکش بوده باشد . در سال 1912 ، ملا عبدالحافظ ، سلطان وقت مراکش به تحت الحمایه شدن مراکش توسط فرانسه موافقت کرد . در طول جنگ جهانی دوم حس ناسیونالیسم در مراکش گسترش یافت ، در سال 1953 فرانسوی ها ملک محمد پنجم را از سلطنت خلع و عمویش را جایگزین او کردند ولی در سال 1955 با اعتراضات داخلی دوباره ملک محمد پنجم به سلطنت بازگشت . پس از ان اعتراضات میهن پرستی و استقلال طلبانه به اوج خود رسید به طوری که در 2 مارچ 1956 فرانسه و اسپانیا ، استقلال مراکش و حکومت پادشاهی این کشور را به رسمیت شناختند . در 26 فوریه ی 1961 ملک محمد پنجم درگذشت و پسرش ملک حسن دوم جانشین او شد . ملک حسن دوم ، دموکراسی ای را تحت عنوان " دموکراسی حسنی " در مراکش به اجرا گذاشت که به موجب آن به احزاب و تشکل های سیاسی اجازه داده می شود آزادانه به فعالیت بپردازند به شرط آنکه تصمیم نهایی را پادشاه بگیرد !!! . در آگوست 1999 ملک حسن دوم پس از 38 سال پادشاهی درگذشت و پسرش شاهزاده سیدی محمد با عنوان ملک محمد ششم در 3 جولای 1999 تاجگذاری کرد . ملک محمد ششم بعد از آغاز سلطنت متعهد شد که نظام سیاسی را بیش از پیش آزاد کند و اصلاحات اقتصادی را سرلوحه ی کار خود قرار دهد . او از حقوق زنان دفاع کرد و با حمله به بنیادگرایی اسلامی آنرا مردود شمرد . در حال حاضر حدود 20 % مردم مراکش در زیر خط فقر مطلق زندگی می کنند . در سال 1970 مراکش ، صحرای غربی ( که پیش از این صحرای اسپانیا ) خوانده می شد را اشغال کرد که با انتقادهای مجامع بین المللی نیز مواجه شد . از سال 1976 نیز منطقه ی مرزی صحرا و مراکش عرضه ی تاخت و تاز و درگیری بین شورشیان مسلح صحرا و نیروهای دولتی مراکش بوده است . در 16 می 2003 تروریست های وفادار به القاعده در چندین انفجار همزمان در کازابلانکا 33 نفر را کشتند ، این چهار بمب ساختمان های یهودی ، اسپانیاییو بلژینیققا در کازابلانکا هدف قرار داده بودند . در 19 سپتامبر 2007 عباس الفاسی به عنوان نخست وزیر مراکش انتخاب شد . نژاد 99 % مراکشی ها را عرب – بربر تشکیل می دهند ، همچنین دین 98 % مراکشی ها مسلمان ، 1 % یهودی و 1 % نیز مسیحی می باشد . زبان عربی ، زبان رسمی مراکش است ، زبان فرانسوی نیز در روابط تجاری ، دولتی و دیپلماسی کاربرد دارد ، گویش های بربری نیز رایج می باشد . واحد پول مراکش ، درهم مراکش با واحد جزء ( سانتیم ) نام دارد . از مهمترین صادرات مراکش مس توان به پوشاک و منسوجات ، مواد شیمیایی غیر آلی ، ترانزیستور ، مواد معدنی ، کود ، فراورده های نفتی ، مرکبات و ماهی اشاره کرد . توریسم از جمله صنایع مهم در مراکش به شمار می رود . مراکش از اعضای اتحادیه ی عرب می باشد .










کشور مراکش شامل 15 استان می باشد :



1 – گراند کازابلانکا (Grand Casablanca )


2 – چائویا اوردیگا (Chaouia-Ouardigha )


3 – دوکله عبده ( Doukkala-Abda )


4 - فاس بولمانه (Fes-Boulemane )


5 – غرب چراردا بنی حسن ( Gharb-Chrarda-Beni Hssen )



6 – گولمیم السمره (Guelmim-Es Smara )


7 – لیونه بوجدور ساکیا الحمرا (Laayoune-Boujdour-Sakia El Hamra )


8 – مراکش نتسیفت الحوز (Marrakech-Tensift-Al Haouz )


9 – مکنس تفیللت ( Meknes-Tafilalet )


10 – اورینتال ( Oriental )


11 – رباط سله زمور زائر ( Rabat-Sale-Zemmour-Zaer )


12 - سوس ماسا درا (Souss-Massa-Draa )

13 – تالدا آزیلال ( Tadla-Azilal )


14 – تانگر تتوان ( Tanger-Tetouan )


15 - تازا الحکیمه تائونات ( Taza-Al Hoceima-Taounate )




نوشته شده توسط جهان شناس در 18:37 |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر
 
Free counter and web stats Web Analytics